امروز:
شنبه 2 بهمن 1395
بازدید :
1451
تاريخ اسلام
از آن‌جايي كه هر علمي، تعريف، موضوع، هدف و محتوايي دارد، علم تاريخ هم خالي از اين گونه موارد نيست.
تعريف تاريخ اسلام: عبارت است از كلّية فعاليت‌هاي مسلمانان و يا آنچه كه مربوط به مسلمانان مي‌باشد، در گذشته و بررسي آن به وسيلة محققان كه ممكن است نتيجة آن مطابق باواقع ويا خلاف واقع باشد.
البته پيرامون تعريف تاريخ، چندين تعريف ديگر آورده شده است كه تقريباً مفهوم همگي آنها عبارت است از مجموعة يك سلسله حوادث و وقايع كه زندگاني گذشتة انساني را نشان مي‌دهد (در دوران اسلام).
موضوع تاريخ اسلام: بنابر آنچه كه در تعريف از تاريخ اسلام كرديم، پس موضوع آن عبارت خواهد بود از فعاليت‌هاي مسلمانان و يا آنچه كه مربوط به مسلمانان است.
اهميت و فايدة تاريخ اسلام: تاريخ اسلام كه شرح حال گذشتة مسلمانان است چندين فايده دارد: 1. آشنايي با احوال گذشتگان، انسان را كمك مي‌كند تا شيوة زندگي بهتر و همزيستي مطمئن‌تري را انتخاب كند.
2. اتكا بر تجارب گذشته، غالباً تصميم‌گيري را در زندگي روزانه آسان مي‌كند، پس بدينگونه تاريخ به نوعي ناخودآگاه جزو زندگي انسان است.[1]
3. از فوايد تاريخ لذت‌انگيزي آن است كه ابوالحسن مسعودي هم در كتاب «مروج الذهب» مي‌گويد: علم تاريخ، علم لذيذيست.
اهميت شناخت تاريخ اسلام به اين است كه چون زندگي ما مسلمانان با زندگي تمام افراد و جوامع مسلمان گذشته مرتبط است و در يك مسير كه رسيدن به كمال باشد در جريان است، پس بايد ما با روش و چگونگي زندگي مسلمانان در گذشته آشنا شويم، مخصوصاً شناخت زندگي مسلمانان صدر اسلام براي ما لازم است، ‌تا اينكه بر اثر گذشت زمان حقايق اسلام و سيرة بندگان صالح خدا به دست فراموشي سپرده نشود و رفتار آنها درس عبرتي باشد براي آينة زندگي ما مسلمانان .
پس علل و انگيزه‌هاي تدوين تاريخ و سيره‌نويسي، مغازي، طبقات، انساب و كليّة تواريخ عمومي و محلي و سلسله‌اي را مي‌توان از اين ديدگاه نگريست و گفت كه پند و عبرت از تاريخ گذشته مسلمانان مشهورترين هدف و فايده‌اي است كه مسلمانان به تبع آيات قرآني از تاريخ اسلام مي‌برند.
تاريخچه: از آنجا كه تاريخ در شمار مهمترين رشته‌هاي علمي رايج در تمدن اسلامي بوده است و از لحاظ دروني، در هر قومي انگيزه‌هاي فراواني وجود داشته است تا آنها را به نگارش تاريخ‌شان وادارد.
لذا به تاريخ‌نگاري اسلامي از همان صدر اسلام اهميت داده شده است. و خود عربها هم چون بيش از حدّ به «ايام العرب» كه عبارت از روزهايي كه وقايع مهمي در آن روزها رخ مي‌داده است و عربها توجّهي خاص به آنها داشته‌اند مانند يوم بدر، يوم احد، يوم صفين و غيره كه عربها خاطرة اين روزها را حفظ كرده و به طور شفاهي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌داده‌اند و در مجالس ادبي و تفريحي خود مي‌خوانده‌اند. پس آنچه از دوران جاهليت و ايام العرب قبل از اسلام و ايام العرب صدر اسلام براي ما بر جاي مانده است، انتقال آنها بر پاية روايات شفاهي بوده است و تنها در دوره‌هاي بعدي يعني قرن دوم هجري، توسط دانشمندان اسلامي تدوين شده است.[2]
تاريخ‌نگاري به مفهوم خاصي از قرن دوم هجري آغاز شد و از همان ايام بر اين آثار كمابيش عنوان «تاريخ» اطلاق گرديد.
اگرچه بسياري از اينگونه كتابها را «اخبار» نيز مي‌ناميدند كه مسابقه قديمي‌تري داشته است، مثل اخبار زياد بن ابيه از هيثم بن‌عدي، اخبار العباس از هشام كلبي و غيره. ولي تاريخ غالباً حوادث و رويدادهاي عام‌تر و مشتمل بر ذكر تاريخ وقايع اطلاق مي‌گرديد.
تاريخ اسلام در آغاز با علم حديث ارتباط مستحكمي داشته است. و ابتداءاً به صورت روايي، تاريخها تأليف مي‌شده است و تاريخ‌نگاري در زمانهاي بعد به خاطر توجه خلفا و حاكمان اسلامي رونق و شدت بيشتري يافت.[3]
بنيانگذاران: در تاريخ نگاري اسلامي مكاتب مختلفي فعّال بوده‌اند. ما شاهد مكتب تاريخ‌نگاري مدينه هستيم كه كساني چون ابان بن عثمان بن عفان، عروة بن زبير، شرحبيل بن سعد، موسي بن عقبه، محمد بن مسلم بن شهاب زهري و وهب بن منبّه به تاريخ‌ و سيره نگاري مشغول بوده‌اند و در مكتب عراق هم كساني مثل: سليمان بن طرفان تميمي بصري، عوانة بن حكم كلبي، ابومخنف، اسدي كوفي، نصر بن مزاحم، و طائي كوفي فعال بوده‌اند و به تاريخ‌نگاري اسلام پرداخته‌اند و بعداً در دوره‌هاي بعدي مكتب ايران و شام و اندلس هم به تاريخ‌نگاري اسلامي پرداخته‌اند.
اولين تأليفات كه پيرامون تاريخ‌نگاري اسلامي است به صورت سيره‌نويسي و تدوين سيرة نبوي در مدينه بوده است كه توسط موسي بن عقبه و ابن اسحاق نوشته شده است.[4]
جايگاه آن در قرآن و سنّت: بدون هيچ ترديدي مي‌توان مدعي شد كه قرآن عميق‌ترين تأثير را در توجه مسلمانان به تاريخ اسلام از خود به جاي گذاشته است. قرآن مسلمانان را تشويق به فراگيري تاريخ نموده است و با مطرح كردن قصه‌هاي تاريخي، مسلمانان را امر به عبرت‌آموزي از گذشتگان كرده است.
در قرآن آمده است: «قد خلَت من قبلكم سننُ فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين هذا بيان لنّاس و هديً و موعظةً للمتّقين».[5] علاوه بر قرآن، سنّت هم توجه به تاريخ كرده است. مثلاً امام علي ـ عليه السّلام ـ دروصيت به امام حسن ـ عليه السّلام ـ فرزندش را به عبرت‌آموزي از تاريخ تشويق مي‌كنند.

[1] . دكتر عبدالحسين زرين كوب، تاريخ در ترازو، نشر اميركبير، چ اول، 1354، تهران، ص 25.
[2] . رسول جعفريان، منابع تاريخ اسلام، نشر انصاريان، چ اول، 1376، قم، ص 18.
[3] . سيد صادق سجادي، و هادي عالم‌زاده، تاريخ نگاري در اسلام، نشر سمت، چ اول، 1375، تهران، ص 12.
[4] . رسول جعفريان، پيشين، ص 45.
[5] . قرآن كريم.
رضا جعفري
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :