امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
2288
امام زمان(عج) در قرآن
قرآن كتاب پرشكوه خداست.
كتابي است كه نه كتابهاي آسماني پيشين آن را خدشه دار و باطل مي سازد و نه واقعيت هاي آينده.[1]
بيانگر هر چيزي است[2] و هيچ تر و خشكي نيست، مگر اينكه در (اين) كتاب روشن و روشنگر آمده است. [3] و....
آيا فكر مي كنيد چنين كتابي از ظهور اصلاحگر بزرگ تاريخ انسانيت و بنياد حكومت جهان گستر و عادلانة او، خبر نمي دهد و در مورد آن ساكت است؟
هرگز چنين نيست.... .
قرآن از امام مهدي ـ عليه السلام ـ و برپايي حكومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آيات بسياري سخن گفته است و از اين حقيقت بزرگ خبر داده است.
و اين آيات بر شخصيت گرانماية آن حضرت و ظهور او تأويل گرديده است. همانگونه كه امامان نور ـ عليهم السلام ـ كه قرآن در خانة‌ آنان فرود آمده است، بدين واقعيت تصريح كرده اند و مي دانيم كه صاحبان معصوم و مطهّر و راستگوي خانه، يعني اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به آنچه در خانه است،‌ داناتر و آگاه ترند.
نمونه ها:
1. قرآن در نويدي مي فرمايد:
«و نريد ان نمن علي الذّين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين و نمكنّ لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون.»[4]
يعني: و ما اراده كرديم به كساني كه در روي زمين تضعيف شده اند نعمتي گران، ارزاني داريم و آنان را پيشوايان (راستين) و آنان را وارثان گردانيم.
و به آنان در زمين اقتدار و منزلتي شايسته دهيم و از آنان به فرعون و هامان و سپاهيانش چيزي را كه از آن مي هراسيدند، نشان مي دهيم.
اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در تأويل اين آيه شريفه مي فرمايد: «دنيا پس از چموشي و سركشي، بسان شتري كه از دادن شير به دوشنده اش خودداري مي كند و آنرا براي بچه اش نگه داري مي كند، به ما روي خواهد آورد.»[5]
سپس به تلاوت اين آيه شريفه پرداخت كه:
«و نريد ان نمن علي الذّين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين... »
«ابن ابي الحديد» در اين مورد مي نويسد: «بزرگان ديني و همفكران ما بر اين واقعيت تصريح مي كنند كه اين بيان اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ نويد از آمدن امام و پيشواي بزرگي است كه فرمانرواي زمين و زمان مي گردد و همه كشورها در قلمرو قدرت او قرار مي گيرند.... »[6]
و نيز از اميرالمؤمنين آورده اند كه فرمود: «مستضعفان ياد شده در قرآن كريم كه خداوند اراده فرموده است آنان را پيشواي مردم روي زمين قرار دهد،‌ ما خاندان پيامبريم. خداوند سرانجام «مهدي» اين خانواده را بر مي انگيزند و به وسيلة او، آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار مي رساند و دشمنانش را به سختي، به ذلت مي كشد.»[7]
در آيه مورد بحث كه ظاهر سخن از جنايات فرعون است قرآن به اين واقعيت تصريح مي كند كه:
«و نريد ان نمن علي الذّين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»
يعني:.... و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روي زمين، نعمتي گران ارزاني داريم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم.
در اينجا، معناي ظاهري اين است كه خداوند عزت و اقتدار بني اسرائيل را به آنان باز پس مي دهد و «فرعون» و «هامان» و سپاهيانش را به بوتة هلاكت مي سپارد.
اما معناي نهان آية شريفه غير از معناي ظاهري و روشن آن است. آن معنا اين است كه: مقصود از تضعيف شدگان در آية شريفه، خاندان پيامبرند. مردم آنان را تضعيف نموده و بر آنان ستم كرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترين بيدادگري را در مورد آنان روا داشته اند.
پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ در تبيين اين مطلب فرمود:
«انتم المستضعفون بعدي.»[8]
يعني: شما تضيف شدگان پس از من هستيد.
و اين واقعيت تاريخي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از آن خبر داد، هيچ نيازي به اثبات ندارد.
تاريخ اسلامي و روند آن، به صراحت و با رساترين صداي خويش گواهي مي كند كه مردم از همان روز رحلت پيامبر، خاندان او را با كمال تأسف مورد هجوم قرار دادند و آنان را به سختي تضعيف كردند.
نكتة‌ ديگر:
در پايان بحث، در مورد آية 4 و 5 از سورة مباركة قصص، نكتة ديگري نيز شايستة طرح است و آن اينكه:
ممكن است اين تأويل و معناي نهان از آية شريفه كه امامان نور ـ عليهم السلام ـ آن را آشكار ساخته اند از ظاهر آيه نيز دريافت گردد، چرا كه در صدر آية 5، دو واژة «نريد» و «نمنّ» به صورت مضارع كه از آينده خبر مي دهد،‌ به كار رفته است.
از آنجايي كه اين آيات پس از گذشت هزار سال از عصر «موسي» بر قلب مصفاي پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرود آمده است مي توان گفت كه: اگر در مورد بني اسرائيل بود مي توانست به صورت ماضي كه از گذشته پيام دارد، نازل گردد، اينگونه: «وأردنا ان نمنّ» و يا اينگونه: «منّنا علي الذّين استضعفوا» همانگونه كه در ديگر آيات قرآن، به صورت ماضي بكار رفته است.
براي نمونه:
1. «لقد منّ الله علي المؤمنين... »[9]
2. «... فمن الله عليكم... »[10]
3. «و لقد منّنا عليك مره اخري»[11]
4. «و لقد منّنا علي موسي و هارون»[12]
خداوند در همة اين آيات واژة مورد نظر را به صورت ماضي بكار برده است، اما در آيه مورد بحث به صورت مستقبل «و نريد ان نمنّ»
آيا خود اين نكته, نشانگر اين واقعيت نمي تواند باشد كه معناي نهان و تأويل آية شريفه را از ظاهر و تفسير آن نيز مي توان دريافت؟
در‌ آية بعد نيز همينگونه است: «و نري فرعون و هامان... »
و جاي اين سوال كه چرا نفرمود: «و أرينا فرعون و هامان؟»
و نيز در واژه هاي: «نريد» و «نجعلهم» و باز «نجعلهم» و «نمكنّ» و «نري»[13] همه اين واژه هاي ششگانه بصورت مستقبل آمده اند و نه ماضي، در صورتي كه مي توانست ماضي باشند.
دومين نويد
و نيز خداوند در قرآن كريم اينگونه از آن حضرت نويد مي دهد:
«وعد الله الذّين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات ليستخلفنّهم في الارض كما استخلف الذّين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امناً يعبدونني لايشركون بي شيئاً و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون... »[14]
يعني: خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را در روي زمين جانشين ديگران سازد همانگونه كه مردمي را كه پيش از آنان بودند جانشين ديگران كرد و دينشان را ـ كه خود برايشان پسنديده است ـ استوار سازد و وحشتشان را به امنيت تبديل كند، تا تنها مرا بپرستند و چيزي را با من شريك نگيرند. و آنان كه از آن پس، راه كفر و ناسپاسي در پيش گيرند،‌ نافرمانند.
اين آية شريفه از جمله آياتي است كه به آن حضرت تأويل شده است.
با نگرش به ظاهر اين آيه، خداوند به مؤمنان و شايسته كرداران اين امّت، نويد جامعه اي را مي دهد كه از هر پليدي و ناپاكي پيراسته است و به تمامي ارزشها و قداستها و شايستگي ها آراسته است، اين معناي ظاهري اين آية‌ شريفه.
اين وعده شكوهمند خدا كه سه بار با «لام قسم» مورد تأكيد قرار گرفته است و سه بار با «نون تأكيد» تاكنون تحقّق نيافته است.
چه زماني مرم با ايمان و شايسته كردار توانستند با اقتدار، حكومت مهر و عدل خويش را در سراسر جهان به پا دارند و در كمال آزادي و بدون ترس و دلهره مقررات عادلانه و جانبخش قرآن را در عرصه هاي حيات، پياده نمايند؟
اين مؤمنان شايسته كرداري كه خداوند در آية مورد بحث اين وعدة روح بخش را به آنان مي دهد، چه كساني هستند؟
اگر شما خواننده عزيز به تاريخ اسلام و مسلمانان از همان آغاز درخشش انوار نوراني وحي تا كنون، مراجعه كنيد، به شايستگي درخواهيد يافت كه اين وعدة شكوهبار خدا در ظرف اين هزار چهار صد سال تحقّق نيافته و اين نويد بزرگ جامة عمل نپوشيده است.
من فكر نمي كنم كه وجدان هيچ مسلمان آگاه و با انصافي بپذيرد كه منظور از مؤمنان شايسته كردار در اين آيه، «امويان» و «عباسيان» باشند، چرا كه تاريخ مورد قبول امت اسلام و ملل بيگانه، گواه است كه «امويان و عباسيان» در حكومت سياه و وحشتناك خود،‌ سهمگين ترين جنايات را مرتكب شدند و خون پاك اولياي خدا را به زمين ريختند، حرمت ها را هتك كردند، و كاخهاي ظلم و بيدادشان لبريز از فسق و فجور و ضد ارزشها بود كه اگر بخواهيم آن جنايت ها را به طور دقيق شرح دهيم كتاب از اسلوب و موضوع خود خارج خواهد شد.
به علاوه چه روزگاري براستي دين خدا به تمكّن و اقتدار مورد نظر اين آية مباركه نائل آمد، تا نويد جهان گستر شدن آن تحقّق يافته باشد همانگونه كه در آية آمده است:
«و ليُمكنّن لهم دينهم الّذي ارتضي لهم.... »
اين صحيح است كه اسلام به دليل جامعيت، محتواي بلند، هماهنگي با فطرت و ديگر ويژگي هاي خود و آورنده و آموزگاران و الگوهاي حقيقي آن امامان نور تاكنون به ميليون ها دل و قلب راه يافته و آهسته آهسته به راه خود ادامه مي دهد، امّا سوگمندانه همچنان فاقد يك قدرت منسجم جهاني است، به طوري كه در هر گوشه اي از اين جهان پرآشوب، هر كس مي تواند به جنگ با آن برمي خيزد و بر ضد آن و پيروان آن دست به شقاوت مي زند.
صحيح است كه اسلام در مقاطعي از تاريخ خويش، در قلمرو محدودي به قدرت رسيد و رهبري سياسي و اجتماعي را به كف گرفت، امّا آيا براستي همين حاكميّت محدود و قطعي، نويد مورد نظر قرآن و تحقّق آن وعده شكوهمند خداست؟ اگر چنين است اين شرايط كه در همان عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ تحقّق يافت و اسلام بر مدينه و بخش هايي از «جزير‌ة العرب» حاكم گرديد.
[1] . سورة‌ فصلت، آية 42.
[2] . سورة نحل، آية 89.
[3] . سورة انعام،‌آية 59.
[4] . سوره قصص، آية 5 و 6.
[5] . نهج البلاغه، قصار 209.
[6] . شرح ابن ابي الحديد، ج 19، ص 29.
[7] . بحارالانوار، ج 51، ص 63.
[8] . واژة مستضعف در مفهوم قرآني: كسي است كه نيروهاي بالقوه و بالفعل را بر برازندگي، تكامل و اقتدار و شكوه داراست اما از سوي استبداد،‌ ارتجاع و استعمار حاكم، سخت زير فشار است، و در همانحال در انديشة گستردن بندهاي اسارت و در انديشة عدالت و آزادگي و تقواپيشگي نه اينكه به معناي عنصر فاقد قدرت و توان و تحرك و برنامه و هدف باشد.
[9] . سورة ‌آل عمران، آية 164.
[10] . سورة نساء‌،‌ آية 94.
[11] . سورة طه، آية 37.
[12] . سورة صافات، آية 114.
[13] . واژه هاي ششگانه مورد اشاره در دو آية مورد بحث، در آيات 5 و 6 سورة قصص بكار رفته اند.
[14] . سوره نور، آية 55.
@#@ با اين وصف، معنا و مفهوم اين نويد شكوهبار قرآني چه مي تواند باشد كه مي فرمايد:
«وعد الله الذّين آمنوا منكم و عملوا الصّالحات.... »
يعني: خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را در روي زمين جانشين سازند.... .
بنظر ما، معناي واقعي اين نويد قرآني اين است كه روزگاري در پيش است كه بر سراسر گيتي حاكم مي گردد و مسلمانان بدون هيچ هراس و دلهره اي راه و رسم مترقي و شعائر و برنامه هاي انسان ساز ديني خود را برپاي مي دارند و در تمامي مناطق مسكوني و آباد جهان، تنها اسلام، تدبير امور و تنظيم شئون بشريت را به دست مي گيرد.
آري! اين وعدة شكوهبار قرآن است و اين هم تاكنون، تحقّق نيافته است.
معناي آيه در پرتو روايات
امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ و آموزگاران راستين قرآن نيز در تأويل آية مورد بحث، بر اين انديشه رهنمون هستند كه اين وعدة پرشكوه خدا تحقّق نيافته و به هنگامة ظهور حضرت مهدي (عج) تحقّق خواهد يافت.
براي نمونه:
1. از چهارمين امام نور ـ عليه السلام ـ آورده اند كه آيه مورد بحث را تلاوت كرد و فرمود: «بخداي سوگند كه اين مؤمنان شايسته كردار، شيعيان ما اهل بيت ـ عليهم السلام ـ هستند و خداوند اين نويد و وعدة شكوهبار را به دست بزرگ مردي از ما تحقّق خواهد بخشيد. او مهدي اين امت است و كسي است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در مورد او فرمود: اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقي مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد ساخت تا مردي از عترت من كه نامش نام من است بر جهان حكومت كند و زمين را همانگونه كه به هنگامة‌ او لبريز از ظلم و جور است، مالامال از عدل و داد سازد.»[1]
2. و از دو امام معصوم حضرت باقر ـ عليه السلام ـ و حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نيز همين سخن روايت شده است و آنان نيز درست همين نويد را داده اند.
مرحوم «طبرسي» پس از نقل اين روايت مي گويد: «منظور از مؤمنان شايسته كردار، پيامبر و خاندان اويند و اين آيه در بردارندة‌ نويد حكومت عادلانة جهاني اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، استقرار اقتدار آنان در سراسر گيتي و برچيده شدن وحشت و هراس آنان با ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ است.»
و مي افزايد: «خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در مورد اين واقعيت اجماع و اتفاق نظر دارند و روشن است كه اجماع آنان همانند قرآن حجت است. چرا كه پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «مردم! من از ميان شما مي روم امّا رو گوهر گرانبها در ميان شما به يادگار مي گذارم، يكي كتاب خدا، قرآن و ديگري خاندانم. و اين دو، تا روز رستاخيز و ورود بر من در كنار حوض كوثر از هم جدايي ناپذيرند.»
آنگاه مي افزايد: «نويد شكوهمند اين آيه قرآن نيز كه تمكّن و اقتدار اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و استقرار دين خدا بر روي زمين بوسيلة آنان است، وعده اي است كه تاكنون تحقّق نيافته است از اين رو آن حضرت در انتظار دريافت فرمان ظهور از جانب خداست،‌ چرا كه خداوند در وعده اش تخلف نمي ورزد.»[2]
سومين نويد
قرآن در آيه ديگري مي فرمايد:
«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذّكر ان الارض يرثها عبادي الصّالحون»[3]
ما در زبور (كتابهاي آسماني پيشين) پس از نوشتن در لوح محفوظ، نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ارث مي برند.
مفسّران در تفسير اين آيه، در معناي «زبور و ذكر» به توافق نرسيده اند، امّا اين ديدگاه هاي متفاوت، اختلاف جوهري نيست. چرا كه معناي زبور، چه كتاب آسماني نازل شده بر داود پيامبر ـ عليه السلام ـ باشد، يا مقصود از آن جنس كتابهاي آسماني، مهم نيست همچنانكه معناي ذكر نيز در آية شريفه «تورات» باشد يا «قرآن» يا «لوح محفوظ» همچنانكه مفسّرين گفته اند، به محتواي آيه صدمه اي نمي زند و معناي آيه اينگونه است:
«و ما در كتابهايي كه بر پيامبران فرو فرستاديم، يا در «زبور» كه آن را بر داود پيامبر نازل ساختيم، پس از نوشتن در لوح محفوظ يا تورات يا قرآن، نوشتيم كه زمين را بندگان شايستة ما به ميراث مي برند.»
طبرسي و ديگران در تفسير آيه از پنجمين امام نور ـ عليه السلام ـ آورده اند كه فرمود:
«هم اصحاب المهدي في آخر الزمان»[4]
يعني: اينان ياران حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در آخرالزّمان هستند.
به باور ما، موضوعي كه خداي جهان آفرين در «زبور» و در «ذكر» نوشته است و آن را «لقد» و «انّ» دو بار، سخت، مورد تأكيد قرار داده، شايسته است كه موضوعي بسيار اساسي و حساس و در نهايت اهميت باشد.
صحيح است كه برخي مفسّران مقصود از «زمين» در آية مباركه را زمين بهشت دانسته و آيه را اينگونه معنا كرده اند كه: «بندگان شايسته خدا، زمين بهشت را به ارث مي برند.» و برخي نيز زمين مورد نظر را همين سيارة خاكي دانسته اند كه سرانجام امت مسلمان آنرا با فتوحات خويش به ارث مي برند.
امّا اين دو ديدگاه معناي ظاهري آيه است و معناي نهان و تأويل آيه شريفه اين است كه: «بندگان شايسته خدا بر سراسر جهان حكومت عادلانه و انساني خوش را برقرار خواهند ساخت.»
مرحوم «شيخ طوسي» در تفسير آية شريفه از امام باقر ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه:
«انّ ذلك وعد الله للمؤمنين بأنّهم يرثون جميع الارض»[5]
يعني: اين وعده قطعي خدا بر مؤمنان است كه آنان تمامي زمين و زمان را به ارث خواهند برد.
اين آيه مباركه از نظر معنا، به آيه پيش شباهت دارد كه مي فرمايد:
«ليسخلفنهّمم في الارض»
در اين دو آيه، چه تعبير زيبايي به كار رفته است، تعبير به «ارث» و «استخلاف» كه «ارث» انتقال ثروت و امكانات از مرده به زنده و «استخلاف» نيز قرار دادن يكي بجاي ديگري را مي گويند.
چهارمين نويد
قرآن مي فرمايد:
«هو الّذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدّين كلّه و لو كره المشركون»[6]
اين آيه، در قرآن شريف سه بار آمده است و دلالت بر حساسيت موضوع مي كند.
آيه داراي تفسير و ظاهري است و داراي تأويل و پنهاني.
تفسير و ظاهر اين آيه اين است كه: خداوند پيامبرش حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ را به توحيد و توحيد گرايي، بندگي خدا، پرستش او و دين اسلام فرستاد تا اين دين آسماني را با قدرت و قوّت به همة اديان پيروزي بخشد و سراسر گيتي در قلمرو توحيد و عدالت و تقواي مورد نظر قرآن، قرار گيرد.
در آية شريفه واژة «ليظهره» در خور تعمّق است، چرا كه «ظهور» در اينجا به معناي برتري كامل و روشن با چيرگي و قدرت همه جانبه و كامل است كه مي فرمايد:
«كيف و ان يظهروا عليكم لا يرقبوا فيكم الّا و لا ذمّه»[7]
اينجا نيز «يظهروا» به معناي «يغلبوا» مي باشد.
كه معناي آية شريفه اين مي شود: «دين حق،‌ با اقتدار و شكوه پيش مي رود و بر همة اديان، برتري كامل و پيروزي همه جانبه مي يابد و جهان را در ساية هدايت خويش مي گيرد.»
با اين بيان اگر گفته شود كه اين وعده، تحقّق يافته و ارادة خداوند جامة عمل پوشيده است، معناي آيه اين است كه: خداوند همة دينها و آيينها و كيشهاي منحرف و بي اساس را به وسيلة قرآن و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ، باطل و با‌ آمدن اسلام نفي كرد و هر گونه شرك و انحراف و زندقه و پرستش باطل را مردود شمرد و از صفحة گيتي برانداخت و جهان، جزيرة توحيد گرايي و مهد عدالت و آزادگي و تقوا پيشگي گرديد.
اين معناي ظاهري آيه امّا گر بخواهيم از تأويل آيه سخن بگوييم و در پرتو معناي نهان او راه جوييم، بايد بگوييم كه اين وعدة قطعي و تخلف ناپذير،‌ هنوز تحقّق نيافته است.
مسلمانان هنوز شمارشان حدود يك چهارم مردم جهان يا كمتر است و بر كشورهاي اسلامي قوانين و مقررات غير اسلامي حكومت مي كند و مرامها و كيش هاي ساختگي و دروغين آزادانه به حيات خود ادامه مي دهند.
در برخي از كشورها مسلمانان اقليت پايمال شده اي هستند كه فاقد قدرت و امكانات و بر سرنوشت خويش حاكم نيستند، بنابراين پيروزي كامل حق بر باطل كجاست؟
و نويد قطعي و تخلف ناپذير «ليظهره علي الدّين كلّه» چه زماني و چگونه تحقّق يافته است؟
در پرتو روايات:
پيشوايان نور و امامان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در معناي نهان و تأويل آيه، رهنمود دارند كه اين مربوط به روزگار ظهور امام مهدي ـ عليه السلام ـ است كه بي ترديد تحقّق خواهد يافت.
اينكه به نمونه اي از روايات در تأويل آية شريفه:
1. در تفسير آية مورد بحث، از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آورده اند كه اين آية‌ شريفه را تلاوت كرد كه: «هو الّذي أرسل بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدّين كلّه» آنگاه فرمودند: «آيا اين نويد پيروزي تحقّق يافته است؟»
پاسخ دادند: «آري!»
آن حضرت فرمود: «هرگز! به خدايي كه جانم در كف قدرت اوست، با تحقّق اين وعده، هيچ شهر و دياري نمي ماند جز اينكه در آن نداي يكتايي و عظمت خدا بامدادان و شامگاهان طنين مي افكند.»
2. و نيز از ابن عباس آورده اند كه در مورد اين جمله از آيه: «ليظهره علي الدّين كلّه و... » گفت:
بخداي سوگند چنين نخواهد شد تا مگر روزگاري كه يهوديان و مسيحيان و پيروان ديگر مرامها و مسلكها، به اسلام ايمان آورند. گرگ و گوسفند و شير درنده و انسان و مار گزنده، نسبت به هم احساس امنيت مي كنند، نه گرگ گوسفند را بدرد و نه گوسفند از آن بهراسد.
[1] . مجمع البيان، ج 7، ص 152 و تفسير عياشي، ذيل آيه 154، از سورة نور.
[2] . مجمع البيان، ج 7، ص 152.
[3] . سورة‌ انبياء،‌آية 105.
[4] . مجمع البيان، ذيل آية شريفه.
[5] . تفسير تبيان، ج 7، ص 252.
[6] . سورة‌ توبه، آية 33.
[7] . سورة توبه، آية 8. @#@ روزگاري كه ديگر موشي كيسه اي را پاره نكند و فساد و تباهي روي ندهد. زماني كه جزيه ها الغاء گردد و صليبها شكسته شود.
آري! اين معناي آية شريفه است كه مي فرمايد: «ليظهره علي الدّين كلّه»
و آنگاه تأكيد كرد كه اين وعده الهي تنها با قيام حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل او در جهان، تحقّق خواهد يافت.
3. و نيز از «ابوفضيل» آورده اند كه: از امام كاظم ـ عليه السلام ـ ، از مفهوم پيام و معناي آيه پرسيدم كه مي فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحقّ ليظهره علي الدّين كلّه... »
حضرت فرمود: «خداوند پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ را به ولايت و وصيّت و معرّفي جانشينان خود فرمان مي دهد و دين حق را در آية شريفه، ولايت است، يعني ولايت امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ .»
پرسيدم: «سرورم! معناي «ليظهره علي الدّين كلّه» چيست؟»
فرمود: «خدا دين خويش را با قيام «قائم» بر همة كيشها و دينها، پيروزي كامل مي بخشد.»
4. «قندوزي حنفي» از امام صادق ـ عليه السلام ـ در معناي آية شريفه روايتي آورده است كه مي فرمايد:
بخداي سوگند معناي نهان و تأويل آيه شريفه تحقّق نمي يابد، مگر هنگامي كه حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ ظهور كند و هنگامي كه او ظهور كند بقاياي شرك گرايان از ظهور او ناخرسند مي گردند و كافران حق ستيز به كيفر گناه خود مي رسند.... .
5. مرحوم علامه مجلسي از ابي بصير آورده است كه: از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آية شريفه پرسيدم كه: «هو الّذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدّين كلّه و لو كره المشركون»
حضرت فرمودند: «بخداي سوگند! تأويل و معناي نهان آن هنوز نيامده و تحقّق نيافته است.»
گفتم: «فدايت شوم! چه زماني فرود مي آيد؟»
فرمود: «زماني كه قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ به ارادة الهي قيام كند و زماني كه آن حضرت قيام كند ديگر از شرك و شرك گرايي اثري نمي ماند و دين حق، همة دلها را نورباران مي سازد.... »
و بدينسان به همين اندازه،‌از آياتي كه پيرامون وجود گرانماية آن حضرت تأويل شده است بسنده مي شود امّا يادآوري مي گردد كه ما تنها شماري اندك از آيات را ترسيم نموده ايم چرا كه آيات شريفة قرآن در اين مورد به گونه اي كه در روايات آمده است بسيار است. و ما اگر بخواهيم همه آيات را بياوريم سخن طولاني مي گردد.
سيد محمد كاظم قزويني - امام مهدي (عج) از ولادت تا ظهور، ص 95
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :