امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
2476
قرض الحسنه

يكي از اصل هاي مهمّ اسلامي، اصل قرض الحسنه (وام دادن بدون سود) مي باشد كه در قرآن و زندگي امامان ـ عليهم السلام ـ اهتمام بسياري به آن داده شده است. براي روشن شدن مطلب، لازم است در اين راستا سه مطلب را مورد بررسي قرار دهيم:
1. معني قرض الحسنه.
2. قرض الحسنه در قرآن.
3. اهتمام امامان به قرض الحسنه.
معني قرض الحسنه
واژه «قرض» در ريشه لغوي به معني بريدن است. از اين رو عرب به قيچي كه برّنده است، مقراض مي گويند. استعمال اين واژه در وام بدون بهره، از اين رو كه انسان وقتي مي تواند به چنين كار نيكي توفيق يابد كه دلبستگي به مال و ثروت را از خود ببرّد و قطع كند، وگرنه به چنين توفيقي نخواهد رسيد. و معني ديگر بريدن اين است كه قرض دهنده قسمتي از اموالش را جدا كرده و به قرض گيرنده مي دهد.
لازم به تذكر است كه قرض دادن به قرض پول، منحصر نيست. بلكه شامل قرض كالاهاي مختلف نيز مي شود. مثلاً همسايه اي مي خواهد عروسي كند و نياز به فرش و ظرف دارد، شما به مدّت يك هفته يا يك ماه، مقداري ظرف و فرش به او قرض مي دهيد. اين كار نيز قرض الحسنه است.
كوتاه سخن اينكه: به طور كلي توفيق به انفاق هاي مالي به بريدگي و وارستگي بستگي دارد. چرا كه اگر انسان به ثروت دنيا وابسته باشد و از آن دل نكند، هرگز حاضر نمي شود به انسان نيازمندي وام بدون بهره بدهد.
در داستان حضرت ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در رابطه با اطمينان و يقين به معاد، خداوند به او فرمود: چهار پرنده را بگير و آنها را ذبح كن و گوشت آنها را مخلوط كرده و ده قسمت كن و هر جزيي از آن را روي كوهي بگذار و سپس در جايي بنشين و آن چهار پرنده را به اذن خدا صدا بزن. آنها زنده مي شوند و نزد تو پرواز مي كنند. ابراهيم چنين كرد و آنها زنده شدند و نزد ابراهيم آمدند. قلب ابراهيم ـ عليه السلام ـ سرشار از يقين به معاد و زنده شدن مردگان در قيامت شد.[1]
مرحوم شيخ صدوق روايت مي كند كه اين چهار پرنده عبارت بودند از: طاووس، كركس، خروس و مرغابي كه هر كدام از اينها به يكي از صفات رذيله انسان اشاره مي كند؛ طاووس اشاره به دلبستگي زينت دنيا است، كركس اشاره به آرزوي دراز، خروس اشاره به طغيان شهوت جنسي، و مرغابي اشاره به حرص است. اگر انسان اين چهار صفت را از خود دور كند مي تواند به كمالات عالي انساني نائل شود.[2]
مولانا در كتاب مثنوي، اين مطلب را با اندكي تفاوت، به صورت شعر بيان كرده:
تو خليل وقتي اي خورشيد هُش اين چهار اطيار رهزن را بكش
خُلق را گر زندگي خواهي ابد سر ببر زين چار مرغ شوم و بد[3]
توضيح بيشتر اينكه؛ عبادات بر دو گونه است: غير مالي و مالي. عبادات غير مالي مانند: نماز، روزه و... عبادات مالي مانند: خمس، زكات، قرض الحسنه و... در عبادات مالي بايد دست در جيب كرد و از علاقه به مال و پول بريد، زيرا گذشتن از مال و ثروت مشكل و دشوار است.
قرض الحسنه علاوه بر اينكه يك مسأله اجتماعي است. يك مسأله اخلاقي نيز است. زيرا اوّلاً روح محبّت و تعاون كه يك صفت ممتاز اخلاقي است موجب رواج قرض الحسنه در جامعه مي شود، و ثانياً اين كار نيك، روح برادري و عطوفت را زنده مي سازد و موجب سلامت جامعه از ربا و پيامدهاي شوم و ويرانگر آن مي شود. از اين رو در روايات اسلامي به يكي از حقوق مؤمنان نسبت به همديگر ياد شده است، از جمله امام باقر ـ عليه السلام ـ در ضمن شمارش حقوق مؤمن نسبت به مؤمن، فرمود:
« و يفرّج عنه كربته و يقضي دينه»
از حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه اندوه او را برطرف سازد، و قرضش را ادا كند.[4]
قرض الحسنه در قرآن
در قرآن، سيزده بار با واژه هاي گوناگون، سخن از قرض به ميان آمده و با آن تأكيد شده است. در هر جا كه كلمه «قرض» آمده به دنبال آن كلمه «حَسناً» نيز آمده است.[5] از اين رو در اسلام به وام بي بهره «قرض الحسنه» مي گويند. اين تركيب بيانگر آن است كه قرض دادن بايد به صورت نيكو انجام شود. نيكويي آن را مي توان از چند جهت تصوّر كرد: 1. آبرومندانه باشد. 2. بي منّت باشد. 3. بدون چشم داشت به سود و بهره باشد. 4. براي خشنودي خدا باشد. 5. از روي ميل و علاقه باشد.
در اينجا نظر شما را به ذكر سه آيه از ميان آيات قرض الحسنه جلب مي كنم:
1. در آيه 12 سوره مائده مي خوانيم كه خداوند به بني اسرائيل فرمود:
... وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ:
اگر نماز به پا داريد و زكات بدهيد و به رسولانم ايمان بياوريد و آنها را ياري كنيد و قرض الحسنه به خدا بدهيد، گناهان شما را محو مي كنم و شما را در باغ هايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است وارد مي كنم.
در اين آيه در رابطه با قرض الحسنه چند نكته وجود دارد. نخست اينكه: اين دستور به قدري مهم است كه پس از نماز و زكات و ايمان و ياري رسولان خدا، ذكر شده، دوم اينكه: اين دستور در اديان پيشين نيز از دستورهاي مهم خدا بوده است. سوّم اينكه: پاداش آن بخشش گناهان و بهشت پرنعمت است. چهارم آنكه: قرض الحسنه، قرض دادن به خداست. يعني مورد پذيرش حقّ است و خدا دستش را به جاي دست مستمند قرار مي دهد.
2. در آيه 20 سوره مزّمّل مي خوانيم:
... وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً...:
و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و به خدا قرض الحسنه دهيد.
در اين آيه سه نكته قابل توجّه است؛ نخست اينكه: قرض الحسنه، بعد از نماز و زكات به عنوان سوّمين دستور ذكر شده كه بيانگر اهميّت آن است. دوم آنكه: قرض الحسنه قرض دادن به خداست. اشاره به اينكه گويي قرض دهنده با خدا معامله مي كند و خداوند قرض او را مي پذيرد. سوم اينكه: اين اصل مقدّس مانند نماز و زكات، بايد در سطح وسيع و همگاني انجام شود. لذا در آيه فوق با واژه جمع، به عموم مردم از زن و مرد، خطاب شده است.
3. در آيه 17 تغابن مي خوانيم:
إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْهُ لَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ:
اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، آن را براي شما چند برابر سازد و شما را مي بخشد و خداوند تشكّركننده و بردبار است.[6]
در اين آيه نيز به چند نكته در ارزش قرض دادن اشاره شده؛ نخست اينكه: قرض دادن به مؤمنان، قرض دادن به خداست و مورد پذيرش حق است.. دوم اينكه: قرض دادن موجب افزايش نعمت به چندين برابر مقدار قرض مي گردد. سوم اينكه: موجب آمرزش گناهان از سوي خدا مي شود. چهارم اينكه: خداوند از قرض دهنده تشكر مي كند، يعني آن را به نيكي مي پذيرد و با پاداش هاي دنيوي و اخروي جبران مي نمايد.
اهتمام امامان ـ عليهم السلام ـ به قرض الحسنه
خاندان رسالت ـ عليهم السلام ـ در گفتار و رفتارشان به قرض الحسنه اهميّت فراوان مي دادند و خود در اين راه پيشقدم مي شدند و پيروانشان را با تأكيدهاي بسيار به اين امر مقدّس دستور مي دادند.
در كتاب وسائل الشّيعه كه از منابع فقه شيعه است و محور استنباط و اجتهاد مجتهدان تشيّع مي باشد، در جلد سيزده، 134 روايت در «ابواب الدَّيْن» درباره قرض و پاداش و احكام آن ذكر شده است.
چند نمونه از گفتار امامان ـ عليهم السلام ـ در پاداش قرض دادن
در اينجا به عنوان نمونه، نظر شما را از ميان دهها روايت به ذكر چند روايت در مورد پاداش قرض دادن جلب مي كنيم:
1. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
من اقرض اخاه المسلم كان له بكلِّ درهمٍ اقرضه وزن جبل احدٍ من جبال رضوي و طور سيناءٍ حسناتٍ، و ان رفق به في طلبه، تعدّي به علي الصّراط كالبرق الخاطف اللامع بغير حسابٍ و لا عذابٍ:
كسي كه به برادر مسلمانش قرض بدهد، به اندازه هر درهمي كه به او مي دهد به بزرگي كوه اُحد از كوههاي رضوي و طور سينا، براي او پاداشهايي هست و اگر در مورد گرفتن طلب خود با آن مؤمن، مدارا و رفاقت كند، همانند برق خيره كننده و درخشان، بدون حساب از روي پل صراط بگذرد.[7]
2. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
ما من مسلم اقرض مسلماً قرضاً حسناً يريد به وجه الله الا حسب الله له اجرها كحساب الصدقة حتي يرجع اليه:
هر مسلماني كه براي رضاي خدا به مسلماني قرض الحسنه بدهد، حتماً خداوند پاداش آن را مانند پاداش صدقه دادن حساب مي كند، تا هنگامي كه آن قرض به او باز گردد.[8]
3. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
من اقرض مؤمناً قرضاً ينتظر به ميسوره، كان ماله في زكاةٍ، و كان هو في صلاةٍ من الملائكة حتّي يؤديه:
كسي كه به مؤمني تا مدّتي كه او توان اداي آن را داشته باشد، قرض بدهد، مال او به عنوان زكات است (و ثواب زكات را دارد) و قرض دهنده تا هنگام اداي قرض، مورد درود فرشتگان است.[9]
4. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
مكتوبٌ علي الجنّة: الصدقة بعشر، و القرض بثمانية عشر، و انما صار القرض افضل من الصّدقة لانّ المستقرض لا يستقرض الا من حاجةٍ، و قد يطلب الصدقة من لا يحتاج اليها:
بر در بهشت نوشته شده: پاداش صدقه ده برابر، ولي پاداش قرض، هيجده برابر است. آنگاه فرمود: پاداش قرض از اين رو بر پاداش صدقه بيشتر است كه قرض گيرنده جز از روي نياز قرض نمي گيرد، ولي صدقه گيرنده گاهي با اينكه نياز ندارد، صدقه مي گيرد.[10]
[1] . مجمع البيان، ج 2، ص 373، ذيل آيه 260 بقره.
[2] . خصال صدوق، باب الاربعه، ص 216.
[3] . ديوان مثنوي، آغاز دفتر پنجم.
[4] . اصول كافي، ج 2، ص 169.
[5] . مانند آيه 245 بقره، مائده، 11 و 18 حديد، 17 تغابن و 20 مزّمّل.
[6] . در آيه 245 بقره. نظير اين آيه با اندكي تفاوت آمده است.
[7] . وسائل الشّيعه، ج 13، ص 88.
[8] . وسائل الشيعه، ج 13، ص 87، ثواب الاعمال، ص 308.
[9] . همان مدرك، ثواب الاعمال، ص 308.
[10] . بحار، ج 103، ص 139.
@#@
مجازات ترك كننده قرض الحسنه، با تمكّن
از سوي ديگر در روايات متعدّدي به آنانكه توان و تمكّن براي دادن قرض الحسنه به نيازمندان دارند و در عين حال عمداً‌ آن را ترك مي كنند به مجازات هاي سخت، هشدار داده شده است، از جمله رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در ضمن گفتاري فرمود:
و من شكا اليه اخوه المسلم فلم يقرضه حرّم الله عزّوجلّ عليه الْجنّة:
كسي كه برادر مؤمنش بر اثر ناداري به او شكايت نمايد و او قرض الحسنه به آن برادر ديني ندهد، خداوند بهشت را بر او حرام مي گرداند.[1]
نيز فرمود:
من احتاج اليه اخوه المسلم في قرض و هو يقدر عليه فلم يفعل، حرّم الله عليه ريح الجنّة:
كسي كه برادر مسلمانش بر اثر تهيدستي به او نياز دارد كه قرض بدهد، و او با اينكه توانايي براي قرض دادن دارد، قرض ندهد، خداوند بوي بهشت را بر او حرام مي كند.[2]

[1] . وسائل الشيعه، ج 13، ص 88.
[2] . بحار، ج 103، ص 138.
با توجه به اينكه مطابق روايات، بوي خوش بهشت تا دو هزار سال راه، به مشام مي رسد، يعني چنين كسي از بهشت بسيار دور است.
محمدتقي عبدوس ـ محمد محمدي اشتهاردي ـ 25 اصل از اصول اخلاقي امامان(ع)، ص 17
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :