امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1899
انتظار صحيح و آثار آن
انتظار صحيح و سازنده «بهترين عمل نزد خداوند»[1] و «با فضيلت ترين عبادت است»[2] و انسان منتظر «از اهل هر زمان فاضل ترند».[3]
انتظار صحيح و سازنده انواع فراوانى دارد كه به ذكر چند نمونه آن، بسنده مى شود:
1 - انتظار سازنده، عامل حركت
انتظار به معناى اميد و آرزو است،[4] بدون ترديد اميد و آرزو در زندگى انسان از مؤثرترين عامل تحرك است. جوهره اين اميدوراى، همان «خوشبينى» نسبت به آينده بشر و پشتوانه آن نويد حتمى خداوند به پيروزى مستضعفان و صالحان است. قرآن فرموده: «ما مى خواستيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم»[5] و نيز چنين آمده: «ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنين نوشتيم كه در آينده، صالحان و پاكان وارثان زمين خواهند بود».[6]
امامان معصوم(عليه السلام) نيز به اميدوارى و انتظار فرج تشويق و از يأس و نااميدى برحذر داشته است. امام على(عليه السلام) فرموده اند:
«انتظار فرج داشته باشيد و مأيوس و نوميد از لطف و رحمت خدا نگرديد».[7]
اگر پيكارگران موحد و ظلم ستيز، عنصر توان بخش و انرژى زاى «اميد» را از صحنه ى زندگى خود بردارند، انگيزه اى براى ادامه ى اين جهاد مقدس نخواهند داشت، زيرا پافشارى را در مسيرى كه به شك منتهى مى شود غيرعقلانى مى يابند.[8]
قرآن فرموده است: «از رحمت خدا مأيوس نشويد، كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مى شوند».[9]
يأس و نااميدى بزرگترين مسلخى است كه ابليس براى ذبح نمودن همه ى حيثيت ها و فضيلت هاى انسانى، فراراه آدمى تهيه كرده است. نااميدى يعنى وداع گفتن با سرالاسرار آفرينش آدمى كه همان پيمودن چرخه تكامل است.
انتظار سازنده، چلچراغ اميدى دهليزهاى بى فروغ قلب هاى انسان منتظر را آذين كرده و آنرا گذرگاه احساس، جهاد، تحرك، مقاومت و ايثار و شهادت مى سازد.
بنابراين، «انتظار، پيوند و قرابت برجسته اى با حركت دارد» حركت، از برايندهاى انتظار، و انتظار از جهت دهنده هاى حركت است.[10]
2 - انتظار سازنده اصلاح طلبى و ظلم ستيزى
انسان منتظر بايد درراه اصلاح خود و جامعه، استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدى تلاش ورزد آن كه منتظر مصلح جهانى است خود بايد صالح و مصلح باشد.
در اسلام، تأكيد فراوانى بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقى، سياسى و اجتماعى وارد شده است كه در قالب امر به معروف و نهى از منكر تقنين شده است.
امر به معروف و نهى از منكر از منظر فقه اسلامى وظيفه شرعى و همگانى است. نتيجه مستقيم انجام اين فريضه «اصلاح» و مجرى آن «مصلح» ناميده مى شود براى درك اهميت اين اصل اسلامى، به ذكر يك آيه و حديث بسنده مى كنيم:
قرآن مى فرمايد: «شما بهترين امتى هستيد كه براى انسان ها پديدار شده است (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و به خدا ايمان داريد».[11]
رسول خدا فرمودند: «بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد وگرنه خداوند بدترين و شريرترين شما را بر نيكان و پاكانتان چيره فرموده و دعاى خوبانتان را مستجاب و روا نگرداند».[12]
«رضا و خشنودى حضرت مهدى(عج) در آن است كه «معروف» عملى شود و منكر ترك گردد» بنابراين انسان منتظر نبايد در اين باره بى تفاوت باشد.
خود حضرت در روزگار ظهور، بزرگترين امركننده به معروف و نهى كننده ى از منكر است جامعه منتظر، قطعاً خشنودى و رضايت حضرت مهدى(عج) را مى خواهد و به او اقتدا مى كند و براى اقامه احكام خدايى، تنبلى و بى تفاوتى را از خويشتن دور مى سازند.[13]
3 - انتظار سازنده، نگهبان ايمان
يكى از ابعاد تكليف بزرگ در روزگار انتظار، حفظ دين و نگهبانى مرزهاى عقيدتى است، بايد فروغ ايمان و نور يقين در دل و جان مردم محفوظ باشد و جان و دل نوجوان در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گيرد و ايمان جزء وجود آنان و چون خون سراسر وجودشان را گرم نمايد و جوهر حيات آنان باشد.
در عصر انتظار، بايد در برابر شبهات شياطين پنهان و آشكار، مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود. حفظ و گسترش اعتقاد دينى و شناخت آن در روزگار متصل به ظهور، مفيدتر بلكه لازم تر است. زيرا تنها دارندگان عقيده و عمل در حوادث پيش از ظهور غرق و گم نمى شوند و دچار ترديد نمى گردند. بايد تا هنگام ظهور امام مهدى(عج) اعتقادات صحيح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد در احاديث از اهميت ايمان در عصر غيبت چنين ياد شده است:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرموده اند:
«شمايان اصحاب منيد. ليكن برادران من مردمى أند كه در آخرالزمان مى آيند. آنان به نبوت و دين من ايمان مى آورند با اينكه مرا نديده اند... هر يك از آنان اعتقاد و دين خويش را با هر سختى نگاه مى دارند، چنانكه گويى درخت خار مغيلان را در شب تاريك با دست پوست مى كنند يا آتش پردوام چوب راغ را در دست نگاه مى دارند. آن مؤمنان، مشعلهاى فروزانند در تاريكيها. خداوند آنانرا از آشوبها تيره و تار(آخر الزمان) نجات خواهد داد».[14]
امام زين العابدين(عليه السلام) خطاب به ابوخالد كابلى فرموده اند:
«اى ابوخالد! مردمانى كه در روزگار غيبت به سر مى برند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمان ها افضل اند. زيرا كه خداى متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده است كه غيبت امام براى آنان مانند حضور است (يعنى با اينكه در عصر غيبت بسر مى برند و امام را نمى بينند، از نظر ايمان و تقوى و پايدارى گويى در زمان ظهور بسر مى برند و امام خود را مى بينند) اين مردم را خداوند مانند سربازان پيكارگر صدر اسلام قرار داده است همانان كه در ركاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) شمشير مى زدند و پيكار مى كردند. آنانند اخلاص پيشگان حقيقى و آنانند شيعيان واقعى و آنانند كه (در نهان و عيان) مردم را به دين خدا دعوت مى كنند».[15]
اين ايمان و باور، بايد در جامعه باشد و تا زمان ظهور بماند.
4 - انتظار سازنده، عامل مقاومت و بقاى تشيع
انتظار سازنده، از بزرگترين عوامل مقاومت و پايدارى است و از آن جهت كه مسلمانان و به ويژه شيعيان را در برابر ظلمها، فسادها و... ثابت و پابرجا نگه مى دارد و به آنان دل و جرأت مى دهد تا در برابر دشمنان اسلام مقاومت و ايستادگى كنند و در عقيده خود محكم و استوار و ثابت قدم بمانند سرمايه روحى بزرگى براى منتظران است.[16]
«جيمز دارمستتر» شرق شناس و زبان دان معروف فرانسوى نيز انتظار را عامل مقاومت و بقاى تشيع دانسته است:
«در حلّه كه نزديك بغداد است همه روزه پس از نماز عصر صدنفر سوار با شمشير برهنه مى رفتند و ار حاكم شهر اسبى با زين و برگ مى ستاندند و... فرياد مى زدند كه اى صاحب الزان! بيرون بيا».
وى مى گويد:
«قومى را كه با چنين احساسات پرورش يافته است مى توان كشتار كرد اما مطيع نمى توان ساخت».[17]
در طول تاريخ حيات پرافتخار تشيع، مهم ترين عاملى كه شيعيان را در برابر حكومت هاى جور و ستم از زوال و انقراض نگه داشته است مسأله انتظار و عقيده به ظهور حضرت مهدى(عج) بوده است. آية الله صافى فرموده اند:
«پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و شهادت امير المؤمنين و سيد الشهداء تا امروز ريشه تمام حركات و نهضت هاى شيعه و مسلمين عليه باطل و استعمارگران، همين فلسفه اجتماعى انتظار عقيده به ادامه مبارزه حق و باطل تا پيروزى مطلق بوده است».[18]
5 - انتظار سازنده، آراستگى به عدالت
انسان منتظر بايد به زيور عدالت، تقوى و پارسايى آراسته باشد. استاد حكيمى مى گويد:
«منتظران ظهور مهدى كه در انتظار حكومت عدل جهانى به سر مى برند، بايد پيوسته، نمونه عدل و عدل طلبى باشند».[19]
اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعايت تقواى الهى، بتواند ملكه ى عدالت را در خود پديد آورد و با ايجاد تعادل در ميان قواى نفسانى خود، اركان حيات اخلاقى را در وجود خود نهادينه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل ناب و مطلق است خويشتن را با شرايط نوين تمدن توحيدى مهدوى هماهنگ سازد. در غير اين صورت هاضمه ى شخصيت فرد، قدرت جذب مؤلفه هاى فرهنگِ عدالت محور دولت مهدى را نخواهد داشت.

[1] - محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، ج 52، ص 126.
[2] - معجم احاديث الامام المهدى(عج)، تأليف و نشر مؤسسة المعارف الاسلامى، ج 1، ص 268.
[3] - لطف الله صافى گلپايگانى، منتخب الاثر، ف 2، ب 24، ح 1.
[4] - سيد اسدالله هاشمى شهيدى، ظهور حضرت مهدى(عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب جهان، مسجد مقدس جمكران، 1380، ص 204.
[5] - قصص / 4.
[6] - انبياء / 106 - 105.
[7] - محمد باقر مجلسى، پيشين، ص 123.
[8] - دكتر محمد جواد باهنر، فرهنگ انقلاب اسلامى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ دهم، 1372 هـ ش، ص 346 - 349.
[9] - يوسف / 87.
[10] - فصلنامه انتظار، مركز تخصصى مهدويت، سال دوم، شماره 6، زمستان 1381، ص 96.
[11] - آل عمران / 110.
[12] - صادق احسانبخش، آثار الصادقين، انتشارات دار القلم، قم، 1366، ج 1، ص 125، ح 22.
[13] - محمد رضا حكيمى، خورشيد مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 272.
[14] - محمد باقر مجلسى، پيشين، ص 124.
[15] - محمد باقر مجلسى، پيشين، ج 25، ص 122.
[16] - سيد اسدالله هاشمى شهيدى، ظهور حضرت مهدى از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، پيشين، ص 224.
[17] - دارمستتر، مهدى ازصدر اسلام تا قرن 13 هجرى، ترجمه محسن جهان سوز، ص 39، 79.
[18] - لطف الله صافى گلپايگانى، امامت و مهدويت، دفتر انتشارات اسلامى، 1365، ج 1، ص 353.
[19] - محمد رضا حكيمى، خورشيد مغرب، پيشين، ص 280.
اسماعيل دانش- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :