امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1349
سخنراني آقاي حسين مظفر
چگونگي گسترش و ترويج فرهنگ نماز
ربّ اجعلني مقيم الصّلوة و من ذريتي ربّنا و تقبّل دعاء
بنده راجع به فلسفه نماز، ضرورت نماز و اهميت نماز صحبت نمي‌كنم؛ چون موضوع براي جامعه ما بسيار روشن و واضح است. از طرف ديگر كتابها و سخنان فراواني در اين‌باره نوشته و گفته شده است. مشكل ديگري را در تبيين اين مسائل نمي‌دانم؛ به ويژه در كشوري كه تأسيس آن بر مبناي دستورات وحياني آسماني و الهي است. طبعاً نماز يكي از زيباترين جلوه‌هاي اين نظام آسماني است و همه مردم ما هم مسلمانند و در اهميت و ضرورت نماز مطالبي را مي‌دانند. مسأله و مشكل اصلي چگونگي گسترش و ترويج فرهنگ نماز و اعتلاي اين فريضه الهي در ميان نسل جوان و نوجوان، حتي كودكان ما است. فلسفه تشكيل اين اجلاس به نظر بنده ايجاد حساسيت عمومي در مجموعه كشور است، سپس ايجاد عزم ملي و مهم‌تر از آن پيدا كردن راهكارهاي درست و عملي براي اقامه اين فريضه الهي در سطح كشور به ويژه در بين جوانان و نوجوانان است. عرايض بنده در اين جمع محترم و فرصت كم به ويژه با حضور مديران كل آموزش و پرورش، معاونان پرورشي و مسؤولان ستاد اقامه نماز در آموزش و پرورش درباره‌ي نكاتي است كه مي‌تواند ايمان و باور به نماز و تجلي نماز را در كردار و رفتار دانش‌آموزان عزيز متجلي و عملي كند و يك تحول عملي ايجاد نمايد. به نظر بنده مهم‌ترين عامل تأثيرگذار بر اهتمام و توجه و اعتلاي اين فريضه الهي در سطح كشور به ويژه دانش‌آموزان عزيزمان، ايمان و باور مسؤولان تعليم و تربيت به اين نكته است كه مسؤولان آموزش و پرورش و تعليم و تربيت و معلمان و مربيان عزيز و مديران گرامي تعيين كنند كه وظايف آنها فقط يك سري آموزشهاي خشك كلاسيك نيست كه فقط به جنبه‌اي علمي و دانش‌افزايي دانش‌آموزان عزيز توجه كنند. آموزش‌هاي كلاسيك، خواندن و نوشتن و اين مفاهيم نظري علمي كلاسيك اولين و ابتدايي‌ترين وظيفه تعليم و تربيت است؛ اين هدف نيست و نبايد ما به اين حد اكتفا كنيم؛ بلكه رسالت تعليم و تربيت يك رسالت سه بعدي و همه جانبه است. يكي از آن مراحل، تربيت علمي است كه بايد به آن توجه كنيم و مهم‌ترين آن تربيت ديني و معنوي و اخلاقي نسل جوان و نوجوان است. در حقيقت انسان‌سازي و آدم‌سازي وظيفه بزرگ و مهم آموزش و پرورش است. اين امر، بيشتر ناظر بر اين بعد انساني و اين بعد روحاني است كه بايد به آن توجه بشود. بعد سوم توانمندسازي نسل جوان به عنوان تربيت يك شهروند است كه بتواند زندگي فردي و اجتماعي خودش را دنبال كند. هم تلاش براي اعتلاي علم، دانش، اطلاعات و آگاهيها و هم تلاش براي رشد استعدادهاي معنوي، اخلاقي و ديني نسل جوان است. همچنين تلاش براي تربيت اجتماعي نسل جوان از وظايف بسيار مهم تعليم و تربيت است كه بايد به آن توجه كند. در حقيقت توجه به تربيت عالماني ديندار و خداپرست و خداپرستاني عالم و انديشمند و شهرونداني توانمند و كارآمد و جامعه‌پذير، رسالت سه بعدي است كه مي‌تواند فضاي تعليم و تربيت را بهتر سامان بدهد و جهت‌گيري‌ها را ناظر بر همه استعدادهاي نسل جوان كند كه نگاه يك بعدي باعث رشد سرطاني در ابعاد روحاني و به اصطلاح معنوي فرد نشود. بديهي است وقتي كه اين باور در معلمان، مربيان و مديرانمان پيدا شود همان طوري كه براي كلاسهاي درس و آموزشهاي نظري برنامه‌ريزي مي‌كنند به همين اندازه بلكه بيشتر، بايد به تربيت معنوي و اخلاقي اهتمام ورزند، چرا كه هويت انسان به ابعاد روحاني وي وابسته است. اين باور اگر در او ايجاد بشود، طبعاً نسبت به برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري اهتمام مي‌ورزد و همه نيروهاي مدرسه را براي تحقق اين اهداف الهي بسيج مي‌نمايد و باور مي‌كند كه وقتي تربيت ديني يك ركن شد، نماز زيباترين تجلّي پرستش و عبوديت مي‌شود؛ پس حتماً براي آن برنامه‌ريزي جدّي‌تري را انجام مي‌دهد. اين نگاه اوّل، نگرش و بينش مديران، معلمان و مربيان نسبت به كار خودشان است.
نكته‌ي دوم، تأثير الگوهاي عملي و رفتاري دانش‌آموزان عزيز است. نسل جوان ما الگوپذير و به دنبال الگوهاست و از الگوها تأثير مي‌پذيرد. جوانان و نوجوانان به ويژه آنهايي كه در سنين پايين‌تر قرار دارند، معلمان را بهترين الگوي عملي و رفتاري خودشان مي‌دانند. اگر يك معلم يا مربّي يا مديري كه در عرصه آموزش و پرورش و مدرسه كار مي‌كند به صورت عملي در كنار گفتارها و مفاهيم نظري كه درباره‌ي اهميت نماز، دين، معنويت و اخلاق به بچه‌ها منتقل مي‌كند، عملاً اين اعتقادات را در رفتار خود پياده كند و در كنار دانش‌آموزان براي تجلّي معنويت، دين و اخلاق مشاركت كند، اين كار تأثير بسيار شگرفي در رفتار و گفتار و منش و شخصيت دانش‌آموز خواهد گذاشت. طبعاً وقتي كه صداي اذان در مدرسه بلند مي‌شود، اگر معلم و مربي و مدير دستش را بالا بزند و به وضو بپردازد و آماده باشد در كنار دانش‌آموزان نماز را اقامه كند، يك انقلاب عظيم دروني در دانش‌آموزان ايجاد مي‌شود كه شايد با صدها كتاب و گفتار و نوشتار، اين هدف محقق نشود.
مسأله سوم، استفاده از روشهاي فرهنگي و تبليغي مناسب براي احياي اين فريضه الهي است. بحث روشها اصولاً در تعليم و تربيت يكي از مهم‌ترين مباحث است. بسياري از مفاهيم درست با روشهاي غلط نتيجه مطلوبي نمي‌دهد. روشها خيلي مهم است. البته مطالب خيلي فراواني براي تحقق ارزشهاي علمي، ديني و اخلاقي وجود دارد كه بايد يك معلم رعايت كند. تناسب پيام با سن، نياز و استعداد دانش آموز و نظاير اينها همه مهم است، امّا مهم‌تر از آنها روشهايي است كه ما و معلم و مربي ما براي انتقال يك مفهوم به اصطلاح زيبا و مهم به كار مي‌برد. حالا شيوه پيام رساني چطور باشد، اينها قابل بحث است. مستقيم يا غير مستقيم باشد، يا تحكّمي، دستوري و آمرانه باشد، يا تقليدي و بر اساس متابعت پذيري باشد، يا دستو رالعملي و بخشنامه‌اي باشد، يا عقلاني و اقناعي و توجيهي باشد، همه اينها از مسائلي است كه در بحث روشهاي تعليم و تربيت مي‌تواند مورد بحث قرار بگيرد. اگر چه بحث روشها در همه مسائل مهم است در مسأله تعليم و تربيت مهم‌تر است؛ امّا وقتي كه به مفاهيم ديني و اخلاقي و معنوي مي‌رسيم، از اهميت مضاعفي برخوردار است؛ زيرا حساسيت‌هاي خاصي دارد. ما مي‌خواهيم نماز را در روح و جان بچه‌ها نهادينه كنيم، هم آموزش بدهيم و هم پرورش تا به آن عمل كنند و در عمق جان و انديشه آنها نهادينه بشود. چقدر از اين روشها و شيوه‌ها، مي‌توانيم استفاده كينم؟ در اين زمينه براي روشن شدن مسأله، من دوسه نكته را به صورت خلاصه عرض مي‌كنم؛ هم در مورد نماز و هم در مورد همه مفاهيم ديني و اخلاقي و معنوي. ما بايد به نكته‌اي توجه كنيم و آن شيوه پيام رساني به نسل جوان است؛ آن هم پيام معنوي، الهي و اخلاقي. بعضي از پيامها فقط مبتني بر يك حس يا بر حواس است. پيام مبتني بر حواس يعني پيامي كه به سمع و نظر و رؤيت فرد مي‌رسد و به فرد ابلاغ مي‌شود مانند برگه احضاريه و بخشنامه‌اي كه براي فرد صادر مي‌شود. پيام به حس با نوشتن، كتابت، خواندن، شنيدن و گفتن، منعكس و منتقل مي‌شود. بديهي است اين نوع پيام كه در حد سمع و نظر و حواس است، كارآيي خاص خودش را دارد. كارآيي آن در حد همان حواس است؛ يعني اطلاعات عمومي را افزايش مي‌دهد و به آگاهي‌ها مي‌افزايد. اين مرحله اوّل پيام و شايد به اصطلاح ابتدايي‌ترين پيام باشد؛ امّا برخي پيامها نياز به مرحله بالاتر دارد و آن پيام و ابلاغ پيام به عقل است. در اينجا پيام به نحوي است كه علاوه بر اينكه حواس يعني جسم و گوش و چشم را متأثر مي‌كند، عقلها و انديشه‌ها را نيز متحول و متأثر مي‌كند و انسان را به تفكر و تعقل وا مي‌دارد. نهايتاً او را به منطق و استدلال و استنتاج مي‌كشاند. اين كار دانش آموز و متربّي را به اين سو سوق مي‌دهد و نهايتاً فرد را توجيه عقلاني مي‌كند؛ اين عمل بالاتر از حواس است. اين پيام منتقل مي‌شود و در درون و عقل دانش آموز تأثير مي‌گذارد. ابزار پيام به عقل، ابزار برهان و استدلال و منطق و بيان حكيمانه است كه مربيان و معلمان عزيز بايد به آن توجه كنند. البته بخش مهمي از پيام اولياء و پيامبران بزرگ الهي هم پيام و ابلاغ به عقل بوده است. آنجايي كه در نهج البلاغه فلسفه بعثت را مي‌خوانيم«و يثيروا لهم دفائن العقول» مربي و معلم هم بايد بخش مهمي از پيامهايش به نحوي باشد كه عقل دانش‌ آموز را متأثر كند تا بتواند نتيجه‌ي عميق‌تري داشته باشد و امّا پيام‌رساني باز به اين حد خلاصه نمي‌شود. بعضي ا زپيامها باز عميق‌تر از آن است. اگر كسي بخواهد رياضي يا فيزيك يا شيمي درس بدهد، آنجا علاوه بر آن كه بايد به سمع و نظر دانش آموز برسد، معلم بايد بيايد پاي تخته بنويسد، استدلال كند، فرمولها را اثبات و پيام عقلاني را مطرح كند؛ امّا بعضي پيامها فراتر از اين است و بايد به آن توجه كنيم و آن پيام به دلها است. بايد يك معلم، يك هادي و يك مربي به آن عميقاً توجه كند. ابلاغ پيام به دل و به قلب در حقيقت ابلاغ پيام به روح و جان نسل جوان و دانش آموزان است. اين روش علاوه بر آن كه عقل‌ها را متأثر مي‌كند و با استدلال و منطق در فهم عقلاني يك پيام تلاش مي‌شود، اين پيام در مرحله بالاتري قرار مي‌گيرد.@#@ البته اين پيام رساني ابزار ويژه‌اي دارد. در پيام عقلاني، استدلال و توجيه و منطق و نظاير اينها به اصطلاح ابزار پيام رساني است. در اينجا نكات ديگري دخالت دارد كه باز من اشاره به آن مي‌كنم. بخشي از آن مربوط به شخصيت پيام رسان مي‌باشد. يك معلم و مربي مي‌خواهد پيام نماز و معنويت را به جان و انديشه و دل يك متربّي و دانش‌آموز منتقل كند. شخصيت پيام‌رسان، مقبوليت، ايمان، صداقت، علم و عمل او يكي از مهم‌ترين ابزارهايي است كه تأثير خودش را در رساندن پيام به عقل مي‌كند. مسأله ديگر نكاتي است كه بايد مربي به آن توجه كند و آن توجه به تكريم شخصيت و عشق و محبت و رأفت نسبت به متربّي است. همان اكسير محبتي كه مي‌تواند بسياري از دلها را تسخير كند و تحت تأثير قرار دهد و حرف و سخن معلّم و مربي را در عمق جان و دل دانش‌آموز منعكس كند. طبعاً زماني مي‌تواند آن بيان‌هاي نوشتاري و گفتاري و شنيداري و آن استدلالهاي عقلاني در عمل و رفتار متربّي متجلّي و نهادينه بشود كه اين بخش سوم پيام توسط پيام‌رسان به پيام‌گيرندگان مطرح بشود و در حقيقت با تسخير روح و جان متربّي، بتواند اعضا و جوارح او را در برابر ايمان و معنويت و اخلاق به تمكين وادار كند. اخلاص معلم در پيام‌رساني از مهم‌ترين مسائلي است كه بايد به آن توجه شود. خلوص و پاكي و صداقتي كه بايد يك معلم و يك مربي در پيام‌رساني خودش داشته باشد لازمه كار اوست. او بايد از سر نُصح و خيرخواهي پيامش را برساند و ارشاد كند، از سوز دل و عمق جان با متربّي سخن بگويد. همان‌گونه كه گفته‌اند: «انّ الكلام اذا خرج من القلب دخل في القلب و اذا خرج من اللسان لم يتجاوز الآذان». اين نكته‌اي است كه بايد به آن توجه بشود. نكته ديگر مسأله نقش تشويق و انذار به خصوص در انتقال پيامهاي معنوي است. البته تشويق و انذار نبايد به عنوان يك عامل بيروني فقط تلقي بشود، به لحاظ تلاشي كه ما انجام مي‌دهيم، بايد ارزشها را دروني كنيم. بايد در درون‌سازي ارزشها تلاش كنيم و به آن توجه كنيم. بايد انگيزه تشويق و انذار به انگيزه‌هاي دروني وصل شود. چون ما نكاتي را بعضاً درست رعايت نمي‌كنيم. لذا تشويق و انذارهاي ما هم نتيجه مثبت نمي‌دهد. بشارت دادن در حقيقت تشويق كردن در دل دانش‌آموز است و انذار به معناي هشدار دادن و اعلام خطر است. شهيد مطهّري (اعلي الله مقامه الشريف) در زمينه اين تبشير و انذار نكته خوبي را اشاره مي‌كند. خوب است اينجا هم به آن اشاره‌اي بشود. ايشان مي‌فرمايند: «اين انذار با ترساندن تفاوت دارد. (بعد هم مثالي مي‌زنند و مي‌فرمايند) تبشير حكم قائد را دارد؛ يعني از جلو كشاندن و ايجاد رغبت و انگيزه كردن كه براي فرد ايجاد رغبت كند و از جلو حركت كند و بيايد؛ اما حكم انذار سائق را دارد يعني از پشت سر او را هل دادن و به حركت در آوردن.» در مسير تعليم و تربيت معلمان و مربيان ما بايد به هر دو توجه كنند. معلمان بايد براي نسل جوان و براي توجه به نماز، قرآن و معنويات ايجاد انگيزه كنند. مسائل معنوي سربالايي است. من بارها گفتم: مسائل علمي در نظام تعليم و تربيت چون بر مباني آموزشي و علوم كلاسيك استوار شده سرازيري است. آن‌چه كه به اصطلاح مشكل و سخت است، بحث‌هاي معنوي است. معلم ما بايد هم حكم قائد را داشته باشد و هم حكم سائق را، در اين زمينه بايد انذار و تبشير هم داشته باشد.
اما سخت‌گيري‌هاي بيجا، ملامتها و تكاليف زياد، تحكمي و با فشار و زور برخورد كردن، گروكشي كردن حتي در مورد نماز براي بعضي از مسائل ديگر شايد كار درستي نباشد و جواب مناسبي ندهد. اين معلم است كه بايد اين شيوه‌هاي درست را رعايت كند تا بتواند موفق عمل كند. من اينجا در آخرين كلام و صحبتم به معلمان و مديران و مربيان عزيز خطاب مي‌كنم توجه داشته باشند؛ به خصوص مديران كل و معاونين آموزش و پرورش كه در اينجا حضور دارند. ما بايد تبيين كنيم كه مهم‌ترين رسالت ما پرورش استعدادهاي معنوي و عقلاني و روحاني و اخلاقي نسل جوان است. ما بايد اين فرهنگ را تبليغ و ترويج كنيم. معلمان و مديران مدرسه‌هاي ما اين‌كار را جزء برنامه‌هاي اساسي خودشان قرار بدهند. البته بنده در اين سه سال يكسره تلاش كردم كه همه ما يك نگاه سه بعدي داشته باشيم. اما مديران ما معمولاً اول سال برنامه‌ريزي آموزشي مي‌كنند، كه ما بچه‌ها را مي‌خواهيم از اين‌جا به ‌آنجا برسانيم؛ چه نمره‌اي را به كجا برسانيم؛ چه سطح علمي را به چه سطحي برسانيم؛ اما متأسفانه در مسائل معنوي و اخلاقي و ديني درست برنامه‌ريزي نمي‌كنيم تا ببينيم بچه‌ها را امسال مي‌خواهيم از كجا به كجا برسانيم؛ نماز و قرآن را مي‌خواهيم ياد بدهيم؛ بايد انس با مسجد و الفت با مسائل ديني و معنوي و هويت ديني را در دل بچه‌ها تقويت كنيم.
من اينجا به همه كارگزاران نظام اسلامي به ويژه دوستان آموزش و پرورش پيام امير مؤمنان و امير موحدان عالم حضرت علي ـ عليه السّلام ـ را خطاب به يكي از واليانش عرض مي‌كنم كه به عنوان دستورالعمل كاري ما در سال جديد باشد. وقتي كه ما صحبت از روش خوب، برخورد خوب، سخت‌گيري نابجا و تحكم نا‌بجا مي‌كنيم، مربوط به برخورد دانش‌آموز است. مدير ما، رئيس آموزش و پرورش ما، مدير كل ما و وزير آموزش و پرورش ما حق ندارد برخورد مسامحه‌آميز داشته باشد. مسائل ديني و معنوي بايد با زمينه‌سازي و با اختيار باشد. من و شما موظفيم برنامه‌ريزي و عمل كنيم. مأمور به اين كار هستيم. من و شما براي همين استخدام شديم. تا الآن آموزش و پرورش اشتباه كرده است و در مسير يك بعدي قرار گرفته است. پرورش علمي خواندن و نوشتن و دانش‌افزايي، ابتدايي‌ترين كار تعليم و تربيت است. ما مدرسه‌ها را كارخانه آدم‌سازي مي‌دانيم. مدرسه بايد فرهنگ‌سازي كند، بايد فراز و فرود‌هاي غيرمتعادل فرهنگ جامعه را سامان دهد، خودش متأثر از سياست‌هاي كنش‌دار نشود و خودش بتواند به اخلاق و معنويت و فرهنگ بچه‌ها با روش خردمندانه و با روش متعادل سامان ببخشد؛ نه افراط و نه تفريط. لذا در اين‌جا برنامه‌ريزي الزامي ‌است. يك موقع تصور نشود كه اين هم يك توصيه است. امير مؤمنان به يكي از واليانش (محمد بن ابي‌بكر)، زماني كه او را به فرمانروايي مصر گماشت نكاتي را فرمود. حضرت اول دو سه نكته را مي‌گويد. اين هم چون براي ما مهم است عرض مي‌كنم؛ بعد آن جمله را. اول مبارزه با نفس را اشاره مي‌كنند؛ با نفس خويش پيكار نماييد. مبارزه با نفس اولين گام براي تعليم و تربيت و براي اصلاح است. تا درون اصلاح نشود نمي‌توانيم بيرون خود را اصلاح كنيم. ثانياً از دين خدا حمايت كنيد. امير مؤمنان وقتي كه والي را انتخاب مي‌كند و مي‌فرستد، اولين پيامش خود‌سازي است. دومين پيام حراست و حفاظت و حمايت از دين خداست. مديران آموزش و پرورش؛ رؤساي آموزش و پرورش؛ معاونان پرورشي؛ معلمان و مربيان عزيز و مسؤولان تعليم و تربيت! كار ما حمايت از دين خدا، حمايت از آرمانها و حمايت از ارزشهاي الهي و معنوي است كه با قيمت گران و اهداء220000 شهيد به دست ما رسيده‌است. كار ما فقط تدريس فيزيك و شيمي نيست. اگرچه آن هم ابتداي كار ما است. از دين خدا حمايت كنيد. سوم، خدا را به خاطر مردم به خشم نياوريد؛ چون هيچ چيز خشم خدا را جبران نمي‌كند.
بعد از اين سه پيام، اين پيام كه شاهد عرض من و مثال من است عرض مي‌كنم. فرمود:
«صل الصّلوة لوقتها المؤقّت لها و لا تعجّل وقتها لفراغ و لاتؤخرها عن وقتها لاشتغال و اعلم انّ كلّ شيءٍ من عملك تبعٌ لصلوتك». حضرت مي‌فرمايند: اي محمد بن ابي‌بكر! اولاً نماز را در وقتي كه خدا برايش تعيين كرده بخوان. هرگز به خاطر بيكاري آن را به تعجيل مينداز و زودتر آن را به جاي نياور و هرگز به خاطر كار و اشتغال آن را به تأخير مينداز. جمله زيباي شهيد رجايي يادتان هست؟ «به نماز نگوييد كار دارم، به كار بگوييد نماز دارم». جمله بسيار زيبايي است. سپس حضرت اين نكته را توصيه مي‌كند: اي محمد بن ابي‌بكر! بدان كه هر عملي كه انجام مي‌دهي، تابع نماز توست. اگر نمازت را درست بخواني، حتماً اعمال ديگرت هم درست خواهد شد و اگر نمازت را ضايع كردي، همه اعمال تو ضايع خواهد شد. ما اين پيام را پوستر و تراكت كرديم. گفتيم امسال اين پيام، دستورالعمل آموزش و پرورش قرار بگيرد، براي توجه به اين فريضه الهي. البته ما كارهاي ديگري نيز انجام داديم كه در مسير همين امر است.
قرآن را در پايه‌هاي اول و دوم آورديم كه ديگر ما بحث قرائت قرآن را ان‌شاءالله در همين پايه دبستان تمام كنيم و در راهنمايي تجويد و تندخواني و مقداري معارف در دبيرستان به تفسير و معارف الهي بپردازيم و قرآن و عترت را در آنجا با هم ببينيم . زشت است در نظام اسلامي كه در دبيرستانش هنوز قرآن را به منظور يادگيري بخوانند! يك موقع قرآن مي‌خوانند براي ارتقاء فهم معرفت ديني، كه خوب است و بايد هم داشته باشيم. ما بايد قرآن را تمام كنيم؛ يا مثلاً كتابت عربي‌مان را، به جاي آن ادبيات بي‌محتواي به اصطلاح كوچه و بازاري، تمام محتواي عربي‌مان را از كتاب اول و دوم راهنمايي شروع كرديم و در مسير آيات و روايات قرار داديم؛ يعني همان نكات دستوري را هم در همين آيات و روايات ديديم.@#@ انشاءالله دوستان توجه مي‌كنند.
من دو سه نكته ديگر از كارهاي آموزش و پرورش را راجع به نماز عرض كنم و عرضم را به پايان برسانم. جناب آقاي قرائتي، تقريباً ما در تمام پايه‌هاي درسي از نماز سخن گفته‌ايم. در برگزاري جشن تكليف تلاش وسيع‌تري با همكاري صدا و سيما انجام شده است و حتي براي پسران راهنمايي هم برنامه‌اي داريم كه دنبال خواهيم كرد. مسابقات احكام و نماز، احكام نماز را ياد مي‌دهد، در مسابقات اذان كه در سال گذشته داشتيم بيش از يك ميليون و دويست هزار نفر دانش‌آموز شركت كردند.
اگر مساجدي باشد كه در كنارش يك زمين باشد ما در آنجا حاضريم مدرسه‌اي درست كنيم.
براي اينكه ارتباط مدرسه و مسجد تقويت بشود. ما حاضريم در كنار مساجد اگر زمين‌هاي مناسبي وجود دارد به اين امر اختصاص داده شود كه در اين زمينه اقدام كنيم. در مورد نماز‌خانه‌ها هم كه عرض كردم اقداماتي داريم انجام مي‌دهيم و نياز به كمك مالي بيشتر داريم. براي رفت و آمد روحانيون عزيزي كه در مدارس نماز مي‌خوانند هزينه بسيار زيادي بر ما تحميل مي‌شود. كارهاي آموزش و پرورش به گونه‌اي است كه يك كار كوچكش ضرب در يك حجم بزرگي مي‌شود و اعتبار و حجم عظيمي را در برمي‌گيرد. بايد ما حساب كنيم كه حتي اگر8 ماه بخواهيم نماز جماعت بخوانيم و هر ماه 25 روز ضرب در12 هزار روحاني كنيم، براي رفت و آمد آنها500 تك توماني فقط هزينه كنيم 5/1 ميليارد تومان مي‌شود. واقعاً براي همين حدش هم مانده‌ايم و اعتبار ويژه‌اي در نظام برنامه‌ريزي بودجه‌اي نداريم. متأسفانه در بحث نمازخانه هم همين‌طور.
به هيچ عنوان نه تنها وظيفه نماز حذف نخواهد شد، بلكه بايد با قوت و قدرت، نماز، قرآن، انس با مساجد، انس با معنويت و تربيت معنوي و اخلاقي به عنوان بهترين رسالت ما دنبال شود. ان شاء الله همه دوستان به آن توجه و عنايت داشته باشند.والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
آقاي حسين مظفر(وزير اسبق آموزش و پرورش)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :