امروز:
سه شنبه 6 تير 1396
بازدید :
1566
علل غيبت امام زمان(عج)
سرّى از اسرار الهى
غيبت امام زمان - عجل الله تعالي و فرجه شريف - از امورى است كه عقل بشر به تنهايى از كشف همه اسرار آن ناتوان است و پيوسته مورد سؤال قرار گرفته و فكرها را مشغول نموده است، ولى بايد توجّه داشت كه بر اساس برخى روايات علّت و فلسفه واقعى غيبت امام مهدى - عليه السلام -سرّى از اسرار الهى است كه حكمت آن بر بندگان پوشيده است و جز خدا و امامان معصوم- عليهم السلام - كسى نسبت به آن اطلاع كافى و كامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت اين مطلب روشن خواهد شد. لذا پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله - مى فرمايد: (يا جابر! انّ هذا لأمر من أمراللّه و سرّ من سرّ اللّه، مطوّى عن عباده فايّاك و الشّك فى أمر اللّه فهو كفر)[1]
«اى جابر! (غيبت امام زمان) سرّى از اسرار الهى مى باشد كه بر بندگان پوشيده است، مبادا در امر خدا شك كنى، چرا كه ترديد در امر خدا كفر است.»
و چنانكه عبداللّه بن فضل هاشمى روايت كرده كه از امام صادق - عليه السلام - شنيدم مى فرمود: « همانا براى «صاحب الامر» غيبتى تخلف ناپذير است، به طوريكه اهل باطل در آن ترديد مى كنند.
عرض كردم: يابن رسول اللّه! چرا غيبت مى كند؟
فرمود: به علّتى كه به ما اجازه نداده اند آشكار سازيم.
عرض كردم: چه حكمتى در غيبت اوست؟
فرمود: همان حكمتى كه در غيبت حجّتهاى پيش از او بوده است، حكمت غيبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر مى شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتى توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمير ديوار، براى حضرت موسى - عليه السلام -ظاهر نگشت، مگر موقعى كه خواستند از هم جدا شوند.» [2]
بنابراين هر چند نمى توان به همه اسرار آن حضرت پى برد، امّا با استفاده از روايات معصومين- عليهم السلام - به برخى از اين علل و حكمتها اشاره مى كنيم:
الف) آزمايش مردم
چنان كه مى دانيم يكى از سنتهاى ثابت الهى آزمايش بندگان و گزينش صالحان و پاكان است، به طورى كه صحنه زندگى همواره صحنه امتحان و آزمايش است تا بندگان از اين راه در پرتو ايمان و استقامت و تسليم خويش در پيروى از اوامر خداوند تربيت يافته و به كمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شكوفا گردد. لذا در برخى از روايات آمده است كه فلسفه غيبت امام زمان - عجل الله تعالي و فرجه شريف - آزمايش مردم است، در اين زمينه به چند روايت توجه فرمائيد:
1) رسول اكرم - صلى الله عليه وآله - مى فرمايد: «ذاك الّذى يغيب عن شيعته و اوْليائه غيْبةً، لا يثْبت فيها على القوْل بامامته الاّ من امْتحن اللّه قلْبه للاْيمان».[3]
يعنى: او (امام زمان - عليه السلام -) كسى است كه از ياران و شيعيانش غايب مى شود، غيبتى كه در آن غيبت كسى در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمى ماند، مگر كسى كه خدا قلبش را به ايمان آزموده باشد.
2) امام على- عليه السلام - مى فرمايد:
(اما و اللّه لاقتلنّ انا و ابناى هذان، وليبعثنّ اللّه من ولدى فى آخر الزمان يطالب بدمائنا، و ليبعثنّ عنهم تمييزاً لأهل الضلالة حتى يقول الجاهل: ماللّه فى آل محمد من حاجة)[4]
«به خدا قسم من، و اين دو فرزندم (حسن و حسين) شهيد خواهيم شد، خداوند در آخر الزمان مردمى از فرزندانم را به خونخواهى ما بر خواهد انگيخت و او مدتى غايب خواهد شد تا مردم آزمايش شوند و گمراهان جدا گردند، تا جايى كه نادان مى گويد: خداوند ديگر نيازى به آل محمد ندارد.»
3ـ امام حسين- عليه السلام - مى فرمايد: «براى امام مهدى - عجل الله تعالي و فرجه شريف - غيبتى است. در اين غيبت برخى از دين بر مى گردند و برخى ثابت قدم مى مانند، هر كس در اين غيبت صبر كند و بر مشكلاتى كه از سوى دشمنان ايجاد مى شود استقامت كند، به قدرى از اجر خداوند بهره مند مى گردد كه انگار در كنار پيامبر- صلى الله عليه وآله - با شمشير با دشمنان جنگيده است.»[5]
4ـ پيامبر اسلام- صلى الله عليه وآله - ضمن حديث مفصلى مى فرمايد: «مهدى از ديدگان پيروانش غايب مى شود و جز كسانى كه خدا دلهاى آنان را جهت ايمان، شايسته قرار داد، در اعتقاد و امامت او استوار نمى مانند.»[6]
5ـ امام صادق- عليه السلام - فرمود: اين غيبت امام مهدى - عجل الله تعالي و فرجه شريف - امتحان پيروان و شيعه است. (ان اللّه عزوجلّ يحبّ أنْ يمتحن الشيعه)[7]
6ـ امام موسى بن جعفر- عليه السلام - مى فرمايد: هنگامى كه پنجمين فرزندم غايب شد مواظب دين خود باشيد، مبادا كسى شما را از دين خارج كند. او ناگزير غيبتى خواهد داشت، به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقيده خويش بر مى گردند. خداوند به وسيله غيبت، بندگان خويش را آزمايش مى كند...»[8]
7ـ امام موسى بن جعفر- عليه السلام - در روايت ديگر مى فرمايد: (انّما هى من اللّه ـ عزّوجلّ ـ امتحن بها خلقه)[9]«غيبت امام مهدى - عجل الله تعالي و فرجه شريف - خود مايه امتحان بندگان خداوند بزرگ است.
شيخ طوسى(رحمه الله) مى گويد: از سخنان پيشوايان اسلام بر مى آيد كه آزمايش به وسيله غيبت حضرت مهدى - عجل الله تعالي و فرجه شريف - از سخت ترين آزمايش هاى الهى است.[10]
ب) آزادى از بيعت طاغوت هاى زمان
در برخى از روايات اسلامى آمده است كه علت و حكمت غيبت امام مهدى- عليه السلام - اين است كه آن حضرت بوسيله غيبت از يوغ بيعت با طاغوت هاى زمان آزاد مى شود و تعهد و بيعت با هيچ حاكمى را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قيام خود، آزادانه تلاش كند. ديگر امامان از روى تقيه حكومتها را به رسميت مى شناختند، ولى امام مهدى- عليه السلام - مأمور به تقيه نيست و به همين جهت با حكومت ها و طاغوت هاى زمان بيعت نمى كند، اگر غيبت آن حضرت نباشد، اين امر شدنى نيست.
امام حسن مجتبى- عليه السلام - در اين باره فرمود: (ما منّا احد الاّ و يقع فى عنقه بيعة لطاغية زمانه الاّ القائم الّذى يصّلى روح اللّه عيسى بن مريم خلفه فانّ اللّه ـ عزّوجلّ ـ يخفى ولادته و يغيب شخصه لئلاّ يكون لاحد فى عنقه بيعة اذا خرج ذاك التاسع من ولد اخى الحسين...)[11]
«هر كدام از ما (امامان اهل البيت- عليهم السلام -) در زمان خود بيعت حاكمان و طاغوت هاى زمان را از روى تقيه به عهده گرفته ايم، مگر امام مهدى- عليه السلام - كه عيسى بن مريم به امامت آن حضرت نماز مى گذارد. خداوند ولادت او را مخفى نگه داشت و براى او غيبتى در نظر گرفت، تا زمانى كه قيام مى كند بر گردنش بيعت حاكمى نباشد.»
ج) حفظ جان امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه -
خداوند به وسيله غيبت امام دوازدهم- عليه السلام - جانش را از شر دشمنان حفظ نموده است. اگر مسأله غيبت امام مهدى- عليه السلام - مطرح نبود «معتمد» عباسى كه به خون آن حضرت تشنه بود، مانند پدران بزرگوار آن حضرت، امام مهدى- عليه السلام - را نيز شهيد مى كرد و زمين از حجت خداوندى خالى مى شد.
در اين باره روايات فراوانى از امامان معصوم- عليهم السلام - به ما رسيده است.
امام پنجم- عليه السلام - فرمود: (انّ للقائم غيبة قبل ان يقوم، قال: قلت: و لم، قال: يخاف.)
«براى قائم ما (امام مهدى- عليه السلام -) قبل از آن كه به پا خيزد غيبتى است.»
راوى پرسيد: «براى چه؟» حضرت فرمود: «به جهت اين كه ترس از كشته شدن او وجود دارد.»
هـ) آمادگى جهان
ظهور حضرت مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - به عنوان «خاتم الاوصيا» و منجى بشريت و كسى كه در كره زمين دين اسلام را بر تمامى دين ها پيروز مى گرداند، قطعاً به زمينه و آمادگى جهانى نيازمند است. زيرا روش و سيره آن حضرت مبنى بر رعايت امور ظاهرى و حكم به ظاهر نيست بلكه مبنى بر رعايت حقايق و حكم به واقعيّات و ترك تقيّه و مسامحه نكردن در امور دينى و احقاق حقوق و برقرارى عدالت واقعى و اجراى تمام احكام اسلامى است.
معلوم است كه انجام اين برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه نيازمند ترقى و رشد بشر در ناحيه علوم، معارف، فكر، اخلاق و آمادگى جامعه براى پذيرش و استقبال اين نهضت و لياقت زمامدارى آن رهبر الهى مى باشد.
از اين رو جهان بايد زمينه اين پذيرش را داشته باشد تا اين هدف محقق شود. بنابراين مى توان فقدان آمادگى جهان را يكى از فلسفه ها و حكمت هاى غيبت امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - بر شمرد.[12]
نتيجه:
علت و فلسفه واقعى غيبت حضرت ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه الشريف يكى از رازهاى الهى است، جز خداوند و پيشوايان معصوم- عليهم السلام - كسى نسبت به آن اطلاع كافى و كامل ندارد.
با اين حال طبق بيان معصومين- عليهم السلام - راز اصلى غيبت آن حضرت عبارت است از:
1ـ فراهم نبودن شرايط ظهور، براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل و قسط جهانى و به اهتزاز در آوردن پرچم توحيد در تمام كره خاكى). اين آرمان بزرگ نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال آن امام عدل و آزادى رود. طبيعى است اگر آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى مانند ديگر امامان (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست.
2ـ محفوظ ماندن از شرّ جباران و ستمگران است.
3ـ در بعضى از روايات حكمتهاى ديگرى از جمله آزمايش مردم و اندازه پايبندى و پايدارى آنان به دين و ولايت بيان شده است. غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عدّه اى آشكار شود ايمان حقيقى محبّان و شيعيان واقعى امام- عليه السلام - از افراد ناخالص و سست ايمان جدا و پاك شود و در يك جمله مؤمن از منافق معلوم گردد.

[1]- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، (تهران، المكتبة الاسلاميه)، ج 51، ص 73، باب 1، حديث 18.
[2]- (انّ لصاحب هذا الامر غيبة لابدّ منها يرتاب فيها كلّ مبطل، فقلت: و لم جعلت فداك؟ قال: لأمر لم يؤذن لنا فى كشفه لكم قلت. فما وجه الحكمة فى غيبته؟ قال وجه الحكمة فى غيبته وجه الحكمة فى غيبات من تقدّمه من حجج اللّه ـ تعالى ذكره ـ ان وجه الحكمة فى ذلك لا ينكشف الاّ بعد ظهوره كما لم ينكشف وجه الحكمة فيما آتاه الخضر(عليه السلام)من خرق السفينة و قتل الغلام و اقامة الجدار لموسى(عليه السلام) الى وقت افتراقهما)
شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 482.
[3]- معجم احاديث الامام المهدى - عجل الله تعالي و فرجه شريف -، ج 3، ص 421 و بحار الانوار، ج 52، ص 101.
[4]- الغيبة، نعمانى، ص 141.
[5]- «له غيبة يرتدّ فيها اقوام و يثبت على الدّين فيها آخرون... أما انّ الصابر فى غيبتة على الأذى و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)» بحارالانوار، ج 51، ص 133، باب 3، حديث 4.
[6]- «ذلِكَ الَّذى يَغيبُ عَنْ شيعَتِهِ وَ أَوْلِيائِهِ غَيْبَةً لا يَثْبُتْ فيها عَلَى الْقَوْلِ بِاِمامَتِهِ اِلاّ مَنِ امَْحَنَ اللّهُ قَلْبَهُ لِلاْيمانِ»
صافى گلپايگانى، منتخب الاثر (تهران، مركز نشر كتاب، 1373 هـ ق) ص 101، فصل 1، باب 8، ح 4.
[7]- اصول كافى، ج 1، ص 337، باب فى الغيبة، حديث 5.
[8]- عن موسى بن جعفر(عليه السلام)، قال: «اذا فقد الخامس من ولد فاللّه اللّه فى أديانكم لا يزيلكم أحد عنها، يا بنىّ إنّه لا بدّ لصاحب هذا الامر من غيبة حتى يرجع عن هذا الامر من كان يقول به، إنّما هى محنة من اللّه عزوجل امتحن بها خلقه...»
شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص 204، نعمانى، الفقيه (تهران، مكتبة الصدق) ص 154. مجلسى، بحارالانوار (تهران، المكتبة الاسلاميه، 1393 هـ ق) ج 51، ص 150، باب 7، حديث 1.
[9]- الغيبة، شيخ طوسى، ص 204، الكافى، ج 1، ص 336.
[10]- شيخ طوسى، همان، ص 203، 207. ر.ك: مهدى (عليه السلام) آخرين سفير، ذبيح اللّه محسنى كبير، ص 251 الى 267.
[11]- بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، ج 51، ص 132.
[12]- ر.ك: لطف الله صافى، امامت و مهدويّت، ج 3، ص 143ـ150.
مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :