امروز:
دوشنبه 1 خرداد 1396
بازدید :
2041
امام سجاد (ع) و دعا
انسان هنگامي كه در اين دنياي پهناور و پر از مخاطره، احساس، ضلالت، و تاريكي پا به عرصه هستي مي‌نهد، و خود را در مسيري سراسر ابهام و اغتفال و سردرگمي مي‌يابد، همواره با فطرت و قلب سليم خود به دنبال روزنه‌هاي اميد و چراغ‌هاي هدايت و نور مي‌گردد.
زندگي سراسر نور، افتخار و سرشار از بركت و رحمت و هدايت پيشوايان معصوم و حجت‌هاي الهي بر روي زمين ـ عليهم السّلام ـ چنان اميد و عشقي را در دل آدميان حقيقت‌جو ايجاد مي‌نمايد و چنان حركتي به سوي هدايت ايجاد مي‌كند كه همگان بر سر اين سفره هدايت متنعّم شده و در مسير هدايت، با پيروي از سيرة عملي و دستورات اهلبيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ مي‌توانند به اوج كمال و معرفت و سعادت دست يابند.
البته توجه به اين نكته لازم است كه معصومين ـ عليهم السّلام ـ هر كدام در طول حيات نوراني خود به اقتضاي زمان و شرايط خود به گونه‌اي عمل كرده‌اند كه الگوپذيري با توجه به اين شرايط، مسير هدايت را بسيار آسان و پرمعني مي‌نمايد.
چهارمين پيشواي معصوم شيعيان، زينت عابدان و زاهدان امام سجاد ـ عليه السّلام ـ كه يكي از ستارگان پرفروغ آسمان امامت و ولايت هستند، زندگي سراسر نور و معنويت و عشق به خداوند را سرلوحه سيرة عملي خود ساخته و زيباترين آموزه‌ها و درس‌هاي اخلاقي و معنوي را براي همگان آموخته و به ارمغان آورده‌اند.
امامان شيعه اين قهرمانان تمامي عرصه‌هاي فضيلت، پيوسته مظلوم بوده‌اند و اين مظلوميت، تنها از ناحيه دشمنان نبوده است بلكه گاهي از ناحيه دوستان ناآگاه نيز به اين مظلوميت دامن زده شده است. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ از زمرة اين پاكان معصوم است كه غبار مظلوميت بيشتري بر چهره‌اش نشانده‌اند. امامي كه در حساس‌ترين دوره‌ها و شرايط حكومت، علم امامت را به دوش گرفته و كيان اسلام را از خطرات حتمي رهاينده است. امامي كه سمبل عزت، مناعت طبع، غيرت و شجاعت علوي ـ عليه السّلام ـ است. امّا برخي ناآگاه با افزودن پسوند نابجاي «بيمار» به نام اين بزرگوار، چهره‌اي هميشه بي‌حال و بي‌نشاط و عزلت گرفته از او ساخته‌اند.[1]
توجه به ابعاد مختلف زندگي اين امام همام، تا حدي غبار از چهرة نوراني آن حضرت برداشته و ابهام و سوء اطلاع ما را از عظمت و بينش عميق و زندگي حماسي و عزت آفرين آن حضرت، از بين برده و سيرة عملي آن حضرت را به عنوان يكي از زيباترين الگوهاي بشريت جلوه‌گر مي‌نمايد.
بي‌شك بيماري موقت آن حضرت در حادثه عاشورا، با عنايت خداوند بوده است تا بدين وسيله از وظيفه جهاد معذور گردد[2] و وجود مقدسش از خطر كشتار مزدوران يزيد محفوظ بماند و از اين رهگذر، رشته امامت تداوم يابد، كه اگر آن حضرت نيز در جهاد شركت مي‌نمود مانند ساير فرزندان امام حسين ـ عليه السّلام ـ به شهادت مي‌رسد و نور هدايت خاموش مي‌شد. نكته مهم و قابل توجه اين است كه امام سجاد ـ عليه السّلام ـ مدت كوتاهي در كربلا بيمار بوده و پس از آن بهبود يافته و در حدود 35 سال همچون ساير امامان از سلامت جسمي برخوردار بوده است.[3]
از مهمترين القابي كه امام سجاد ـ عليه السّلام ـ به آن منسوب است زين العابدين (زينب عبادت كنندگان) ذوالثقنات (كسي كه داراي پينه‌هاي بزرگ بود كه بر اثر عبادت زانو و پيشاني آن حضرت پينه مي‌بست و پس از مدتي آن را جدا مي‌كردند). سيد العابدين (سرور و آقاي عبادت كنندگان) سيد المتقين (سرور و آقاي پرهيزكاران) امين ـ سجاد (زياد سجده كننده) زين الصالحين (زينت خوبان و درستكاران) زكيّ و ... [4]
جالب توجه اين است كه اين القاب را نه فقط شيعه بلكه بسياري از افرادي كه ‌آن امام را منصوب از طرف خدا نمي‌دانستند و يا پيروان آن امام نبودند، با ديدن نورانيت و شكوه و عظمت آن امام، همگي اذعان به اوج عظمت عبادت آن حضرت مي‌كردند. اين القاب و صفات هر يك، نشان دهندة مرتبه‌اي از كمال و درجاتي از ايمان و مرحله از اخلاص و تقوي و معرفت و شناخت والاي آن حضرت نسبت به حضرت حق جلّ و اعلي است.[5]
زندگي نوراني امام سجاد ـ عليه السّلام ـ را مي‌توان از ابعاد مختلف سياسي، مبارزاتي، اجتماعي، فردي، فرهنگي و... مورد بررسي و تحقيق قرار دادو به سيره عملي و گفتاري آن حضرت كه برگرفته از نهاني عميق و الهي و معنوي بود پي برد، امّا با توجه به اختصار اين نوشتار، به بعد فرهنگي زندگي آن حضرت خصوصاً سيرة آن حضرت در مسألة دعا و عبادت اشاره مي‌نماييم.
ابعاد عملكرد فرهنگي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ عبارتند از: ارشاد و هدايت امت، تربيت اصحاب خاص و كادرسازي، هشدار به عقايد غاليان، جبرگرايان و منحرفان و دفاع جدي از حريم دين و سنّت نبوي، احتجاجات و مناظرات با افراد مختلف، دستگيري از درماندگان، تأسيس حوزه علميه، مبارزه با تهاجم فرهنگي، تفسير و تبيين معارف والاي قرآن و ترويج فرهنگ قرآني، نشر احكام و آثار تربيتي اخلاقي، تبيين معارف والاي دين و كلاس دعا و... تاريخ گواهي مي‌دهد كه دانشگاه علمي و فرهنگي امام باقر ـ عليه السّلام ـ و امام سجاد ـ عليه السّلام ـ استمرار حركت علمي فرهنگي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ بوده است. و چه بسا تربيت يافتگان مكتب پربار امام چهارم، از اصحاب دين و دانش آن دو امام همام ـ عليه السّلام ـ بوده‌اند. [6]
دعا و صحيفه سجاديه
دعا پيوندي است معنوي ميان انسان و پروردگار متعال كه اثر تربيتي و سازندگي مهمي دارد، لذا دعا از نظر اسلام جايگاه خاصي دارد و دعاهاي معصومين ـ عليهم السّلام ـ مكتب تربيتي بزرگي است كه در سازندگي و رشد روحي انسانها نقش مهمي دارد.
يكي از روشهاي تبليغي و عملكرد فرهنگي مبارزاتي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ، تبيين معارف والاي اسلام در قالب دعا بود. از آنجا كه در زمان امام سجاد ـ عليه السّلام ـ شرايط اختناق آميزي حكمفرما بود، ‌امام بسياري از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بيان مي‌كرد[7] و از اين طريق رسالت الهي امامت خويش را به همگان ابلاغ مي‌فرمود.
مجموع دعاهاي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ به نام صحيفه سجاديه معروف است كه پس از قرآن مجيد و نهج البلاغه بزرگترين و مهمترين گنجينه گرانبهاي حقايق و معارف الهي به شمار مي‌رود، به طوري كه از ادوار پيشين از طرف دانشمندان برجستة ما «اُخت القرآن»[8] و «انجيل اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ » و «زبور آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ» لقب گرفته است.[9]
سخن گفتن از ارزش، عظمت، جايگاه، محتوا و مفاهيم نوراني صحيفه سجاديه كاري است بس دشوار و عظيم، گرچه درك معارف والاي اين صحيفه ارزشمند و نوراني محال و غيرممكن نيست ولي به هر حال درك عمق آن معارفي كه برگرفته از كلامي الهي است شايد بتوان گفت فقط بر اهل معنا و معرفت و عرفان ممكن باشد.
امام علي ـ عليه السّلام ـ كه سرسلسله فصيحان و بليغان و متكلمان است، سيد رضي (ره) در وصف كلام آن حضرت مي‌گويد: بدان جهت كه بر كلام او نشانه‌اي از دانش خدايي و بويي از سخن نبوي است.[10]
در كلام امام سجاد ـ عليه السّلام ـ نيز دانش و نور الهي موج مي‌زند و بوي خوش تعاليم و سخن نبوي به مشام جان مي‌رسد، دعاهاي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ از سوز و گداز و مشاهدة جمال جميل خداوند متعال و سبحان است، زيرا آن كه شوري در دل ندارد، نمي‌تواند اين گونه اثري را خلق نمايد، و آن كه گلستان و باغ را نديده باشد هرگز نمي‌تواند از طراوت گل و گلستان سخن آغاز نمايد.
عظمت اين صحيفه نوراني و منبع فيض الهي مورد اذعان همگان (شيعه و غيرشيعه) است. علامه معاصر صاحب تفسير طنطاوي، مفتي اسكندريه (از علماي سني قاهره) وقتي كه صحيفه سجاديه به دستش رسيد و آن را مورد بررسي قرار داد، چنين نوشت: اين از بدبختي ما است كه تاكنون بر اين اثر گرانبهاي جاويد كه از مواريث نبوت است، دست نيافته بوديم، من هرچه در آن مي‌نگرم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از كلام خالق پايين‌تر مي‌يابم.[11]
نكته قابل توجه و مهم در شناخت دعاهاي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در صحيفه سجاديه اين است كه اهداف اين صحيفة نورانيه عبارت است از: 1. رهايي بندگان از زندان طبيعت؛ 2. فهماندن ادب عبوديت؛ 3. قيام در خدمت ربوبيت؛ 4. بيان معارف ناب و آداب و تهذيب اخلاق.[12]
مرحوم علامه مجلسي (ره) در مورد وجه نامگذاري صحيفه سجاديه و در وصف آن چنين مي‌نگارد: همان طور كه زبور و انجيل از جانب خداوند متعال بر زبان داود ـ عليه السّلام ـ و عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ جاري شد، ‌صحيفه سجاديه نيز از جانب خداوند متعال بر زبان سيد ساجدين، علي بن الحسين زين العابدين ـ عليه السّلام ـ جريان يافت.[13]
نكته مهم ديگر اينكه معارف ادبي صحيفه سجاديه، آموزنده و بيانگر مباحث مختلف در زمينة مسايل اعتقادي (توحيد، عدل، نبوت، امامت، معاد، فرشتگان و...) طاعات و عبادات (نماز، حج، زكات و...) سياست، اقتصاد، مسايل تربيتي و اخلاقي، مسايل اجتماعي، مسايل فردي، علم، انسان شناسي، تاريخ، بهداشت، مسايل نظامي و... است كه همه اينها بيانگر علم لدني آن حضرت و توجه به جميع جهات و نيازهاي مادي و معنوي و دنيوي و اخروي در مسايل مختلف و مورد نياز انسانها مي‌باشد.
[1] . سيد احمد خاتمي، سيماي حماسي امام سجاد، ص 7، نشرمطهر، 1380، چ اول.
[2] . سبط الجوزي، تذكره الخواص، نجف، مطبعة الحيدري، 1383 ق، ص 324؛ مسعودي، ‌اثبات الوصيه، مطبعه الحيدري، 1373، ص 324.
[3] . مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، موسسه امام صادق، 1372، ص 235 و 236.
[4] . سيد جعفر شهيدي، زندگاني علي بن الحسين، ص 7، دفتر انتشارات اسلامي، چ سوّم، 1370.
[5] . همان، ص 8 (با اندكي تلخيص).
[6] . ابراهيم بابايي آملي، سيره عملي و علمي امام سجاد، ص 71، نشر نجبا، 1381.
[7] . سيره پيشوايان، همان، ص 270.
[8] . شيخ آقا بزرگ تهراني، الذريعه الي تصانيف الشيعه، ج 15، ص 18، بيروت،‌ دارالاضواء، 1378 ق.
[9] . سيد عليخان مدني، رياض السالكين، ص 4، قم، موسسه آل البيت.
[10] . مرتضي مطهري، سيري در نهج البلاغه، ص 38، نشر صدرا.
[11] . سيد صدر الدين صدر بلاغي، ترجمه صحيفه سجاديه، ص 37، دار الكتب الاسلاميه.
[12] . با استفاده از كلام امام راحل در آداب الصلوة، ص 192.
[13] . بحار الانوار، ج 107، ص 43.
@#@
علم امام سجاد ـ عليه السّلام ـ
حضرت مولي الموحدين علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: لايقاس بآل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ من هذه الامه احدٌ؛ هيچكس از اين امت را نمي شود (و نمي‌توان) با آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ مقايسه نمود.[1]
آري ما دنيويان هرگز با اين معرفت و دانش كم و كوتاه خود نمي‌توانيم اوج عظمت و مقام والا و علم بي‌انتهاي معصومين ـ عليهم السّلام ـ را درك كنيم، چرا كه وقتي چشمه‌اي به درياي بيكران و لايزال الهي وصل گردد متصف به آن وسعت و عظمت مي‌گردد.
بهترين سند براي فهم گوشه‌اي از علم و عظمت و معنويت امام سجاد ـ عليه السّلام ـ بررسي و تدبر و تعمق در همين صحيفه سجاديه است كه هر قدر بيشتر در آن فرو رويم به معارف بيشتري پي مي‌بريم، همچنين رساله حقوق آن حضرت و كلمات نوراني منقول از آن حضرت همگي گوياي اين مطلب است.
امام در زمينه نشر معارف و احكام الهي در تمامي زمينه‌ها و معارف در قالب دعا و مناجات چنان عميق و سترگ و گسترده گامهاي بلند و بزرگ برداشته‌اند كه دانشمندان را به تحسين غيرقابل وصف و اعجاب واداشته است؛ چنان كه دانشمند بزرگ شيعه، مرحوم شيخ مفيد (ره) مي‌نويسد: فقهاي اهل تسنن به قدري علوم از او نقل كرده‌اند كه به شمارش نمي‌گنجد، و مواعظ و دعاها و فضايل قرآن و حلال و حرام به حدي از آن حضرت نقل شده است كه در ميان دانشمندان مشهور است و اگر بخواهيم آنها را شرح دهيم، سخن به درازا مي‌كشد و... .[2]
عبادت امام سجاد ـ عليه السّلام ـ
خاندان پيغمبر به پيروي از سيد و مقتداي خود در عبادت پروردگار اهتمام خاصي داشتند. قرآن به پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ امر كرد كه پاسي از شب را به نماز بگذراند تا آن كه خدا او را به مقامي محمود برساند: «عسي اَن يبعثك ربك مقاماً محموداً»[3] و او چنان در كار عبادت اهتمام ورزيد كه قرآن به دلداريش آمد «و ما انزلنا عليك القرآن لتشقي»[4] پس از او امامان دين سيرت جد خود را زنده نگاه داشتند و در ميان آنان علي ابن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ و علي ابن الحسين ـ عليه السّلام ـ در كثرت عبادت امتيازي خاص يافته‌اند چنان كه از لقب‌هاي او سيد العابدين، سيد الساجدين، و ذو الثفنات است.[5]
قطعاً آنچه كه از عبادت و طاعت امام سجاد ـ عليه السّلام ـ نقل شده، گوشه‌اي از عبادت آن حضرت است كه ديگران مشاهده كرده‌اند و براي ما نقل شده است. خلوت‌هاي مناجات امام با حضرت حق جلّ و علا به گونه‌اي بود كه صفت ذوالثفنات از ويژگيهاي آن حضرت بود كه پس از هر مدتي پيشاني آن امام بزرگوار پينه بسته و آن را جدا مي‌كردند. يكي از ياران آن حضرت نقل مي‌كند كه: او (امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ) را ديدم از شامگاه تا سحر طواف و عبادت مي‌كرد در حالي كه همگان خفته بودند، آن حضرت با چشماني گريان با سوز و عشق مناجات مي‌كردند.[6]
عبدالله بن محمدقرشي روايت مي‌كند كه: چون علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ وضو مي‌گرفت، رنگش زرد مي‌شد، به ايشان مي‌گفتند تو را چه مي‌شود، مي‌فرمود: آيا مي‌دانيد پيش چه كسي بر پا بايستم؟ [7]
روزي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در سجده بود، آتش در خانه‌اش افتاد، بدو گفتند يابن رسول الله آتش، آتش! و او همچنان در سجده بود تا آتش خاموش شد، بدو گفتند: چه چيز شما را از آتش به خود مشغول كرد؟ امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: آتش آخرت.[8]
خادم آن حضرت نقل مي كند: نه در شب براي او رختخوابي گستردم و نه در روز براي او سفره‌اي نهادم.[9]
حضرت امام باقر ـ عليه السّلام ـ در توصيف عبادت‌هاي پدر بزرگوارش چنين مي‌فرمايد: پدرم در يك شبانه‌روز، هزار ركعت نماز مي‌خواند، چنان كه اميرالمؤمنين حضرت علي ـ عليه السّلام ـ چنين مي‌كرد. آن حضرت پانصد درخت خرما داشت كه در كنار هر يك از آنها دو ركعت نماز مي‌خواند. هنگام نماز رنگ از چهرة پدرم مي‌پريد و همچون بنده‌اي ذليل در پيشگاه خداوند به نماز مي‌ايستاد و اعضاي بدنش از خوف پروردگار به شدت مي‌لرزيد و به گونه‌اي نماز مي‌خواندند كه گويا آخرين نماز اوست و پس از آن از دنيا خواهد رفت.[10]
و امّا در بيان حكمت دعاهاو عبادات بسيار آن امام، روزي امام باقر ـ عليه السّلام ـ هنگامي كه پدر بزرگوار خود را در حال عبادتي عميق و سجده‌هاي طولاني و زياد ديد از ايشان پرسيد: «پدرجان! چگونه اين همه عبادت مي‌كنيد و از خود بي‌خود مي شوي؟» امام سجاد ـ عليه السلام ـ باز به گريه افتاد و پس از لحظه‌اي سكوت فرمود: «فرزند عزيزم! اگر تو به عبادت‌هاي جدّت اميرالمؤمنين آگاه مي‌شدي، هرگز عبادت مرا به حساب نمي‌آوردي، عبادت من كجا و عبادت امير مؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ كجا؟!»[11]
اين بود گوشه‌اي مختصر از عظمت والاي زين العابدين امام سجاد ـ عليه السّلام ـ و فرهنگ دعا در محضر آن حضرت و طاعت و عبادت و دعاي آن پيشواي معصوم ـ عليه السّلام ـ .
اللهم صل عليهم صلوة زاكية نامية دائمة طيبة.

[1] . نهج البلاغه، خطبه 2.
[2] . شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 260، مكتبه بصيرتي.
[3] . اسراء، 17.
[4] . طه، 2.
[5] . سيد جعفري شهيدي، زندگاني علي بن الحسين، همان، ص 139.
[6] . ابن شهر آشوب، مناقب، ج 4، ص 151، با تلخيص، انتشارات علامه، قم.
[7] . الارشاد، ج 2، ص 143، همان.
[8] . علي بن عيسي، اربلي، كشف الغمه، ج 2، ص 74، نشر تبريز.
[9] . محمد بن علي بن بابويه، علل الشرايع، ج 1، ص 232، نشر دار احياء‌التراث العربي، نجف.
[10] . بحار الانوار، ج 46، ص 59.
[11] . ارشاد شيخ مفيد.
حسن منتظري-مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :