امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
1589
كمك به ديگران

واژه «خدمت»، مفهوم گسترده اي دارد و همه امور اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي را در برمي گيرد و به گذشت، فداكاري، ايثار و تحمّل رنج و سختي در همه اين امور، خدمت و خدمتگزاري، صدق مي كند.
كاري كه شكل آن مفيد و برخوردار از روح معنويت بوده و وسيله تقرّب به خدا باشد، در فرهنگ اسلامي خدمت ناميده مي شود.
بنابراين خدمتي كه مقدمه قرب الهي و در راستاي رضاي خدا نباشد، عبادت نيست و از اجر الهي سهمي ندارد.
خدمت عبادي علاوه بر انگيزه الهي و تقرّب به خدا، داراي شرايط زير است:
ـ در راه خدا باشد.
ـ مخلصانه انجام گيرد.
ـ خيرخواهانه بوده و فاعلش، نيّت و هدف خير داشته باشد.
ـ داد و ستد و به منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.
ـ همكاري بر اثم و گناه نباشد.
ـ از منّت و آزار مبرّا باشد.
ـ خدمت شوندگان، افراد شايسته خدمت باشند، گرچه متوجه خدمتِ خدمتگزار نباشند و ... .
چنين خدمتي از ارزش و اهميت بسزايي برخوردار است و حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد:
«احسن الصنائع ما وافق الشرايع»[1]
بهترين احسانها و خدمات، آن است كه موافق با شريعت ها (و طبق شرايط و موازين ديني) باشد.
محدوده خدمت
همانطور كه ذكر شد، يكي از شرايط خدمت آن است كه افراد خدمت شونده، شايسته خدمت باشند، در اينجا اين سؤال مطرح است كه آيا دايره خدمتگزاري آنقدر وسعت دارد كه غير مسلمان را نيز شامل مي شود، يا اختصاص به مسلمانان و مؤمنان دارد؟ به عبارت ديگر، آيا از نظر اسلام، خدمت در هر جا و به هر كس، پسنديده و مورد ستايش است؟ يا خدمت مسلمانان و مؤمنان به يكديگر و در جامعه اسلامي داراي ارزش و اهمّيّت است؟
از نظر اسلام، خدمت به همه مردم و نوع بشر عملي شايسته است و غرض اولياي گرامي اسلام در خدمتگزاري، تنها مؤمن يا مسلمان نيست؛ بلكه نوع بشر را شامل مي شود. چنانكه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ مي فرمايد:
«رأس العقل بعد الدين التودد الي الناس و اصطناع المعروف الي كل بر و فاجر»[2]
پس از دين (و ايمان به خداوند)، بشر دوستي و نيكي به مردم، اعم از درستكار و گناهكار، سرآمد تمام كارهاي عاقلانه است.
اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ نيز مي فرمايد:
«ابذل معروفك للناس كافة فان فضيلة فعل المعروف لا يعدلها عندالله سبحانه شيء»[3]
كارهاي نيك خود را براي همه مردم به كار بر و براستي كه هيچ چيز نزد خداي سبحان، با فضيلت كارهاي نيك، برابري نمي كند.
بر اساس اينگونه روايات، خدمت كردن محدوديتي ندارد.
در برخي ديگر از روايات، خدمت كردن با قيد «مؤمن يا مسلم» ذكر شده است. به عنوان نمونه، رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ مي فرمايد:
«ايما مسلم خدم قوماً من المسلمين الا اعطاه الله مثل عددهم خداماً في الجنة»[4]
هر مسلماني كه به جماعتي از مسلمانان، خدمت كند، خدا به شماره آنها در بهشت برايش خدمتگزار مي گمارد.
شخصي به نام جميل گويد: از امام صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مي فرمود:
«المؤمنون خدم بعضهم لبعض. قلت: و كيف يكونون خدماً بعضهم لبعض؟ قال: يفيد بعضهم بعضاً...»[5]
مؤمنان خدمتگزار يكديگرند. عرض كردم: چگونه خدمتگزار يكديگرند؟ فرمود: به يكديگر فايده مي رسانند.
از مجموع اين دو دسته روايات، چنين بر مي آيد كه خدمت، ارزش ذاتي دارد و خدمتگزاري به همه مردم ـ اعم از مسلمان و كافر (با شرايطش) امري پسنديده است؛ ليكن به مسلمانان از اهمّيّت بيشتري برخوردار است.
خدمت به غير مسلمانان به جهت تأليف قلوب و جذب آنها به اسلام، اهميت بسزايي دارد. چنانكه در بعضي ابواب فقهي مانند زكات به آن اشاره شده و سهمي از زكات در اين جهت، مصرف مي شود.
در سياست خارجي كشور اسلامي گاهي مي بينيم دولت جمهوري اسلامي به بعضي از كشورهاي غير اسلامي كمك بلاعوض مي كند و گاه در حوادث ناگوار همچون سيل، زلزله، قحطي و... كمكهاي مالي فراواني به نامسلمانان مي شود. چنين كاري يكي از مصاديق خدمت است و با انگيزه الهي انجام مي گيرد؛ بله، اگر به غير مسلمانان، خدمت، صورت گيرد؛ امّا انگيزه الهي بر آن مترتّب نباشد، باعث تقويت، شوكت و عزّت آنان در برابر اسلام و مسلمانان شود، سبيل و راه سلطه آنان بر مسلمانان باشد و مسلمانان را به استخدام خود درآورند و... چنين امري خدمت نيست؛ بلكه خيانت به اسلام و مسلمانان است.
بنابراين در خدمت كردن، سه مسأله ـ موارد، انگيزه و آثار خدمت ـ بايد مدّنظر خدمتگزار باشد، تا از محدوده جلب رضا و تقرّب به درگاه خداوند، خارج نشود.
خدمتگزاري در نظام اسلامي
در نظام اسلامي مديريتها و مسؤوليتهاي سياسي ـ اجتماعي، امانت سنگيني بر دوش صاحبان آنهاست، نه اينكه طعمه و لقمه چرب و نرمي باشد، چنانكه اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ به فرماندار آذربايجان نوشت:
«... ان عملك ليس لك بطعمة و لكنه في عنقك امانة»[6]
عمل ( و حكمراني)، طعمه و شكار تو نيست؛ بلكه امانت و سپرده اي در گردن توست.
همه كساني كه در جمهوري اسلامي، مسؤوليت دارند، بايد خود را مديون مردم دانسته، بلكه آنان را در مرتبه بالاتر و «ولي نعمت» خود حساب كنند و آزادي، استقلال و مقام خويش را مرهون كوشش آنان بدانند و همچون رهبر و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني (ره) خود را خادم ملّت بدانند، چنان كه فرمود:
«من خادم شما هستم، من خادم ملّت شما هستم. من آمده ام كه بزرگواري شما را حفظ كنم. من آمده ام كه دشمنهاي شما را زمين بزنم. من آمده ام كه ملّت را يك ملّت مستقل كنم... .»[7]
در جاي ديگر فرمود:
«... به من اگر خدمتگزار بگويند، بهتر از اين است كه رهبر.»[8]
و نيز فرمود:
«... حكومت اسلامي، حكومت خدمت است. پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ با اينكه مقامش آن بود، ولي خدمتگزار بود، خدمت مي كرد.»[9]
مسؤولان مملكتي، ارگانها و نهادهاي انقلابي و همه كساني كه در اين راستا مشغول خدمتند، بايد خود را موظف به انجام وظيفه و رفع گرفتاريهاي امت شهيد پرور و مظلوم دانسته، از دل وجان، به اصلاح امور آنان همّت گمارند، امكان ملاقات براي مطرح كردن دردها و محروميتها و مشكلات را به آنان بدهند، با نهايت توضع و خوشرويي با آنها برخورد نمايند و از صميم قلب بخواهند، كارشان را انجام دهند و از انداختن آنها به پيچ و خمها و كاغذ بازيهاي اداري و معطّل كردن، ردّ كردن، جواب ندادن، سرگردان كردن و مشكل درست كردن براي آنان، سخت بپرهيزند و هرگز از خدمتگزاري به آنان خسته نشود.
امام حسين ـ عليه السلام ـ افراد خدمتگزار را تشويق كرده و توفيق رفع نيازهاي مردم را از جمله نعمتهاي الهي شمرده، مي فرمايد:
«انّ حوائج النّاس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملّوا النّعم»[10]
همانا نيازمنديهاي مردم به شما از نعمت هاي خدا بر شماست، بنابراين، از اين نعمت ها خسته نشويد.
لازم به ذكر است كه امروز در جامعه ما، اسلام و جمهوري اسلامي، حاكم است و همه كساني كه در اين نظام، مشغول خدمت هستند، شغل، لباس و مسؤوليت آنان از نام اسلام و انقلاب اسلامي، مايه مي گيرد و مردم، اعمال، رفتار و برخوردهاي آنان را به پاي اسلام و جمهوري اسلامي مي گذارند. به همين جهت، همواره و بويژه در هنگام خدمت، بايد هوشيار و بيدار بوده، از رفتار و برخورد مغاير با اخلاق اسلامي بپرهيزند و در خدمتگزاري، موازين اخلاقي را مراعات نمايند.
آفات خدمتگزاري
خدمتگزاري آفاتي دارد كه شخص خدمتگزار گاهي در حين عمل، دچارش مي شود، مثل اينكه انگيزه خدمت رساني او، الهي نباشد، بلكه براي جلب منفعت شخصي خدمت كند؛ قدمي بر مي دارد، تا قدمي برايش برداشته شود، خدمت مي كند، تا به نام و ناني برسد و شهرت و مقامي بدست آورد. يا به اهلش خدمت نمي كند و يا در حين خدمتگزاري موازين اخلاق اسلامي را زير پا مي گذارد.
گاهي نيز شخص خدمتگزار بعد از عمل، آسيب مي بيند و خدمت خود را با به رخ كشيدن، منّت نهادن، اذيت و آزار كردن و ... تباه مي سازد. اينك به عنوان نمونه به دو آفت مهمّ خدمتگزاري اشاره مي كنيم:
الف ـ ريا
ريا يكي از آفتهاي عبادت است [11] و خدمتي هم كه در راستاي رضا و خشنودي و تقرّب به خدا باشد، نيز عبادت است. بنابراين ريا و نمايش خدمت، از آفات خدمتگزاري محسوب مي شود. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«كل حسنة لا يرادبها وجه الله تعالي فعليها قبح الرياء و ثمرتها قبح الجزاء»[12]
هر نيكي و خدمتي كه بدان خوشنودي خدا اراده نشود، زشتي ريا بر چهره آن مانده و نتيجه اش پاداشي زشت است.
ب ـ منّت و آزار
يكي از نشانه هاي خدمت عبادي، آن است كه شخص خدمتگزار كارهاي نيك خود را به رخ خدمت شوندگان نكشد، بر آنان منّت ننهد و اذيّت و آزارشان نرساند وگرنه عمل خويش را پايمال كرده است.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«من منّ بمعروفه افسده»[13]
هر كس با كارهاي نيك خود (بر ديگران) منّت نهد، تباهش مي سازد.
و در جاي ديگر خطاب به مالك اشتر و همه دولتمردان، هشدار مي دهد كه مبادا خدمات عمومي و فعاليت هاي مردم را با منت و ... آلوده سازند:
«اياك و المن علي رعيتك باحسانك ... فان المن يبطل الاحسان»[14]
مبادا با نيكي خود بر رعيّت، منّت بگذاري ... كه منّت نهادن نيكي را باطل مي كند.

[1] . شرح غررالحكم، ج 2، صفحه 389.
[2] . مستدرك الوسائل، ج 8، صفحه 353.
[3] . شرح غررالحكم، ج 2، صفحه 236.
[4] . اصول كافي، مترجم، ج 3، صفحه 239.
[5] . اصول كافي، مترجم، ج 3، صفحه 243.
[6] . نهج البلاغه، نامه 5، صفحه 839.
[7] . در جستجوي راه از كلام امام، دفتر ششم، صفحه 17 سپهر.
[8] . صحيفه نور، ج 12، صفحه 192.
[9] . رساله نوين، ج 4، صفحه 257.
[10] بحارالانوار، ج 74، صفحه 318.
[11] . شرح غررالحكم، ج 3، صفحه 99.
[12] . همان، ج 4، صفحه 545.
[13] . همان، ج 5، صفحه 473.
[14] . نهج البلاغه، نامه 53، صفحه 1031.
علي اصغر الهامي نيا ـ غلامعباس طاهر زاده ـ اخلاق عبادي، ص145
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :