امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1620
شعر شيعي
اگر بپذيريم كه شعر و ادبيات هر قوم با مكتب و آيين، آيينه افكار و باورها و گرايش هاي آن است. درباره «شعر شيعي» نيز مي توان گفت كه نماد تفكر و اعتقادات و فرهنگ مكتبي شيعه، در آيينه ادبيات آييني شاعران ولايي شيعي متجلي است... از آن جا كه «غدير» نماد تشيع است، چندان هم گزافه نيست اگر «شعر غدير» را با «شعر شيعي» هم خانواده و هم سو به شمار آوريم.
بُعد محتوايي
اگر چه «غدير خم» و «ولايت علوي» سرچشمه جوشش شعر شيعي و پديد آمدن غديريه هاي ماندگار است، اما در نگاهي وسيع تر، آنچه به مقوله هايي همچون: اهل بيت، ولايت ائمه، محبت ذوي القربي، امامت علي ابن ابي طالب، فضايل و مناقب، خاندان عصمت و مدايح و مراثي عترت پيامبر مرتبط باشد، به نوعي شعر شيعي محسوب مي شود و اين درون مايه ها به گستردگي در ادبيات شيعه مطرح است. از آن جا كه امامت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نشان كمال دين و ارائه الگوي شايسته براي هدايت جامعه است، شاعران شيعي نيز همين جوهره ناب را در سروده هاي آييني خويش بر محور ولايت مطرح كرده و فرهنگ غني شعر شيعي را بنياد نهاده اند. شعر شيعي هم مديحه دارد، هم مرثيه و حماسه. ولي بارزترين شاخصه شعر شيعي پرداختن به مسأله امامت اهل بيت و هدايت گري خاندان عصمت و احياي ياد و نام و فضايل آنان و بازگو كردن مظلوميت هاي خاندان رسالت و افشاي جنايات ظالمان نسبت به دودمان پاك حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ است. از اين رو در آيينه شعر شيعي و در رواق ادبيات ولايي و آييني، تصويري از پاكي ها و فضيلت ها و مبارزات حق‎طلبانه و مظلوميت عترت و جلوه هاي حماسه عاشورا و فرهنگ غدير ديده مي‎شود.
ريشه ها و رويش ها
گفته شد كه شعر شيعي نشأت گرفته از باورهاي ناب معتقدان به ولايت علوي است و آبراهه زلال و پايان ناپذير آن غدير خم است. با پيشينه هاي درخشان و پيش كسوتاني نامور و محتوايي سرشار و غني و متأثر از آيات كلام الله و معارف اهل بيت و اشارات قرآني و حديثي به مناقب صاحب ولايت و ثقل اصغر. از زمان حسان بن ثابت، كه در روز غدير خم به اذن پيامبر خدا برخاست و واقعه غدير را سرود، تا زمان حاضر اشعار فراواني با محتواي ياد شده و جوهره غديري درباره امامت حضرت علي ـ عليه السلام ـ سروده شده و شاعران عرب و فارس درباره آن اداي حق كردند. هر شيعه متعهد و ولايي احساس وظيفه مي كرده كه براي جاودانه ساختن حقيقت متجلي در غدير و مرام و مذهب اهل بيت عصمت، از قدرت و طبع شعري خود بهره گيرد و رنگ ولايت به سروده هاي خويش بزند، تا به خاطر برخورداري از اين «صبغه الله» رنگ جاودانه يابد و همين سبب پيدايش حجم عظيمي از مدايح علوي شده است.
اگر به كتاب جاودانه «الغدير» نظر افكنيم، مي بينيم كه زنده ياد «علامه اميني» مباحث اين كتاب جهاني را بر مبناي غديريه هاي شاعران عرب و فضايل حضرت امير از صدر اسلام تا زمان مؤلف سامان داده است و، قرن به قرن، شاعران غدير را معرفي و به نقل و مستند سازي اشعارشان پرداخته است. رسول اكرم و امامان شيعه نيز مدافع و مروج اين گونه مدايح بوده اند و شعر شاعران هم در اين عرصه ارزش و اعتبار و مانايي يافته است؛ چرا كه آنان به ستايش خورشيد پرداخته اند و «مادح خورشيد، مداح خود است».
عاشورا: اسطوره شعر شيعي
جايگاه «شعر عاشورا» در ميان شعر شيعي، همچون نگيني درخشان در حلقه ادبيات مكتبي است. ورود حماسه كربلا به حيطه شعر و ادب، يكي از عوامل ماندگاري و پايايي آن نهضت است؛ چرا كه قالب تأثير گذار و نافذ شعر و مرثيه، ميان دل ها و عاطفه ها از يك سو، و حادثه عاشورا از سوي ديگر پيوند زده و احساس هاي شيفتگان را به آن ماجراي خونين و حماسي وصل كرده است.
ادبيات عاشورايي، از غني ترين ذخيره هاي فكري و احساسي شيعه است. از سوي ديگر، حماسه كربلا هم در زبان شعري شاعران تأثير نهاده و ادبيات رثايي و سوگ سروده هاي مذهبي را غنا و اعتلايي ويژه بخشيده است. برخي از شاعران نيز ماندگاري نام خويش را مديون پرداختن به توصيف و ترسيم قيام كربلايند و گاهي با يك شعر عاشورايي، شهره و جاويد گشته اند، همچون محتشم كاشاني و تركيب بند ماندگار او: باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است....
پرداختن به عاشورا با زبان شعر، هم توصيه امامان شيعه بوده است، هم مورد ستايش و تقدير و تشويق آنان. فضيلت هايي كه براي سرودن شعر براي حادثه عاشورا و احياي آن واقعه با زبان شعر بيان شده، انگيزه بسياري از شاعران شيعي و علاقه مندان به اهل بيت براي سرودن مراثي عاشورا گشته است. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده است: «ما من احد قال في الحسين شعراً فبكي و ابكي به إلا اوجب الله تعالي له الجنه و غفر له»؛[1] هيچ كس نيست كه درباره حسين ـ عليه السلام ـ شعري بگويد و بگريد يا با آن بگرياند، مگر آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب كند و او را بيامرزد» اين ستايش عظيم، پشتوانه پديد آمدن بخش عظيمي از فرهنگ شعر شيعي در زمينه ادبيات عاشورايي بوده است.
شعر عاشورا، سبك هايي گوناگون دارد. برخي با سرودن سوزناك ترين مرثيه ها، عواطف را برانگيخته و بيشتر به جنبه عاطفي و روحي آن پرداخته اند و مقتل نگاري منظوم كرده اند. برخي هم، به خصوص شاعران متأخر و معاصر، چه عرب زبان يا فارسي زبان، نگاهي منتقدانه به برخورد صرفاً سوگوارانه و گريه آميز با حماسه كربلا داشته اند و بيشتر از زاويه حماسه و انقلاب و شور ستم ستيزي به آن واقعه نگريسته اند و از عاشورا، اهرمي براي گسترش بيداري و شور مبارزه با خفقان و بيداد ساخته اند. به عبارت ديگر: برخي در سروده هاي عاشورايي خويش به بيان «چه شد»؟ و نقل وقايع پرداخته اند، و گروه ديگر به ترسيم اين كه «چرا شد؟» و به فلسفه قيام و درس ها و پيام هاي آن واقعه پرداخته اند. و هر دو به جاي خويش نيكو عمل كرده اند؛ چرا كه پرداختن به «چرا» جز با آگاهي از «چگونه» ميسر نيست.
شعر عاشورا، در واقع به گونه اي ادعا نامه شيعه عليه همه دستگاه هاي ستمگر است كه در «بني اميه» تبلور يافته است. شعر عاشورا، نقد حكام غاصب و احياي مفاهيم زنده و زندگي ساز دين و نشر ارزش هاي ماندگاري است كه زيربناي فداكاري و جهاد و جانبازي در راه عقيده به شمار مي رود. خط روشن امامان نيز از اين رهگذر، ماندگار و روشن گشته است.
حضرت رضا ـ عليه السلام ـ به شاعر بزرگ شيعه، «دعبل خزاعي» مي فرمايد: «اي دعبل! براي حسين بن علي مرثيه بگو، چرا كه تو تا زنده اي، ياور ما و ستايشگر مايي، پس تا مي تواني از ياري ما كوتاهي مكن»[2] اين اشاره، گوياي آن است كه «شعر عاشورا» به نوعي در مسير و خط نصرت اهل بيت پيامبر و ترويج افكار و مكتب اين خاندان به شمار مي آيد. بي جهت نيست كه شاعران شيعه و مرثيه سرايان عاشورايي، پيوسته در معرض خطر جاني و تهديد جدي از سوي حكام جور بوده اند؛ چرا كه شعر عاشورا، اغلب انتقال دهنده فرهنگ شهادت و خط حمايت از خاندان مظلوم پيامبر بوده است. با اين حساب، سزاوار است كه شاعران عاشورايي، در پديد آوردن آثار عاشورايي به نكاتي از قبيل: محتواي عالي و معتبر و آرمان گرا، قوت ادبي و استواري زبان ادبي، پرهيز از زبون نمايي عاشوراييان، اجتناب از نشر خرافات به نام مذهب و عاشورا، شناختن و شناساندن چهره هاي تابان و الهام بخش قهرمانان كربلا و انتقال «پيام هاي عاشورا» به نسل امروز و فرداييان تاريخ توجه داشته باشند. در اين صورت است كه «شعر عاشورا» به مرز استاندارد و حد كمال خويش مي رسد و مورد ستايش ائمه شيعه قرار مي گيرد.
قائمه جاودانه ها
در بررسي آثار ماندگار شعر شيعي به چهره هاي قوي، پر جاذبه، نافذ و اثرگذار برمي خوريم؛ كساني همچون حسان بن ثابت، كميت اسدي، سيد حميري، عبدي كوفي، دعبل خزايي، ابن رومي، ابو فراس همداني، صاحب بن عباد، مهيار ديلمي، سيد رضي و سيد مرتضي، كاظم ازري، ابراهيم فخرومي، مصطفي جمالدين و....
در ميان سرايندگان فارسي زبان نيز اين نام ها در پهنه ادب و شعر شيعي براي ما بسيار آشناست: كسايي مروزي، دقيقي طوسي، منوچهري دامغاني، ناصرخسرو قبادياني، فردوسي طوسي، عطار نيشابوري، ابن يمين فريومدي، واعظ كاشفي، نظيري نيشابوري، حزين لاهيجي، هاتف اصفهاني، عمان ساماني، محتشم كاشاني، خوشدل تهراني، شهريار تبريزي، الهي قمشه اي.....
بسياري از اهل ذوق و ادب نيز كوشيده اند گهرهاي پراكنده اي را كه در خزانه شعر شيعي است، گرد آورند و مجموعه اي از اشعار ولايي و غديري عرضه كنند. شمارش اين آثار و مجموعه ها نيز به درازا مي كشد. اما چاره اي ذكر نام برخي از آنان، هر چند گذرا و بدون معرفي و صرفاً جهت ارائه نمونه، نيست؛ آثاري همچون: بيعت با خورشيد، پاسداران غدير، چكامه كوثريه، در ساحل غدير، دريا در غدير، غدير در شعر فارسي، گلبانگ غدير، گوهر عشق، ولايت نامه، يك جرعه از غدير، در خلوت علي، هماي رحمت، دسته گل محمدي، يك قطره از دريا، علي در شعر و ستايش فارسي، جلوه هاي ولايت در شعر فارسي، سرود غدير، آيينه جمال و جلال، ستايش گران خورشيد و.... هر يك از اين نام‎ها، عنوان كتابي است گردآمده از سروده هاي شاعران شيعي بر محور ولايت و امامت و تفكر شيعي و آرمان هاي اهل بيتي، بايد به همه اين گردآوردندگان و سرايندگان دست مريزاد گفت و اجرشان را از خدا طلبيد.
[1] . رجال شيخ طوسي، صفحه 289.
[2] . جامع احاديث الشيعه، ج 12، صفحه 567.
@#@
اين تلاش از ديرباز جريان داشته و هنوز هم جاري است و در آينده نيز جريان خواهد داشت؛ چرا كه هم آفرينش هاي ادبي و شعري بر محور و مدار ولايت و باورهاي تشيع بي انقطاع و گسست است و هم انگيزه ولايت مداران و شيفتگان ارزش هاي ولايي و اهل بيتي روز افزون.
شعر شناخت و شهود
رواست كه شعر شيعي را از منظري ديگر، «شعر و شناخت شهود» بدانيم. باورقه اي كه دل شاعر ولايي مي افتد و شوري عرفاني كه او را به تمجيد خورشيد و ستايش نور وامي دارد، فروغ يك شهود است؛ جلوه اي است كه در دل هاي روشن و بر صفحه فكرهاي پيراسته و شفاف پديد مي آيد. از سوي ديگر، آميخته به حكمت و دانش و آكنده از معرفت و بينش است. به تعبير يكي از نويسندگان: «هرگاه شعر مي خواهد از جوشش خم غدير بسرايد، پيش از آن بايد گويشي از كوثر ولايت علوي بنماياند. شعر غدير فقط يك «واقعه» را تصوير نمي كند. بلكه يك «معرفت» را تفسير مي كند. شعر غدير به تبيين يك حقيقت مي پردازد؛ حقيقتي كه سرحلقه هر معرفت ديگري است. شعر غدير، تنها پرداختن به يك رويداد نيست. كه نمود يك نماد بينشي است، آن هم بينشي ارزشي كه ريشه در ملكوت دارد؛ يعني كسي كه از غدير مي گويد، نه تنها از محمد و علي ـ عليه السلام ـ كه از خدا مي گويد؛ يعني شعر، زبان گوياي حقيقت مي شود در مجراي زمان».[1] اگر شاخصه شعر والاي شيعي را برخورداري از بينش و حكمت بدانيم و شاعر مكتبي را انديشمندي صاحب فكر و دانش و معرفت شهودي بشناسيم، بيراهه نرفته ايم. بر اين اساس، بر شاعر مكتبي و شيعي مي سزد كه پا به پاي رشد ادبي و قوت بياني و تحصيل زيبايي هاي واژگان و تعابير در سروده هاي خود، بر عمق و محتواي آن هم بيفزايد و تابلويي از معرفت و شهود خود به نمايش بگذارد.
تعهد شعري
در سخن گفتن از شعر شيعي به عنصر تعهد و موضع برمي خوريم. پيشينه پرافتخار شعر شيعي نشان دهنده اين عنصر است. در دوران هاي خفقان بار اموي و عباسي، شاعران مكتبي و پروردگان دامن اسلام و پيروان صديق حق، با شمشير شعر به ميدان مي آمدند و به تأييد حق و عدل و بيان فضايل امامان مي پرداختند. كساني همچون: «فرزدق»، «عوف بين عبدالله»، «كميت»، «عبدالله بن كثير»، «دعبل» و ديگران، با زيباترين و مؤثرترين وجه، مفاخر، مناقب و صفات والاي آل الله را در قالب شعر بيان مي كردند و با مهيج ترين شكل، مظلوميت آل علي و شهيدان راه حق را ترسيم مي نمودند. شاعران شيعه، سنگرداران متعهد و پرشور و مبارزان نستوه اين ميدان بودند و جهاد فرهنگي آنان مورد حمايت و توجه و تقدير و تأييد امامان معصوم ـ عليه السلام ـ بود و از زبان پيامبر و ائمه. مشمول دعاي خير و تأييد روح القدس مي شوند. تنها كافي است به اين يك حديث اشاره شود كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «من قال فينابيت شعر بني الله له بيتاً في الجنه»[2] هر كس درباره ما خاندان يك بيت شعر بگويد، خداوند در بهشت، به پاداش آن، خانه اي براي او بنا مي كند». استفاده از مدح و مرثيه به ياد امامان و اهل بيت در دوره هاي پس از امويان و عباسيان در تاريخ شيعه ادامه داشت و از اين عنصر، در گسترش فضايل آنان استفاده مي شد و جان ها با فروغ حيات خاندان رسالت، گرم و روشن مي گشت. اين تعهد، هنوز هم، تا همواره، ملاك ارزش در «شعر شيعي» است و نبايد از آن غفلت شود. اين گونه است كه جريان شعر شيعي تداوم مي يابد، و هر چه بالنده تر و پاينده تر. سيراب كننده جان ها، ذهن ها و زندگي ها مي شود. و.... همواره چنين باد.

[1] . كيهان فرهنگي، شمار 170، صفحه 109.
[2] . وسائل الشيعه، ج 10، صفحه 467.
جواد محدثي- خردنامه ،سال83، ص 17
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :