امروز:
دوشنبه 7 فروردين 1396
بازدید :
7112
نظم و انضباط

«نظم» در لغت به معناي آراستن، برپا داشتن، ترتيب دادن كار و...[1] و در اصطلاح نظامي به معناي پيروي كامل از دستورهاي نظامي است.[2] انضباط نيز به معناي نظم و انتظام، ترتيب و درستي، عدم هرج و مرج، سامان پذيري و آراستگي است.[3]
نظم در آفرينش
آفرينش براساس نظم استوار است و در دستگاه خلقت، هر پديده اي جاي خاصي دارد و مأموريت و كار ويژه اي به عهده دارد. كرات آسماني در مدار معيّني حركت مي كنند، فصول سال و گذشت شب و روز نظم خاصي دارد و خلقت اشيا از اندازه، حدّ و ميزان خاصي برخوردار است. خداي تعالي مي فرمايد:
«إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ»[4]
ما هر چيزي را به اندازه (و روي حساب) آفريديم.
حكمت خداوندي در هر چيز تجلّي يافته و موجودات عالم نيز روي حساب و نظم دقيق و نيز براساس هدف معيّني قدم به عرصه هستي نهاده اند.
جهان چون خط وخال و چشم و ابروست كه هر چيزي بجاي خويش نيكوست
نظم شگفت و محيرالعقولي كه در همه مخلوقات، حركت سياّره ها و ستارگان، گياهان، موجودات دريايي و صحرايي، بدن انسان، گردش خون و... وجود دارد، همه و همه معلول تدبير خداوند حكيم، مدبّرو تواناست.
اهميت نظم در زندگي
خداي توانا و حكيمي كه نظم را در دستگاه پهناور و عظيم خلقت قرار داده است، همين نظم را در زندگي انسانها و روابط اجتماعي آنان مي پسندد. از اين رو، شايسته است كه انسان در زندگي فردي و اجتماعي خويش، نظم و ترتيب و تدبير در امور را مراعات كند؛ زيرا به گفته روانشاسان:
«احتياج به نظم و ترتيب، جزء احتياجات اساسي رواني محسوب مي گردد، رنگ و شكل و خاصي به زندگي مي دهد، افراد ميل دارند زندگي فردي و جمعي خود را تحت نظم و قاعده مشخصي در آورند.»[5]
نگاهي گذرا به حجم زياد كتابهاي قوانين و مقررات و بودجه هاي هنگفتي كه صرف قانونگذاري و تنظيم آنها مي شود و اهميتي كه همه ملل جهان به آنها مي دهند ضرورت و لزوم نظم فردي و اجتماعي را در زندگي بشر آشكار مي سازد.
اسلام نيز به عنوان دين جهاني و كامل به نظم و برنامه ريزي در زندگي اهميت فراوان داده و به پيروان خويش سفارش كرده كه تمام كارهاي خود را طبق قانون و به صورت منظم انجام دهند و از بي برنامگي بپرهيزند. چرا كه تمام احكام اسلامي؛ واجبات، مستحبات، محرّمات، مكروهات و... در اين راستا و در جهت برنامه دقيق و منظم دادن به مسلمانان قرار داده شده كه آنان را تحت نظم خاصّي در آورد.
در دنياي كنوني نيز حركت قطارها، هواپيماها، ساعات كار ادارات و كارخانجات و... روي نظم خاصي و با دقيقه و ثانيه سنجيده مي شود و با ورود كامپيوتر در عرصه زندگي نظم و ترتيب دقيقتر و بهتر صورت مي گيرد و مي توان گفت امروزه منظّم زندگي كردن جزء ضروريات زندگي بشر شده و مورد پسند عقل و دين است و اگر بخواهيم خود را از دايره نظم كه امروزه همه جامعه ها را تا حدّ زيادي فرا گرفته و احاطه كرده، خارج كنيم، با مشكلات زيادي رو به رو مي شويم.
نظم در قرآن
بخش عظيمي از دستورات و سفارشات قرآن كريم در راستاي تنظيم انديشه و اعمال انسان است. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«الا انّ فيه علم ما يأتي و الحديث عن الماضي و دواء دائكم و نظم ما بينكم»[6]
آگاه باشيد كه آگاهي از آينده، خبر از گذشته، داروي درد (ناداني و گمراهي) و نظم و ترتيب زندگي روزمرّه شما در قرآن (آمده) است.
بيان قرآن كريم را درباره نظم مي توان به دو بخش تقسيم كرد:
الف ـ نظم در تكوين: قرآن در اين بخش، نظم حاكم بر جهان آفرينش را تشريح كرده و به انسانها سفارش مي كند كه درباره آن بينديشند. تا به طرّاح زبردست آن(خداي تعالي) پي ببرند و در اين راستا، گاه از فرود آمدن باران و رويش گياهان ياد مي كند و گاهي از عظمت آسمان، كوهها و درياها سخن مي گويد. زماني شگفتيهاي آفرينش موجودات و از جمله انسان را تذكر مي دهد و در بسياري از مواقع نيز آمد و شد شب و روز، فراواني پديده هاي هستي و بي شماري نعمتهاي الهي را در لا به لاي آيات بيان مي كند و انسان را به تفكر در نظم شگفت آور آن وا مي دارد. به عنوان نمونه مي فرمايد:
«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[7]
همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد و شب و روز، نشانه هايي براي خردمندان است.
ب ـ نظم در تشريع: همه آياتي كه درباره قوانين و مقررات الهي نازل شده، برقرار كننده نظم و برنامه در زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان است. با اين بيان، قرآن همواره پيروان خويش را به داشتن يك برنامه صحيح و منظّم دعوت مي كند و خواستار آن است كه مسلمانان در زندگي به اصول و مقررات الهي پاي بند بوده، طبق برنامه اي كه خدا براي آنان تنظيم كرده، زندگي كنند و هيچ گاه از حدود الهي گام فراتر ننهند. چرا كه:
«مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[8]
آنان كه از حدود الهي تجاوز كنند، همانان ستمكارانند.
از اين رو، مي توان گفت يكي از اهداف مهمّ پيامبران الهي، تنظيم برنامه زندگي انسانها در تمام ابعاد آن بوده و در صدد بودند تا جامعه طبق برنامه تنظيمي از جانب پروردگار به زندگي خويش ادامه دهد و از آن تخطّي نكند.
به عنوان مثال قرآن براي انجام عبادتهاي اسلامي وقت و برنامه اي تنظيم كرده، تا همه مسلمانان در آن وقت معين به عبادت بپردازند. چنان كه براي روزه گرفتن، ماه مبارك رمضان را معلوم كرده و ابتداء و انتهاي روزه هر روز را معلوم كرده است و مي فرمايد:
«... كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »[9]
بخوريد و بياشاميد تا رشته روشن صبحدم در تاريكي شب آشكار شود و روزه را به شب برسانيد.
و در جاي ديگر افرادي را كه در امور اجتماعي خود، منظم و هماهنگ و با اجازه رهبري عمل مي كنند، در زمره مؤمنان قرار داده و آنان را چنين مي ستايد:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ»[10]
مؤمنان كساني هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند و چون با پيامبر در كاري همگاني باشند، تا از او رخصت نطلبيده اند نبايد بروند.
در آيه اي ديگر نيز، رزمندگان راهش را كه منظم، محكم و استوار وارد پيكار مي شوند، مورد محبت خود قرارداده، مي فرمايد:
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»[11]
خداوند دوست دارد كساني را كه در راه او در صفي، همانند ديواري كه اجزايش را با سرب به هم پيوند داده باشند، مي جنگند.
نظم در روايات
نظم و انضباط در روايات اسلامي نيز مورد تأكيد قرار گرفته است. به عنوان نمونه، اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ كه بارها نتايج زيانبار بي نظمي و تشتّت را در فكر و عمل مسلمانان ديده بود، در بستر شهادت و در آخرين پيامش، فرزندان خود و مسلمانان را به تقواي الهي و نظم در كارها فراخوانده، مي فرمايد:
«اوصيكما و جميع اهلي و ولدي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم»[12]
شما را (اي حسن و حسين) و همه خانواده و فرزندانم و هر كس را كه نوشته من به او مي رسد، به تقواي الهي و نظم در كارهايتان سفارش مي كنم.
و در عهدنامه مالك اشتر رعايت نظم را با عباراتي ديگر اينچنين سفارش مي كند:
«... إِيَّاكَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْكَانِهَا أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَكَّرَتْ أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ فَضَعْ كُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ وَ أَوْقِعْ كُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ.»
«از عجله در مورد كارهايي كه وقتشان نرسيده، يا سستي در كارهايي كه امكان عمل آن فراهم شده، يا لجاجت در اموري كه مبهم است، يا سستي در كارها هنگامي كه واضح و روشن است، بر حذر باش! و هر امري را در جاي خويش و هر كاري را به موقع خود انجام بده.»[13]
موارد نظم
الف ـ نظم در اوقات شبانه روز: نظم در زندگي يك مسلمان بر محور عبادت خدا ـ كه هدف از زندگي است ـ پديد مي آيد. يك مسلمان هنگام اذان صبح براي نماز بر مي خيزد و پس از نماز به تلاوت آياتي از قرآن مي پردازد، سپس اقدام به ورزش مناسب يا مختصري استراحت، پس از صرف صبحانه به كار روزانه مي پردازد، نزديك اذان ظهر دست از كار برداشته براي نماز ظهر و سپس عصر آماده مي شود، پس از نماز به صرف غذا و مقداري استراحت پرداخته، دوباره كار را آغاز مي كند، نماز مغرب و عشا را به موقع ادا كرده و پس از ديدار با دوستان، بستگان، گفتگو با خانواده، يا هر تفريح و جلسه مشروع ديگر وقتي به خواب مي رود كه بتواند نماز صبح خود را سر وقت بخواند. اين است كه معناي سخن حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ كه به پيروانش سفارش مي كند:
«بكوشيد كه اوقات خود را چهار قسمت كنيد: بخشي براي مناجات با خدا، ديگري براي امرار معاش، سوّم براي معاشرت با برادران و معتمداني كه عيوبتان را به شما مي گويند و قلباً به شما اخلاص دارند.
[1] . منتهي الارب، واژه نظم.
[2] . فرهنگ معين، واژه نظم.
[3] . لغت نامه دهخدا، واژه انضباط.
[4] . قمر، آيه 49.
[5] . مقدمه روانشناسي، شريعتمداري، ص 149.
[6] . نهج البلاغه، فيض، خطبه 157.
[7] . آل عمران، آيه 190.
[8] . بقره، آيه 229.
[9] . بقره، آيه 187.
[10] . نور، آيه 62.
[11] . صف، آيه 4.
[12] . نهج البلاغه، فيض، نامه 47، ص 977.
[13] . همان، مدرك، نامه 53، ص 1031.
@#@ چهارم براي لذّتها و كاميابيهاي مشروع. با اين بخش (چهارم) است كه بر سه بخش ديگر نيرو مي گيريد.»[1]
ب ـ نظم فكري: اگر انسان زندگي خود را طبق بينش اسلامي نظم بدهد و بكوشد گفتار، رفتار و حركاتش منظم و مطابق برنامه دقيق اسلام باشد، نظم فكري پيدا مي كند و هيچ گاه دچار تزلزل فكري و عقيدتي نمي شود. حضرت امام خميني (ره) در اين باره مي فرمايد:
«اگر در زندگي مان، در رفتار و حركاتمان نظم بدهيم، فكرمان هم بالطبع نظم مي گيرد، وقتي فكر نظم گرفت، يقيناً از آن نظم فكري الهي هم برخوردار خواهد شد.»[2]
ج ـ نظم در مصرف: نظم در مصرف به معناي داشتن حساب و برنامه دقيق در دخل و خرجها و مصرفهاست كه در اين امور، اعتدال را رعايت كرده و از زياده روي و اسراف بپرهيزند. چنان كه قرآن كريم بندگان خوب خود را اين گونه مي ستايد:
«وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً»[3]
(بندگان خداي رحمان) كساني هستند كه هرگاه انفاق (هزينه) كنند نه اسراف كنند و نه تقتير (دست خشكي) و (هزينه زندگي آنان) بين اين دو در شرايط متعادل است.
د ـ نظم در امور نظامي: پايبندي به نظم و انضباط بويژه در امور نظامي از اهميت بالاتري برخوردار است. يك نيروي نظامي بايد در كيفيت پوشيدن لباس نظامي، سر وقت حضور يافتن در محل كار، به غيركار موظّف نپرداختن مقيّد باشد، براي دفاع از اسلام و ميهن اسلامي آمادگي كامل داشته باشد، سلسله مراتب نظامي را رعايت كند. احترام مقامات مافوق خود را نگه دارد، در برخورد با همكاران همرديف و... منظم و منضبط باشد. تفصيل بيشتر اين بخش در درس آينده مي آيد.

[1] . تحف العقول، ص 302، بيروت.
[2] . سرگذشتهاي ويژه از زندگي حضرت امام خميني (ره)، مصطفي وجداني، ج 4، ص 121.
[3] . فرقان، آيه 67.
نعمت الله يوسفيان ـ اخلاق اسلامي، ص 135
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :