امروز:
شنبه 25 آذر 1396
بازدید :
2943
علوم اسلامي چيست؟

پس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، اين دين توانست بخش زيادي از جهان آن روز را با تعاليم خود نورافشاني كند. در اين سرزمين‌ها تمدني جوانه زد، رشدكرد، باليد و چند قرن، جهان را تحت سيطرة خود قرار داد. پايه‌هاي اين تمدن را علومي تشكيل مي‌داد كه حاصل مطالعه، تحقيق و تلاش‌هاي فراوان دانشمندان مسلمان بود. پرتو اسلام، جان انسان را تغيير داد و بينش او را به جهان اصلاح كرد، به هر انساني ارزش مستقلي داد. و او را به شناخت جهان، انسان و آفريدگار، جهان و انسان دعوت كرد. و همين عامل بود كه مسلمين جرقه‌هاي علوم گذشتگان را به مشعل‌هاي فروزان و ماندگار تاريخ تبديل كردند.
امّا معيار اسلامي بودن علم چيست؟ آيا هر علمي مي‌تواند اسلامي باشد، يا اين كه اسلام بعضي علوم را مردود دانسته و آن را نفي كرده است؟ در هر صورت معيار وملاك اسلامي بودن علوم چيست؟
ممكن است موضوع، مسائل، غرض و انگيزه و منبع و مستند هر علم وحتي تشويق و ترغيب اسلام به تعليم و فراگيري يك علم بتواند ملاك و معياري براي اسلامي بودن آن باشد. به علاوه كه گاهي فهم و درك و يادگيري و ياددادن بعضي از علوم و بلكه فهم متون و منابع اسلامي، نيازمند فراگيري علم ديگري است،‌اين جنبه مقدمي بودن نيز ممكن است بتواند ملاك و معيار ديگري به شمار آيد، بنابراين مي‌توان علوم اسلامي را به چند دسته تقسيم كرد.
الف: با نظري به دانش‌هاي مختلف اسلامي بودن برخي از علوم به آساني قابل تحليل است. چرا كه علومي همانند تفسير قرآن، فقه، حديث، قرائت، كلام نقلي و... علومي هستند كه همه براي فهم آموزه‌هاي دين اسلام تدوين شده‌اند و همه بر اساس همان آموزه‌ها و تحت تأثير هدايت و فرمايشات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ شكل يافته‌اند. به تعبيري موضوع مسائل، غرض و منبع مطالعاتي اين علوم همه در دوران خود دين اسلام مي‌باشد و در اين دسته همين است.
با نگرشي اجمالي به سير تدوين اين علوم در سرزمين‌هاي اسلامي و مطالعه اولين جوانه‌هاي هر يك از اين دانش‌ها، اين نكته به خوبي آشكار مي‌شود. گسترش اسلام به ممالك غير عرب، ‌عدم آشنايي مردم آن كشورها و حتي خود مسلمانان عرب زبان مدينه و مكه با قرآن و حديث و حتي زبان عربي، اختلاف قراءات و نسخه‌هاي دستنويس قرآن، در دهه‌هاي اول هجري، ‌نياز مسلمين به دانستن احكام و عدم دسترسي آنها به پيامبر و ائمه و اصحاب ايشان و اختلافات گوناگون بر سر مسائل عقيدتي، همه و همه جزو علل تشكيل اين علوم مي‌باشند.
و روشن است كه نخستين و اصلي‌ترين منبع مطالعاتي و تحقيقاتي دانش‌ فقه، يا علوم قرآن و يا تفسير و... خود قرآن كريم و سنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشد.
علاوه بر نياز مردم به ضرورت به كارگيري احكام اسلام (قرآن و سنت) براي بهتر زيستن در ابعاد مختلف زندگي (فردي، خانوادگي، اجتماعي) و مراحل آن، انگيزه وعامل اصلي تشويق مردم به فراگيري اين علوم، آيات متعدد قرآن كريم و روايات فراوان از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ است. چنان كه بارها در قرآن، دستور به تدبّر در قرآن و فهم آن آمده است.[1] و يا مردم به فراگيري دقيق و عميق فقه يعني همه آنچه در دين آمده است، ‌دعوت شده‌اند.[2]
در روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ نيز دستور به آموزش قرآن،[3] آموزش فقه،[4] ترويج و تعليم حديث[5] فراوان يافت مي‌شود.
ب. گروه دوم مجموعه دانش‌هايي كه مقدمة علوم دسته اول محسوب مي‌شوند، يعني پس از شكل گيري هسته‌هاي اوليه علومي همچون فقه، تفسير، كلام و.... در اثر گسترش مباحث و نيز ظهور ديدگاه‌هاي مختلف و متعدد، ‌دانشمندان اين علوم، نيازمند معيارها و ملاك‌هايي براي سنجش و نيز ترويج و آموزش دانسته‌هاي خود شدند. و اين عامل خود منجر به شكل گيري علوم ديگري هم چون اصول فقه و يا بخش عقلي علم كلام، فلسفه، منطق و رجال و... گرديد.
اين علوم نيز در مواردي داراي منابع ديني هستند، بسياري از مسائل علمِ اصول فقه، ‌برگرفته از آيات قرآن و روايات است. و البته منبع اصلي اين علوم برون ديني و عقلي است. با اين حال به دليل ديني بودن انگيزة فراگيري اين علوم و نيز اين كه مقدمة علوم دستة اول هستند، ‌و هم چنين تطبيق بسياري از تعاليم ديني بر آموزه‌هاي اين علوم، اين علوم نيز اسلامي محسوب مي‌شوند.
مثلاً دانش منطق، فلسفه، جزو علوم وارداتي هستند كه در قرن سوم‌ هجري و در پي نهضت ترجمه، به عالم اسلام منتقل شده‌اند ولي در متون ديني مباحثي درباره توحيد، و صفت خداوند و يا استدلال بر وجود خداوند آمده است كه قابل تطبيق بر مسائل فلسفي هستند و بلكه در برخي موارد بدون مقدمات فلسفي قابل فهم نيستند.[6] به علاوه كه بسط و گسترش اين علوم و پالايش آنها از موهومات و افزودن مسائل جديد و ترويج اين علوم، همه مديون مجاهدت‌هاي بي‌دريغ عالمان مسلمان است.
ج. دسته سوم: در ميان علومي كه در تمدن اسلامي شكوفا شد، علومي مي‌توان يافت كه مهمترين نكتة اسلامي بودن آنها، يكي اسلامي بودن انگيزة يادگيري آن علوم و ديگري تشويق دين اسلام مي‌باشد. و الا به لحاظ منبع و روش مطالعاتي اين علوم، علوم غير ديني محسوب مي‌شوند.
ادبيات عرب، تاريخ، نجوم، جزو مثال‌هاي بارز اين دسته مي‌باشند، البته ادبيات عرب كه مانند منطق و اصول فقه از علوم آلي محسوب مي‌شود مقدمة تمامي علوم و به خصوص علوم ديني نيز محسوب مي‌شود و به اين لحاظ مي‌تواند در گروه دوم نيز قرار گيرد. به هر حال غرض از دانستن اين علم، فهم دين بوده است، و نخستين قواعد ادبيات عرب را نيز امير المؤمنين آموزش داده‌اند.[7] و در مراحل بعدي نيز امام باقر و امام صادق ـ عليهم السّلام ـ از پايه‌گذاران اين علوم محسوب مي‌شوند.[8]
درباره تاريخ اين دو نكته قابل توجه است. زيرا نكات فراواني از تاريخ زندگاني انبياء و دشمنان آنان، در قرآن كريم آمده است. در روايات نيز به بسياري از صالحان و طالحان گذشته اشاره شده است. و اين خود عامل مهمي درگرايش مردم مسلمان به مطالعه تاريخ دارد. عامل ديگر دستور صريح قرآن به مطالعه احوال امت‌هاي گذشته و عبرت گيري از سرنوشت ايشان مي‌باشد.[9]
علم نحو نيز در اثر اين دو عامل، پيشرفت كرد. زيرا شناخت اوضاع اجرام آسماني، جهت شناخت ايام روزه و حج و ساعات نماز و ساير عبادات ... تأثير اساسي دارد و در واقع علم نجوم را جزو علوم واجب اسلامي قرار داده است، در قرآن نيز مي‌توان اشاره‌اي به اين علم يافت.[10] علم طب نيز از جهتي جزو همين گروه از علوم است. در روايتي علم طب در كنار علم دين آمده است.[11] به علاوه كه توصيه‌هاي فراوان بهداشتي و بهزيستي فراواني در روايات وجود دارد.[12]
د. دسته چهارم از علوم اسلامي علومي هستند كه عموما ريشه در بيرون از مرزهاي عالم اسلام دارند ولي دانشمندان مسلمان، با مطالعات و پژوهش‌هاي خود آنها را به كمال رسانده و نكات و مسائل جديد بسياري به مسائل محدود آنها افزوده‌اند. توصيه اسلام به يادگيري و تعليم و تعلّم و ترويج علم حتي از نزد غيرمسلمين[13] و از دورترين سرزمين‌ها[14]، مسلمانان را به جستجوگراني خستگي ناپذير تبديل كرد و آنان در پي فهم پيچيدگي‌هاي جهان اطراف به تحقيق پرداختند، بسياري علوم تجربي مثل شيمي، فيزيك، زيست شناسي، علوم رياضي و... بدين صورت پاگرفته و نضج يافته‌اند. هر چند به شهادت تاريخ جوانه‌هاي ابتدايي همين علوم را نيز نزد اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ بايد رديابي كرد.[15] پس اسلامي ناميدن اين علوم به انگيزه ديني و نيز مسلمان بودن عالمان آنهاست.
- تذكر چند نكته در پايان، ضروري به نظر مي‌رسد:
1. در تمامي اين علوم، منابع دين اسلام به عنوان يك معيار هميشه وجود دارد. يعني حتي اگر منبع پژوهشي يك علم ، قرآن و حديث نيز نباشد، يافته‌هاي آن علم با آموزه‌هاي قطعي قرآن و سنت سنجيده مي‌شوند، و در صورت تنافي با دين، آن مطلب و حتي آن علم از ارزش خواهد افتاد. و به همين جهت علومي مثل سحر و نجوم احكامي و... هيچ گاه اقبال عام نيافتند و مورد توجه دانشمندان قرار نگرفتند.
2. تقسيم بندي ذكر شده در نوشتار فوق بر اساس حصر عقلي نيست. و چنين نيست كه يك علم فقط در يك گروه جا مي‌گيرد و ممكن است يك علم از چند جهت متّصف به اسلامي بودن شود مثل ادبيات عرب يا طب، ما تلاش كرديم مهمترين عامل را معيار تقسيم بندي قرار دهيم.
3. علومي كه به آنها اشاره شد، از جهت حكم تكليفي ممكن است احكام مختلفي پيدا كنند و واجب، ‌حرام، مباح و يا مستحب و يا مكروه به شمار آيند. كه اين جهت خارج از بحث ما قرار مي‌گيرد، البته هر علمي بر اساس نياز جامعه اسلامي به آن، واجب كفايي خواهد بود.[16]

[1] . ر.ك: به آيات 82 سوره نساء، 24 سوره محمد، 29 سوره ص.
[2] . ر.ك: توبه، 122.
[3] . به عنوان نمونه ر.ك: ري شهري، محمد، ‌ميزان الحكمة، دار الحديث، 1419، بيروت، لبنان، چ دوم، ج 6، ص 2521.
[4] . ر.ك: همان، ص 2454.
[5] . ر.ك: همان، ج 2، ص 546 ـ 547.
[6] . به عنوان مثال آيات اول سوره حديد و سوره اخلاص كه طبق روايت فهم آن از عهدة عالمان آخر الزمان برمي‌آيد. و يا خطبة اول نهج البلاغه، كه معارف بلند توحيدي را بيان مي‌كند. و نيز برخي از آياتي كه حالت استدلالي دارند مثل آيه 35 و 36 سوره طه. براي مطالعه بيشتر در اين مورد ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، تبيين براهين اثبات خدا، نشر اسراء، قم، 1368، چ سوم، ص 123 ـ 130.
[7] . ر.ك: زيدان، جرجي، تاريخ تمدن اسلام، ترجمه علي جواهر كلام، امير كبير، تهران، 1379، چ 9، ص 478 ـ 480.
[8] . ر.ك: قرباني، زين العابدين، تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1370، چ 2، ص 100، 102، 103.
[9] . به عنوان مثال ر.ك: به آيه 109 سوره يوسف، 46 سوره حج، 9 سوره روم، 137 سوره آل عمران، 36 سور نحل و... .
[10] . ر.ك: آيات 16 سوره نحل، 97 سوره انعام، و نيز آيه 189 سوره بقره، و از تو درباره هلال‌ها مي‌پرسند بگو كه آنها وقتها را مشخص مي‌كنند و نيز وقت حج را.
[11] . ر.ك: ميزان الحكمه، ج 5، ص 2105، در همان جا روايت ديگري آمده كه چهار علم را در كنار هم آورده است: امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: علوم چهار قسمند: علم فقه براي دين شناسي، علم طب براي بدن، علم نحو براي زبان شناسي، علم نجوم براي شناخت زمان‌ها.
[12] . ر.ك: طبرسي، حسن بن الفضل، مكارم الاخلاق، مؤسسه نشر اسلامي، قم، 114 ق، ج 1، در اين كتاب بسياري از مستحبات ذكر شده كه بسياري از آنها آثار بهداشتي نيز دارند.
[13] . چنان كه پيامبر اسلام اسيران كفّار را در ازاي آموزش به مسلمانان آزاد كردند،و نيز ر.ك: ميزان الحكمه، همان، ص 2083.
[14] . قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : اطلبوا العلم و لو بالصين...؛ و ر.ك: ميزان الحكمه، همان، ص 2070.
[15] . چنان كه درباره طب ونجوم به آنها اشاره شده و نيز شاگردي جابر بن حيان شيمي دان نامي نزد امام صادق ـ عليه السّلام ـ معروف است.
[16] . اين نوشتار كوتاه، تلاشي است براي بازنويسي، تحليل استاد شهيد مطهري، در اين زمينه كه اصل نظريات ايشان در منبع ذيل مي‌باشد: آشنايي با علوم اسلامي، انتشارات صدرا، ج 1، (فلسفه ومنطق)، ص 10 ـ 15.
محمد كاظم حقاني فضل
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :