امروز:
سه شنبه 28 دي 1395
بازدید :
1915
غيرت و مردانگي

«غيرت» به معناي رَشك و حسد مردانه و سرشار از صفات آن است و در تداول فارسي زبانان به معناي حميّت و محافظت عصمت و آبرو و ناموس ونگهداري عزّت و شرف آمده است.[1]
علماي اخلاق نيز غيرت را چنين تعريف كرده اند، غيرت و حميّت، يعني تلاش در نگهداري آنچه كه حفظش ضروري است، اين صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشي و قوت نفس انسان سرچشمه مي گيرد و يكي از ملكه هاي نفساني انسان و سبب مردانگي است و مردِ بي غيرت از زمره مردان خارج است.[2]
اگر غيرت بري با درد باشي وگر بي غيرتي نامرد باشي[3]
ضرورت غيرت
«غيرت» يكي از كمالات انساني است كه دست پرتوان آفرينش، اسباب آن را در وجود آدمي تعبيه كرده است. غيرت ورزي در حد عالي آن، لازمه انسانيت آدميان مخصوصاً مؤمنان پرهيزكار است. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود:
«اِنَّ اللهَ يَغارُ لِلْمؤمِنِ فَلْيَغَرْ، مَنْ لا يَغارُ فَاِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ»[4]
خداوند براي مؤمن، غيرت مي ورزد، پس او نيز بايد غيرت آورد. هر كس غيرت نورزد، دلش وارونه است.
شايد مراد از وارونگي دل اين باشد كه شخص بي غيرت از حالت طبيعي انسان خارج شده و به ورطه پوچي و تباهي سقوط كرده است.
وجود غيرت در جامعه انساني تا آنجا ضروري و حياتي است كه شارع مقدس اسلام در تشريع احكام نيز به آن عنايت داشته است. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ‌ ما اَحَدٌ اَغْيَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَيْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»[5]
آگاه باشيد كه خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع كرد و هيچ كس غيورتر از خدا نيست كه از روي غيرت، زشتيها را حرام كرده است.
بر همين اساس، خدا به هر غيرتمندي نظرلطف و مرحمت دارد. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«اِنَّ اللهَ غَيوُرٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيورٍ»[6]
خداوند، غيور است و هر غيرتمندي را دوست دارد.
از آنچه گذشت، به اهميت، ضرورت و تقويت غيرت پي مي بريم، ذكر اين نكته نيز ضروري است كه انسان با شنيدن واژه غيرت، ناموس و حريم خانواده در ذهنش تداعي مي شود در حالي كه مرز غيرت از اين حد فراتر رفته انواع و اقسام ديگري را شامل مي شود كه اهميت آنها نيز از غيرت ناموسي كمتر نيست. در اين جا به انواع غيرت اشاره مي شود.
انواع غيرت
شايد بتوان انواع غيرت را به تعداد پديده هايي كه نزد انسان تقدّس و حرمت دارد، گسترش داد كه در اين صورت از مرز شمارش فراتر مي رود. اما از ديدگاه ديگر مي توان همه پديده هاي مقدّس را در قالب دين، ناموس و آبرو و ميهن خلاصه كرد كه در نتيجه، غيرت به سه نوع: ديني، ناموسي و ملّي تقسيم مي شود.
الف ـ غيرت ديني
منظور از غيرت ديني، اين است كه انسان مسلمان نسبت به كيان اسلام و آنچه بدان مربوط مي شود حسّاس باشد، با تمام توان در اثبات و اجراي آن بكوشد و از كوچكترين خدشه و تعرّضي نسبت به آن جلوگيري كند. بر اين اساس، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر، سفارش به حق‌ و صبر، تعليم و تعلّم و... مي تواند در راستاي غيرت ديني قرار گيرد، چرا كه هر يك از موارد ياد شده از يك سو، در تحكيم احكام اسلام مؤثر است و از سوي ديگر، با ضدّ آن سرستيز دارد.
قرآن مجيد با لحن تحريك آميزي از مسلمانان مي خواهد كه ضمن تقويت غيرت ديني خويش در موارد لزوم، آن را به كار گيرند و از اسلام و مسلمانان بي ياور دفاع كنند:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلوُنَ في سَبيلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ»[7]
شما را چه شده كه در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمي جنگيد؟
پيام اين آيه نشانگر آن است كه جنگيدن در راه خدا و تلاش در رهاسازي مستضعفان خواستِ خدا و لازمه مسلماني است كه اگر انجام نپذيرد، دور از انتظار و مورد اعتراض خدا قرار مي گيرد.
اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ نيز غيرت را عين ديانت دانسته، فرمود:
«غَيْرَةُ الرَّجُلِ ايمانٌ»[8]
غيرت مرد (عين) ايمان است.
همه غزوه ها و سريّه هاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ جنگ هاي سه گانه اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ مبارزه و صلح تحميلي امام مجتبي ـ عليه السلام ـ و حماسه جاويد عاشورا و مبارزات بي امان پيشوايان معصوم ـ عليهم السّلام ـ و علماي دردآشنا در طول تاريخ، جملگي رنگ «غيرت ديني» دارد، خداوند مي فرمايد حتي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از اينكه مردم ايمان نمي آورند، نزديك بود هلاك شود.
«لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ اَلّا يَكُونوُا مُؤْمِنينَ»[9]
گويا از اينكه ايمان نمي آورند. مي خواهي جانت را از دست بدهي!
امام علي ـ عليه السلام ـ از اين كه مسلمانان نسبت به اجراي احكام اسلام و جهاد در راه خدا، بي تفاوتي نشان مي دادند، دلش چركين بود و از خدا مرگ طلب كرد.
«... قاتَلَكُم اللهُ لَقَد مَلَاتُم قَلْبي قَيحاً وَ شَحَنْتُم صَدري غَيظاً...»[10]
خدا مرگتان دهد كه دلم را چركين كرديد و سينه ام را از خشم آكنديد!
همچنين مي فرمايد:
«وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ اللهَ فَرَّقَ بَيْني وَ‌ بَيْنَكم وَ الْحَقَني بِمَنْ هُوَ اَحق بي مِنْكُم...»[11]
دوست دارم كه خدا ميان من و شما جدايي افكند و به كسي كه سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.
ب ـ غيرت ناموسي
حمايت و حفاظت از ناموس، ارتباطي تنگاتنگ با شرف و مردانگي شخص مسلمان دارد و اسلام با تأكيد از او خواسته كه از ناموس خود و هم كيشانش در برابر هر گونه گزند داخلي و خارجي به شدت دفاع كند و كمترين مسامحه اي از خود بروز ندهد، حتي روايت شده كه:
«اگر كسي ببيند كه مرد بيگانه اي با همسرش نزديكي مي كند، مي تواند هر دو را بكشد»[12]
فتواي امام راحل (قدس سرّه) نيز چنين است:
اگر به ناموس كسي ـ خواه همسرش باشد يا ديگران ـ به قصد تجاوز حمله شود، واجب است به هر وسيله ممكن آن را دفع كند گرچه به كشتن مهاجم بيانجامد، بلكه اگر قصد آبروريزي به كمتر از تجاوز هم داشته باشد، به ظاهر حكمش همين است.»[13]
همچنين، مسلمانان وظيفه دارند كه در ميان خود ـ در روابط اجتماعي و خانوادگي ـ عفّت شخصي و عمومي را رعايت كنند. زنان با حجاب كامل اسلامي و رعايت شؤون اجتماعي، از هر گونه خودنمايي و تحريك مردان امتناع ورزند و مردان نيز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاكدامني خود و ديگران همت گمارند. نيز ناموس خويش را از رفت و آمدهاي غيرضروري، پوشيدن لباسهاي جلف و زننده، هر گونه خودآرايي در اجتماع، سخن گفتن و روبرو شدن با نامحرم و... باز دارند تا زمينه هاي ناامني ناموسي محو شده، جاي خود را به امنيت و عفت بدهد.
ج ـ غيرت ملّي
مراد از «غيرت ملّي» احساس مسؤوليت در برابر تماميت ارضي كشور اسلامي و دلسوزي و حمايت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است كه به شكلي با «غيرت ديني» و «غيرت ناموسي» نيز پيوند دارد.
ناگفته مشخص است كه «ملّي گرايي»‌ به معناي امروزي از نظر اسلام محكوم و نامعقول است؛ ولي وطن دوستي و مشاركت در دفاع از ميهن و هم ميهنان مسأله اي است كه با سرشت انساني عجين و از سوي اسلام نيز به رسميت شناخته شده است و روايت زير گواه آن مي باشد:
«حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْايمانِ»[14]
وطن دوستي از ايمان است.
پس از جنگ صفّين و فتنه حكميّت، نيروهاي معاويه يك سلسله عمليات ايذايي در نوار مرزي و شهرهاي تحت فرمان اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ انجام داند، آن حضرت از چنين جسارتي بسيار دلگير شد و با جدّيت از نيروهاي خويش خواست كه به اين حملات پاسخ دهند و پس از آنكه شنيد ضحّاك بن قيس به زائران خانه خدا حمله كرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«... لايُدرَكُ الْحَقُّ الّا بِالْجِدّ اَيَّ دارٍ بَعْدَ دارِكُمْ تَمْنَعُونَ وَ‌ مَع اَيّ اِمام بَعْدي تُقاتِلُونَ»[15]
حق، جز در سايه تلاش و كوشش به دست نمي آيد، پس از (تصرف و غارت) اين ميهن از چه دياري دفاع خواهيد كرد و بعد از من، همراه كدام پيشوا خواهيد جنگيد؟
امام خميني (قدس سرّه) در اين باره چنين فتوا داده است:
«اگر دشمني به كشور اسلامي يا مرزهاي آن حمله كند و اسلام و جامعه اسلامي مورد خطر قرارگيرد، بر مسلمانان واجب است كه به هر وسيله ممكن و با بذل جان و مال از آن دفاع كنند.»[16]

[1] . لغت نامه دهخدا، واژه غيرت.
[2] . جامع السعادات، ج 1، ص 266.
[3] . لغت نامه دهخدا، واژه غيرت، (شعر از نظامي).
[4] . بحارالانوار، ج 79، ص 115.
[5] . همان، ج 76، ص 332.
[6] . فروع كافي، ج 5، ص 535، دارصعب، بيروت.
[7] . نساء (4)، آيه 75.
[8] . شرح غررالحكم، ج 4، ص 377.
[9] . شعرا (26)، آيه 3.
[10] . نهج‌البلاغه، خطبه 27، ص 96.
[11] . همان، خطبه 115، ص 364.
[12] . وسائل الشيعه، ج 28، ص 149.
[13] . تحرير الوسيله، امام خميني، ج 1، ص 87.
[14] . سفينة البحار، قمي، ج 2،ص 668، (براي اطلاع بيشتر از حدود و مرز ميهن اسلامي به الميزان، ج 4، ص 2، رجوع كنيد).
[15] . نهج‌البلاغه، خطبه 29، ص 103.
[16] . تحريرالوسيله، ج 1، ص 485.
علي اصغر الهامي نيا ـ اخلاق اسلامي، ص154
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :