امروز:
شنبه 31 تير 1396
بازدید :
1772
علائم غير حتمي
علايم غيرحتمي، با ظهور ارتباط استلزامي ندارند، زيرا ممكن است برخي از آنها اصلا واقع نشود ولي ظهور تحقق يابد. و احتمال دارد برخي از نشانه‌ها حادث شود ولي ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگيرد و بدين بيان كه: اين نشانه‌ها، بيانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اينكه گفته شود: نامه رسان هنگامي مي‌آيد كه هوا صاف باشد. منظور اين است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه اين كه هر وقت هوا صاف بود او مي‌آيد. در باب علايم ظهور نيز مراد اين است كه حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ در غير اين اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه اين كه هر وقت اين اوضاع پديدار شد،‌ حضرتش بايد ظهور كند.
از مباحث ياد شده بر مي‌آيد كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانه‌هاي ظهور هستند.
- از جمله علائم غير حتمي ظهور، گسترش و فراگير شدن فساد مي باشد.
همانگونه كه ذكر شد فساد و... شرط ظهور مصلح كل نيستند تا با دامن زدن به آن، تحقق ظهور را شتاب بخشيم. فساد و اصلاح، دو نقطة مقابل و ضد يكديگرند و ايجاد فساد، تناسبي با تحقق اصلاح و ظهور مصلح كل ندارد. به صراحت قرآن، يكي از اهداف آمدن انبيا و فرستادن كتاب‌هاي آسماني، رساندن مردم به اين سطح از رشد و فرهنگ و تعالي است كه خود با اختيار، قسط و عدل را بر پادارند.
بنابراين، مهمترين وظيفه ما در دوران غيبت، رسيدن خود و رساندن ديگران بدين فرهنگ است تا با آمادگي كامل، به پا دارنده عدل و دادگستر گيتي را پذيرا شويم. شناخت صحيح دين و امام زمان و اهداف او و هماهنگي با آن اهداف، از وظايف اين دوران پرخطر است.
‌از سوي ديگر آن چه كه در روايات دربارة تكليف شيعيان در عصر غيبت و اقدامات براي نزديكي ظهور آمده است بيانگر پرهيزگاري و تهذيب نفس در اين عصر است.
در روايت است كه: هر كس دوست دارد از اصحاب حضرت باشد، بايد منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالي كه منتظر است.[1]
با توجه به چنين رواياتي روشن است كه از جمله چيزهايي كه موجب فراهم آمدن زمينه‌هاي ظهور است پرهيزكاري و تقوا است نه فساد و تباهي.
- يكي ديگر از علائمي كه در روايات به آن اشاره و تاكيد شده است، تعطيلي امر به معروف و نهي از منكر در جهان و خصوصاً در بين مسلمين مي باشد. به جهت تاثيري كه اين دو فريضه مهم در اجتماع و فرد دارد و به عنوان علل سازنده و محرك مهم اجتماعي تلقي مي شوند، در مكتب انسان ساز اسلام به آن زياد تاكيد شده است. ولي با كمتر تاملي مي توان تعطيلي اين فريضه را تصديق كرد. متاسفانه امروزه كمتر كسي پيدا مي شود كه به تعطيلي معروف و زير پا گذاشته شدن ارزش هاي الهي و ترويج منكرات، حساسيت نشان دهد و به وظيفه الهي خود عمل كند.
- علامت ديگر كه به عنوان علامت آخر الزمان در روايات وارد شده است، ترويج ربا خواري مي باشد. از پيامبر بزرگ اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ وارد شده است كه «در آخر الزمان نزول و ربا آشكار شده و همه ربا مي خورند و اگر كسي هم ربا نخورد و ايمانش قوي باشد غبار ربا به او مي رسد.» زماني بود كه قبح ربا بقدري زياد بود و مردم به قدري به اين عمل كه موجب مختل شدن توليد و اقتصاد مي شود، حساس بودند و آن را زشت و عامل به آن را فردي پليد مي دانستند، ديگر كسي جرات نمي كرد به سراغ اين عمل برود. و اگر كسي هم پيدا مي شد كه ربا خواري بكند، در بين مردم انگشت نما و از اجتماع رانده مي شد. ولي متاسفانه امروز قبح اين عمل برداشته شده و عده اي زياد آشكارا به ربا خواري مشغولند. و تحت عنوان هاي ساختگي به ترويج اين عمل زشت و حرام مي پردازند[2].
- علامت ديگر، قطع رحم مي باشد. در حديث شريفي از پيامبر وارد شده است كه «در آخر الزمان قطع رحم شايع گرديده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه كه بزرگترها بر كوچكترها محبت نكنند و حياي كوچكترها بسيار كم شود.»
- يكي ديگر از علائم اين است كه پدران فرائض مذهبي و ديني را به فرزندان خود ياد ندهند و به فكر يادگيري فرائض الهي و مسائل ديني از ناحيه فرزندان خود نباشند. و در روايت آمده است كه پدران به اين قانع هستند كه فرزندان آنها متاع ناچيزي از دنيا بدست آورند.
- و در روايتي امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ به يكي از ياران خود نشانه هاي ظهور را چنين برمي شمرد:
1. هرگاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند. 2. و ديدي كه: ظلم و ستم فراگير شده است. 3. و ديدي كه: قرآن فرسوده و بدعت‌هائي از روي هوا و هوس،در مفاهيم آن آمده است. 4. و ديدي كه: دين خدا (عملاً) توخالي شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون سازند. 5. و ديدي كه: طرف‌داران و اهل باطل بر اهل حق پيشي گرفته‌اند. 6. و ديدي كه: كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نمي‌شود و بدكاران بازخواست نمي‌شوند. 7. و ديدي كه: مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند. 8. و ديدي كه: افراد (به ظاهر) با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمي‌پذيرند. 9. و ديدي كه: شخص بدكار دروغ گويد: و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نمي‌كند. 10. و ديدي كه: بچه‌ها، به بزرگان احترام نمي‌گذارند. 11. و ديدي كه: قطع پيوند خويشاوندي شود. 12. و ديدي كه:‌ بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و ديدي كه: نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مي‌كنند. 14. و ديدي كه: زنان با زنان ازدواج كنند. 15. و ديدي كه: انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مي‌كنند و كسي مانع نمي‌شود. 16. و ديدي كه: افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين، به خدا پناه مي‌برند. 17. و ديدي كه: مدّاحي دروغين از اشخاص، زياد شود. 18. و ديدي كه: همسايه همساية خود را اذيت مي‌كند و از آن جلوگيري نمي‌شود. 19. و ديدي كه: كافر به خاطر سختي مؤمن، شاد است. 20. و ديدي كه: شراب را آشكار مي‌آشامند و براي نوشيدن آن كنار هم مي‌نشينند و از خداوند متعال نمي‌ترسند. 21. و ديدي كه: كسي كه امر به معروف مي‌كند خوار و ذليل است. 22. و ديدي كه: آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است. 23. و ديدي كه: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و ديدي كه: راه نيك بسته و راه بد باز است. 25. و ديدي كه: خانة كعبه تعطيل شده و به تعطيلي آن دستور داده مي‌شود. 26. و ديدي كه: انسان به زبان مي‌گويد ولي عمل نمي‌كند. 27. و ديدي كه: مؤمن، خوار و ذليل شمرده مي‌شود. 28. و ديدي كه: بدعت و زنا آشكار شود. 29. و ديدي كه: مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند. 30. و ديدي كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و ديدي كه: دين براساس ميل اشخاص معني شود و كتاب خدا و احكام آن تعطيل گردد. 32. و ديدي كه: جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد. 33. و ديدي كه: مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش. 34. و ديدي كه: ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و ديدي كه: سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند. 36. و ديدي كه: واليان در قضاوت رشوه بگيرند. 37. و ديدي كه: پست‌هاي مهمّ واليان براساس مزايده است نه بر اساس شايستگي. 38. و ديدي كه: مردم را از روي تهمت و يا سوءظن بشكند. 39. و ديدي كه: مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. 40. و ديدي كه: زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام مي‌دهد و به شوهرش خرجي مي‌دهد. 41. و ديدي كه: سوگندهاي دروغ به خدا بسيار گردد. 42. و ديدي كه: مشروبات الكلي بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مي‌شود. 43. و ديدي كه: آشكار قماربازي شود. 44. و ديدي كه: مردم محترم توسط كسي كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و ديدي كه: نزديك‌ترين مردم به فرمانداران، آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما خانوادة عصمت ـ عليهم‌السّلام ـ ستايش شوند. 46. و ديدي كه: هركس ما را دوست دارد او را دروغ‌گو خوانده و گواهي‌اش را قبول نمي‌كنند. 47. و ديدي كه: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همديگر رقابت كنند. 48. و ديدي كه: شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولي شنيدن باطل برايشان آسان است. 49. و ديدي كه: همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مي‌كند. 50. و ديدي كه: حدود الهي تعطيل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و ديدي كه: مسجدها طلاكاري (زينت داده) شود. 52. و ديدي كه: راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان درغگو است. 53. و ديدي كه: بدكاري آشكار شده و براي سخن‌چيني كوشش مي‌شود. 54. و ديدي كه: ستم و تجاوز شايع شده است. 55. و ديدي كه: غيبت، سخن خوش آنها شود و بعضي بعض ديگر را به آن بشارت كنند. 56. و ديدي كه: صبح و جهاد براي خدا نيست. 57. و ديدي كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند. 58. و ديدي كه: خرابي بيشتر از آبادي است. 59. و ديدي كه: معاش انسان از كم‌فروشي به دست مي‌آيد. 60. و ديدي كه: خون‌ريزي آسان گردد. 61. و ديدي كه: مرد به خاطر دنيايش رياست مي‌كند. 62. و ديدي كه: نماز را سبك شمارند. 63. و ديدي كه: انسان ثروت زيادي جمع كرده، ولي از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است. 64. و ديدي كه: قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
[1] . غيبت نعماني، ص 106.
[2] . بحارالانوار، ج52 ص65 - نگرشي بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي (عج) ، ص 64 .
@#@ 65. و ديدي كه: هرج و مرج بسيار است. 66. و ديدي كه: مرد روز خود را با مستي به شب مي‌رساند، و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميّتي به برنامه مردم ندهد. 67. و ديدي كه با حيوانات آميزش مي‌شود. 68. و ديدي كه مردم به مسجد (محل نماز) مي‌رود وقتي برمي‌گردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزديده‌اند). 69. و ديدي كه: حيوانات همديگر را بدرند. 70. و ديدي كه: دل‌هاي مردم سخت و ديدگان‌شان خشك و ياد خدا برايشان گران است. 71. و ديدي كه: بر سر كسب‌هاي حرام آشكار را رقابت كنند. 72. و ديدي كه: نمازخوان براي خودنمايي نماز مي‌خواند. 73. و ديدي كه: فقيه براي دين خدا فقيه نمي‌آموزد و طالب حرام ستايش و احترام مي‌گردد. 74. و ديدي كه: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و ديدي كه: طالب حلال، مذمت و سرزنش مي‌شود و طالب حرام، ستايش و احترام مي‌گردد. 76. و ديدي كه: در مكه و مدينه كارهايي مي‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسي از آن جلوگيري نمي‌كنند و هيچ‌كس بين آنها و كارهاي بدشان مانع نمي‌شود. 77. و ديدي كه:‌ آلات موسيقي و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد. 78. و ديدي كه مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهي از منكر كند، ولي ديگران او را از اين كار برحذر مي‌دارند. 79. و ديدي كه: مردم به همديگر نگاه مي‌كنند، و از مردم بدكار پيروي نمايند. 80. و ديدي كه: راه نيك خالي و راه رونده ندارند. 81. و ديدي كه: مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندهگين نشود. 82. و ديدي كه: سال به سال بدعت و بدي‌ها بيشتر شود. 83. و ديدي كه: مردم و جميعت‌ها جز از سرمايه‌داران پيروي نكنند. 84. و ديدي كه: به فقير چيزي را دهند كه برايش بخندند، ولي در راه غير خدا ترحّم است. 85. و ديدي كه: علائم آسماني آشكار شود و كسي از آن نگران نشود. 86. و ديدي كه: مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسي به جاي مي‌آورند و كسي از ترس مردم از آنها جلوگيري نمي‌كند. 87. و ديدي كه: انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند، ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد. 88. و ديدي كه: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترام براي آنها قايل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و ديدي كه: زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواستة آنها پيش نرود. 90. و ديدي كه: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگ‌شان شاد گردد. 91. و ديدي كه: اگر روزي بر مردي بگذرد، ولي او در آن گناه بزرگي مانند بدكاري، كم‌فروشي و زشتي انجام نداده ناراحت است. 92. و ديدي كه: قدرتمندان غذاي عموم مردم را احتكار كنند. 93. و ديدي كه: اموال حق خويشان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسيم گردد و با آن قماربازي و شراب‌خواري شود. 94. و ديدي كه: به وسيلة شراب بيمار را مداوا و براي بهبودي آن تجويز كنند. 95. و ديدي كه: در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بي‌تفاوت و يك‌سانند. 96. و ديدي كه: سر و صداي منافقان برپا، امّا صداي حق‌طلبان خاموش است. 97. و ديدي كه: براي اذان نماز مزد مي‌گيرند. 98. و ديدي كه: مسجدها پر است از كساني كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند. 99. و ديدي كه: خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند. 100. و ديدي كه:‌ قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند. 101. و ديدي كه: استان‌داران از روي طمع، خائنان را امين خود قرار دهند. 102. و ديدي كه: فرمان‌روايان، ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بي‌خبر قرار دهند. 103. و ديدي كه: بر روي منبرها از پرهيزكاري سخن مي‌گويند، ولي گويندگان آن پرهيزكار نيستند. 104. و ديدي كه: صدقه را با وساطت ديگران، بدون رضاي خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند. 105. و ديدي كه: وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند. 106. و ديدي كه: هم و هدف مردم شكم و شهوت‌شان است. 107. و ديدي كه: دنيا به آنها روي كرده است. 108. و ديدي كه: نشانه‌هاي برجستة حق ويران شده است؛ در اين وقت خود را حفظ كن و از خداوند بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.[1]
[1] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار ، ج 52، ص 256.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
sifter (شنبه 11 مهر 1394)
پاسخ
آگاه کننده بود. ممنون
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
محمد (دوشنبه 28 مهر 1393)
پاسخ
با سلام. درباره امام زمان و همه مطالب مربوط به ایشان، ظهور، و تمام سایر مسایل مربوط، کامل در کتاب ها و سایتهای معتبر زیادی خواندم. هیچ جا از شخص شعیب بن صالح صحبتی نشده الا اینکه پراکنده در بعضی سایت ها فقط اسمی از او برده شده و همه مطالبی هم که درباره او نوشته شده غیرمعتبر و مورد شک است. در همین سایت ها بر سر اینکه او کیست دعوا هست. نیازی هست که به این شخص فکر کرد یا اینکه این شخص هم در عصر ظهور و قیام نقشی دارد؟ لطفا تا جایی که امکان در مورد او توضیح دهید.
پاسخ سایت :با سلام و احترام این فضا برای پاسخ گویی مناسب نمی باشد لطفا سوالات خود را از طریق فرمی که در صفحه اصلی قرار داده شده ارسال فرمایید تا در اسرع وقت ممکن پاسخی کامل و متقن دریافت نمایید. با تشکر
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :