امروز:
سه شنبه 28 دي 1395
بازدید :
2628
عيادت بيمار

يكي از نكته هاي اخلاقي و نشانه هاي اخلاق حسنه و حسن سلوك با مردم، عيادت بيمار است كه در شرع مقدس اسلام در اين باره اصرار فراوان شده است. عيادت بيمار از حقوقي است كه مسلمانان بر يكديگر دارند كه لازم است نسبت به اداي آن خود را موظف بدانند.
حضرت علي ـ عليه السّلام ـ از قول رسول خدا ـ صل الله عليه و آله و سلم ـ نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:
«للمسلم علي اخيه ثلاثون حقّاً لا برائة له منها الّا بالاداء اَوِ العفو يغفر زلّتَهُ و يرحم عبرته... و يعود مرضته... .»[1]
هر مسلماني نسبت به مسلمان ديگر سي حق دارد كه بايد آنها را انجام دهد و از اين حقوق رهايي نخواهد يافت جز اينكه آنها را ادا كند و يا آنكه برادر مسلمانش از او درگذرد... و از جمله آنها اين است كه هنگام بيماري از او ديدن كند... .
در حديث ديگري مي خوانيم كه معلّي بن خنيس مي گويد: به امام صادق ـ عليه السّلام ـ عرض كردم: حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود:
براي او هفت حق است كه همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر چيزي از آن حقوق را ضايع كند و وظيفه‎اش را انجام ندهد از ولايت و اطاعت خدا بيرون رفته و از بندگي خدا بهره اي نبرده است. عرض كردم: قربانت گردم، آن حقوق كدام است؟ فرمود: اي معلّي! من بر تو نگرانم؛ مي ترسم اين حقوق را ضايع كني و مراعات ننمايي، بداني و عمل نكني. عرض كردم: نيرويي جز از خدا نيست (اميد آن دارم كه با كمك خداوند بتوانم به وظيفه ام عمل كنم. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين روايت هفت حق را براي او برشمرد و) فرمود: آسانترين آن حقوق اين است كه آنچه براي خود دوست داري براي او هم دوست داشته باشي و آنچه براي خود نمي پسندي براي او نيز نپسندي... و حق هفتم آن است كه قَسمش را ادا كني (يعني حقّي (كفّاره) كه به وسيله قسم بر عهده او قرار گرفته است ادا نمايي) و دعوتش را بپذيري و در هنگام بيماري از او عيادت كني. [2]
همچنين در حديث ديگري آمده است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ از پدران بزرگوار خود نقل كرده است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«للمؤمن علي المؤمن سبعة حقوق واجبة من الله عزَّوجلّ... و ان يعوده في مرضه.»[3]
مؤمن نسبت به مؤمن هفت حق دارد كه بايد ادا كند... و يكي از آنها ديدار او در حال بيماري است.
از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده است كه فرمود:
«من حقّ المسلم علي المسلم اذا لقيه ان يسلم عليه و اذا مرض ان يعوده و اذا مات ان يشيّع جنازته.»[4]
حق مسلمان بر مسلمان آن است كه وقتي او را ببيند سلام كند و چون بيمار شود از او عيادت نمايد و هنگامي كه بميرد جنازه اش را تشييع كند.
ثواب عيادت بيمار
درباره ثواب عيادت بيمار نيز رواياتي رسيده است كه به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي كنيم.
امام هشتم ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«ايّما مؤمن عاد اخاه في مرضه فان كان حين يصبح شيَّعه سبعون الف ملك فاذا قعد عنده غَمَرَتْه الرّحمة و استغفروا له حتّي يمسي و ان كان مساء كان له مثل ذلك حتّي يصبح.»[5]
هر مؤمني كه مؤمني را در بيماري اش عيادت كند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملك او را تشييع (بدرقه و همراهي) كنند و چون نزد او بنشيند رحمت (خدا) او را فرا گيرد و تا شب براي او استغفار كنند، و اگر شب باشد همين اجر تا صبح براي او خواهد بود.
در حديث ديگري مي خوانيم كه رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«ايّما مؤمن عاد مريضاً خاض في الرّحمة فاذا قعد عنده استنقع فيها فإذا عاده غدوة صلّي عليه سبعون الف ملك الي ان يمسي و ان عاده عشيّة صلّي عليه سبعون الف ملك حتّي يصبح.»[6]
هر مؤمني كه به ديدار بيماري برود در رحمت خدا وارد مي شود و زماني كه نزد آن بيمار بنشيند در رحمت خدا فرو مي رود. اگر صبحگاهان به عيادت او برود هفتاد هزار فرشته تا شام او را دعا مي كنند و اگر شامگاهان از وي عيادت كند تا صبح هفتاد هزار فرشته به او دعا مي كنند.
در روايت ديگري از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ آمده است كه فرمود:
«اذا عاد الرّجل اخاه المسلم مشي في خرافة الجنّة حتّي يجلس فاذا جلس غمرته الرّحمة فان كان غدوة صلّي عليه سبعون الف ملك حتّي يصبح.»[7]
شخصي كه به عيادت برادر مسلمان خود مي رود در ميان ميوه هاي چيده شده بهشتي راه مي رود و هنگامي كه نزد بيمار بنشيند رحمت خدا او را فرا مي گيرد. اگر صبح به ديدن او برود تا روز ديگر هفتاد هزار فرشته بر او دعا مي كنند.
مرحوم سيّد رضي نيز در اين باره روايتي از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ نقل مي كند كه فرمود:
«من عاد مريضاً لم يزل يخوض الرّحمة حتّي يجلس فاذا جلس اغتمس فيها.»[8]
كسي كه به عيادت بيمار مي رود هميشه در ميان رحمت الهي راه مي رود تا بنشيند، آنگاه كه نزد بيمار نشست غرق در رحمت خدا مي گردد.
از صحابه خواجه اي بيمار شد واندر آن بيماري او چون تار شد
مصطفي آمد عيادت سوي او چون همه لطف و كرم بُد خوي او
در عيادت رفتن تو فايده است فايده آن باز بر تو عايده است[9]
عيادت بيمار وسيله روا شدن حاجت
از برخي روايات استفاده مي شود كه دعا بر بالين بيمار به اجابت نزديكتر است زيرا لطف و عنايت خاص خداوند به همراه دلهاي شكسته است و مؤمن بيمار از اين فضيلت برخوردار مي باشد:
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
روز قيامت خداي عزّوجلّ بنده اي از بندگان خود را ملامت مي‎كند و مي فرمايد: اي بنده من! چه چيز تو را بازداشت از عيادت من آن هنگام كه بيمار شدم (: چرا به عيادت من نيامدي)؟ عرض مي كند: خدايا! تو خالق جهاني، درد و ناراحتي و مرض درباره تو معنا ندارد، تو منزّهي از اينكه مريض شوي. مي فرمايد: برادر مؤمن تو بيمار شد و به عيادتش نرفتي. به عزّت و جلالم سوگند، اگر به ديدنش مي رفتي مرا نزد او مي يافتي و هر حاجتي داشتي برمي آوردم و اين به خاطر احترامي است كه بنده مؤمن نزد من دارد و من خداي رحمان و رحيمم. [10]
مولوي اين حديث را به نظم درآورده است با اين تفاوت كه مي گويد خداي متعال به حضرت موسي وحي كرد. آنگاه قسمت اول حديث را تحت اين عنوان «چرا به عيادت من نيامدي» به نظم درآورده و مي گويد:
آمد از حق سوي موسي اين عتيب
كان طلوع ماه تو ديده زجيب
مشرقت كردم ز نور ايزدي
من حقم رنجورگشتم نامدي
گفت سبحانا تو پاكي از زيان
اين چه رمز است اين بكن يارب بيان
باز فرمودش كه در رنجوريم
چون نپرسيدي تو از روي كرم
گفت يارب نيست نقصاني تو را
عقل گم شد اين گره را برگشا
گفت آري بنده خاص گزين
گشت رنجور او منم نيكو ببين
هست معذوريش معذوري من
هست رنجوريش رنجوري من
هركه خواهد همنشيني با خدا
ا و نشيند در حضور اوليا[11]
دعايي از صحيفه
و به خاطر اهميت اين وظيفه سنگين و حق واجب است كه حضرت سجّاد ـ عليه السّلام ـ آنگاه كه همسايگان و دوستان خود را ياد مي كند از خداي متعال به استغاثه مي خواهد كه به آنان توفيق دهد تا از بيماران خود عيادت كنند، آنجا كه مي گويد:
«اللهمَّ صلّ علي محمّد و اله و تولّني في جيراني و مواليَّ العارفين بحقّنا و المنابذين لاعدائنا بافضل ولايتك و وفّقهم لاقامة سنّتك و الاخذ بمحاسن ادبك في ارفاق ضعيفهم و سدّ خلّتهم و عيادة مريضهم... .»[12]
خداوندا! به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا در اداي حقوق همسايگان و دوستانم كه شناساي حق مايند و با دشمنان ما در ستيز هستند به برترين وجه ياري ده و توفيقشان عطا كن تا سنّتهاي مقدس تو را بر پاي دارند و به آداب پسنديده تربيت شوند و به آنان توفيق ده تا دست حمايت به سوي مستمندان پيش آورند و قوّت خويش را در راه كمك ضعفا به كار برند، به دوستي تيره بختان برخيزند و از بيمارانشان عيادت كنند.
آداب عيادت بيمار
ديدار بيمار آدابي دارد كه هنگام عيادت بايد آنها را رعايت كرد و از جمله آن آداب، هديه است كه در اين مورد به بيان يك روايت اكتفا مي شود:
بعضي از دوستان امام صادق ـ عليه السّلام ـ به ديدن بيماري مي رفتند. در بين راه به امام صادق ـ عليه السّلام ـ برخوردند، فرمود: كجا مي رويد؟
ـ عيادت مريض.
ـ آيا براي مريض هديه اي از قبيل سيب، به، اترج يا مقدار كمي عطريا قطعه اي از عود با خود مي بريد؟
ـ نه.
ـ مگر نمي دانيد هديه بردن مايه آرامش خاطر بيمار مي شود؟[13]
همچنين رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ درباره بردن هديه براي بيمار فرمود:
«من اطعم مريضاً شهوته اطعمه الله من ثمار الجنّة.»[14]
هر كس بيماري را به آنچه كه دوست دارد اطعام كند خداوند متعال از ميوه هاي بهشت به او خواهد داد.
آداب نشستن نزد ييمار
كساني كه به ديدار بيمار مي روند وقتي نزد او مي نشينند بايد اين نكات را رعايت كنند:
ـ دعا براي بيمار:
رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«عودوا المرضي و اتّبعوا الجنائز يذكّركم الاخرة و تدعوا للمريض، فتقول اللّهمّ اشفه بشفائك و داوه بدوائك و عافه من بلائك.»[15]
بيماران را عيادت كنيد و در تشييع جنازه ها شركت نماييد كه اين كار آخرت را به ياد شما مي آورد و براي بيمار دعا كنيد و بگوييد: خدايا! او را به شفاي خود شفا مرحمت كن و به دواي خويش مداوا فرما و از بلاي خود او را در امان بدار.
[1] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 71 / صفحه 236.
[2] . اصول كافي، ج 2 / صفحه 169، حديث 2.
[3] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 71، صفحه 222؛ امالي صدوق، صفحه 36، مجلس 9، حديث 2.
[4] . مكارم الاخلاق، چاپ بيروت، صفحه 359.
[5] . همان، صفحه 361.
[6] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 78 / صفحه 225.
[7] . كنزالعمّال، ج 9 / صفحه 91، حديث 25125.
[8] . المجازات النبويّه، صفحه 250.
[9] . مثنوي معنوي، دفتر دوم، صفحه 300.
[10] . سفينة البحار، ج 2 / صفحات 534 و 535؛ مكارم الاخلاق، چاپ بيروت، صفحه 360، با اندكي تفاوت.
[11] . مثنوي معنوي، دفتر دوم، صفحات 300، 301.
[12] . صحيفه سجاديه، دعاي 26.
[13] . وسائل الشيعه، ج 2 / صفحه 643، باب 17؛ مكارم الاخلاق، چاپ بيروت، صفحه 361.
[14] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 78 / صفحه 224؛ كنزالعمال، ج 9 / صفحه 97، حديث 25157.
[15] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 78 / صفحه 224.
@#@
و در حديث ديگري فرمود:
«اذا دخل احدكم علي اخيه عائداً له فليدع له و ليطلب منه الدّعاء فانّ دعائَهُ مثل دعاء الملائكة.»[1]
زماني كه يكي از شما به عيادت برادر ديني خود مي رود بايد براي او (: بيمار) دعا كند و از او نيز بخواهد براي وي ): عيادت كننده( دعا كند كه دعاي بيمار مثل فرشته است.
ـ تقويت روحي:
يكي ديگر از آداب عيادت بيمار اين است كه انسان او را دلداري دهد و روحيه اش را تقويت كند و با
گفتن مطالبي (از اين قبيل كه بزودي كسالت و بيماريت برطرف خواهد شد، خدا به تو صحت و عافيت مي دهد تا به زندگي خود ادامه دهي و...) به او آرامش خاطر ببخشد، چون بعضي از افراد هنگام بيماري روحيه خود را از دست مي‎دهند تا آن حد كه از زندگي مأيوس مي شوند، به اين جهت بايد آنها را اميدوار كرد.
پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«اذا دخلتم علي المريض فنفّسوا له في الاجل فانَّ ذلك لا يردُّ شيئاً و هو يطيّب النّفس.»[2]
هنگامي كه از بيمار ديدن مي كنيد او را به زندگي اميدوار سازيد، اين كار گرچه مقدّرات را تغيير نمي دهد و مانع از مرگ نمي شود اما وسيله آرامش خاطر بيمار است.
به همين جهت، وقتي آن بزرگوار به عيادت سلمان فارسي آمد و خواست از بالين او برخيزد فرمود:
«يا سلمان كشف الله ضرََّك و غفر ذنبك و حفظك في دينك و بدنك الي منتهي اجلك.»[3]
اي سلمان! خداوند رنج تو را برطرف سازد و گناهت را ببخشد و دين و بدن تو را تا آخر عمرت محفوظ نگه دارد.
ـ كوتاه كردن ديدار:
از نكته هاي ديگري كه بايد هنگام عيادت بيمار رعايت شود كوتاه كردن زمان عيادت بيمار است مگر اينكه خود او بخواهد.
اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«انّ من اعظم العوّاد اجراً عندالله لمن اذا عاد اخاه خفَّف الجلوس الّا ان يكون المريض يحبُّ ذلك و يريده.»[4]
از ديدار كنندگان بيمار آن كس بيشتر اجر مي برد كه كمتر نزد او بنشيند جز در صورتي كه خود بيمار به ماندن مايل باشد.
بخصوص گاهي از اوقات كه انسان به عيادت بيمار مي رود ممكن است روي جهل و ناداني و جهات ديگر چندان بيمار را خسته كند كه عيادت او از خود مرض رنج آورتر باشد.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:
«... فانَّ عيادة النَّوكي اشدُّ علي المريض من وجعه.»[5]
... ديدار نادان وا حمق براي بيمار از خود مرض سخت تر و دشوارتر است.
به همين جهت در حديث ديگري فرمود:
«اعظمكم اجراً في العيادة اخفُّكم جلوساً.»[6]
از عيادت كنندگان آن كه كمتر نزد بيمار بنشيند، اجر و پاداشش بيشتر است.
عيادت كامل:
نكته ديگري كه در آداب عيادت بيمار بايد رعايت شود كيفيت برخورد با اوست كه بايدهمراه با اظهار محبّت و ملاطفت باشد. در اين باره نيز رواياتي رسيده است.
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود:
«تمام عيادة المريض ان يضع يده عليه و يساله كيف هو.»[7]
عيادت كامل آن است كه عيادت كننده دست روي بدن بيمار گذاشته و حال او را بپرسد.
و نيز فرمود:
«تمام عيادة المريض ان يضع احدكم يده عليه و يساله كيف انت؟ كيف اصبحت و كيف امسيت؟ و تمام تحيَّتكم المصافحة.»[8]
عيادت كامل آن است كه دستت را بر بدن بيمار نهي و از او احوالپرسي كني، و كامل ترين درود و تحيّت مصافحه كردن )دست يكديگر را فشردن( است.
اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«من تمام العيادة ان يضع العائدُ احدي يديه علي يدي المريض او علي جبهته.»[9]
عيادت كامل آن است كه عيادت كننده يك دست خود را روي دستهاي بيمار يا بر پيشاني او بگذارد.
و نيز فرمود:
«تمام العيادة للمريض ان تضع يدك علي ذراعيه و تعجّل القيام من عنده.»[10]
بهترين عيادت اين است كه دست روي دستهاي بيمار بگذاري و زود برخيزي و بروي.
ـ توقع پذيرايي از بيمار نداشتن:
از آنجا كه هدف از عيادت بيمار اظهار محبّت و اداي حقوق اخوّت و كسب اجر و ثواب است كسي كه به ديدن بيمار مي رود نبايد از او انتظار پذيرايي داشته باشد، زيرا بيمار خود گرفتار بيماري است و خانواده اش نيز گرفتار پرستاري از او هستند؛ بنابراين عيادت كنندگان خود بايد به كمك آنها بشتابند نه آنكه زحمت افزا باشند و باري بر دوش آنها بگذارند. از اين رو:
«نهي رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلَّم ان يأكل العائد عند العليل فيحبط الله اجر عيادته.»[11]
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ از خوردن چيزي نزد بيمار نهي كرده است زيرا اين سبب مي شود كه پاداش خود را از بين ببرد.

[1] . مكارم الاخلاق، چاپ بيروت، صفحه 361.
[2] . بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 78 / صفحه 225.
[3] . مكارم الاخلاق، صفحه 361.
[4] . وسائل الشيعه، ج 2 / صفحه 642؛ مكارم الاخلاق، چاپ بيروت صفحه 360 بااندكي تفاوت.
[5] . همانها.
[6] . مكارم الاخلاق، صفحه 361.
[7] . ميزان الاعتدال ذهبي، ج 3 / صفحه 7.
[8] . مكارم الاخلاق، صفحه 359.
[9] . همان، صفحه 360.
[10] . مكارم الاخلاق، صفحه 360؛ وسائل الشيعه، ج 2 / صفحه 642 با اندكي تفاوت.
[11] . دعائم الاسلام، ج 1 / صفحه 218؛ بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 78 / صفحه 228.
محمد رضا مهدوي كني - نقطه هاي آغاز در اخلاق عملي، ص551
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :