امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1533
شفاي كر و لال
در سال 1299 هجري قمري، آقاي محمد مهدي، فرزند يكي از تُجّار شيراز، به كاظمين رفت. ايشان در بندر ملومين، نزديك برمه، مريض شد و پيش چند دكتر متخصص رفت. مريضي او خوب شد، ولي گوشش كر و زبانش لال شد.
براي شفا يافتن، به زيارت امامان در عراق متوسل شد. بعد از بيست روز اقوامش او را به سامره بردند. در بعد از ظهر يكي از روزهاي جمعه، به سرداب منور وارد شد، و ديد جمعي از مقدسين و افراد مورد اطمينان در آن جا بودند. با تضرّع و توسل، به جايگاه مخصوص نزديك شد. شرح حالش را با زغال روي ديوار نوشت و از مردم درخواست دعا كرد. خودش هم مدتي طولاني دعا و توسل داشت. هنوز دعايش تمام نشده بود كه خداوند به معجزه‌اي حضرت حجت ـ عليه السّلام ـ او را شفا داد و با زبان بسيار فصيح از آن جايگاه مقدس بيرون آمد. روز بعد، يعني روز شنبه، اقوامش او را به محضر درس حضرت سيد الفقها و شيخ العلما، رئيس شيعه آقاي محمد حسن شيرازي بردند، و در خدمت معظم له، سوره‌ي مباركة حمد را از باب تبرك بسيار زيبا خواند.
آن روز همه جا غرق در شادي و سرور شد. شب يكشنبه و دوشنبه، علما و فضلا در صحن مطهر عسكريين ـ عليهما السلام ـ جشن مفصلي گرفتند و همه جا را چراغاني كردند. اين موضوع را شعرا به نظم در آوردند و در شهرها منتشر كردند.
در انتظار ظهورت چه رنج‌ها كه كشيدم
برفت عمر و نشد بارور درخت اميدم
به ياد ديدن رويت چه ناله‌ها كه نكردم
ز گلستان جمالت گلي دريغ نچيدم
شبان تيره بسي خون دل زديده فشاندم
دريغ و درد كه جز سوز و ساز هيچ نديدم
به هر كجا گذرم شد سراغ وصل تو جستم
ز فرط شوق لقايت به كوه و دشت دويدم
ز هر كه بوي ببردم كه ره به سوي تو دارد
به عجز و لابه لقاي تو را از او طلبيدم
دل شكسته و چشم پر آب و حال پريشان
به ياد وصل تو شاها طمع و زخلق بريدم
شَها تو آگهي از سوزش دل من حيران.
مكیال المكارم، ج1، ص178
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :