امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
2781
كسب مال حلال
يكي از ويژگي هايي كه اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ براي پارسايان بيان مي كنند، تلاش براي روزي حلال است(...وَ طَلَباً في حَلالٍ[1]). بديهي است اولين و مهم ترين گام در جهت زدودن «فقر و نيازمندي» و وابستگي فردي و اجتماعي به ديگران، اين است كه انسان سهم خود و خانواده، نزديكان، همسايگان و نيز جامعه خود را از سفره گسترده طبيعت فراموش نكند.
طلب حلال در قرآن
با نگاه به آيات قرآن در مي يابيم كه قرآن هرگز ما را به چشم پوشي از مواهب الهي دعوت نكرده و فقر را ارزش و نعمت به حساب نياورده است.
حتي در سوره جمعه كه توصيه آن به شركت در نماز جمعه و ذكر خداست، مي فرمايد: هنگامي كه نماز پايان يافت، شما آزاديد در زمين پراكنده شويد و فضل خدا را بطلبيد (به دنبال روزي برويد) و خدا را بسيار ياد كنيد، شايد رستگار شويد![2] از اين آيه استفاده مي كنيم كه حتي روز تعطيل و به جا آوردن اعمال عبادي در روز جمعه، مانعي براي فعاليت هاي اقتصادي سازنده نيست.
توازن نيازهاي مادي و معنوي
اصل تعادل و توازن حكم مي كند كه در نيايش هاي خود هم به نعمت هاي دنيا توجه داشته باشيم و هم به آخرت و اين براساس آموزه هاي قرآني است:
«رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ؛[3] مرداني كه خريد و فروش آن ها را از ياد خدا باز نمي دارد».
امام صادق ـ عليه السّلام ـ اين دعاي دو جانبه را اين چنين تعليم داده اند:
«سَلوا اللهَ الغِني في الدُنيا و العافيةَ، و في الآخرةِ المغفرةَ و الجَنَّةَ؛ از خدا در دنيا بي نيازي و عافيت را بخواهيد و در آخرت آمرزش الهي و بهشت را».[4]
كسب حلال، وسيله خدمت
انفاق در راه خدا موارد زيادي از بخشش هاي واجب و مستحب را پوشش مي دهد: خمس، زكات، قرض، صدقه، بعضي از نذرها، هديه، قرباني و... از اين موارد است. بديهي است اگر دست انسان از مال و مواهب دنيوي خالي باشد، هرگز توفيق احسان به مردم را نخواهد يافت. بنابراين مي توان گفت در اغلب آياتي كه صيغه «أنفِقوا» (به شكل امري آن) استفاده شده است؛ چه واجب و چه مستحب، بايد كلمه «اكسبوا» را در تقدير گرفت. هم چنان كه مي گوييم مقدمه واجب، واجب است؛ مقدمه انفاق هم كه كسب درآمد است لازم و اجتناب ناپذير است.
آيه ذيل به صراحت مي فرمايد: از كسب حلال خود انفاق كنيد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ»[5]اي كسانيكه ايمان آورده ايد ازاموال پاكيزه و حلالي كه كسب كرده ايد؛انفاق كنيد.
مولوي مي گويد:
«انفقوا» گفتست پس كسبي بكن زانكه نبود خَرج بي دخل كُهُن
گرچه آورد «أنفِقوا» را مطلق، او تو بخوان كه اِكسبوا ثُمّ «انفقوا»[6]
سعدي شيرازي در پايان باب هفتم گلستان و در داستان جدال سعدي با مدعي، در بيان توان گري و درويشي در ضمن گفت و گويي طولاني با درويشي صوري مي گويد:
توانگران را وقف است و نذر و مهماني زكات و فـطره و اِعـتاق[7] و هَـدي[8] و قـرباني
تو كي به دولت ايشان رسي كه نتواني جز اين دو ركعت و آن هم به صد پريشاني!؟
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
«انّ النفسَ اذا أحرَزَت قوتَها استقرَّت؛ آرامش خيال انسان در صورتي است كه مايحتاج زندگي اش فراهم باشد».[9]
از قرآن كريم نيز چنين استفاده مي شود كه داشتن مال، لازمه رسيدگي به محروم و سائل است.[10]
اهميت طلب حلال در احاديث
پيشوايان معصوم ما ـ عليهم السلام ـ با گفتار، عمل و تشويق، همواره پيروان خود را به تلاش براي روزي حلال سوق داده و «حلال» بودن را ويژگي لازم و دائمي درآمدها دانسته اند. از اين نكته استفاده مي شود كه هر قدر دامنه «درآمدهاي حلال» گسترش يابد و شناسايي شود و مورد استفاده سطوح مختلف جامعه با توانايي ها، سليقه ها، تخصص ها، و امكانات بومي مختلف قرار گيرد، به طور طبيعي نظام مالي و اقتصادي سالمي بر جامعه جاري و ساري مي گردد و راه هاي نامشروع كسب درآمد از بين رفته و يا به حداقل مي رسند. اهميت جايگزين كردن راه هاي حلال روزي به حدي است كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ به يكي از اصحاب خود به نام «مصادف» مي فرمايد:
«يا مُصادِفُ! مجالَدَةُ السيوفِ أهونُ من طَلَبِ الحلالِ؛[11] شمشيرزدن و جنگيدن آسان تر از به دست آوردن روزي حلال است!»
و نيز آمده است:
«الشاخِصُ في طَلَب الرزقِ الحلالِ كالمُجاهِدِ في سَبيل الله؛[12] كسي كه در طلب رزق از شهري به شهري رود، مانند كسي است كه در راه خدا جهاد كند».
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
«ما مِن عَبدٍ استحيا مِن الحَلالِ إلّا ابتلاهُ اللهُ بِالحرامِ؛[13] هيچ بنده اي نيست كه از طلب حلال شرم كند، مگر اين كه خدا او را به حرام مبتلا مي كند».
تلاش اقتصادي در سيره ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ
امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:
«إنِّي لَأعمَلُ فِي بَعضِ ضِياعِي حَتَّي أعرَقَ و إنَّ لي مَن يَكفِينِي لِيَعلَمَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ أنِّي أطلُبُ الرِّزقَ الحَلالَ؛[14] با اين كه من مي دانم كسي هست كه روزي مرا در حد كفاف مي رساند؛ امّا در ضياع (زمين مزروعي) خود آن قدر كار مي كنم تا عرق از بدنم سرازير شود تا خدا بداند كه من در طلب روي حلال هستم».
در حديثي ديگر آمده است:
«ازرَعُوا وَ اغرِسُوا فَلا وَ اللهِ مَا عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَ لا أطيَبَ مِنهُ؛[15] زراعت كنيد و بكاريد (كه) به خدا قسم عملي شريف تر و پاك تر از آن نيست».
آثار طلب حلال
آمرزش گناهان
خداي متعال با اسباب مختلفي گناهان انسان را مي بخشد كه توبه، شفاعت، عبادات، ولايت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، خدمت به مردم و... از اين اسباب هستند. يكي از اين سبب ها طلب حلال است. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
«مَن باتَ كالّاً مِن طَلَبِ الحلالِ باتَ مَغفوراً له؛[16] كسي كه با خستگي به سبب تلاش روزانه براي كسب حلال، شب را به صبح برساند، آمرزيده مي شود».
در روايتي ديگر از آن حضرت آمده است:
«إنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لا يُكَفِّرُها صَلاةٌ وَ لا صَدَقَةٌ قِيلَ يا رسولَ اللهِ فَما يُكَفِّرُها قالَ الهُمُومُ في طَلَبِ المَعِيشَةِ؛[17] بعضي از گناهان به وسيله نماز و صدقه هم آمرزيده نمي شوند. سؤال شد يا رسول الله! پس چه چيز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جديت و تلاش در طلب معيشت».
رفاه خانواده
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:
«من لم يستحي مِن طلبِ المعاش خَفَّت مؤونَتُهُ وَرُخيَ باله و نُعِّمَ عِيالُهُ؛[18] كسي كه از طلب حلال شرم نكند، بارش سبك، سختي هايش آسان و خانواده اش در رفاه قرار مي گيرند».
كسب را همچون زراعت دان عمو تا نكاري دخل نبود آن تو
در روايات اولياي گرامي اسلام تأكيد شده است كه افراد ثروت مند در زندگي خانواده سخت گير نباشند و از تأمين رفاه و آسايش آنان خودداري نكنند.
امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«صاحِبُ النِعمةِ يَجِبُ عَلَيه التَوسِعَةُ عَن عِيالِه؛[19] بر صاحبان نعمت واجب است كه بر خانواده خود توسعه دهند و به زندگي آنان گشايش بخشند».
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ فرمود:
«لَأن أدخُلَ السوقَ و مَعي الدَراهمُ أبتاعُ بِه لِعِيالي لَحماً و قَد قَرِموا أحَبُّ إلَيَّ مِن أن اُعتِقَ نَسمَةً؛[20] اگر داخل بازار شوم و با من پول باشد و به وسيله آن براي خانواده خود گوشت تهيه كنم كه به آن بسيار نيازمندند، در نزد من محبوب تر است از اين كه بنده اي را آزاد نمايم».
رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
«لَيسَ مِنّا مَن وُسّعَ عَلَيه ثُمّ قَتَرَ عَلي عِيالِه؛[21] كسي كه وسعت مالي دارد و داراي تمكّن است؛ ولي بر خانواده خود سخت بگيرد و آنان را از زندگي راحت محروم بدارد، از ما نيست!»
سربار نبودن
نتيجه بيكاري، نداشتن مهارت و دانش مفيد و سودآور، كم كاري و تلف كردن وقت اين است كه انسان، خود و خانواده اش را سربار و نان خور ديگران كند و چنين كسي از رحمت خدا به دور است.
عن النبي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ قال:
«ملعونٌ مَن ألقي كَلَّه عَلَي الناس مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَيَّعَ مَن يَعول؛[22] رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرموده است: كسي كه بار زندگي خود را بر دوش ديگران بيفكند (و بخواهد از دسترنج مردم زندگي خود را بگذراند( رانده و مطرود درگاه باري تعالي است و نيز كسي كه حقوق خانواده خود را ضايع كند ملعون است».
هيچ چاره نيست از قوت عيال از بن دندان كنم كسب حلال
اولياي گرامي اسلام، به قدري به كار كردن مسلمانان مُصِرّ بودند و مي خواستند زندگاني آنان با عزت بگذرد كه اگر در مواقعي افراد نقص عضوي داشتند باز هم به آنان تأكيد مي كردند كه از عضو سالم خود استفاده نموده و به كار اشتغال يابند. در اين باره از امام صادق ـ عليه السّلام ـ حديثي نقل شده كه مي فرمايد:
«أنّ رَجُلاً اتاهُ فقالَ: انّي لا أحسِنُ أن أعمَلَ عَمَلاً بِيَدي و لا اُحسِنُ أن أتجرؤ و أنا محارِفٌ محتاجٌ، فقالَ: اعمَل و احمِل عَلي رأسِكَ و استغنِ عَن الناس؛[23] مردي به حضور امام صادق ـ عليه السّلام ـ آمد و گفت: يابن رسول الله من نمي توانم با دستم كار كنم ـ شايد دستش عيبي داشته كه فاقد قدرت كار بوده است ـ و سرمايه اي هم ندارم كه تجارت كنم و نيازمند هستم. حضرت ـ عليه السّلام ـ (ديد كه سر و گردن او سالم است( فرمود: كار كن و كالا را با سر خود حمل نما و از مردم بي نياز باش».
توجه به سبب معنوي رزق حلال
در پايان اين فراز لازم است بدانيم كه رزق حلال نيز هم چون همه جنبه هاي ديگر زندگي نيازمند دعا، تضرع و مسألت از درگاه ربوبي است و سبب واقعي، خداي سبحان است. بنابراين تلاوت بعضي از سوره ها و آيات مبارك قرآن، دعاهاي وارد شده از معصومين ـ عليهم السلام ـ و نيز ذكرهايي كه براي توسعه رزق توصيه شده اند، بايد همواره مورد توجه باشند. يكي از دعاها كه پس از آخرين نماز يوميه خوانده مي شود و محتوا و مضمون آن براي طلب رزق است، تعقيب نماز عشا است كه مرحوم محدث قمي ـ رحمة الله عليه ـ آن را در كتاب مفاتيح الجنان از كتاب شريف مصباح المتهجّد نقل كرده است.

[1] . نهج البلاغه، خطبة متقين.
[2] . سورة جمعه، آية 9.
[3] . سورة نور، آية 37.
[4] . اصول كافي، ج 15، ص 71.
[5] . سورة بقره، آية 267.
[6] . مثنوي معنوي، دفتر پنجم، بيت 580ـ579.
[7] . اعتاق به كسر اول مصدر باب افعال به معناي آزاد كردن بندگان است.
[8] . هَدي به فتح اول و سكون ثاني، شتر يا گوسفند يا حيوان ديگري است كه در روز حج بايد حاجيان قرباني كنند و گاهي عنوان كفّاره دارد و براي جبران تقصيري است كه مرتكب شده اند.
[9] . من لايحضره الفقيه،‌ج 3، ص 166.
[10] . «إِلاَّ الْمُصَلِّينَ ... الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ» سورة معارج، آية 24.
[11] . تهذيب، ج 13، ص 7.
[12] . مستدرك الوسائل، ج 13، ص 12.
[13] . محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 2، ص 1076.
[14] . وسائل الشيعه، ج 17، ص 39.
[15] . اصول كافي، ج 5، ص 260.
[16] . وسائل الشيعه، ج 17، ص 24.
[17] . مستدرك الوسائل، ج 13، ص 13.
[18] . بحار الانوار، ج 67، ص 313.
[19] . اصول كافي، ج 4، ص 11.
[20] . همان، ج 4، ص 12.
[21] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 643.
[22] . همان، ج 4، ص 12.
[23] . اصول كافي، ج 5، ص 76.
محمد عليزاده ـ ره توشه راهيان نور، ش50 ص207
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :