امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
3610
اخلاص

اخلاص به معني «خالص كردن، ويژه كردن، ارادت صادق داشتن ...» است.[1]
بر اساس اين معني، مخلص كسي است، كه طاعات عبادات و تمامي اعمال صالح خود را از هرگونه آلودگي و آميختگي به غير خدا خالص كرده ، انگيزه اي جز تقرّب به درگاه خدا ندارد. از اين رو، فقط به او دل مي بندد و تعريف و تكذيب ديگران، در نظرش يكسان است و هدف از عبادت، جلب رضايت خالق است نه كس ديگر.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود:
«العبادة الخالصه أن لا يرجو الرّّجل إلاّ ربَّهُ، و لا يخاف إلا ذنبه»[2]
عبادت خالص آن است كه مرد جز به پروردگارش اميدوار نبوده و جز از گناه خويش نهراسد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«لا يصير العبد عبداً خالصاً لله عزََّوجلَّ حتّي يصير المدح و الذَّمُّ عنده سواء ً...»[3]
انسان، بنده خالص خداي بزرگ نمي شود تا اينكه تعريف و تكذيب (ديگران) در نظرش يكسان باشد.
ارزش و اهمّيّت اخلاص
اخلاص، معيار ارزش عبادت، مقامي از مقامات مقرّبان الهي و هدف دين است. هر كس آن را يافت، موهبتي الهي نصيبش گشته كه به وسيله آن به مقامات بزرگي خواهد رسيد. چرا چنين نباشد، در حالي كه خداوند متعال، بندگانش را به آن امر كرده، مي فرمايد:
«فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ»[4]
خدا را بخوانيد، در حالي كه تنها براي او در دين اخلاص مي ورزيد، اگر چه كافران را ناخوش آيد.
در سخنان پيشوايان معصوم، تعابير گوناگوني، از قبيل بهترين عبادت، ثمره عبادت، غايت دين، عبادت مقرّبان الهي و مانند آن دربار فضيلت اخلاص آمده است. در اهميت اخلاص همين بس كه شرط قبولي عمل است و اگر در عملي موجود نباشد، بي هدف و بي نتيجه خواهد بود. از اين رو، علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«من لم يصحب الإخلاص عمله لم يقبل»[5]
عمل هر كس كه با اخلاص همراه نباشد، قبول نمي شود.
مراتب اخلاص
خالص كردن و پاكيزه نمودن عمل از غير خدا مراتبي دارد. هر چه درجه اخلاص بيشتر باشد، عمل ارزش بيشتري نزد خدا پيدا مي كند، به هدف و مقصد نزديك‌تر شده و شخص را زودتر به كمال مطلوب خود مي رساند و هر چه درجه اخلاص كمتر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل كاسته شده و شخص از كمال مطلوب باز مي ماند و از اين رهگذر درجات مؤمنان در نزد خدا متفاوت خواهد بود، چنانچه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود:
«بالإخلاص تتفاضل مراتب المؤمنين»[6]
درجات مؤمنان به وسيله اخلاص برتري مي يابد.
اينك براي رعايت اختصار، سه مرتبه از مراتب اخلاص را ذكر مي كنيم:[7]
الف ـ خالص كردن عمل، به دليل ترس از عذاب روز قيامت،‌ كه گرچه عمل مخلصانه است، اما اين نوع عبادت، عبادت بردگان است.
ب ـ اخلاص در عمل، براي رسيدن به بهشت و آنچه در آن است مثل حورالعين، قصرهاي بهشتي و مانند آن؛ كه اين گونه مخلصانه عمل كردن نيز روشن اجيران است.
ج ـ تصفيه عمل از هر نوع شايبه اي، اعم از طمع به بهشت، ترس از جهنم، رضاي مخلوق و جلب قلوب آنها، طمع به مقاصد دنيوي و مانند آن، كه فقط منظور رضايت خداست.
اين مرتبه كه بالاترين مراتب اخلاص مي باشد، از آن كساني است كه غرق در محبت، عظمت و جمال الهي هستند و خدا را سزاوار پرستش يافته، عبادتش مي كنند و اين، عبادت آزادگان است.[8]
راه هاي كسب اخلاص
همان گونه كه ذكر شد، اخلاص، پاكيزه كردن عمل از هرگونه آلودگي به غير خداست و انسان مخلص، در انجام عمل محرّكي غير از خداوند ندارد، فقط قصد تقرّب به خداست كه او را به كار وا مي دارد و بس. اين حالت، مقام بسيار بزرگي است و كسي مي تواند، به آن برسد كه غرق در محبّت خدا باشد، به حدّي كه در دلش براي محبت هاي دنيايي، جايي نبوده و اگر از خوراك، پوشاك، مسكن و امور مادي استفاده مي كند، به خاطر لذّت بردن از آنها نباشد، بلكه به خاطر آن باشد كه نيروي بيشتري براي عبادت خدا، به دست آورد.
حال چه كنيم كه به اين درجه از اخلاص برسيم؟
در سخنان پيشوايان معصوم، راه هايي براي رسيدن به اخلاص بيان شده كه به اختصار ذكر مي كنيم؛
الف ـ قطع طمع از غير خدا
امام باقر ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد:
«بنده، پرستشگر واقعي خدا نمي شود، مگر آنكه از همه مخلوقات بريده و به او بپيوندد، آن گاه خداوند مي فرمايد: اين عمل خالص براي من است و به كرمش آن را مي پذيرد.»[9]
ب ـ افزودن بر علم و يقين
علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود:
«ثمرة العلم إخلاص العمل»[10]
اخلاص عمل، ثمره و ميوه علم است.
يعني هر چه آگاهي انسان از حقايق هستي بيشتر شود و به عظمت خالق و ناچيزي خود علم پيدا كند، اخلاص او بيشتر مي شود. و نيز فرمود:
«اخلاص العمل من قوّة اليقين...»[11]
اخلاص عمل از قوت يقين است.
ج ـ كم كردن آرزوها
امير مؤمنان در اين زمينه فرمود:
«قلِّل الامال تخلص لك الأعمال»[12]
آرزوها را كم كن، با اعمالت خالص گردد.
د ـ پرهيز از گناه و هواي نفس
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود:
«تمام الاخلاص اجتناب المحارم»[13]
دوري كردن از كارهاي حرام كمال اخلاص است.
آثار اخلاص
اخلاص، آثار ارزنده اي در سعادت انسان دارد كه برخي از آنها به شرح زير است؛
الف ـ تقرّب به خدا
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود:
«تقرّب العبد إلي الله سبحانه بإخلاص نيَّته»[14]
نزديك شدن بنده به خداي سبحان به سبب خالص كردن نيت اوست.
ب ـ امدادهاي الهي
اثر ديگر رعايت اخلاص، ياري، پشتيباني و امدادهاي الهي در زندگي فرد مخلص است. حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود
«من أصعد إلي الله خالص عبادته، أهبط الله إليه أفضل مصلحته»[15]
كسي كه عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بالا بفرستد، خداوند بهترين مصلحتش را به سوي او فرو خواهد فرستاد.
ج ـ بصيرت و حكمت
از ديگر آثار رعايت اخلاص، اعطاي روشن بيني، بصيرت، حكمت و معيار شناسايي حق و باطل از جانب خدا به فرد مخلص است، بگونه اي كه اين اثر در تمام برخوردهاي او به روشني ديده مي شود. چنانچه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود:
«ما أخلص عبد لله عزَّوجلّ أربعين صباحاً إلاّ جرت ينابيع الحكمة من قلبه علي لسانه»[16]
هيچ بنده اي براي خدا چهل روز اخلاص نورزيد، مگر اينكه چشمه هاي حكمت از قلب او، بر زبانش جاري گرديد.
همچنين حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«عند تحقيق الإخلاص تستنير البصائر»[17]
همگام محقق شدن اخلاص، ديدگاهها نوراني مي شوند.
د ـ پيروزي و موفّقيّت
موفقيت در كارها، يكي ديگر از آثار اخلاص است. علي ـ عليه السلام ـ دراين باره فرمود:
«في إخلاص النّيّات نجاح الأمور»[18]
موفقيت در كارها، به خالص كردن نيتهاست.
ه ـ هيبت و شوكت
انسان مخلص بر اثر رعايت اخلاص، چنان هيبتي به دست مي آورد كه حتي همه جنبندگان، حيوانات وحشي و پرندگان نيز از هيبت و شوكت او مي هراسند، چنانچه امام صادق ـ عليه السلام ـ دراين باره فرمود:
«إنّ المؤمن ليخشع له كلّ شيءٍ و يهابه كلّ شيءٍ ثمّ قال: إذا كان مخلصاً لله أخاف الله منه كلّ شيءٍ حتّي هوامّ الأرض و سباعها و طير السّماء»[19]
همانا همه چيز براي مومن خشوع مي كند و او را بزرگ و باشكوه مي دارد. سپس فرمود: هرگاه مومن، مخلص خدا شد خداوند همه چيز را از او مي ترساند حتي جنبندگان و درندگان زمين و پرندگان آسمان را.
عابدان مخلص
پس از بيان آثار اخلاص، اكنون به معرفي نمونه هايي از انسانهاي پاكباخته كه درون و برون خود را از هر آلودگي، پاك و مبرّا كرده اند، مي پردازيم، باشد تا اين راه يافتگان به عالم بقا را سرمشق و الگو قرار داده، از آنان شيوه اخلاص بياموزيم.
خداي تعالي در حديث قدسي فرمود:
«الإخلاص سرُّ من أسراري إستودعته قلب من أحببت من عبادي»[20]
اخلاص، سرّي از اسرار من است كه در دل بندگان محبوب خويش به امانت نهاده ام.
اگر كسي به باين مرتبه دست يافت، بزرگترين نعمت الهي نصيبش شده است گويند:
«روزي سيد بحرالعلوم (ره) را شاگردانش خندان و متبسّم ديدند. سبب پرسيدند در پاسخ گفت: پس از بيست و پنج سال مجاهدت، اكنون كه در خود نگريستم، ديدم ديگر اعمالم ريايي نيست و توانسته‌ام به رفع آن موفّق گردم.»[21]
در مورد امام خميني قرس سرّه گفته اند:
«از روز جواني كه به مقام اجتهاد رسيد، تا روزي كه بر كرسي قيادت و امامت نشست در راه شناساندن خود و به دست آوردن مقام و مسند، كوچكترين گامي برنداشت.»[22]
هر كه با خدا باشد، خدا همراه اوست. اين عظمت و قدرت و شوكتي كه امام خميني (ره) در دنيا كسب كرده، نه به خاطر تلاش براي خودش بود، بلكه اين نتيجه اخلاص، سعي و تلاش براي انجام فرمان خدا بود كه او را به آن مرتبه و مقام رساند.
«درباره ميرزاي بزرگ شيرازي نقل شده هنگامي كه شاگردان شيخ انصاري پس از درگذشت شيخ با اصرار فراوان ميرزا را وادار به قبول اين مسؤوليت كردند. قطرات اشك بر گونه و ريش مباركش جاري شد و سوگند ياد كرد كه هرگز به ذهنم خطور نكرده بود كه روزي اين مسؤوليت عظيم بر دوشم مي آيد.»[23]
درباره فرزند وحيد بهبهاني كه نامش عبدالحسين بود نوشته اند:
«در كربلا متولد شده خدمت پدرش علوم ديني و شرعي را تحصيل كرد و در عصر آن مرحوم مرجع مردم در مسائل شرعي شد. وحيد بهبهاني اجازه مبسوط به ايشان داد و مردم را به رجوع و استفتا از خدمتش حكم فرمود. پس از رحلت پدر، مردم، علما و مؤمنين از او خواهش كردند كه به جاي آقا نماز بخواند. پس از اصرار، چند روزي مشغول امامت شد و مأمومين فراواني حاضر مي شدند پس از دو ماه، ديگر نيامد و گفت: امامت مقامي است عظيم و تحمّل آن بر من مشكل است و با آن زهد و تقوا، كناره گرفت.»[24]

[1] . لغت نامه دهخدا، ذيل لغت اخلاص.
[2] . شرح غرر الحكم، ج 2، صفحه‌ 144.
[3] . بحارالانوار، ج 73، صفحه 294.
[4] . غافر (40)، آيه 14.
[5] . شرح غررالحكم، ج 5، صفحه 418.
[6] . همان، ج 3، صفحه 217.
[7] . ر. ك: جامع السعادات، ج 2، صفحه 402، داوري؛ پرواز در ملكوت، ج 2، صفحه 80 ـ 81.
[8] . ر. ك، بحارالانوار، ج 70، صفحه 255.
[9] . مستدرك الوسائل، ج 1، صفحه 101، آل البيت.
[10] . شرح غررالحكم، ج 3، صفحه 332.
[11] . همان، ج 1، صفحه 343.
[12] . شرح غررالحكم، ج 4، صفحه 511.
[13] . ميزان الحكمة، ج 3، صفحه 63.
[14] . همان، صفحه 279.
[15] . بحارالانوار، ج 71، صفحه 184.
[16] . همان، ج 70، صفحه 243.
[17] . شرح غررالحكم، ج 4، صفحه 315.
[18] . همان، صفحه 407.
[19] . بحارالانوار، ج 70، صفحه 248.
[20] . مستدرك الوسائل، ج 1، صفحه 101.
[21] . سيماي فرزانگان، ج 3، صفحه 122.
[22] . سيماي فرزانگان، ج 3، صفحه 133.
[23] . همان، صفحه 135.
[24] . ر.ك: همان، صفحه 146.
علي اصغر الهامي نيا- غلامعباس طاهر زاده - اخلاق عبادي، ص43
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :