امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1698
وظايف خواص و علما در عصر غيبت
علماى اسلام و رهبران فكرى فرهنگى جامعه ى اسلامى مكرر در روايات مورد تعريف و تمجيد قرار گرفته و شأن والاى آنان گوشزد شد است پيامبر مكرم اسلام فرمودند:
«جايگاه و منزلت فقيه در اين وقت (غيبت) مانند جايگاه و منزلت انبياء بنى اسرائيل است».[1]
علما وارثان انبياء،[2] حصون اسلام[3] و حجّت هاى ائمه(عليه السلام) بر مردم هستند.[4]
بيان اين مقام و منزلت از زبان معصومين )عليهم السلام( حكايتگر رسالت ويژه و تكليف حساس و خطير علما به عنوان مشعلداران حقيقت، سكانداران دين، سنگربانان عقيده و ايمان و پرچمداران هدايت مردم است.
آنان در عصر غيبت بايد خلاء حضور امام غايب از ديدگان، را به خوبى پر كنند و تداعى كننده حضور آن سرور جهانيان و رفيق شفيق أمت باشند. بر اين اساس علما در دوران انتظار وظيفه دارند عملكردى به شرح زير داشته باشند.
1) وظيفه شناس
از آن جا كه ايشان يك نوع وابستگى خاص به ولى عصر(عج) دارند لازم است تكاليف كلى فرد منتظر و نيز وظايف خود نسبت به آن حضرت را به نحو احسن و اكمل بجا آورند.[5]
2) تجهيز به علم توأم با عمل
علما دوران انتظار، لازم است در تفقه دين و حل مشكلات علمى و يا پاسخ به شبهات به تمام امكانات نرم افزارى و علوم مربوطه، مجهز باشند; زيرا آنان به عنوان سنگربانان دين و اعتقادات مردم بايد اولاً خود را در معرض شبهات و اشتباهات بيمه نمايند كه امام صادق(عليه السلام)فرمود:
«انسان عالم و آگاه به زمان خودش، مورد هجوم خطاها و اشتباهات قرار نمى گيرد».[6]
و هم بتواند از مرزهاى عقيدتى و عملى مردم دفاع نمايند.
و ثانياً: آنچه از نظر علمى اندوخته بايد عمل نمايند تا بتوانند مانع انحراف جامعه شوند. امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
«چون عالم به علم خويش عمل نكند اندرزش از دلهاى شنوندگان بلغزد چنانكه باران از سنگ صاف مى لغزد».[7]
و اصولاً كسى كه به علمش عمل نكند عالم نيست حضرت امام صادق(عليه السلام) راجع به قول خداى عزوجل (تنها بندگان دانشمند خدا از او ترس دارند)[8] فرمود:
«مراد به دانشمند كسى است كه كردارش گفتارش را تصديق كند و كسى كه چنين نباشد عالم نيست».[9]
3) دفاع و حفاظت از دين
سنگربانان و مرزبانان دين، بعد از تجهيز به علوم و تفقه در دين، بايد به حفاظت از آن و تحكيم پايه هاى آن بپردازند. و در اين راستا اولاً: مبانى دين را با براهين علمى مستحكم نموده و دين را آنگونه كه هست به بشريت معرفى نمايند و ثانياً: در مقابل شبهات و القائات شياطين آخرالزمان به مقابله و روشنگرى برخيزند. امام هادى(عليه السلام) فرمودند:
«اگر نبودند كسانى از علما كه بعد از غيبت قائم ما به او دعوت كنند و بر او دلالت نمايند و از دين او با دلايل خداوند دفاع كنند و بندگان ضعيف خداوند را از دامهاى ابليس و سركشان او، رها سازند و از شبكه ناصبان خلاص نمايند. هيچ كس نمى ماند مگر اينكه از دين بر مى گشت ولى اينان هستند كه زمام دلهاى شيعيان ضعيف را به دست مى گيرند همچنان كه ناخداى كشتى سكان آن را در دست دارد، آنان برترين كسان نزد خداى عزوجل مى باشند».[10]
4) تعليم دين و تنظيم انديشه ها
در عصر غيبت جاودانگى اسلام اقتضاء دارد كه تعليم دين و اجراى احكام تداوم يابد و اين وظيفه ى مهم بر عهده ى فقيهان عادل و اسلام شناس است.
روايات متعددى كه درباره تحكيم ايمان مردم و نيز سرپرستى أيتام آل محمد(صلى الله عليه وآله) وارد گرديده است ناظر به اين وظيفه ى خطير مرزبان حوزه فكرى و عقيدتى است.
1 - معاوية بن عمار گويد:
«به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم: مردى است كه از شما روايت بسيار نقل و در ميان مردم انتشار مى دهد و آن را در دل شيعيانتان استوار مى كند و شايد عابدى از شيعيان شما باشد كه در روايت چون او نباشد; كدام يك بهترند؟ حضرت فرمود: آنكه احاديث ما را روايت كند و دلهاى شيعيان ما را استوار سازد از هزار عابد بهتر است».[11]
2 - امام حسن عسكرى(عليه السلام) در حديث نسبتاً طولانى كه از پدرش و او هم از پدرانش و آن حضرات هم از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل نموده اند مى فرمايد:
«... و بدتر از اين يتيمى (پدر از دست دادن) حال آن يتمى است كه از امامش جدا گشته و نتواند به حضور او برسد و نداند حكم در آنچه از شرايع و احكام دينش دچار مى گردد چيست، توجه كنيد هركس از شيعيان ما علوم ما را بداند و كسى كه نسبت به شريعت ما جاهل و از ديدن ما محروم مانده است را هدايت نمايد، يتيمى بر دامان نشانده است آگاه باشيد هركس او را هدايت كند و شريعت ما را به او بياموزد در رفيق اعلى با ما خواهد بود».[12]
در پايان اين مطلب را متذكر مى شويم براى اطلاع. بر اين روايات كه تعداد آنها كم نيست مى توان به ترجمه كتاب مكيال المكارم، ج 2، ص 377 تا ص 397 مراجعه نمود.

[1] - مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار(دار احياء التراث العربية، بيروت، چاپ سوم، 1403) ص 346، ح 4.
[2] - كلينى، ابوجعفر محمد بن يعقوب، اصول كافى (دفتر نشر فرهنگ اهل بيت) ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 1، ص 39.
[3] - همان، ص 47، ح 3.
[4] - مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار (دار احياء التراث العربية، بيروت، چاپ سوم، 1403 هـ ق) ج 53، ص 181، ح 10.
[5] - وظايف فوق در دو پرسش و پاسخ قبل از اين پرسش توضيح داده شد.
[6] - كلينى، ابوجعفر محمد بن يعقوب، اصول كافى، پيشين، ج 1، ص 31، ح 29.
[7] - همان، ج 1، ص 56، ح 3.
[8] - فاطر / 28.
[9] - همان، ج 1، ص 44، ح 2.
[10] - موسوى اصفهانى، سيد محمد تقى، مكيال المكارم، پيشين، ج 2، ص 393.
[11] - كلينى، ابوجعفر محمد بن يعقوب، اصول كافى، پيشين، ج 1، ص 40، ح 9.
[12] - موسوى اصفهانى، مكيال المكارم، پيشين، ج 2، ص 388.
عباس مهدوى - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :