امروز:
دوشنبه 4 بهمن 1395
بازدید :
1573
ضرورت و مبانى انتظار
شيعه در اطاعت از دستورات مؤكّد پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مبنى بر پيروى از اهل بيت او، دست از محمد و آل محمد(صلى الله عليه وآله) برنداشته و همواره در خط امامت حركت نموده است و بيش از يازده قرن است كه از جان و دل با خون و قيام، مهدى آل محمد را طلب مى كند.
اين فرقه ناجيه در طول اعصار و قرون متمادى اين پيام را به بشريّت داده است كه بشر كر و كور شده حبّ دنيا، و غوطهور در منجلاب فساد نمى تواند گوهر انسانيّت را به منزل مقصود برساند و اين مهم جز با دست باكفايت يك منجى الهى كه عصاره بندگان صالح خدا از آدم تا ابراهيم و از ابراهيم تا خاتم است ممكن نخواهد بود و لازم است آن ذخيره ى الهى بيايد تا عدالت فراگير را نه تنها در ميان بشريت بلكه در كل عالم هستى مستقر سازد.
تشيّع در اين باره، بشريت را به آمادگى جهت ظهور آن قطب عالم وجود، فرا خواند و مى خواند.
شيعه براى عقيده انتظار روايات متواترى از وجود مقدس پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت آن حضرت فراروى خود دارد كه اين روايات (روايات انتظار) را مى توان به چند بخش تقسيم بندى نمود:
1 - روايات و امر به انتظار
امير مؤمنان على(عليه السلام) مى فرمايند:
«منتظر فرج باشيد و از گشايش الهى مأيوس نگرديد، به درستى كه محبوب ترين اعمال نزد خداى عزوجل انتظار فرج است».[1]
2 - رواياتى كه فضيلت انتظار را بيان مى كنند
امام رضا(عليه السلام) به نقل از پدرانش از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند:
«برترين اعمال امّت من انتظار فرج از سوى خداوند بزرگ است».[2]
3 - روايات و وظيفه منتظران
امام محمد باقر(عليه السلام) مى فرمايد:
«تقوى پيشه سازيد. و بار سنگين انتظار را به كمك ورع و پارسايى و كوشش بسيار در عبادت و اطاعت خدا به منزل رسانيد هريك از شما دينداران هنگامى غرق شادمانى مى شويد كه به آستانه ورود به جهان ديگر پانهيد و دوره ى دنيا را سپرى كنيد. آنجا چشمانتان به نعمت الهى و كرامت خدايى و بهشت جاودان روشن مى گردد. آنجاست كه همه ى اندوه ها از ميان مى رود و آنجاست كه مى بينيد راهى كه شما پيموديد حق بوده است و راهى كه مخالفان شما پيموده اند باطل...».[3]
4 - روايات و منزلت منتظران
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
«المنتظر لامرنا كالمتشحّط بدمه فى سبيل الله».[4]
منتظر امر ما (حكومت ما) مانند كسى است كه در راه خدا به خون خود درغلطد.
همانطور كه گفتيم رواياتى كه دلالت بر «انتظار» مى كنند به حد تواتر رسيده است چنانكه حضرت آية الله العظمى صافى گلپايگانى در كتاب منتخب الاثر مى فرمايد:
«اعلم ان الاخبار الوارده فى فضيلة الانتظار و الترغيب فيه كثيرة متواترة».[5]
براى اطلاع بيشتر از اين روايات مى توانيد به كتاب منتخب الاثر ص 624 تا ص 634 و نيز بحار الانوار، ج 52، ص 122 تا ص 150 مراجعه كنيد.
5 - منتظران برادران پيامبر(صلى الله عليه وآله)
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) منتظران را برادران خود خوانده اند:
«... شمايان اصحاب منيد ليكن برادران من مردميند كه در آخرالزمان مى آيند آنان به نبوت و دين من ايمان مى آورند و مرا دوست دارند و يارى ام مى دهند و تقيه هم نمى كنند با اينكه مرا نديده اند، پس اى كاش من آن برادرانم را ملاقات كنم».[6]
6 - پاداش منتظران
امام صادق(عليه السلام) به نقل از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند:
«پس از شما كسانى بيايند كه يك نفر ايشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد(اصحاب) گفتند: اى رسول خدا! ما در جنگ بدر و احد و حنين با توبوديم و درباره ى ما آيه نازل شده است؟ پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: اگر آنچه به ايشان مى رسد به شما رسد شكيبايى آنان را نداريد».[7]
- آيا انتظار تكليف است؟
اصولاً ماهيت زندگى انسان با انتظار عجين شده است به گونه اى كه بدون آن زندگى مفهومى ندارد و شور و نشاط لازم براى تداوم آن در كار نيست.
انتظار اميد به آينده است و بدون اميد تلاش و تكاپو ممكن نيست. چنانكه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)فرمود:
«اگر اميد نبود هيچ مادرى فرزند خود را شير نمى داد و كسى درختى نمى كاشت».[8]
بنابراين، انتظار و اميد به طور كلّى در حيات بشرى چنان بديهى و روشن است كه براى اثبات آن نيازى به اقامه دليل و برهان نيست.
انتظار فرج يعنى اميد به ايجاد عدالت همه جانبه ى فردى، اجتماعى و اخلاقى. انتظار فرج خط بطلان بر همه ى كفرها، نفاق ها، ظلم ها، تطاول ها و هوچى گرى هاست. انتظار فرج خونى است در رگ زندگى انسانى و قلبى در تاريخ تكاملى بشريت. اين عنصر حياتى از ديدگاه عقل و نقل تكليف است.
اينكه عقلاً تكليف است، زيرا انتظار راهگشايى براى حكومت عدل و ايجاد عدالت است و عقل حكم به حسن عدل و لزوم ايجاد عدالت مى كند. بنابراين، راهگشايى و فراهم نمودن زمينه ى آن هم، لازم و تكليف است پس انتظار فرج تكليف و ضرورى است.
اينكه نقلاً اجب است انسان در دوران غيبت، منتظر منجى عالم باشد به دليل روايات زيادى كه در باب انتظار وجود دارد و بر تكليف بودن آن دلالت مى كنند كه ما در اينجا دو روايت را به عنوان نمونه ذكر مى كنيم:
1 - شيخ صدوق در كتاب كمال الدين به سند خود از عبدالعظيم حسينى آورده كه گفت:
«به سرورم حضرت محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب(عليهم الصلاة والسلام) وارد شدم و مى خواستم كه درباره ى قائم(عج) از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدى است يا غير او؟ پس خود آن حضرت آغاز به سخن كرد و به من فرمود: اى ابوالقاسم! به درستى كه قائم از ماست و اوست مهدى كه واجب است در زمان غيبتش انتظارش كشيده شود و در ظهورش اطاعت گردد و او سوّمين از فرزندان من است».[9]
2 - ابوبصير از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه روزى آن حضرت فرمود:
«آيا شما را خبر ندهم از چيزى كه خداوند هيچ عملى را از بندگان بدون آن نمى پذيرد؟ عرض كردم: بله بفرمائيد. حضرت فرمود: گواهى دادن بر اين كه معبودى جز الله نيست و اينكه محمد(صلى الله عليه وآله) بنده و فرستاده اوست و اقرار كردن به هرآنچه خداوند به او فرمان داده است و دوستى از براى ما و بيزارى از دشمنان ما و تسليم شدن(پيروى از ما) و كوشش و اطمينان داشتن و منتظر قائم بودن سپس فرمود: مارا دولتى در پيش است كه هروقت خدا بخواهد آن را پيش خواهد آورد و...».[10]
در ذيل روايتى كه امر به مرزبانى در زمان غيبت مى كند چنين مى فرمايد:
«يجب على الشعية ان يربطوا انفسهم على طاعة امام الحق و انتظار فرجه و يتهيؤا لنصرته».[11]
بر شيعه واجب است كه گوش به فرمان امام برحق باشند و در انتظار فرجش بسر برند و براى يارى او آماده باشند.
- مسأله انتظار چه مبانى[12] و ريشه هايى دارد؟
عوامل و امور متعددى بشريت را به داشتن حالت انتظار و ضرورت اميد به آينده اى درخشان به دست با كفايت طلايه دارى الهى ترغيب مى كند كه در اين نوشتار به آنها اشاره مى كنيم:
1 - بحران ها و بن بست ها
بشريت امروزه، به هر محورى كه در زندگى پيش روى دارد نظر مى افكند خود را در حصار ناكامى و سرخوردگى مى بيند، و براى نجات از اين گرفتارى هر روز به سوى سر مى كشد و به فكر چاره اى مى افتد. چون اين راه چاره ها و تدابير به منبع فيض الهى متّصل نيستند نه تنها عطش روحى او را برطرف نمى سازند بلكه بر بيمارى هاى روحى و جسمى اش افزوده مى شود و بيشتر به بى كفايتى گردانندگان دنياى كنونى پى مى برند.
بن بست هايى كه بشريت را مضطر مى كند تا به ظهور يك منجى و مصلح جهانى دل ببندد بدين قرار است:
الف) بن بست علم و صنعت
بشر با انقلاب صنعتى در اين خيال بود كه بر همه ى مشكلات و معضلات فائق خواهد آمد و رفاه و آسايش خود را فراهم خواهد ساخت، اما واقعيت اينوليد سلاح هاى كشتار جمعى و مخرّب نمى شود و سردمداران قلدر جهان سرمست از اين تجهيزات ويرانگر با محور قرار دادن منافع خويش هراز چند گاهى آهنگ نقطه اى از جهان را مى كنند و در اين بين آنچه شكست مى خورد انسانيت است.[13]
در چنين وضع اسف بارى، آدمى نااميد شده از قدرت علم و صنعت، بايد به چه كسى پناه ببرد؟ آيا اين قدرت هاى بى بنياد و قلعه هاى بى حصار پناهگاه آدمى و نويد نجاتى خواهند بود؟ و آيا به سازمانهاى بين المللى كه به منظور حمايت از حقوق بشر و حفاظت از محيط زيست تأسيس شده اند و هم اكنون آلت دست قدرتهاى استعمارى بزرگ شده اند مى توان اميد بست؟
اگر منصفانه قضاوت شود بايد اعتراف نمود كه جز به دست با كفايت يك مصلح و منجى الهى اين بن بست حل نخواهد شد.
ب) بن بست سياسى
بشر براى اصلاح حاكميت سياسى و نجات از گرفتارى حكومت هاى ملوك الطوايفى به حكومت هاى پادشاهى و سلطنتى روى آورد ولى در عمل ديد كه اين نوع حكومت ها به ديكتاتورهاى خون آشامى تبديل شده اند كه حق آزادى و حيات را از انسان ها سلب مى كنند و براى رهايى از اين مشكل به چاره انديشى افتاد تا اينكه بعد از رنسانس ره آورد انديشه بشرى حكومت هاى مبتنى بر دموكراسى بود كه در تجربه ثابت گشت مردم از اين نوع مترقى حكومت نيز سرخورده و دل سرد شده اند. شاهد بر اين مدعا اولاً: عدم استقبال مردم از شركت در انتخابات است به گونه اى كه در بعضى كشورهاى اروپايى براى تنبيه افرادى كه در انتخابات شركت نكنند جريمه نقدى در نظر گرفته مى شود و.
[1] - مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار (انتشارات اسلاميه، چاپ سوم، 1372) ج 52، ص 123، ح 7.
[2] - همان، ص 122، ح 2.
[3] - همان، ص 140، ح 51.
[4] - شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة(انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه ى مدرسين) تصحيح على اكبر غفارى، ج 2، ب 55، ص 645، ح 6.
[5] - صافى گلپايگانى، لطف الله، منتخب الاثر فى الامام الثانى عشر (مؤسسة حضرت معصومه(س)، چاپ اول، شعبان 1419 هـ ق) ص 633.
[6] - مجلسى، بحار الانوار(دار احياء التراث العربيه بيروت، چاپ سوم، 1403 هـ ق) ج 52، ص 133، ح 26.
[7] - همان، ص 130، ح 26.
[8] - نهج الفصاحه(سازمان انتشارات جاويد، 1362) مترجم ابوالقاسم پاينده.
[9] - شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة(انتشارات اسلامى) تصحيح على اكبر غفارى، ج 2، باب 36، ص 377، ح 1.
[10] - النعمانى، بوزنيب، الغيبة (انوار الهدى، چاپ اول، 1422 هـ ق) ص 207.
[11] - حكيمى، محمد، عصر زندگى (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، چاپ پنجم، 1381 هـ ش) ص 288 به نقل از مكيال المكارم، ج2، ص 424.
[12] - منظور از مبانى انتظار عوامل و مؤلفه هايى است كه حالت انتظار را در انسان ايجاد و يا تقويت مى كنند.
[13] - بيان مشكلات پيشرفت علوم طبيعى و صنعت بيانگر اين مطلب نيست كه اسلام با پيشرفت علم و صنعت مخالف است بلكه در آموزه هاى دينى اسلام به طور شگفت انگيزى به تحصيل و ترويج و پيشرفت علم توصيه شده است سخن ما اين است كه اين نوع پيشرفت ها چون همراه با تعهد نيست و همانطور كه در ابتداى اين گفتار اشاره نموديم به منبع فيض الهى متصل نيستند موجب بدبختى و سرخوردگى انسان ها شده اند و بشر در اين زمينه به بن بست رسيده.
@#@..
ثانياً: اعترافات نظريه پردازان جهان دموكراتيك حكايتگر به آخر خط رسيدن حكومت هاى مبتنى بر دموكراسى است به عنوان نمونه «آلوين تافلر» مشاور سياستمداران آمريكا كه براى اصلاح جامعه ى جهانى نظريه «موج سوّم»[1] را ارائه كرده چنين اعتراف مى نمايد:
«فهرست مشكلاتى كه جامعه ى ما(غرب) با آن مواجه است تمامى ندارد. با ديدن فروپاشى پياپى نهادهاى تمدن صنعتى در حال نزاع به درون غرقاب بى كفايتى و فساد، بوى انحطاط اخلاقى آن نيز مشام را مى آزارد. در نتيجه موج ناخشنودى و فشار براى تغييرات فضا را انباشته است.
در پاسخ به اين فشارها هزاران طرح ارائه مى شود كه همگى ادعا دارند اساسى و بنيادى يا حتى انقلابى اند، اما بارها و بارها مقررات و قوانين طرح ها و دستورالعمل هاى جديد - همگى به منظور حل مشكلات ما تهيه شده اند، كمانه مى كنند و بر وخامت مشكلات ما مى افزايند و اين احساس عجز و يأس را دامن مى زند كه هيچ فايده اى ندارد و مؤثر نيست. اين احساس براى هر نظام دموكراسى خطرناك است و نياز شديد به وجود مرد سوار بر اسب سفيد را هرچه بيشتر دامن مى زند».[2]
آرى! هرچه از عمر دنيا مى گذرد اين كلام نورانى جان تازه اى مى گيرد:
«او (مهدى) زمين را پر از عدل و داد مى كند همانگونه كه از ستم و بيداد سرريز شده بود و خداوند شرق و غرب جهان را براى وى، خواهد گشود...».[3]
«درايام دولت او دنيا و اهلش در خوشى باشند».[4]
2 - ارتباط انسان با هستى
دوّمين مطلبى كه ظهور منجى و انتظار آنرا ثابت مى كند اين است كه انسان با هستى ارتباطى عميق و پيچيده دارد حتى كوچكترين حركت هايش بزرگترين رابطه را با عالم برقرار مى كند.[5]
چنين دنياى پر از رابطه اى انسان رابه جستجوى ضابطه اى مى كشاند و در اين مسير آشكار مى شود كه نه علم و نه غريزه كفايت لازم را ندارند و فاقد كارايى هستند.
و از طرفى ديگر، حركت آدمى با آن بلندپروازى هاى بى حسابش بدون عكس العمل نمى ماند و هستى نظام مند به وسيله انعكاس رفتارها انسان را تنبيه مى كند چه بسا در لحظاتى كوتاه مدت، ضربه اى را تجربه نكنيم ولى انحراف از نظام هستى در نهايت و درازمدت صدمه اش را خواهد زد آنهم صدمه اى نه در محدوده زندگى دنيا بلكه با نگاهى دينى بر انسان استمرار دارد. حتّى بعد از مرگ نيز اين ضرر و زيان دامنگير انسان خواهد بود.
اكنون با اين استمرار وجود انسان پيوند و ارتباطش با تمام جهان ناچار بايد انتظار طلايه دارى الهى را كشيد كه بيايد تا مسير اين حركت را رهبرى كند.
حاصل آنكه انسان از طرفى ناچار است با جهان و نظام آن ارتباط داشته باشد و از طرف ديگر دراين ارتباط گسترده، يا بايد بى حساب حركت كند و عاقبت دچار صدمات آن شود يا اينكه پناهگاهى ديگر پيدا نمايد. پناهگاهى كه در سياهى جهل آدمى سپيده دمى را نويد دهد و شب تاريك انسا نرا نورانى كند و برنامه اى روشن را ارائه دهد.
اين پناهگاه مهدى(عج) است و ضابطه حركت در دوران غيبت در خط او بودن است (انتظار) و در زمان حضور در طاعت وى درآمدن.
3 - عنايات و كرامات حضرت ولى عصر(عج)
امام زمان(عج) با توجهات و كراماتش در حق انسان ها، موجب تقويت ريشه هاى انتظار در عصر حاكميت غفلت مى گردد.
آن رحمت واسعه حق، با هدايت اشخاص، حل مشكلات علمى علماء، پيام دادن، ملاقات، نصيحت و موعظه، شفاى مريض ها، راه يابى گمشدگان تعليم ادعيه، دستگيرى درماندگان، رفع گرفتارى ها و بلاها[6] و... اين نكته را تذكّر مى دهد كه غم مخوريد يار مهر خواهد آمد.
مهدى فاطمه(س) با اين عنايات و كرامات خود مدام كام تشنه عاشقان را آبيارى مى كند شايد در انتظار محبوب عارفان به خود آيند و با تلاش و ايجاد آمادگى و كوشش فراوان لياقت بهره مندى از حضرتش و حكومت جهانى اش را بيابند.
4 - بشارت هاى قرآن
قرآن كريم با بشارت هاى متعددى كه درباره ى آينده جهان داده است همه ى تشنگان فضيلت را به آمادگى براى رسيدن به وضعيت ايده آل جهان كه از آنِ بندگان صالح خداست دعوت مى نمايد و به اين وسيله روح حركت و پويايى را در رگ هاى بشريت به جريان انداخته است و انسان ها را از ركود و يأس و نااميدى درآورده و به حركت و تلاش و اميدوارى سوق داده است.
در اين زمينه آيات زيادى نازل شده از جمله مى فرمايد:
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ».[7]
ما در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشته ايم كه سرانجام زمين را بندگان شايسته ما به ارث مى برند.
با اين بيان نورانى قرآن كريم به همه ى صالحان بشارت مى دهد كه از وجود فساد و تباهى در عالم مأيوس نگرديد و منتظر باشيد كه عاقبت اين دنيا از آن پاكان و صالحان است و با آمدن منجى الهى، زمين گلستان خواهد شد. براى اطلاع بيشتر درباره ى بشارت هاى قرآن در مورد آينده جهان به پرسش و پاسخ همين فصل رجوع كنيد.
5 - تعاليم معصومين(عليهم السلام)
معصومين(عليهم السلام)اين انسانهاى پاك و وارسته كه دل در گرو سعادت بشريت دارند و از خود انسانها به آنان مشفق ترند[8] در بيانات و تعاليم نورانى خود به بشريت آموخته اند كه يأس و نااميدى به خود راه ندهيد و بدانيد پايان اين شب سيه روز سپيد است.
آن خيرخواهان مهربان كه از گذشته هاى دور رنج انسان را ديده و براى پايان دادن به آن برنامه ريزى نموده اند پايان تاريخ را به تصوير كشيده و همه ى شيفتگان انسانيت و معنويت را به انتظار آن سپيده صبح و آن دم رهايى بشر از ظلم و جور دعوت نموده اند:
«انتظروا الفرج و لاتيأسوا من روح الله...».[9]
چشم به راه رسيدن فرج باشيد و از كارگشايى و آسايش رسانى الهى نااميد نباشيد.

[1] - ايشان معتقد است كه تا كنون دو انقلاب كشاورزى و صنعتى تحوّل عظيمى در جهان ايجاد كرده و موج سوم كه انقلاب الكترونيكى و فراصنعتى است در راه است.
[2] - مجله انتظار، ج 3، ص 99، به نقل از كتاب به سوى تمدن جديد، تافلر، محمدرضا جعفرى.
[3] - بحار الانوار، ج 52، ص 291(چاپ اسلاميه، تهران، 1384 هـ ق).
[4] - بحار الانوار، چاپ اسلاميه تهران 1384، ج 51، ص 101، روايت 38.
[5] - پل لانژون فيزيكدان مشهور مى گويد:
«چمدانم را روى ميز حركتى بدهم اين حركت در همه ى كهكشانهاى اثرى خواهد گذاشت، شدّت ارتباط ميان اجزاى طبيعت به حدى است كه شما بايد از نظر علمى بپذيريد». حيدرى، عزيز الله، مهدى تجسم اميد و نجات (انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، 1380 هـ ش) به نقل ازشرح نهج البلاغه علامه جعفرى، ج 2، ص 95.
[6] - براى مطالعه در اين زمينه مى توانيد به كتب النجم الثاقب علامه نورى، باب هفتم، عنايات حضرت مهدى به علماء و طلاب، عبدالرحمن باقى زاده، سيماى آفتاب حبيب الله طاهرى، عبقرى الحسان و... مراجعه كنيد.
[7] - انبياء / 105.
[8] - قال الصادق(عليه السلام): «والله لانا ارحم بكم منكم بانفسكم» به خدا سوگند من از خودتان به شما مهربانترم، محمد باقر مجلسى، بحار الانوار(چاپ اسلاميه تهران، 1384) ج 47، ص 343، روايت 33.
[9] - محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 52، ص 123 (چاپ اسلاميه تهران، 1384 هـ ق).
عباس مهدوى - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :