امروز:
چهار شنبه 3 خرداد 1396
بازدید :
1848
وضعيت شيعه در عصر غيبت صغري
الف: وضعيت فكري
در عصر غيبت صغري از نظر پايگاه فكري، شعيه در وضعيت بهتري قرار داشت. شيعيان توانستند در اين دوره علماي بزرگي در رشته هاي مختلف فكري و علمي اسلامي، به جهان اسلام تحويل دهند. چرا كه شيعيان با غيبت امام مهدي _عجل الله تعالي فرجه _ مواجه شدند و دريافتند كه بيش از دوره هاي گذشته به حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و روايات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت آن حضرت نيازمندند.
به همين جهت در اين دوره 70 ساله«غيبت صغري» كتاب هاي پرارزشي را به نگارش درآوردند.
در اين عصر،«قم» و«كوفه» دو مركز مهم علم و حديث شيعي بود. عالمان بزرگ شيعي؛ مانند اشعري ها، حميري ها، ابن بابويه ها، فرات بن ابراهيم و احمد بن محمد خالد برقي، در اين دو شهر، دانش اندختند و كتاب هاي با ارزش گوناگوني نوشتند. اينك به طور مختصر به بيان برخي از نويسندگان شيعي اين دوره، و كتاب هاي آنان مي پردازيم:
1. ابي القاسم، فرات بن ابراهيم بن فرات كوفي(از اعلام غيبت صغري) نويسنده كتاب«تفسير فرات».
2. محمد بن مسعود بن عياشي تميمي كوفي سمرقندي(از علماي اواخر قرن سوم هجري) نويسنده كتاب«تفسير عياشي».
3. محمد بن يعقوب كليني، متوفاي سال(329 هـ) نويسنده كتاب هايي؛ همانند«اصول كافي»، «فروع كافي»، «روضه كافلي» و چند اثر ديگر.
4. ابو علي، محمد بن ابي بكر همام(258 ـ 332 يا 336 هـ ) نويسنده كتاب هايي؛ همانند«الانوار في تاريخ الائمه ـ عليهم السّلام ـ »، «التمحيص في بيان موجبات تمحيث ذنوب المؤمنين» و ...[1]
5. احمد بن واضح يعقوبي، متوفاي(284هـ ) نويسنده كتاب تاريخ، مشهور به«تاريخ يعقوبي».
6. محمد بن حسن بن فروخ صفار، متوفاي(290هـ ) نويسنده كتاب«بصائر الدرجات».
7. احمد بن محمد بن خالد برقي، متوفاي(274 يا 280 هـ ) نويسنده كتاب«المحاسن».
8. علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، پدر شيخ صدوق(260 ـ 328 هـ ). ابن نديم مي نويسد: فرزندش«ابي جعفر، محمد بن علي» مي گويد پدرش حدود 200 كتاب نوشته است.«نجاشي» در«الفهرست» اسم 18 كتابش را يادآور شده است.[2]
9. سعد بن عبدالله بن ابي خلف اشعري قمي، متوفاي(300هـ ) او كتاب هاي متعددي نوشته است؛ مانند«كتاب الرحمة» و«مناقب شيعه».[3]
10. ابوالعباس حميري قمي، عبدالله بن جعفر از اعلام غيبت صغري كتاب هاي زيادي نوشت از جمله كتاب«قرب الاسناد».
11. ابوجعفر حميري قمي، محمد بن عبدالله بن جعفر برخي نوشته اند كه كتاب«قرب الاسناد» را«ابوجعفر حميري» نوشته است.
12. ابو زينب، محمد بن جعفر نعماني، از شاگردان ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كليني، نويسنده كتاب«الغيبة».
ب: وضعيت سياسي
در بغداد، مركز خلافت عباسي، در عصر غيبت صغري(مانند دوره گذشته)، شيعه از پايگاه سياسي محروم بود. حكومت در دست عباسيان قرار داشت و آنان نسبت به«آل ابوطالب» به ويژه«آل علي ـ عليه السّلام ـ » و شيعيان آن حضرت، حساسيت خاصي داشتند.
اين حساسيت و ضديت با شيعيان در برخي از موارد به اوج خود مي رسيد و گاهي نيز فروكش مي كرد. در زمان خلافت«معتضد» عباسي(279 ـ 289 هـ ) دشمني نسبت به شيعيان بيش از زمان ديگر خلفاي اين دوره بود.
او در دوره 10 ساله خلافت خود به ايجاد جو اختناق بر ضد شيعيان به نحود گسترده اي اقدام نمود و به تعبير«شيخ طوسي» در زمان او از شمشيرها خون مي چكيد.[4]
اما اين وضع در زمان خلافت«مقتدر» عباسي(295 ـ 320 هـ ) تا حدودي دگرگون شد و در برخي موارد چرخش سياست به نفع شيعه شد و شيعيان توانستند در مركز خلافت، در تشكيلات سياسي نفوذ و نقشي داشته باشند.
اين دگرگوني با نفوذ خاندان«بنو فرات» شيعي در دستگاه خلافت آغاز شد.[5]
«ابوالحسن، علي بن محمد» ابن فرات، 3 بار به مقام وزارت رسيد:
1. از سال(296 ( 299 هـ )
2. از سال(304 ـ 306 هـ )
3. از سال(311 ـ 312هـ )
در خلال سال هاي وزارت«علي بن فرات» شيعي، براي شيعيان آزادي نسبي به وجود آمد و آنان از اين فرصت پيش آمده در جهت احياي مرام شيعي بهره بردند.
اين دوره كه با سفارت«حسين بن روح نوبختي» همزمان بود، فرصت خوبي شد تا او بتواند بهتر سازمان مخفي سفارت و وكالت را رهبري كند. «حسين بن روح» در زمان«ابن فرات» در ميان رجال سياسي از موقعيت خوبي بهره مند شد و از اين فرصت براي بهبود وضع شيعيان استفاده كرد.
ج: وضعيت اجتماعي
در مركز خلافت عباسيان و نيز در مناطقي كه حكومتهاي عباسي نفوذ و حضور اجتماعي گسترده اي داشت، شيعه در اين دوره در تمامي اين مناطق از نفوذ قابل توجهي برخوردار بود. اما علي رغم اين نفوذ گسترده، چند عامل زير باعث محدوديت، آزار و رنجش شيعيان، در اين دوره شده بود:
1. سياسيت ضد شيعي حاكمان عباسي.
2. پيروزي و غلبه مكتب اشعري بر عليه(معتزله و شيعه).
3. جنايات وحشيانه«قرامطه» و«زنگيان» كه با تبليغات گسترده، مسؤوليت اينها را متوجه شيعيان نمودند.
از اين رو وقتي«قرمطيان» در سال(311هـ ) به كاروان زائران خانه خدا حمله كردند و جنايات وحشتناكي مرتكب شدند، با تبليغات گسترده كوشيدند تا شيعيان را مسبب اين جنايات قرار دهند، مردم بغداد بر ضد وزير شيعي،«علي ابن فرات شعار دادند». به دنبال اين،«ابن فرات» و پسرش از وزارت و مقام اداري خلع شدند و سپس دستگير، محاكمه و اعدام گرديدند.
در هيمن ارتباط«حسين بن روح نوبختي»، سومين نايب خاص امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه) نيز دستگير و روانه زندان شد.
اما در خارج از قلمرو حكومت عباسيان، در مناطق خودمختار و يا مستقل، به ويژه در مناطقي كه حكومت هاي انقلابي شيعي برقرار بود، شيعيان در وضعيت اجتماعي بهتري قرار داشتند.
خلاصه: در عصر«غيبت صغري» حكومت و خلافت در اختيار 6 تن از خلفاي عباسي بود. اوضاع سياسي و ويژگي هاي آن در امتداد ويژگي هاي دوره قبل از عصر غيبت بود و به موازات گذشته، استيلاي موالي و به ويژه تركان، ضعف رو به ازدياد حكومت مركزي و قدرت طلبي و اليان ادامه داشت.
در اين دوره، مركز خلافت از سامرا به بغداد منتقل شد.‌‌ آشوب هاي متعددي به راه افتاد. قيام هاي برخي از علويان، تشكيل دولت ها و حكومت هاي مستقل و خودمختار از ويژگي هاي سياسي اين دوره است.
وضعيت اجتماعي نيز در ادامه وضع اسفناك و ناهنجار دوره گذشته بود. اختلافات فرقه اي، مذهبي و قومي، شكاف عميق بين فقرا و اغنياء، خوشگذراني، اسراف و تبذير خلفا، وزرا، اعيان و اشراف از ويژگي هاي اجتماعي اين دوره است.
در زمينه فكري نيز، شكل گيري مكتب فكري اشعري و غلبه آن بر مكتب اعتزال و تدوين كتب روايي از ويژگي هاي اين عصر است.
امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه) در دوره غيبت صغري، چهار سفير و نايب خاص داشتند، اين چهار تن به «نواب اربعه» معروفند كه به ترتيب عبارتند از:«ابو عمرو، عثمان بن سعيد عَمْري»، «ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد عَمْري»، «ابوالقاسم، حسين بن روح نوبختي» و«ابوالحسن علي بن محمد سمري» كه در اين مدت 70 ساله«غيبت صغري» عهده دار امر نيابت و سفارت بودند.
كيفيت ارتباط سفيران با شيعيان به دو صورت بود، با واسطه وكيل و بدون واسطه وكيل، اما اصل در«سازمان وكالت» ارتباط با واسطه بود.
وظايفي كه«نواب اربعه» بر عهده داشتند، عبارتند از:
1. زدودن شك و حيرت مردم درباره وجود امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه).
2. حفظ امام از راه پنهان داشتن نام و مكان امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه).
3. سازمان دهي و سرپرستي«سازمان وكالت».
4. پاسخ گويي به پرسش هاي فقهي، مشكلات و شبهات عقيدتي و ... .
5. آماده سازي مردم براي پذيزش«غيبت كبري».
از ميان اين وظايف، اولين وظيفه، بيش از همه بر دوش«عثمان بن سعيد» سنگيني مي كرد و آخرين آن، بر دوش«سمري»آخرين سفير امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه) بود. در اين فصل همچنين مروري داشتيم بر: نصب وكلاي عام در اين دوره، اسامي برخي از وكلاي خائن و مدعيان دورغين وكالت، و وضعيت فكري، سياسي و اجتماعي شيعه در اين دوره.

[1] . بحار الانوار، ج50، ص 226 ـ 232.
[2] . همان، ص 82 ـ 83.
[3] . همان، ص 186 ـ 187.
[4] . الغيبة، شيخ طوسي، ص 179.
[5] . ر.ك: دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج4، ص 382 ـ 392.
سيد مسعود پورسيدآقايي- تاريخ عصر غيت، ص207
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :