امروز:
پنج شنبه 1 تير 1396
بازدید :
1882
تعظيم شعائر و ارزش ها

مسلمانان بر اساس جهان بيني توحيدي، پاره اي از امور را مطلوب و پسنديده مي دانند كه بايد به آنها پايبند باشند و برخي از امور را زشت و ناپسند مي شمارند و از آنها گريزانند. معيار زشت و زيبا و پسند و ناپسند نيز «حق و باطل» است به اين معني كه هر چه در مكتب اسلام، «حق» شمرده شود، پسنديده و هر چه باطل باشد ناپسند است.
واژه هايي چون «حق»، «خير»، «معروف» «فضائل اخلاقي»، «واجبات و مستحبات»، «ايمان و عمل صالح» و مانند آن در فرهنگ اسلامي بيانگر ارزش هاي فكري، اخلاقي و عملي است و واژه هاي «باطل»، «شرّ»، «كفر»، «فساد»، «منكر»، «رذائل اخلاقي»، «محرّمات و مكروهات» و مانند آن نيز ضد ارزش ها را نشان مي دهند.
و منظور از پايبندي به ارزش ها، ايمان، عمل، جانبداري، برپا كردن و محترم شمردن همه چيزهايي است كه از نظر اسلام، خوب و حق شمرده شمرده و التزام قلبي و عملي به آنها.
تأكيد آيات و روايات
آيات و روايات شريف اسلامي با روش هاي گوناگون ضمن تبيين ارزش ها و ضد ارزش ها، به طور مكرّر و قاطع از مخاطبان خود مي خواهند كه در حدّ‌ توان و در تمام زندگي، خود را ملتزم به ارزش ها بدانند و روز به روز بر خوبي هاي خود بيفزايند و تلاش كنند از ضد ارزش ها فاصله بگيرند و آنها را در زندگي فردي و اجتماعي و نسبت به خود و ديگران به حدّ صفر برسانند، به چند نمونه توجّه كنيد:
قرآن مجيد مي فرمايد:
«يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنوُا اتَّقُوا اللهَ وَ كوَنُوا مَعَ الصّادِقينَ»[1]
اي كساني كه ايمان آورده ايد، تقواي الهي پيشه كنيد و با راستگويان باشيد.
تقواي الهي در رديف ارزش هاي رديف اول است كه زيرساخت بسياري از فضايل ديگر به شمار مي رود و اكسير گرانبهايي است كه مس وجود آدمي را طلاي ناب مي كند و شخص باتقوا در واقع كليد و رمز راهيابي به مركز خوبي ها و ارزش ها را به دست آورده است و به همين دليل «تقوا» معيار ارزيابي و ارزش گذاري مؤمنان محسوب مي شود و آن كه باتقواتر است، ارزشمندتر است. در قرآن مجيد مي خوانيم:
«اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِندَ اللهِ اَتْقيكُمْ»[2]
همانا با ارزش‌ترين شما پيش خداوند، باتقواترين شماست.
از اين رو به مؤمنان توصيه فرموده كه در سراسر زندگي فردي و اجتماعي خويش، «تقوا» را به عنوان معيار و ميزان همه كارها برگزينند و بدانند كه هر كاري را كه همراه تقوا انجام دهند، در منظر خداوند، بسيار ارزشمند و مورد قبول است چنان كه امام متقيان علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«لا يَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ تقوي وَ كَيْفَ يَقِلُّ ما يُتَقَبَّلُ»[3]
هيچ عملي با تقوا اندك نيست. چگونه چيزي كه قبول مي شود اندك باشد؟
«عدل، احسان و رسيدگي به خويشان» از كارهاي ارزشمندي است كه خداوند به آن فرمان داده است:
«اِنَّ اللهَ يأمُرُ بِالعَدْلِ وَ الاِحسانِ و ايتاءِ ذِي القُربي ...»[4]
خداوند به دادگري، نيكوكاري و بخشش به بستگان فرمان مي دهد.
همين طور درباره امانتداري و عدالت در داوري مي فرمايد:
«اِنَّ اللهَ يَأمُرُكُمْ اَنْ تَؤدُّو الْأماناتِ إلي اَهْلِها وَ‌ اِذا حَكَمْتُم بَيْنَ النّاسِ اَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ اِنَّ اللهِ نِعِمّا يَعِظُكُم بِهِ...»[5]
خداوند به شما فرمان مي دهد كه امانت ها را به صاحبانش بدهيد و هنگامي كه ميان مردم داوري مي كنيد، به عدالت حكم كنيد، خداوند اندرزهاي خوبي به شما مي دهد.
بدون ترديد، همه دستورات قرآني جنبه‌ ارزشي دارد و هر قدر انسان به آنها عمل كند، بر قيمت خود افزوده است. چنان كه در رستاخيز نيز ملاك و ميزان قرب و منزلت مؤمن عمل به همين دستورات است و درجاتي را كه در بهشت دريافت مي كند به تعداد آيات قرآن است كه به آن پاينده بوده است. امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«... اِنَّ دَرَجاتِ الْجَنَّةِ عَلي قَدْرِ آياتِ القُرآنِ، يُقالُ لَهُ اقْرَأْ وَ‌ ارقَ فَيَقرَأُْ ثُمَّ يَرْقي»[6]
درجات بهشت به اندازه آيات قرآن است؛ (در بهشت) به مؤمن گفته مي شود: «بخوان و بالا برو» او نيز (قرآن را) مي خواند و بالا مي رود.
شناخت ارزش ها
نخستين و مهم ترين گام در حفظ و اعتلاي ارزش ها، شناخت و بصيرت نسبت به آنهاست، كسي كه شهد شيرين حقايق و ارزش ها را بچشد، در هر شرايطي به آنها پايبند است و به هيچ قيمتي آنها را نمي فروشد. چنان كه اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«ما شَكَكْتُ فِي الْحَقَّ مُذْ رأيتُهُ»[7]
از وقتي كه حق را شناخته ام درآن ترديد نكرده ام.
و با شناخت عميقي كه از عدالت و ستم دارد، مي فرمايد:
به خد سوگند اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاي آنهاست به من بدهند تا نسبت به مورچه اي خدا را نافرماني كنم و پوست جوي را از آن بربايم، چنين نخواهم كرد.[8]
مؤمنان واقعي و پيروان آن حضرت نيز چنين‌ اند و امام در وصف آنها مي فرمايد:
«لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ‌ المُؤمِنِ بِسَيفي هذا عَلي اَنْ يُبغِضََني ما اَبْغَضَني»[9]
اگر با اين شمشيرم بر بن بيني مؤمن بزنم تا دشمنم گردد، با من دشمني نخواهد كرد.
در تاريخ آمده است كه حجّاج بن يوسف ثقفي قنبر ـ خدمتگزار امام علي ـ عليه السلام ـ را احضار كرد و به او گفت: دست از دين علي بشوي! قنبر در پاسخ گفت: ‌اگر از مذهب علي ـ عليه السلام ـ دست بردارم، آيا مرا به مذهب بهتري راهنمايي مي كني؟ حجاج در پاسخ قنبر فرو ماند و دستور داد و او را كشتند![10]
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ با بصيرتي كامل نسبت به ارزش نماز، به خصوص نماز شب و كم‌ارزشي مظاهر مادّي دنيا مي فرمايد:
«اَلرَّكعَتانِ في جَوْفِ اللّيلِ اَحَبُّ اِلَيَّ مِنَ الدُّنيا وَ ما فيها»[11]
دو ركعت نماز در دل شب، از دنيا و آنچه در آن است براي من محبوب تر است.
چنين شناختي، سبب مي شود كه مردان الهي و مؤمنان حقيقي به جاي پرداختن به جمع ثروت غير ضرور و امور دنيوي غير لازم، به تحكيم مباني فكري و ترويج عقايد صحيح و اشاعه فرهنگ انساني بپردازند و همه كارهاي خود را رنگ خدايي زنند كه زيباترين رنگ است و در تمام فعاليت هاي شبانه روزي خويش، قرب الهي را جستجو كنند و در پي كسب ارزشها باشند كه هرگز نابود و كم بها نشود. آنان با چنين انگيزه و اقدامي در واقع بر ارزش خود مي افزايند و بهاي خويش را بالا مي برند و برتر از هر ارزشي وجود ارزشمند و گوهر گرانبهاي اين رادمردان خود ساخته و خداجوست چنان كه امام آنان، حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‌ فرمايد:
«اِفْعَلِ الْخَيرَ وَ لا تَفْعَلِ الشَّّرَّ فَخَيْرٌ مِنَ الْخَيْرِ مَنْ يَفْعَلُهُ وَ شَرُّ مِنَ الشَّرَّ مَنْ يَأتيهِ بِِفِعْلِهِ»[12]
كار نيك انجام بده و از شرّ بپرهيز چرا كه نيكوكار از نيكويي ارجمندتر است و برپاكننده شرّ از شرّ بدتر است.
انتخاب برترين ها
انجام هر كار نيكي، چه خُرد و چه كلان، چه آسان و چه سخت، و چه عيان باشد يا نهان، پسنديده و نيكوست ولي از منظر عقل و شرع، برخي از ارزش ها از برخي ديگر پربهاتر است. شاخص هاي زير،‌ مي تواند، كارهاي برتر را نشان دهد.
1 . اهمّ و مهم
خرد آدمي فرمان مي دهد كه از دو كار اهمّ و مهم، كار نخست، ارزشمندتر است و بايد از اولويت برخوردار شود. به طور مثال، اگر در فاميل يا همسايگي شما دو نفر فقير وجود دارد و شما قصد رسيدگي به يك نفر فقير را داريد، بايد به فقيري كه از نظر عقايد، اخلاق و كردار برتر است كمك كنيد. اين شاخص در مورد پرداخت زكات، انتخاب امام جماعت و... نيز كاربرد دارد.
2 . سخت ترين كار
طبع انسان به طور معمول از انجام كارهاي سخت و طاقت فرسا گريزان است. بدين ترتيب كارهاي سخت، مشتري كمتري دارد و احتمال انجام نشدن آنها وجود دارد از سوي ديگر در دستگاه عدل الهي هر كاري را به اندازه زحمتي كه پاي آن كشيده شده پاداش مي دهند و ارج مي نهند. قرآن مجيد مي فرمايد:
«لا يَسْتَوي مِنْكُم مَنْ اَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الفَتْحِ وَ قاتَلَ اُولئِكَ‌ اَعْظَمُ دَرَجَة مِنَ الَّذينَ‌ اَنْفَقوُا مِن بَعْدُ وَ قاتَلُوا...»[13]
كساني از شما كه قبل از پيروزي انفاق كردند و جنگيدند (با آنان كه بعداً چنين كردند) يكسان نيستند بلكه آنان والامقامتر از كساني هستند كه بعد از فتح انفاق كردند و جنگيدند.
رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز مي فرمايد:
«اَفْضَلُ الْاَعمالِ اَحْمَزُها»[14]
برترين اعمال، سخت ترين آنهاست.
3 . نيكويي در جوّ ناسالم
گاه افراد لاابالي يا گروهها و دولت هاي ستمگر، عرصه را بر نيكويي و نيكوكاران تنگ مي كنند در چنين شرايطي انجام و جانبداري از ارزش ها پربهاتر است. قرآن مجيد از شيرمرداني تمجيد مي كند كه دلاورانه در برابر كافران مي ايستند و از كيان و دين و ملّت خويش دفاع مي كنند :
«يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ...»[15]
در راه خدا جهاد مي كنند و از سرزنش هيچ ملامتگري نمي هراسند.
به همين دليل مجاهدان صدر اسلام كه در كوران مبارزه از ميان خون و شمشير عبور كردند و از دين خدا پاسداري نمودند و در جنگ «بدر» حضور يافتند و مقاومت كردند با عنوان «بدري» ممتاز شدند و از احترام ويژه اي برخوردار بودند.[16]
امام باقر ـ عليه السلام ـ مي‌ فرمايد:
كسي كه نزد پادشاه ستمگر رود و او را به تقوا و ترس از خدا فراخواند و موعظه كند، پاداشي هم ‌وزن پاداش آدميان و پريان دارد.
[1] . توبه، (9)، آيه 119.
[2] . حجرات (49)، آيه 13.
[3] . شرح غررالحكم، ج 6، ص 407.
[4] . نحل (16)، آيه 90.
[5] . نساء (4)، آيه 58.
[6] . اصول كافي، ج 2، ص 606
[7] . نهج‌البلاغه، خطبه 4، ص 55.
[8] . همان، خطبه 215، ص 715.
[9] . همان،‌حكمت 42، ص 1109.
[10] . بحارالانوار، ج 42، ص 126.
[11] . همان، ج 87، ص 148.
[12] . شرح غررالحكم، ج 2، ص 215.
[13] . حديد (57)، آيه 10.
[14] . بحارالانوار، ج 70، ص 191.
[15] . مائده (5)، آيه 54.
[16] . بحارالانوار، ج 17، ص 24.
@#@.. .[1]
4 . سبقت در نيكي ها
پيشگامي در كار خير و شكستن طلسم جمود و بي حالي و تشويق ديگران به انجام نيكي ها نيز به نوبه خود از ارزش ويژه اي برخوردار است و همواره پيشتازان و پيشكسوتان كارهاي خير بر ديگران امتياز دارند و قرآن مجيد نيز درباره آنان مي‌ فرمايد:
«وَ السَابِقوُنَ السّابِقوُنَ (10) اُولئِكَ الْمُقَرَّبوُنَ (11) في جَنّاتِ النَّعيمِِ»[2]
و پيشگامانِ پيشگام، آنان مقربانند، در باغ هاي پرنعمت بهشت (جاي دارند).
نتيجه اين كه مسلمانان واقعي بايد با شاخص هاي ياد شده و ديگر ابزار لازم، به شناخت و ارزيابي و سنجش ارزشهاي ديني، اخلاقي و اجتماعي بپردازند و ضمن پاسداري از آنها در زندگي شخصي و اجتماعي خود، به دولت اسلامي و ديگر گروه ها و دولت هاي پيرو حق و حقيقت كمك كند تا ارزش هاي الهي بر سراسر جامعه هاي انساني حاكم شود. همچنين بايد دست به دست يكديگر نهند و با تمام توان خويش در محو زشتي ها و پلشتي ها بكوشند و زمينه هر گونه فساد و تباهي را از زمين برچينند.

[1] . همان، ج 75، ص 375.
[2] . واقعه (56)، آيات 10 ـ 12.
علي اصغر الهامي نيا ـ اخلاق اسلامي، ص97
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :