امروز:
پنج شنبه 30 دي 1395
بازدید :
2136
تفكر

«تفكّر» كه در لغت به معناي انديشيدن است،[1] با تأمّل و تدّبر، هم معناست.[2] و در اصطلاح عبارت است از تشكيل دو مقدّمه (صغري و كبري) براي دستيابي به يك نتيجه. مثال: 1ـ آنچه پايدار است بر ناپايدار رجحان دارد.
2ـ آخرت پايدار و دنيا ناپايدار است.
پس: آخرت بر دنيا رجحان دارد.[3]
رابطه عبادت و تفكّر
طرح بحث «تفكّر» در «اخلاق عبادي» به دو جهت است:
نخست اينكه تفكّر، خود، عبادتي بزرگ، بلكه از بهترين عبادتهاست، تا آنجا كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«تفكر ساعة خير من عبادة سنة انما يتذكر اولوالألباب»[4]
ساعتي انديشه از سالي عبادت بهتر است. همانا تنها خردمندان درك مي كنند.
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود:
«التفكر في ملكوت السموات و الأرض عبادة المخلصين»[5]
انديشيدن در حقيقت آسمانها و زمين، پرستش مخلصان است.
دوّم آن كه عبادت واقعي و ارزشمند، با تأمّل و انديشيدن توأم است و زيباترين پرستش را انسانهاي انديشمند و خردمند انجام مي دهند، چنانكه قرآن مجيد مي فرمايد:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لآياتٍ لِاولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ»[6]
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز، براي خردمندان نشانه هايي است. آنان كه خدا را (در حالتهاي) ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مي كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مي انديشند (و گويند:) اي پروردگار ما! اينها را بيهوده نيافريده ـ اي، تو منزّهي، ما را از عذاب آتش نگهدار.
شب زنده داران عاشق در قيام و قعود با «تفكّر» به «ذكر» و «تسبيح» خدا پرداخته، اين حقيقت را در پهنه هستي به اثبات رساندند كه انديشمندان خردمند، عابد و ذاكر خدايند و پرستشگران، متفكّرند و خردمند.
شبي، رسول اكرم ـصلي اللّه عليه و اله‎ـ آن قدر گريسته بود كه محاسن و جاي سجده اش خيس شده بود، بامداد كه براي برپا نمودن نماز از منزل خارج شد، بلال پرسيد: اي رسول خدا! چرا اين قدر گريسته اي؟ فرمود:
«امشب آيه «إِنَّ في خَلْقِ السَّمواتِ...» بر من نازل شد، واي بر كسي كه آن را قرائت كند و پيرامونش نينديشد.»[7]
ارزش تفكّر
با توجّه به آنچه گذشت، بروشني در مي يابيم كه چرا اسلام اين گونه براي تفكّر ارزش قائل شده و رهبر آن فرموده است:
«اول ما خلق الله العقل»[8]
نخستين آفريده خدا عقل است.
شهيد مطهري در اين باره مي نويسد:
«دين اسلام ركن اساسي و پايه اصلي خود را توحيد قرار داده است، توحيد بالاترين و عظيم ترين انديشه اي است كه به دماغ بشر رسيده، بسيار دقت و نازك كاري مي خواهد، و از طرفي در اصول اين دين و بالاخص در اصل اصول آن يعني و توحيد، تقليد محكوم شده و تحقيق لازم شمرده شده، ناچار بايد اين دين، «تفكّر» و «تدّبر» و «تحقيق و جستجو» را فرض بشمارد، و قسمت مهمي از آيات (كتاب) خود را به اين موضوع اختصاص بدهد و همين كار را كرده است.»[9]
منابع تفكّر
دين مقدّس اسلام علاوه بر ارج نهادن به فكر و انديشه، راه تفكّر صحيح را نيز به بشر نشان داده است، تا پيروان خويش را از آلودگي به افكار پليد و بيهوده باز دارد. متفكّر بزرگ اسلام خواجه نصيرالدين طوسي در اين باره مي نويسد:
«تفكّر، سير دروني از مبادي به مقاصد است و هيچ كس از كاستي به كمال نمي رسد، مگر به اين سير دروني. مبادي تفكّر «آفاق» و «انفس» است به اين بيان كه در اجزا و ذرّات عالم از قبيل كرات آسماني، ستارگان، حالات و حركات و تأثير و هدف آنها انديشه كند. همچنين در موجودات زميني بويژه در اجزا و اعضاي انسان و غير آن كه قابل شمارش نيست، بينديشد آن گاه با تفكّر درباره منافع و مصالح اينها بر كمال، عظمت، علم و قدرت آفريننده و ناپايداري غير خدا استدلال كند ... و از همين قبيل است، تأمّل در تاريخ گذشتگان و كوتاه شدن دست آنها از دنيا و رهسپار شدن به ديار آخرت. چنين تفكّري سبب قطع محبّت از غير خدا، وابستگي كامل به ‌آفريننده، تقويت تقوي و اطاعت پذيري مي گردد. همچنين مي توان دامنه تفكّر را گسترده تر كرد تا شامل تفكّر در آيات، روايات، احكام و مسايل ديني نيز بشود.»[10]
قرآن ما را به تفكّر در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز[11] و آفرينش روح و جسم انسان[12] و بسياري ديگر از مظاهري قدرت و حكمت خدا تشويق مي كند تا به عظمت خدا و هدف از آفرينش اشياء توجه كنيم و از اين راه پرده غفلت را از جلو چشم خود كنار زنيم.
در تاريخ آمده است كه روزي رسول اكرم ـصلي اللّه عليه و اله‎ـ بر عده اي گذشت كه در حال انديشه بودند، فرمود: چرا ساكتيد و سخن نمي گوييد؟ پاسخ دادند: درباره مخلوقات خدا انديشه مي كنيم. فرمود:
«چنين كنيد و پيرامون مخلوقات بينديشيد نه پيرامون خالق».[13]
روشن است كه تفكر در مخلوقات باعث مي شود كه انسان به عظمت و قدرت الهي بيشتر پي ببرد در حالي كه تفكر در ذات خداوند به دليل اينكه كمال بي انتهاست قابل حصول براي انسان با ظرفيت محدود نيست.
آثار تفكّر
تفكّر و انديشيدن، آثار پرباري براي انديشمند دارد و همان گونه كه منابع تفكّر، فراوان و بي شمار است، آثار و فوايد آن را نيز نمي توان شماره كرد. در اينجا به چند نمونه آن بگونه اي گذرا اشاره مي كنيم:
الف ـ رأي صائب
اوّلين اثر نيكوي تفكّر، به دست آوردن رأي پخته و درست پيرامون كار موردنظر است؛ زيرا متفكّر عجولانه عمل نمي كند و به قول معروف «بي گدار به آب نمي زند» بلكه با انديشيدن پيرامون موضوع، راه حل صحيحي براي آن مي يابد. به تعبير اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ
«من طال فكره حسن نظره»[14]
هر كس زياد انديشه كند رأيش نيكو گردد.
ب ـ مصونيّت از لغزشها
شخص خردمند پيش از انجام هر كاري به فرجام آن مي انديشد، آراي ديگران را جويا مي شود، تجربيات پيشينيان را به كار مي بندد و پس از يك جمعبندي انديشمندانه به كار اقدام مي كند، از اين رو، احتمال خطا و خسران در چنين كاري بشدّت كاهش مي يابد و در برابر، بازدهي آن زياد مي شود. به فرموده ـ عليه السلام ـ
«من فكر قبل العمل كثر صوابه»[15]
هر كس پيش از اقدام به كار بينديشد درستي كارش فزوني مي يابد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
مردي نزد رسول خدا ـصلي اللّه عليه و اله‎ـ آمد و اندرز خواست رسول اكرم ـصلي اللّه عليه و اله‎ـ سه بار فرمود: اگر اندرزي گويم به كار مي بندي؟‌آن مرد، در هر بار جواب مثبت داد، آن گاه فرمود:
«إذا انت هممت بامر فتدبر عاقبته فإن يك رشد فامضه و إن يك غيا فانته عنه»[16]
هر گاه قصد كاري كردي در فرجامش بينديش، اگر صحيح بود انجامش بده وگرنه از آن صرف نظر كن.
ج ـ دعوت به نيكيها
فكر و انديشه صحيح، انسان را به بسياري از نيكيها سوق مي دهد و بسان محرّكي قوي، چرخ نيكوكاري را به گردش مي اندازد. حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرموده است:
«إن التفكر يدعو إلي البر و العمل به»[17]
انديشيدن (انسان را) به نيكي و انجام آن فراهم مي خواند.
حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نيز ضمن تجليل و ارج نهادن به تفكّر و انديشه، هشت اثر ارزنده براي آن بيان كرده، مي فرمايد:
«الفكرة مراة الحسنات و كفارة السيئات و ضياء القلوب و فسحة الخلق و إصابة في صلاح المعاد، و اطلاع علي العواقب و استزادة في العلم و هي خصلة لا يعبد الله بمثلها»[18]
تفكّر و انديشه:
1. آيينه نيكيهاست. 2. كفّاره گناهان است.
3. فروغ دلهاست. 4. گشاده رويي است.
5. موفقيت در آبادي آخرت است. 6. آگاهي به فرجام كارهاست.
7. افزايش دانش است. 8. خصلتي است كه خداوند به (چيزي) مانند آن پرستيده نمي شود.
د ـ سلامت و نيك فرجامي
اثر مهمّ ديگر انديشه، سلامت و خوش عاقبتي در كارهاست، چرا كه شخص خردمند با تدّبر و تأمّل پيرامون كارها و برنامه هاي خويش تلاش مي كند تا آفتها و پيامدهاي ناهنجار را شناسايي و دفع نمايد، از اين رو، كمتر دچار زيانهاي مادي و معنوي مي گردد و به ندرت گرفتار لغزش و اشتباه مي شود. حضرت علي ـ عليه السلام ـ اين راستا فرمود:
«أصل السلامة من الزلل، الفكر قبل الفعل...»[19]
اساس سالم ماندن از اشتباهات، انديشيدن پيش از انجام كار است.
پرهيز از انديشه هاي هوس آلود
نكته ديگري كه اسلام در زمينه تفكّر با ديد منفي به آن نگريسته و پيروان خويش را از آن باز داشته است، انديشه هاي هوس آلود است كه علاوه بر بي ثمر بودن، انسان را به واديهاي خطرناك نيز سوق مي دهند.
اميرمؤمنان صلوات الله عليه، انديشه غير منطقي و دور از حكمت را هوا و هوس و بي معني دانسته، فرمود:
«الفكر في غير الحكمة هوس»[20]
انديشه در (چيزي) جز حكمت، هوس است.
نسبت به چنين انديشه هايي هشدار داده مي فرمايد:
«فكرك في المعصية يحدوك علي الوقوع فيها»[21]
انديشه ات پيرامون گناه تو را به انجام آن مي كشاند.
بنابراين، مؤمن خردمند بايد از نظر تجزيه و تحليل ورزيده شود و عقل و انديشه خود را كنترل كرده، تنها در مسائل جدّي و سودآور به كار اندازد، تا به سعادت مادّي و معنوي دست يابد. از سوي ديگر بايد فكر خويش را از هرگونه انديشه ناشايست باز دارد و به تعبير امام علي عليه السلام، همان گونه كه روزه بدني مي گيرد، روزه فكري هم بگيرد:
«صيام القلب عن الفكر في الاثام أفضل من صيام البطن عن الطعام»[22]
روزه دل از فكر گناه آلود، برتر از روزه شكم از خوردنيهاست.

[1] . المنجد، واژه «فكر».
[2] . محجةالبيضا، ج 8، صفحه 197.
[3] . همان، صفحه 196.
[4] . بحارالانوار، ج 68، صفحه 327، بيروت.
[5] . شرح غررالحكم، ج 2، صفحه 49.
[6] . آل عمران (3)، آيات 190، 191.
[7] . محجة البيضا، ج 8، صفحه 194.
[8] . بحارالانوار، ج 1، صفحه 97.
[9] . بيست گفتار، صفحه 207، انتشارات اسلامي.
[10] . بحارالانوار، ج 68، صفحه 319.
[11] . إِنَّ فِي خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاَياتِ لِأُولِي الْأَلْبابِ (آل عمران (3)، آيه 190).
[12] . وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ (ذاريات (51)، آيه 21).
[13] . محجة البيضا، ج 8، صفحه 193.
[14] . شرح غررالحكم، ج 5، صفحه 155.
[15] . همان، صفحه 276.
[16] . وسائل الشيعه، ج 11، صفحه 223.
[17] . بحارالانوار، ج 68، صفحه 328.
[18] . همان، صفحه 326.
[19] . شرح غررالحكم، ج 2، صفحه 418.
[20] . شرح غررالحكم، ج 1، صفحه 337.
[21] . همان، ج 4، صفحه 424.
[22] . همان، صفحه 214.
علي اصغر الهامي نيا- غلامعباس طاهر زاده - اخلاق عبادي، ص135
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :