امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1692
ويژگي هاي حكومت مهدوي(عج)
در اين مقآله نگاهي گذرا به ابعاد و زاواياي گوناگون زندگي اجتماعي در جامعه نبوي امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ داريم و از آنجا كه اين مسآله نقلي و مستند به خبرهاي آسماني و وحي است (و گرنه بر اساس محاسبات ديگر، آينده بشريت تاريك است) طبعاً با استفاده از آيات و روايات بايد مورد مطالعه قرار گيرد و نگارنده در اين مقاله از همين زاويه، وضع دنيا در عصر امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ را ترسيم نموده است:
1. از نظر اعتقادي و ديني
در جامعه امام زماني اثري از شرك و كفر و الحاد و زندقه و بت پرستي وجود نخواهد داشت و همانطوري كه بزرگترين دشمن معنويت و عقيده و به ماوراء طبيعت، يعني مركز ماديت و ماترياليسم، شوروي سابق از هم فرو پاشيد و نابود شد، كل مكتبهاي كفر و شرك نابود خواهد شد در سراسر عالم شعار توحيد طنين انداز خواهد شد و جوامع بشري به خداي يگانه ايمان خواهند آورد و تنها او را خواهند پرستيد، بشريت به يمن حكومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ گمشده واقعي خويش را خواهد يافت، و به او كه كمال مطلق هستي است عشق خواهد ورزيد و در برابر او كرنش خواهد نمود، همه يك خدا را مي پرستند، همه يك كتاب دارند (قرآن) به يك قبله نماز مي گذارند (كعبه)، شعار كل دنيا اذان خواهد بود، شيطان و ايادي او كوبيده مي شوند و رهزني نخواهند كرد.
دوباره زمين مرده به نور ايمان و حيات معنوي و مادي زنده خواهد شد، بتها در هم كوبيده مي شوند، صليب هاي دروغين شكسته خواهد شد و عيساي مسيح فرو خواهد آمد و به امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ اقتدا خواهد نمود و آن روز كوس رسوائي كليسا نواخته خواهد شد. اينك بيان آيات و رواياتي در اين رابطه:
" آنگاه كه قائم (آل محمد) قيام كند در جهان كافري نخواهد ماند "[1]
_ امام باقر _ عليه السلام _ در تفسير آيه : اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها [2] فرمود : منظور از مرگ اهل زمين كفر آنها است و الكافر ميت[3] كافر مرده است (هر چند داراي حيات ظاهري و مادي باشد ولي مرده متحرك است.)
_ ويكسر الصليب4؛ در آن زمان صليب ها شكسته مي شود و دروغ هزاران سآله مسحيت تحريف شده برملا مي گردد.
خداوند در شب معراج به رسول اكرم _ صل الله عليه و آله وسلم _ فرمود:
توسط قائم شما خاندان زمين را از ياد خودم و تسبيح و تقديس خويش آباد خواهم كرد، همگان مرا تسبيح گفته (و از عيوب و نقايص تنزيه خواهند كرد.) شعار لا آله الاالله و الله اكبر و الحمدلله ورد زبان همگان خواهد شد و به وسيله او زمين را از لوث وجود دشمنانم پاك خواهم گردانيد.[4]
_ . . . لا تبقي في الارض بقعه عبد فيها غير الله الا عبد الله فيها[5] بر روي زمين نقطه اي نخواهد ماند كه در آن مدتي غير خدا پرستش شده مگر انيكه خدا در آن پرستش خواهد شد. (بتخانه ها تبديل به مراكز عبادت الله مي شوند.)
3. رشد و تكامل عقول و انديشه ها
از جنبه ي فكر و انديشه، بشر در عصر حكومت جهاني امام زمان ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ خردمند و خرد ورز و خود پيشه و خرد مدار مي شود، عقول انسانها رشد و كمال پيدا مي كند، قبل از بيان رواياتي در اين باره، مناسب است خردمند را از زبان امام هفتم _ عليه السلام _ در خطابش به هشام بشناسيم: هر چيزي نشانه اي دارد و نشان خردمند تفكر و انديشه است، هر چيزي مركب راهواري دارد و مركب را هوار خردمند تواضع است.
خردمند كسي است كه حلال، او را از شكر خدا باز ندارد و حرام، بر صبر او غلبه نكند (در برابر حرامها بردبار باشد .) خردمند كسي است كه عمل كم از او پذيرفته و دو چندان مي شود . خردمندان در دنيا زهد پيشه كرده و به دنيا و زخارف آن بي اعتنا و به آخرت راغب و متمايل هستند. خردمند هر سخني نگويد، نزد هر كس حرف نزند، از هر كسي تقاضا نكند، هر وعده اي ندهد، بيش از حد استحقاق و استعداد خويش خواهان نيست، خردمند دروغ نمي گويد هر چند در آن هواي نفس او باشد، خردمند دورويي و نفاق ندارد، خرد چراغ روح است، خردمند خدا شناس است، در ميان بندگان بالاتر از عقل چيزي تقسيم نشده، خواب انسان خردمند برتر از بيداري انسان بي خرد است، خداوند هيچ پيامبري را بر نيانگيخت مگر آنكه عاقل و خردمند بود و خود او بالاتر از همه كوشش كوشش كنندگان بود. با خردمندان حشر و نشر داشته باش و از بي خردان چونان درندگان خطر ناك فرار كن و . . .[6]
و اما روايات: " . . . اذا قام قائمنا وضع يده علي روس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم ".[7]
و در حديثي وضع الله يده . . . دارد، به هر حال در حكومت جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ دست خود حضرت كه يدالله است بالاي سر انسانها است يا دست خدا بر سر بندگان است كه آن هم ممكن است به معناي حقيقي كلمه باشد كه خداوند مستقيماً دست قدرت خويش را بر سر بندگان مي نهد و خردهاي آنان را جمع و متمركز مي سازد و به كمال بلوغ انساني مي رسند. و وقتي در جامعه اي خردمندي حاكم شد شيطان منزوي مي شود، هواهاي نفساني مهار مي شود، بساط گناه برچيده مي شود، جامعه عاقل گرد گناه نمي گردد، مفاسد اجتماعي از ميان مي رود، اگر هم براي فردي لغزشي پيش آيد بلافاصله متنبه شده و استغفار مي نمايد : همه براي يكديگر ناصح امين هستند، خير خواه ديگران مي باشند، ستم به ديگران و به خويشتن نمي نمايند، در مسير خسران و خذلان گام نمي نهند و راه سعادت و عزّت داري مي پيمايند، و . . .
سئوال : آيا جوامع پيشرفته صنعتي و كشورهاي اروپايي و امريكايي عاقل نيستند كه آن همه مفاسد و فجايع و گناهان بسيار بزرگ در آنها پيدا مي شود ؟
جواب : جوامع صنعتي هوش و استعدادشان زياد شده، دانش و تجربه آنها بالا آمده و در سايه تيز هوشي و سخت كوشي و پايمردي در مسائل گوناگون علمي و فني و صنعت و تكنولوژي به اعماق درياها سفر كرده و تا اوج آسمانها به پرواز در آمده اند و جداً در اين زمينه پيشرفتهاي شگرفي پيدا كرده و ارمغانهاي بزرگي براي بشريت آورده اند، از جهان اتمها و موجودات ذره بيني تا جهان كهكشانها و سحابي ها را كه ميليونها سال نوري با زمين فاصله دارند در زير سيطره و نفوذ علمي خويش در آورده و به تاخت و تاز در عرصه فضاي بيكران جهان مشغول مي باشند، در دانش طب پيشرفتهاي عظيمي كرده اند و امروزه در دنيا پيوند اعضاء به صورت امر رايج در آمده است و . . . ولي عقل و خرد آنها بالا نيامده و رشد نكرده و شكوفا نشده و از قوه به فعليت در نيامده است اگر عقل بالا مي آمد كه گناه نمي كردند، ستم و تبعيض و فساد اخلاقي در آنجا رواج نداشت.
امام خردمندان جهان حضرت صادق آل محمد _ صل الله عليه و آله و سلم _ مي فرمايد:
" العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان؛ عقل آن است كه انسان به وسيله او خدا را بپرستد و بهشت جاودان را كسب كند ".
راوي پرسيد: پس آنچه در معاويه بود چيست؟ حضرت فرمود: " تلك الفكري، تلك الشيطنه و هي شبيهه بالعقل و ليست بعقل ".[8]
يعني معاويه هوش بالائي داشت و باهوش شيطنت ميكرد. مردم معاويه را باهوش تر و سياستمدارتر از امام علي _ عليه السلام _ مي دانستند و لذا امام در خطبه اي مي فرمايد:
" والله ما معاويه بأدهي مني، و لكنه يغدر و يفجر و لو لا كراهيه الغدر لكنت من ادهي الناس، ولكن كل غدره فجره، و كل فجره كفره و لكل غادرٍ لواء يعرف به يوم القيامه، و الله ما استغفل بالمكيده و لا استغمز بالشديده ". [9]
ترجمه: سوگند به خدا، معاويه از من سياستمدارتر نيست، اما او نيرنگ مي زند و مرتكب انواع گناه مي شود اگر نيرنگ ناپسند و ناشايسته نبود من سياستمدار ترين مردم بودم، ولي هر نيرنگي گناه است، و هر گناهي يك نوع كفر است، در قيامت هر غدّار و مكّاري پرچم خاصي دارد كه به آن وسيله شناخته مي شود . به خدا سوگند من با كيد و مكر اغفال نمي شوم و در روياروئي با شديدان ناتوان نمي گردم.
باري عقل حجت خدا است، عقل در رديف انبياء و امامان است، امام كاظم _ عليه السلام _ خطاب به هشام فرمود :
" اي هشام ! خداوند در ميان مردم دو حجت دارد: 1_ حجت ظاهري كه عبارت است از پيامبران و امامان _ عليه السلام _ 2_ حجت باطني و دروني كه عقل باشد،"[10] همانطور كه پيامبران هرگز به گناه دعوت نمي كنند عقل هم هرگز به گناه دعوت نمي كند، عقل جز به راستي و درستي و پاكي و حسن نيت دعوت ندارد، دنياي امروز عقل را كوبيده و هوش و دانش به حد اعلا رسيده است، حاكم بر دنياي صنعت هوش است اختراعات همه مال هوش است، علم مربوط به هوش و استعداد است، آري اگر در كنار اينها عامل باشند دانش و هوش را در مجراي صحيح انساني به كار مي گيرند . به عنوان مثال بشر به وسيله دانش، رودخانه ها را مهار مي كند، سد مي سازد، درياچه درست مي كند، كانال مي زند و هزاران هكتار از اراضي موات و بي حاصل را احياء مي كند، ولي همين دانش است كه به فرمان بشر به هنگام جنگ اين سد را منفجر مي كند هزاران انسان و حيوان و باغ و مزرعه طعمه سيلاب مي شود، سد ساختن علم است، ويران كردن سد نيز علم است، علم چونان شمشير دو دم است كه اگر به دست اهلش قرار گيرد در جهت قطع اعضاء فاسد به كار مي رود تا سلامتي ديگر اعضاء تأمين شود ولي اگر به دست نا اهلان بيفتد صد بار از شمشير برنده در كف زنگيِ مست خطرناكتر خواهد بود.
[1] . تفسير نور الثقلين، ج 2، ص 27 .
[2] . حديد، 17 .
[3] . تفسير نور الثقلينن ج 5، ص 242 و بحاد الانوار، ج 51، ص 54 .
4 . بحار الانوار، ج 51، ص 61 .
[4] . همان، ج 51، ص 61 .
[5] . بحار الانوار، ج 51، ص 66.
[6] . تحف العقول، ص 275 _ 295 .
[7] . بحار الانوار، ج 52، ص 328 و 336 .
[8] . اصول كافي، ج 1، ص 16.
[9] . نهج البلاغه صبحي صالح، خطبه 200، ص 318.
[10] . تحف العقول، ص 285 .
@#@ در جامعه جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ پا به پاي هوشمندي و بالا آمدن علم و دانش عقل بشر هم رشد مي كند و بالا مي آيد، دانش غرور مي آورد ولي عقل تواضع مي آورد، دانش ويران مي كند ولي عقل عمران و آباداني دارد، هوش شيطنت مي آورد ولي عقل فضيلت و انسانيت و شرف مي آورد و ملاك برتري انسان ها بر ساير جانداران عالم در اين است كه انسان داراي عقل است و از يونان باستان تا به امروز انسان را حيوان ناطق دانسته اند.
و نه تنها در حكومت امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ خردها كامل مي شود بلكه بر هوش و دانش و جميع شئوون زندگي بشر عقل حاكم مي شود و در سايه حكومت عقل همه اين ابزارهاي دو دم در مسير خير و صلاح و رفاه و سعادت جامعه انساني مورد استفاده قرار مي گيرند.
از هنرهاي بزرگ امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ اين است كه خردها را از زندان حصار در حصار هوسها و تمايلات آزاد مي كند، و آنها را حاكم بر سرنوشت انسانها قرار مي دهد و انسانهاي آن عصر همه خردمند و اهل انديشه هستند و بدون ارشاد عقل اقدامي نمي كنند، آنچه را عقل بايسته و پسنديده مي داند انجام مي دهند، آنچه خرد، قبيح و زشت و ناپسند تشخيص مي دهد، از آن اجتناب مي كنند و پيداست كه چه مدينه فاضله اي خواهد بود.
4. از لحاظ فرهنگي
فرهنگ معني گوناگوني دارد[1] گاهي به معناي تأديب و تربيت و پرورش انسانها آمده، گاهي به معناي علم و دانش و معرفت آمده و گاهي به معناي مجموعه آداب و عادات و رسوم يك قوم و يك ملت آمده است. اگر فرهنگ به معناي ادب نيكو باشد در عصر امام زمان و جامعه جهاني آن حضرت انسانها عالم با آداب اسلامي تربيت مي شوند و متأدب به آداب آلهي مي شوند (تأدبّوا بآداب الله) كه عاليترين مكتب تربيتي و كاملترين آنها است و متكي بر وحي آلهي است و از سوي خالق انسانها و به وسيله انسان شناسان بي نظير (پيامبر _ صل الله عليه و آله و سلم _ و جانشينان معصوم حضرت) عرضه مي شود، در آن عصر، بشر مظهر عدل آلهي مي شود، مظهر رحمت خدا مي شود، مظهر صبر آلهي، مظهر قدرت پروردگار، مظهر جود و كرم آلهي و در يك كلام مظهر همه اسماء حسناي آلهي مي شود. روايات مي گويد:
" والقي الرافه و الرحمه بينهم فيتواسون . . . و لا يعلو بعضهم بعضا و يرحم الكبير الصغير و يوقوا الصغير الكبير " . [2]
يعني در ميان عموم مردم عالم مهرباني و رحمت بر قرار مي شود و در سايه آن مواسات و همياري مي كنند و بر يكديگر برتري طلبي ندارند، بزرگتر به كوچكتر رحمت و عطوفت و مهرباني مي ورزد و كوچكتر به بزرگتر احترام مي گذارد و اگر فرهنگ به معناي دانش و بينش، علم و معرفت باشد در عصر امام زمان بينش و معرفت بشر به مبدأ و معاد و كل معارف آلهي به اوج خودش مي رسد تا آنجا كه مخدرات در خانه هاي خويش تفسير قرآن كرده و طبق كتاب و سنت آلهي قضاوت مي كنند و به تعبير روايات:
" و توتون الحكمه في زمانه حتي انّ المرأه لتقضي في بيتها بكتـاب الله تعالي و سنه رسول الله _ صل الله عليه و آله وسلم _ " [3]
به انسانهاي عصر امام مهدي آن اندازه حكمت و معرفت داده مي شود كه زن در ميان خانه اش بر اساس كتاب آلهي و سنت رسول خدا _ صل الله عليه و آله و سلم _ قضاوت مي كند. اين اندازه اسلام شناسي گسترش پيدا مي كند و انسانها با حقيقت اسلام از طريق دو منبع اصلي آن يعني كتاب و سنت انس پيدا مي كنند و حقايق دين با جان آنها عجين مي شود. دانش و آگاهي انسانها به نهايت درجه خود مي رسد و تمام مراتب علم و دانش را يكي پس از ديگري مي پيمايند و بر كل آسمانها و زمين و حقايق موجود در آن دو و ما بين آن دو مطلع مي شوند و اين دعوت قرآني جامه عمل مي پوشد كه : " قل انظروا ماذا في السماوات و الارض " . [4]و تا به حال آنچه از معلومات نصيب بشر شده مربوط به گوشه اي از آسمان اول يا آسمان نزديك است كه " وزينّا السماء الدنيا بمصابيح . . . " [5]ولي در منطق دين سخن از سماوات سبع و آسمانهاي هفتگانه است كه بشر از آنها و اسرار آنها اصلاً اطلاع ندارد و در عصر امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ اين اطلاعات به دست مي آيد و به تعبير روايت معروف:
" العلم سبعه و عشرون حرفاً فجميع ما جائت به الرسل حرفان فلم يعرف الناس حتي اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه و العشرين حرفا فبثّها في الناس و ضمّ اليها الحرفين حتي يبثّها سبعه و عشرين حرفاً " .[6]
ترجمه: تمام دانش، بيست و هفت حرف است و از آدم ابوالبشر تا ختم انبياء _ صل الله عليه و آله و سلم _ و از خاتم انبياء تا زمان ظهور خاتم الاوصياء ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ كل آنچه به بشريت عرضه شده و معلمان آلهي بيان كرده اند دو حرف است و انسانهاي امروزي نه تنها دو حرف آن را مي شناسند و آن هنگام كه قائم ما قيام مي كند بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده و در ميان مردم عالم مي پراكند و دو حرف معلوم بشر را به آنها ضميمه مي كند تا تمام بيت و هفت حرف و در واقع تمام علم در جامعه بشري نشر و پخش شود و آنگاه است كه مجهولي براي بشر نمي ماند و آنگاه است كه بشر در برابر عظمت خالق و آفريدگار هستي كرنش مي كند و مقام خشيت پيدا مي كند كه " انما يخشي الله من عباده العلماء "[7] و احساس كوچكي مي نمايد و با تمام وجود به مبدأ عالم متوجه مي شود و با شناخت كامل او را مي پرستد. و در روايت ديگر مي خوانيم:
در زمان امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ مومني در شرق عالم زندگي مي كند و برادر ديني خود را در غرب عالم مي بيند و آنكه در مغرب عالم زيست مي كند برادرش را كه در مشرق جهان است مي بيند،[8] و هزار و چند صد سال پيش درك اين سخنان و هضم آن براي مردم آسان نبود و تعبّداً مي پذيرفتند ولي ابزارهاي صنعتي پيچيده امروزي و دنياي رايانه و ديگر وسائل ارتباط جمعي، قبول اين مطلب را براي ما آسان نموده است، البته منظور اين نيست كه در آن عصر، زمين از كروي بودن خارج شده و مسطح مي گردد و انسانها به قدري نور چشمشان قوي مي شود كه صد ها و هزاران فرسنگ دورتر را مي بينند، بلكه منظور اين است كه در سايه پيشرفتهاي صنعتي، ابزاري ساخته مي شود كه شرق و غرب جهان را به يكديگر مرتبط مي سازد و همه مي توانند با فشار دادن دكمه رايانه يا هر وسيله مدرن ديگر با برادر ديني خود در اقصي نقاط جهان ارتباط بر قرار كند و گرنه سنت آلهي بر اين است كه جهان را از طريق اسباب و مسببات اداره كند " ابي الله ان يجري الامور الا باسبابها "[9] و اين سنت نه قابل تبديل و دگرگوني بنيادين است و نه قابل تحويل و اصلاح است " فلن تجد لسنه الله تبديلاً و لن تجد لسنه الله تحويلاً "[10] و اين نظامات لايتغير و سنن قطعي براي هميشه جهان است و چنين نيست كه در آن عصر اين نظامات و قوانين بر چيده شود.
و اگر فرهنگ به معناي آداب و رسوم و عادتهاي يك ملت باشد در جامعه جهاني امام مهدي عادات و رسوم غلط و جاهلي و خرافي كلاً از جامعه زدوده مي شود و به جاي آن آداب و عادات صحيح انساني و اسلامي جايگزين مي شود، تعصبات نژادي و قبيله اي و غيره ريشه كن مي شود، بشر داراي انصاف مي شود و واقع گرائي و رئاليست بودن حاكم مي شود و به عنوان مثال از عادات و شعارهاي عرب جاهلي اين بود كه:
" انصر اخاك ظالما او مظلوما " ؛ يعني برادرت را ياري كن چه ستمگر باشد و چه ستمديده و رسول خدا _ صل الله عليه و آله و سلم _ كه مبعوث به رسالت شد فرمود : من نيز مي گويم: " انصر اخاك ظالما او مظلوما "؛ ولي به اين نحو كه اگر ظالم است جلو ظلمش را بگير و اين كمك كردن به او است و اگر مظلوم است به او كمك كن و از او دفع ظلم بنما[11] و امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ كه سيره نبوي را زنده مي كند اين شعارهاي غلط جاهليت جديد و مدرن و جاهليت قرن بيستم و مانند آن را از جامعه ريشه كن مي كند، انسانها را با واقعيات آشنا مي كند و از تخيل و خيالگرائي و مانند آن دور مي كند.
نتيجه : در جامعه امام زمان فرهنگ اصيل انساني و اسلامي و آلهي به معناي جامع كلمه بر بشر حاكم مي شود.
5 . از نظر سياسي
در جامعه جهاني، امام زمان حاكم بر تمام جهان، امام زمان است، پرچم اسلام در كل عالم بر افراشته مي شود، كتابي كه به عنوان قانون اساسي بر دنيا حكومت مي كند قرآن است، قوانيني جاري متكي به متن اصيل اسلام است، در تمام كره زمين يك حكومت بيشتر نيست، مرزها بر چيده مي شود، سازمانهاي گوناگون و عريض و طويل و كم فايده يا بي خاصيت بين المللي وجود نخواهد داشت، ارتشهاي گوناگون نيست، يك حاكم در تمام دنيا است، كل دنيا مثل يك خانواده با يك مدير محبوب است و منظور آيه كريمه:
" ليظهره علي الدين كله "[12]، همين است كه غلبه مطلق باشد يعني روزي فرا مي رسد كه اسلام هم از نظر منطق و استدلال و هم از نظر نفوذ ظاهري و حكومت بر تمام اديان پيروز خواهد شد و همه را تحت الشعاع خويش قرار خواهد داد. در ذيل آيه: " الـذين ان مكـنّا هم في الارض . . . "[13] امـام باقر _ عليه السلام _ فرموده : اين آيه مال مهـدي و ياران اوست كه : " يملكهم الله مشارق الارض و مغاربها و يظهر الدين "[14] خداوند آنان را مالك و حاكم بر شرق و غرب جهان خواهد نمود و دين را به دست آنها ظاهر و غالب مي كند و در ذيل آيه ي : " جاء الحق و زهق الباطل "[15] امام باقر _ عليه السلام _ فرمود: " اذا قام القائم ذهبت دوله الباطل "[16] يعني وقتي كه قائم (آل محمد) قيام كند دولت باطل نابود مي شود و به جاي آن دولت حق و دولت كريمه اي كه سبب عزت اسلام و مسلمين باشد بر سر كار مي آيد و در حديثي مي خوانيم: " يبلغ سلطانه المشرق و المغرب " [17] ؛ دايره حكومت و قدرت امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ شرق و غرب عالم را فرا مي گيرد.
[1] . فرهنگ معين، ج 2، ص 2538 .
[2] . بحار الانوار، ج 52، ص 385 .
[3] . بحار الا نوار، ج 52، ص 352 .
[4] . يونس، 101 .
[5] . فصلت، 12 .
[6] . بحار الانوار، ج 52، ص 336 .
[7] . فاطر، 28 .
[8] . بحار الانوار، ج 52، ص 391 .
[9] . اصول كافي، ج 1، ص 259 .
[10] . فاطر، 43 .
[11] . بحار الانوار، ج 52، ص 391 .
[12] . توبه، 33 .
[13] . حج، 41 .
[14] . تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 506 .
[15] . اسراء، 80 .
[16] . تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 212 .
[17] . بحار الانوار، ج 51، ص 71 .
@#@ يا مي خوانيم: " فيفتح علي يديه مشارق الارض و مغاربها"[1]؛ خداوند به دست امام زمان شرق و غرب عالم را فتح مي كند. و مي خوانيم:
"ويصير سلطاناً عليها "[2] يعني امام مهدي سلطان ارض است و بر كل كره زمين حكومت خواهد كرد و آخرين روايت در اين بخش اينكه :
" . . . اذا تناهت الامور الي صاحب هذا الامر رفع الله تبارك و تعالي له كل منخفض من الارض و خفض له كل مرتفع حتي تكون الدنيا عنده بمنزله راحه فايكم لو كانت في راحته شعره لم يبصرها ". [3]
هنگامي كه امور و كارهاي جهان به صاحب اين امر (امام زمان) برسد و به او منتهي شود، خداوند هر نقطه پستي از زمين را براي او بالا مي آورد و هر نقطه مرتفع را پست مي كند (پيداست كه مراد اين نيست كه زمين مسطح مي شود و از كروي بودن در مي آيد، بلكه با امكانات قوي علمي و صنعتي همه جهان را زير پوشش و در معرض ديد امام زمان قرار مي گيرد.) تا آنجا كه كل دنيا به مثابه كف دست انسان مي شود، آنگاه كدام يك از شما اگر مويي در كف دست + باشد آنرا نمي بينيد؟! (امام _ عليه السلام _ هم كل دنيا را مي بيند و از همه اطراف و اكناف جهان با خبر است و گرنه حكومت عادلانه بر همه زواياي ارض ممكن نيست.)
باري بسياري از جنگها و لشگركشيها و افساد در ارض و اهلاك حرث و نسل مربوط به حكومتهاي ستمگر است كه براي رسيدن به قدرت بيشتر به يكديگر مي تازند و رقيب را قلع و قمع مي كنند و انسانها را نابود مي كنند و تاريخ، كشور گشايان و جلادان و آدم كشان فراواني به خود ديده است و وقتي بساط حكومتها بر چيده شد و يك حكومت مركزي در كل دنيا بود با آن مردان نيرومند و آهنين اراده و كل هستي هم در معرض ديد حاكم مركزي بود و دقيقاً بر همه جا نظارت و اشراف داشت و در همه جا عدل و انصاف را مراعات نمود ديگر وجهي براي نزاع و فتنه و فساد و قتل و غارت وجود ندارد. جامعه بشري در كمال امنيت و آسايش به بندگي خدا و كوشش و تلاش مي پردازد.
6. از نظر قضايي:
در روايات مي خوانيم : " فـيحكـم بين اهل التوراه بالاتوراه و بين اهل انجيل بلانجيل و بين اهل الزبور بالزبور و بين اهل الفرقان بالفرقان "[4]؛ يعني آن قاضي عادل و دادگستر در ميان پيروان تورات (يهوديان) بر اساس كتاب آسماني خود آنها يعني تورات (تورات اصيل) قضاوت مي كند و در ميان پيروان زبور طبق همان كتاب حكم مي كند، و در ميان پيروان فرقان (قرآن) نيز طبق قرآن حكم و قضاوت مي نمايد و از آنجا كه اين قضاوت صد در صد عادلانه است همه پيروان اديان از آن راضي هستند و سيره جد بزرگوارش امام علي _ عليه السلام _ را دنبال مي كند كه فرمود : " لو كسرت لي الوساده لحكمت بين اهل التوراه بتوراتهم و بين اهل الزبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم ".[5]
و نيز مي خوانيم: " اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع في ايامه الجور . . . وردّ كلّ حق الي اهله "[6] ؛ حكم و قضاوت امام مهدي عادلانه خواهد بود، جور و ظلم و نامردي در ايام حكومت حضرت رخت بر مي بندد، هر حق به اهل آن باز مي گردد و مي خوانيم: " و حكم بين الناس به حكم داود و حكم محمد _ صل الله عيه و آله و سلم _ "[7] ؛ امام زمان در ميان مردم چونان داود نبي _ صل الله عليه و آله و سلم _ و حضرت محمد _ صل الله عليه و آله و سلم _ حكم و قضاوت خواهد نمود، حكم داودي اين است كه قرآن مي گويد:
" يا داود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق و لا تتبع آلهوي فيضلك عن سبيل الله " [8] ؛ حكم و قضاء بايد به حق و عادلانه باشد، حكم محمدي _ صل الله عليه و آله و سلم _ اين است كه : " و ان حكمت فاحكم بينهم بالقسط " [9] ؛ قضاوت بايد به قسط و عدل باشد. " فاحكم بينهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم . . . ".[10] ؛ قضاوت بايد بر اساس احكام آلهي و ما انزل الله باشد. و در محاكم قضائي دنيا چنين قضاوت عادلانه اي يا اصلاً نيست يا بسيار كمرنگ است و نتها در گوشه اي از عالم تا حدودي كه مقدور است اين قضاوت صورت مي گيرد و در حكومت عدل مهدي در كل جهان قضاوت بر اساس احكام آلهي و عادلانه خواهد بود و به احدي كمترين ستمي نمي شود.
7. عدالت اجتماعي
مقدمه : از شاخصهاي بسيار مهم و بر جسته در حكومت جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ اقامه قسط و عدل به معناي وسيع كلمه است و در اين باره بيشترين روايت را داريم كه حدود يك صد و سي روايت باشد[11] ؛ قرآن كريم قيام به قسط و عدل را يكي از اهداف بعثت انبياء دانسته و براي آن اصالت قائل شده است: " لقد ارسلنا رسلانا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط "[12] ؛ براي بشر قرن بيستم و قرون و اعصار بعدي عدالت و دادگستري از نان شب واجب تر و مهمتر است، بشر از بي عدالتي و شئون مختلف زندگي رنج مي برد، پيكره جامعه بشري از اين زاويه بيمار است و هر روز هم بر بيماريهاي آن افزوده تر شود تا آنجا كه جهان پر از ظلم و جور و بي عدالتي و شر گردد كه به دنبال آن عدل جهاني در همه ابعادش بروز و ظهور مي كند و تا بي عدالتي و ستم كل جهان را در همه ابعادش فرا نگيرد، بشر آمادگي پذيرش عدل مطلق را ندارد، مگر نه اين است كه امام علي _ عليه السلام _ قرباني عدالت گرديد (قتل في محراب عبادته لشده عدله) و امروزه زمينه پذيرش عدل جهاني روز به روز مهياتر شود، بشر متمدن و آگاه امروز از بي عدالتي اقتصادي و مالي رنج مي برد در گوشه اي از عالم بر قدرت آمريكا با بيست در صد امكانات و نفوس، هشتاد درصد سرمايه جهان را مي بلعد و در ساير نقاط عالم هزاران هزار انسان از قحطي و گرسنگي با مرگ دست به گريبانند، انسانها از بي عدالتي قضائي و تبعيضات رنج مي برند، از بي عدالتي اجتماعي رنج مي برد، امام مهدي كه بيايد كل زمين را عدل و داد فرا مي گيرد آن هم در تمام ابعادش عدالت را پياده مي كند و تمام مظاهر عدل در جهان پياده مي شود، عدل اقتصادي، عدل سياسي، عدل قضائي، عدل اجتماعي و . . . وگرنه عدل جهان ناقص خواهد بود.
با حفظ اين مقدمه مي گوئيم: يكي از ابعاد عدالت، عدل اجتماعي است و در اين رابطه رواياتي را مرور مي كنيم:
" . . . و وضع ميزان العدل بين الناس فلا يظلم احد احداً "[13] ؛ ترازوي عدالت را در ميان همه انسانها مي نهد و در سر تاسر جهان هيچ انساني به ديگري ستم نخواهد كرد، (امام عصر همه ستگران كوچك و بزرگ را سر جاي خود خواهد نشاند و اين زشت ترين پديده را كه همواره در طول تاريخ گلوي بشريت را فشرده، دفن خواهد كرد.)
". . .و عدل في الرعيّه "[14] ؛ او در ميان همه رعايايش عدالت مي ورزد، عدل او عمومي است.
" . . . و يعدل في خلق الرحمن البرّ منهم و الفاجر "[15] ؛ او در ميان همه بندگان خدا عدالت را پياده مي كند و به عدل رفتار مي كند چه نيكان و چه افراد فاسق و فاجر ( عدالت او به طور يكسان در حق خوب و بد اجرا مي گدد.)
" . . . حتي لايري اثر من الظلم "[16] ؛ در اجراي عدالت تا آنجا پيش مي رود كه در هيچ گوشه دنيا اثر و نشانه اي از ظلم نماند و ديده نشود. (فاتحه ظلم را مي خواند و آن را از صفحه زمين محو مي كند.)
"...يطهر الارض من كل جور و ظلم>[17]؛ او سراسر گيتي را از هر گونه جور و ستمي پاكسازي مي كند.
امام باقر _ عليه السلام _ در ذيل آيه ي : " اعلموا ان الله يحيي الارض بعد موتها "[18] ؛ فرمود: منظور از مرگ زمين، جور ظلم و ستم در آن است و امام زمان _ عليه السلام _ زمين را به وسيله عدالت زنده مي گرداند پس از آنكه با جور مرده باشد.[19]
8. عدالت اقتصادي
از نقاط بسيار برجسته در حكومت جهاني امام مهدي عدالت اقتصادي است، ثروت به طور عادلانه در ميان مردم تقسيم مي شود و هر كس از آن سهم خويش را دريافت مي كند ابتدا رواياتي در اين باب: " . . . و يقسم المال صحاحاً " [20] ؛ امام عصر اموال را به طور صحيح در ميان مردم تقسيم مي كند. " . . . و يقسم المال بالسويه "[21] ؛ او مال را به طور مساوي در ميان مردم تقسيم مي كند.
" . . . يقسم الامال صحاحاً فقال رجل ما صحاحاً ؟ قال : بالسويه بين الناس [22] اذا قام قائمنا قسّم بالسويه و عد في الرعيه "[23] " . . . يجمع اليه اموال الدنيا من بطن الارض و ظهرها فيقول لناس : تعالوا الي ما قطعتم فيه الارحام و سفكتم فيه الدما الحرام و ركبتم فيه ما حرم الله، فيعطي شيئاً لم يعطه احد كان قبله "[24] ؛ تمام اموار دنيا از دل زمين (منابع و اموال زير زميني و گنجها) و روي زمين نزد امام _ عليه السلام _ جمع مي شود .
آنگاه حضرت خطاب به مردم مي فرمايد: اينها همان چيز هايي هستند كه به خاطر آن قطع رحم كرديد، خون يكديگر را به زمين ريختيد، محرمات آلهي را براي رسيدن به آن مرتكب شديد، اينك بياييد و از اين اموال آنچه مي خواهيد براي خود برداريد و به قدري به اشخاص عطا مي كند كه احدي قبل از امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ چنيني اعطائي نداشته است.
" . . . اذا قام قائمنا اضمحلّت القطائع فلا قطائع " [25] وقتي قائم ما خاندان قيام كند همه قطايع مضمحل و نابود مي گردد و قطايعي نخواهد بود. (قطايع عبارت است از زمينهاي مرغوبي كه سلاطين و مستكبران و طاغوتها آنها را به زور از صاحبانش گرفته و به تيوّل خويش درآورده اند.
[1] . بحار الانوار، ج 51، ص 146 .
[2] . منتخب الائر، ص 292 .
[3] . بحار الانوار، ج 52، ص 328 .
[4] . بحار الا نوار، ج 51، ص 29 .
[5] . كشف المراد، ص 385، چاپ جامعه مدرسين حوزه علميه قم .
[6] . بحار الا نوار، ج 52، ص 338 .
[7] . بحار الا نوار، ج 52، ص 338 .
[8] . ص، 26 .
[9] . مائده، 42 .
[10] . مائده، 48 .
[11] . منتخب الاثر ن ص 478 .
[12] . حديد، 25 .
[13] . بحار الا نوار، ج 52، ص 322 .
[14] . بحار الا نوار، ج 52، ص 351 .
[15] . بحار الا نوار، ج 51، ص 29 .
[16] . بحار الا نوار، ج 52، ص 470 .
[17] . بحار الا نوار، ج 51، ص 145 .
[18] . حديد، 17 .
[19] . نور الثقلين، ج 5، ص 243 .
[20] . بحار الا نوارن ج 51، ص 81 .
[21] . بحار الا نوار، ج 51 ص 84 .
[22] . بحار الا نوار، ج 51، ص 92 .
[23] . بحار الا نوار، ج 52، ص 351 .
[24] . بحار الا نوار، ج 52، ص 351 .
[25] . بحار، ج 52، ص 309 .
@#@)
اين بود رواياتي چند در رابطه با عدل اقتصادي كه از شاخه هاي اساسي عدل در دنيا است، ثروت براي همه، زندگي براي همه رفاه براي همه و در عصر امام مهـدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ اين عدل و حد اعلا پياده مي شود اما منظور از مال كدام است؟ آيا امام زمان اموال شخصي حلال مردم را از صاحبانش مي گيرد و در ميان آحاد انسانها تقسيم مي كند؟ و مالكيت فردي و شخصي را الغاء مي كند؟ هرگز و قطعاً مراد اين نيست زيرا اسلام مالكيت فردي را امضاء كرده و براي اموال خصوصي مردم احترام قائل شده و حرمت مال او را مثل حرمت خون او دانسته و همانطور كه ريختن خون مسلمان حرام است، بردن و گرفتن مال مسلمان هم با بودن طيب نفس او حرام است و معقول نيست كه امام _ عليه السلام _ به مردم اعلان كند هر چه از داراي داريد بياوريد و بايد ميان همه تقسيم شود كه هزار و يك تالي فاسد دارد و مدت دهها سال كمونيستم در جهان شعار الغاء مالكيت خصوصي و فردي داد و مالكيت را دولتي عمومي و اشتراكي دانست و ديديم كه چگونه فرو پاشيد و نابود شد. پس منظور چيست؟ منظور اموال عمومي است از منابع زير زمين و اخماس و زكوات و . . . كه بيت الامال مسلمين است و در اختيار امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ است ولي در آن زمان به قدري بيت المال سرشار از اموال عمومي است و خزانه هاي دنيا در دست امام زمان است كه هر چه بدهد پايان ندارد و اينها را در ميان مردم تقسيم مي كند و به طور مساوي به اشخاص مي دهد و علي القاعده بايد غير از اجرت و مزد و حقوق افراد و اشخاص و كاركنان مراكز مختلف باشد كه آن بر حسب استحقاق به افراد داده مي شود و يك فرد متخصص با يك فرد عادي و بي سواد يكسان نخواهد بود و گرنه افراد رغبت به كار نمي كنند و اين طرز حقوق دادن كه عدالت نيست بلكه ظلم است زيرا با قابليتهاي مختلف اگر مزاياي مادي يكسان باشد ظلم است و عدل آن است كه استحقاقها مراعات شود و هر صاحب حقي به حقش برسد تا تلاشها و كوششها حرمت نهاده شود. بلكه منظور از اموال، اموال عمومي و بيت المال است و علاوه بر پرداخت حقوق و استحقاقها به همه انسانها به طور مساوي تقسيم مي شود و مال همه است، البته اگر ثروت بيت الامال محدود باشد باز عدالت ايجاب مي كند كه به مناطق محرومتر، زود تر و بيشتر رسيدگي شود ولي با فرض اينكه در آن زمان ثروت دنيا در اختيار امام مهدي است و كم نمي آورد لذا تقسيم بالسويه در اين بخش قابل قبول است.
و در حديثي آمده : " ويفيض المال فيضا " [1] ؛ يعني اموال در زمان امام زمان فيضات دارد و مثل چشمه مي جوشد و پايان ندارد. كه بترسيم و اولويت ها را رعايت كنيم.
9. بي نيازي عمومي
در حكومت جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ همه انسانها از لحاظ زندگي اقتصادي بي نياز مي شوند و همگان در رفاه خواهند بود، بددخت و گرسنه و بي خانمان نخواهد بود، هيچكس ديگران را استثمار نمي كند و از آنها بهره كشي نمي كند و در اين باب روايات فراواني وجود دارد:
" . . . يتنعم امتي في زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط البر و الفاجر "[2] ؛ امت من در زمان امام مهدي آن قدر از نعمتهاي آلهي برخوردار باشند كه هرگز نظير آن را در عالم متنعم نشده اند و اين نعمتها فقط براي نيكان نيست بلكه نيك و بد همه از اين نعمتهاي بي پايان و خان گسترده مهدوي استفاده مي كنند.
" . . . و يجعل الله الغني في قلوب هذه الامه " [3] ؛ در آن زمان خداوند غنا و بي نيازي را در دلها اين
امت قرار مي دهد، و قلباً احساس بي نيازي مي كنند.
" . . . و المال يومئذٍ كدوس يقوم الرجل فيقول يا مهدي اعطني، فيقول: خذ [4] " ؛ يعني اموال در زمان امام زمان كدوس (مجمع طعام و هر آنچه از دراهم وي دنانير كه يكجا جمع شود) است يعني كوه كوه درهم و دينار و طعام و خوراكي وجود دارد و در اختيار امام زمان است و مردي بر مي خيزد و مي گويد: يا مهدي به من كمك كن، امام مي فرمايد: بگير، و اصلاً سخن از مبلغ و عدد نيست يعني هر چه بخواهيد به او مي دهد تا خود احساس بي نيازي كند و بگويد : بس است.
خداوند در زمان امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ دلهاي امت پيامبر _ صل الله عله و آله و سلم _ را از غنا و بي نيازي مالامال مي كند و عدالت امام مهدي همه امت را فرا مي گيرد تا آنجا كه حضرت به شخصي امر مي كند كه در ميان مردم اعلان كند (وطبعاً اين اعلان در يك مسجد يا مكان خاص نيست بلكه از طريق رسانه هاي عمومي و شبكه سراسري دنيا اعلان مي كند.) چه كسي نياز مالي دارد؟ از ميان همه انسانها تنها يك نفر مراجعه مي كند و مي گويد: من، امام مي فرمايد : برو نزد خزانه دار و به او بگو : مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ تو را امر مي كند كه به من مبلغي بپردازي (سخن از وام و قرض دادن نيست بلكه عطاهاي مجاني و بلاعوض است.) و خزانه دار مي گويد : دامنت را پهن كن و آنقدر به او مي كند كه وي پشيمان مي شود و مي گويد : من نياز مالي ندارم و نمي خواهم، ولي خزانه دار پس نمي گيرد و قبول نمي كند و مي گويد: ما آنچه كه عطا كرديم باز پس نمي گيريم. [5]
". . . فيجي ء الرجل فيقول : يا مهدي أعطني أعطني فيحثي له في ثوبه ما استطاع ان يحمله[6]"
مردي خدمت امام عصر مي رسد و مي گويد: اي مهدي به من كمك كن، به دستور امام تا آنجا كه مي تواند حمل كند به او درهم و دينار مي دهند. (يعني حد و مرزي ندارد و ظاهراً اينها غير از آن تقسيمي بالسويه و اضافه بر آن است كه در خزانه وجود دارد و هر كس هر چه بخواهد به او مي دهند، البته شرايط به گونه اي است كه اينگونه مراجعه كنندگان انگشت شمار مي باشند و مثل اين زمانها نيست كه اگر اعلان شود فلانجا فلان ماده غذائي را ارزان مي دهند يا مجاني تقسيم مي كنند و مردم بشنوند چه غوغائي مي شود و قيامتي به پا مي كنند و چه بسا عده زيادي زير دست و پا له شوند و وقتي اين مقايسات انجام مي شود عظمت ثروتهاي عمومي در آن زمان معلوم مي شود).
"...يعطي المال بغير عددٍ..."[7] ؛ بدون حساب كتاب و شمارش مال را عطا مي كند و به افراد مي دهد.
"...يطلب الرجل منكم من يصله بمآله و يأخذ من زكاته لايوجد احد يقبل منه ذلك استغني الناس بما رزقهم آله من فضله"[8]؛ هر چه انسان مي گردد كه كسي را پيدا كند و زكات اموالش را به او بدهد كسي را نمي يابد و فقير و مسكيني پيدا نمي شود چرا كه همگان به واسطه آنچه خداوند از فضل خويش به آنها روزي كرده، بي نياز مي باشند و نيازمندي نيست كه زكات قبول كند.
"...ولا يجد الرجل منكم يومئذً موضعاً لصدقته و لالبره لشمول الغني جميع المومنين".[9]
و آن روزگار مردي از شما مي خواهد صدقه بدهد، نيكي كند (و به كسي كمك مالي كند) ولي كسي را نمي يابد چرا كه غنا و بي نيازي همه مومنان را فرا گرفته است.
باري آرزوي بشر از دير باز اين بوده كه روزي فقر و بدبختي را از جامعه خودشان ريشه كن كنند و همه آحاد مردم ثروتمند باشند، زندگي شرافتمندانه اي داشته باشند، و اين آرزوي ديرينه در زمان بقيه الله جامه عمل مي پوشد و همگان بي نياز مي شوند و زندگي مرفه و خوش و خرمي پيدا مي كنند، و بدهكاري شرمنده طلبكار نمي شود، هيچ مردي شرمنده اهل و عيال نمي گردد، هيچ رئيس اداره و كارخانه شرمنده كاركنانش نمي شود و . . .
10. عمران و آبادي
در حكومت جهاني امام عصر ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ همه نقاط زمين آباد و سر سبز و مالامال از محصول مي شود و معادن زير زميني استخراج مي شود و زمين روئيدنيهايش را مي روياند و آسمان قطرات بارانش را فرو مي فرستد و از زمين و آسمان نعمت ريزش مي كند و وفور نعمت است و نقطه اي خالي از عمران نخواهد ماند. اينك روايات :
" و يخرج له الارض افلاذ كبدها "[10]؛ زمين قطعه هاي كبدش را بيرون مي آورد.
" . . . ويرسل السماء عليهم مدراراً و لاتدخر الارض شيئاً من نباتها " [11]؛ آسمان بارانش را مثل ناودان فرو مي فرستد و زمين همه روئدنيهايش را بيرون مي آورد و هيچ نباتي را ذخيره و احتكار نمي كند.
" . . . تنزل له السماء قطرها و تخرج له الارض بذرها "[12]؛ آسمان قطراتش را براي امام مهدي نازل مي كند (و بر سرزمينهاي او مي بارد) و زمين بذرش را خارج مي سازد. تا آنجا وفور نعمتها مي شود كه زندگان آرزو مي كنند كه اي كاش مردگان بودند و اين همه نعمت را مي ديدند: " يتمني الاحياء الأموات "[13]؛ و زمين با ميل و رغبت كليد هاي در گنجهايش را به امام مي دهد تسليم مي كند: " و تلقي اليه مسلماً مقاليدها " [14]؛ در آن روز زمين گنجهاي پنهانش را هويدا مي كند و بركاتش را نمايان مي سازد[15] ؛ " و انزل بركات من السماء و الارض وتزهر الارض بحسن نباتها و تخرج كل ثمارها و انواع طيبها "[16]؛ در آن روزگار بركات از آسمان و زمين فرو مي بارد و زمين با بهترين روئيدنيهايش گلباران مي شود و همه ثمراتش و انواع گياهان خوشبويش را خارج مي كند (و اين منبع عظيم و تمام نشدني ثروت، در اختيار امام مهدي قرار مي گيرد و آسمان از باريدن مضايقه نمي كند و زمين از روياندن دريغ نمي كند .) " و تزيد المياه في دولته و تمد الانهار و تضعف الارض اكلها و تستخرج الكنوز "[17]؛ در دولت امام مهدي آبها فراوان و نهرها امتداد مي يابد و زمين خوردنيهايش را دو چندان ظاهر مي كند و همه گنجهاي پنهان استخراج مي شود.
[1] . بحار الا نوار، ج 51، ص 80 .
[2] . بحار الا نوار، ج 51، ص 78 .
[3] . بحار الا نوار، ج 51، ص 84 .
[4] . بحار، ج 51، ص 88 .
[5] . بحار الا نوار، ج 51، ص 92 .
[6] . بحار الا نوار، ج 51، ص 104 .
[7] . بحار الا نوار، ج 51، ص 105 .
[8] . بحار الا نوار، ج 52، ص 337 .
[9] . بحار الا نار، ج 52، ص 338 .
[10] . بحار الا نوار، ج 51، ص 68 .
[11] . بحار الا نوار، ج 51، ص 78 .
[12] . بحار الا نوار، ج 51، ص 74 .
[13] . بحار الا نوار، ج 51، ص 104 .
[14] . بحار الا نوار، ج 52، ص 338 .
[15] . بحار الا نوار، ج 52، ص 385 .
[16] . منتخب الاثر، ص 472 .
[17] . منتخب الاثر، ص 472 .
@#@ " ولايبقي في الارض خراب الا يعمر "[1]؛ در روي كره زمين هيچ نقطه خراب و ويراني نمي ماند مگر آنكه حضرت آنجا را آباد و معمور سازد.
" . . . حتي تمشي المرأه بين العراق الي الشام لا تضع قد ميها الا علي النبات "[2]؛ بقدري آباداني فراوان مي شود كه زني از سرزمين عراق تا شام پياده اگر طي طريق كند در تمام مسير روي سبزيها و نباتات گام بر مي دارد و زمين خشك و بايري نخواهد ديد. حال اگر مقايسه كوچكي انجام شود عظمت آباداني در آن عصر روشن مي شود: تنها در گوشه اي از عالم يعني جمهوري اسلامي ايران كه اين همه سرزمينهاي كوير و بي آب و علف وجود دارد اگر بخواهيم گوشه هايي را كوير زدايي كنيم چقدر با مشكلات روبرو هستيم و سآلها طول مي كشد و چه بسا توفيق چنداني هم نيابيم، ولي در زمان حكومت امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ كل كره زمين آباد مي شود و كوير زدائي مي گردد و سرزمين موات و بايري نخواهد ماند و اين واقعاً رويا و آرزوي هر انساني است كه انشاء الله در آن عصر جامعه عمل خواهد پوشيد.
11. امنيت عمومي
مقدمه: امنيت از امن و امان به معناي سلامتي است و ريشه اصلي آن سكون و آرامش خاطر است و در اهميت آن همين بس كه ابراهيم خليل _ عليه السلام _ وقتي درباره مكه دعا مي كند مي گويد: " رب اجعل هذا بلداً آمناً "[3]؛ يا مي گويد: " رب اجعل هذا البلد آمناً " [4]؛ خدايا شهر مكه را شهر امني قرار ده، و خداوند دعاي او را مستجاب كرده و مي فرمايد: " و من دخله كان امناً " [5]؛ و نيز در اهميت امنيت اين بس كه وقتي روز قيامت فرشتگاه به بهشتيان مي گويند : بفرماييد وارد بهشت و به آنان خوش آمد مي گويند، مي گويند : " ادخلـوها بسلام آمنين "[6]؛ يعني داخل اين باغها شويد با سلامت و امنيت، سلامت از هرگونه رنج و بيماري و ناراحتي و امنيت از هر گونه خطر، و پس از بشارت سلامت و امنيت، سلامت از هرگونه رنج و بيماري و ناراحتي و امنيت از هر گونه خطر و پس از بشارت سلامت و امنيت سخن از شسته شدن كينه ها از سينه ها و بر طرف شدن صفات زشت و ناپسندي همچون حسد و خيانت و مانند آن است كه روح اخوت و برادري را به هم مي زند، و نيز سخن از حذف تشريفات غلط و امتيازات نابجا است كه آرامش فكر و جان را در هم مي ريزد و نكته مهم اين است كه سلامت و امنيت نه تنها سر آغاز نعمتهاي بهشتي است بلكه پايه و اساس هر نعمتي است و بدون آن دو هيچ نعمتي قابل بهره گيري نيست و مع الاسف به تعبير معروف " نعمتان مجهولتان الصحه و الامان " همين دو نعمت معمولاً مورد غفلت انسان واقع مي شود و تا انسان از نعمت سلامتي بر خوردار است قدر نمي داند و نيز تا از نعمت امنيت برخوردار است قدر دان نيست. با حفظ اين مقدمه يكي از جهات بسيار مهمي كه در جامعه جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ خيلي روي آن تأكيد شده همين مسآله امنيت است، در آن زمان امنيت از جميع جهات در حد اعلا تأمين است: امنيت مالي، امنيت جاني، امنيت آبرويي، امنيت فكري و فرهنگي، امنيت اقتصادي، امنيت اعتقادي، امنيت نظامي، امنيت روحي و رواني، امنيت اجتماعي و . . . آرامش خاطر بر آن جامعه حكم فرما است و مرزهاي امنيت انسانها مورد تهديد واقع نمي شود در كمال آرامش وصلح و صفا به زندگي انساني مشغول هستند و قرآن وقتي سخن از حكومت صالحان مطرح مي كند و مي فرمايد:
خداوند به كساني كه از شما ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند وعده مي دهد كه آنها را قطعاً خليفه روي زمين خواهد كرد، همان گونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آئيني را كه براي آنها پسنديده پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مي كند، آن چنان كه تنها مرا مي پرستند و چيزي را براي من شريك نخواهد ساخت.[7]
در اين آيه تأكيد بسيار سخن از تبديل خوف مومنان و نگراني آنان به امنيت است كه در سايه حكومت و خلافت صالحان اين امنيت مطلق تأمين مي شود، البته امنيت هدف نيست بلكه مقدمه اي است براي اينكه انسانها با خاطري آسوده خداي يكتا را بپرستند و هيچ چيز را شريك او در عبادت قرار ندهند و در اين باره روايات عجيبي در باب جامعه جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ وارد شده كه ذيلاً فرازهايي را نقل مي كنيم:
خدا در حديث قدسي مي فرمايد:
در آن زمان امنيت را بر روي زمين مي افكنم، و هيچ چيزي به چيز ديگر ضرر نمي رساند و هيچ چيزي از چيز ديگر نمي ترسد تا آنجا كه حشرات و چهار پايان در ميان مردم حركت مي كنند و هيچ كدام به ديگري آسيب نمي رساند و ستم گزنده ها را مي برم، و حالت تعصب و هجمه و درندگي را از درندگان سلب مي كنم.[8]
امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ فرماندهان و اميرانش را به همه بلاد گيل مي دارد و به آنها امر مي كند كه در ميان مردم به عدالت رفتار كنند و در آن زمان گوسفند و گرگ يكجا مشغول چرا مي شوند، و كودكان و مارها و عقربها كنارهم بازي مي كنند و به يكديگر آسيبي نمي رسانند، و تمام شر و بدي مي رود و تمام خير و نيكي ماندگار مي شود.[9] حال اينگونه تعبيرات كنايه از كمال امنيت و عدالت و عهد حضرت است كه انسانهاي گرگ صفت در كنار انسانهاي مظلوم و آرام و بي ضرر، زندگي مي كنند و حالت سبعيت و درندگي از انسانها سلب مي شود و كسي در صدد اضرار به ديگران نيست و ممكن است اين تعابير به ظاهرش باقي باشد و واقعاً در آن عصر گرگ و ميش كنار هم زندگي كنند، كودكان و مارها با يكديگر بازي كنند و . . . كه اين خيلي عجيب است و براي خيلي ها ممكن است باورش سنگين باشد ولي از قدرت خداوند و ولايت تكويني حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ و از تلاشهاي علمي دانشمندان براي اهلي كردن وحوش و . . . اين امور بعيد نيست و شايد نمونه كوچكي از آن را مربوط به زمان حضرت نوح بدانيم كه از هر حيواني يك جفت سوار كشتي نمود و همه در كنار هم زندگي كردند بدون اين كه به يكديگر آسيب برسانند و به هر حال اصل وجود امنيت و آرامش خاطر در جميع جهات مسلم است.
هنوز در دنيا امنيت مالي وجود ندارد و علي الدوام اخبار سرقتهاي بزرگ و كوچك در جرايد نوشته مي شوند امنيت جاني وجود ندارد و ممكن است در جوامع پيشرفته اي مثل آمريكا هم هفت تير بدستي به مدرسه اي حمله كند و عده اي را به خاك و خون بكشد، امنيت عرضي نيست و انسانهاي خائني هستند كه به ناموس ديگران به چشم خيانت مي نگرند و . . . باري غنا و بي نيازي، عدالت همه جانبه، امينت خاطر از هر جهت، عمران و آباداني و . . . اركان يك زندگي سالم و انساني است و حد اعلاي آن بدور از هر كم و كاستي در آن زمان بروز و ظهور خواهد كرد، هنوز بشر از گزند بيانها و قلمهاي مسموم و كفر آلود و شرك آميز و شبه افكن و . . . در امان نيست، مرزهاي عقيده و ايمان او امن نيست، مرز فكر و انديشه امن نيست، شياطين جن و انس در كمين هستند و تيرهاي صد شعبه مسموم و زهرآگين خود را به قلب افكار و انديشه ها و عقايد انسانها نشانه ميروند و پاسداران مرزهاي عقيدتي و ديني در سنگرند و با كمال جديت مراقب اوضاع هستند و نگرانند از اينكه مبادا نسل جوان گرفتار نابساماني فكري و اعتقادي شوند و . . . و امنيت جامع و كامل در آن عصر است و ما در انتظار رويت آن روزيم.
12. حاكم محبوب القلوب
از ويژگيهاي منحصر به فرد حكومت جهاني امام مهدي ـ عجل الله تعالي و فرجه الشريف ـ آن است كه همه موجودات اعم از زنده ها و مردگان، ذوي العقول و غيره ذوي العقول، آسمانيان و زمينيان و در يك كلام خالق و مخلوق او را دوست دارند و به حكومت او راضي و خشنود مي شوند و لا اقل در مورد انسانها اين نكته مسلم است كه عمل كرد (در جزوه نا مفهوم بود) و اقامه قسط و عدل جهاني باعث مي شود تا همه از حضرت راضي باشند و به حضرت عشق بورزند، و روايات در اين باب فراوان است كه براي نمونه مواردي را مي آوريم:
" . . . يرضي بخلافته اهل السماوات اهل الارض و الطير في الجو "[10] ساكنان آسمانها و زمين و پرندگان هوا همگي به خلافت و حكومت حضرت مهدي راضي مي شوند (و با طيب نفس آنرا را مي پذيرند و بدان گردن مي نهند و از آن اطاعت مي كنند نه اين كه اكراه و اجبار و زور سرنيزه در ظاهر آنها را وادار به كردنش نمايد.) هيچ مرده اي باقي نمي ماند مگر اينكه آن خوشحالي در قلب او داخل مي شود و در جهان برزخ و خانه هاي قبرشان به ديدار يكديگر رفته و به يكديگر مژده مي دهند كه قائم آل محمد قيام كرده است. (آري آنها در جهان برزخ زنده اند و از اوضاع احوال اين جهان مطلع اند ولي ما از آنها اطلاعي نداريم.)[11]
" . . . يرضي عنه ساكن السماء و ساكن الارض "[12] ؛ ساكن آسمان و ساكن زمين از او خشنود مي شوند.
" . . . يفرح به اهل السماء و اهل الارض و الطير و الوحوش و الاحياتان في البحر "[13]؛ ساكنان آسمان و زمين و پرندگان و حيوانات وحشي، ماهيان دريا همه و همه به آن حضرت فرحناك وخوشحال مي شوند. (و با جان و دل حكومتش را مي پذيرند و از فرمانش اطاعت مي نمايند.)
باري در امر حكومت اگر رابطه زور و قدرت و سر نيزه بود و دعا يا از ترس جان و مال و آبرويشان در برابر حاكم خم و راست شوند كه ارزشي ندارد و فضيلتي نيست، زيرا در جهان وحش و حيوانات جنگلي هم ضعيفتر از قويتر مي ترسد و در برابر او تسليم مي سود ولي اگر رابطه عشق و محبت و صفا و وفا ميان آنها حاكم بود اين ارزش دارد. حكومت بر جانها و قلبها مهم است و گرنه حكومت بر ابدان با سر نيزه هم ميسر است و يكي از تفاوهتهاي عمده حكومتهاي آلهي (حكومت انبياء، ائمه، اولياء آلهي) با حكومتهاي طاغوتي و استكباري در همين است.

[1] . منتخب الاثر، ص 482 .
[2] . بحار الا نوار، ج 52، ص 316 .
[3] . بقره، 126 .
[4] . ابراهيم، 35 .
[5] . آل عمران 97 .
[6] . حجر، 45 و 46 .
[7] . نور، 55 .
[8] . بحار الا نوار، ج 52، ص 384 .
[9] . منتخب الاثر، ص 475 .
[10] . بحار الا نوار، ج 51، ص 91 .
[11] . بحار الا نوار، ج 51، ص 35 .
[12] . بحار الا نوار، ج 51، ص 74 و 104 .
[13] . منتخب الاثر، ص 472 .
علي محمدي خراساني- مجموعه مقالات(1)بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي(عج)، ص433
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :