امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1362
ترك نكردن نماز حتّي در صحنه جنگ
فان خفتم فرجالاً او ركباناً فاذا امنتم فاذكروا الله كما علّمكم مالم تكونوا تعلمون.
و اگر (به خاطر جنگ يا خطر ديگري) بترسيد نماز را در حال سواره و يا پياده انجام دهيد، امّا به هنگامي كه امنيت خود را باز يافتيد خدا را ياد كنيد نماز را به صورت معمولي بخوانيد آنچنان كه به شما تعليم داد چيزهايي را كه نمي‌دانستيد.«بقره ، 239»
رجال در اينجا جمع (راجل) به معني پياده است و (ركبان) جمع (راكب) به معني سواره است، يعني شما به هنگام ترس از دشمن در ميدان نبرد يا مانند آن مي‌توانيد نماز را در حالتي كه پياده يا سواره، در حال حركت و فعاليّت هستيد انجام دهيد.
در اين آيه تأكيد شده است كه حتّي در سخت‌ترين شرائط همانند صحنه جنگ نبايد نماز را ترك كنيد با اين تفاوت كه اگر در معرض خطر قرار گرفته باشيد، بسياري از شرائط نماز همچون رو به قبله بودن، و انجام ركوع و سجود به طور متعارف، و امثال آن ساقط مي‌گردد، و مي‌توانيد ركوع و سجود را با ايماء و اشاره بجا آوريد.
چنانكه نقل شده است كه امير المؤمنان ـ عليه السّلام ـ در بعضي از جنگها دستور مي‌داد تا هنگام جنگ با ايماء و اشاره نماز بخوانند.[1]و نيز در حديث ديگري وارد شده است كه: (ان النبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ صلّي يوم الاحزاب ايمائاً) :پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در جنگ احزاب با اشاره نماز خواند.
و نيز امام كاظم ـ عليه السّلام ـ در پاسخ اين سؤال كه اگر شخصي گرفتار حيوان درنده‌اي شود و نتواند كوچكترين حركتي به خود دهد، وقت نماز هم تنگ شده باشد چه وظيفه‌اي دارد؟ فرمود: با همان وضعي كه دارد بايد نماز بخواند گرچه پشت به قبله باشد.[2]
ممكن است كساني تصور كنند كه اصرار و تأكيد درباره نماز، تا اين حدّ يك نوع سخت‌گيري محسوب مي‌شود و شايد انسان را از وظايف خطيري كه براي دفاع از خود در چنين لحظات دارد غافل سازد.
در حالي كه اين يك اشتباه بزرگ است معمولاً انسان در اين حالات بيش از هر چيز نيازمند به تقويت روحيه دارد، و اگر ترس و وحشت و ضعف روحيه بر او غلبه كند شكست او تقريباً قطعي خواهد بود، چه عملي بهتر از نماز و پيوند با خدايي كه فرمانش در تمام جهان هستي نافذ است و همه چيز در برابر اراده او سهل و آسان است، مي‌تواند روحيه سربازان مجاهد يا كساني كه مواجه با خطري شده‌اند، تقويت كند؟ گذشته از شواهد فراواني كه در مجاهدات مسلمين صدر اوّل ديده مي‌شود، در اخبار مربوط به جنگ چهارم مسلمانان با صهيونيستها كه در رمضان امسال (1393 هجري قمري) روي داد مي‌خوانيم كه توجّه سربازان اسلام به نماز و مباني اسلام، اثر فوق العاده‌اي در تقويت روحي آنها و پيروزي بر دشمن داشت.
فاذا امنتم فاذكرو الله كما علمكم مالم تكونوا تعلمون.
اين قسمت از آيه خاطر نشان مي‌سازد، كه خواندن نماز به صورت نماز خوف و در حال راه رفتن و سواره، مخصوص حالت ترس و خوف است، امّا هنگامي كه امنيت باز گردد و آرامش حاصل شود بايد نماز را به همان صورت عادي خواند، «فاذا امنتم فاذكرو الله».
سپس اضافه مي‌كند كه خداوند، بسياري از چيزها كه نمي‌دانستيد به شما تعليم كرد، و از جمله طرز نماز خواندن در حالت امن و خوف. روشن است كه شكرانه اين تعليم همان است كه بر طبق آن عمل شود، و هر دستوري در جاي خود انجام گردد .
«كما علمكم مالم تكونوا تعلمون».[3]
در تفسير الميزان آمده:
اگر ترس نداريد بر نمازها محافظت كنيد و اگر ترس داريد به هر اندازه‌اي مي‌توانيد پياده يا سواره، ايستاده يا در حال حركت و اين همان نماز خوف است.
حرف فاء در جمله فاذا امنتم... براي تفريح است، يعني محافظت بر نمازها به كلي ساقط نمي‌شود چنانچه ترسي نداريد و محافظت برايتان امكان دارد واجب است آن را رعايت كنيد و چنانچه برايتان دشوار است به هر اندازه‌‌اي امكان دارد محافظت كنيد و اگر ترستان مرتفع شد و مجدداً ايمن شديد وجوب برمي‌گردد و بايد ياد خدا كنيد.
خدا را ياد كنيد يادي كه همانند نمازي باشد كه در حال امن بر شما واجب است و آن را در ضمن ساير دستورات ديني به شما تعليم داده است.[4]
ـ در همين كتاب از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت كرده كه فرمود: هر گاه در سرزمين خوفناكي بودي و بيم درنده يا راهزني داشتي نماز را در همان حالي كه بر مركب سواري مي‌‌گزاري.
از امام باقر ـ عليه السّلام ـ روايت كرده كه فرمود: كسي كه از راهزناني مي‌ترسد نماز را روي مركب با اشاره بگذارد.[5]
روايت شده كه علي ـ عليه السّلام ـ در ليلة الهرير (در جنگ صفين شبي كه تا صبح نبرد ادامه داشت به نام (ليلة الهرير) ناميده شده است) پنج نماز را با اشاره خواند و بعضي گفته‌اند كه با تكبير خواند.
و نيز نقل شده است كه رسول اكرم در روز احزاب نماز را با اشاره به جا آورد.[6]
[1] . تفسير نور الثقلين.
[2] . وسائل الشيعه، ج 5، ابواب صلوة الخوف.
[3] . تفسير نمونه، ج 2، ص 146 و 147 ـ 148.
[4] . الميزان، ج 2، ص 348.
[5] . الميزان. ج 2، ص 367.
[6] . مجمع البيان. ج 3، ص 58.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :