امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
2728
عدل و عدالت
1. عدل چيست
لما سئل عن العدل - : العدل ان لا تتهمه. (خطبه 470)
امام عليه السلام در پاسخ به اين پرسش كه عدل چيست؟ فرمود: عدل، آن است كه خدا را متهم نكني.
2. دادگري واقعي
الذي صدق في ميعاده، و ارتفع عن ظلم عباده. و قام بالقسط في خلقه، و عدل عليهم في حكمه. (خطبه 185)
خدايي است كه در وعده خويش راستگوست و بالاتر از آن است كه به بندگانش ستم كند و در ميان آفريدگانش به عدل رفتار كرده و در حكم خويش با آن ها دادگري كرده است.
3. دادگري حق
ما كان قوم قط في غض نعمة من عيش فزال عنهم الا بذنوب اجتر حوها، لان الله ليس بظلام للعبيد. (خطبه 178)
هرگز نعمت و رفاه زندگي از مردمي گرفته نشد، مگر به سبب گناهاني كه مرتكب شدند؛ چرا كه خداوند به بندگانش ستم نمي كند.
4. بردبار عادل
الذي عظم حلمه فعفا، و عدل في كل ما قضي. (خطبه 191)
خدايي كه بردباري اش زياد است و مي بخشد و در آن چه حكم كرده، عدالت را رعايت نموده است.
5. نتيجه عدل
بالسيرة العادله يقهر المناوي. (حكمت 224)
با روش عدل دشمن شكست مي يابد و از ميان مي رود.
6. قضاوت بي عدالت
ليس من العدل القضا علي الثقة بالظن. (حكمت 220)
قضاوتي كه به حدس و گمان متكي باشد از روي عدل و داد نيست.
7. عدل شريف تر از بخشش
سئل عليه السلام: ايهما افضل: العدل، او الجود؟
فقال عليه السلام: العدل يضع الامور مواضعها، والجود يخرجها من جهتها. العدل سائس عام، و الجود عارض خاص، فالعدل
اشرفهما و افضلهما. (حكمت 437)
از حضرتش پرسيدند: دادگري بهتر است يا بخشندگي؟
فرمود: دادگري هر چيزي را در جاي خويش قرار مي دهد و بخشش آنها را از جاي خود بيرون مي كند و عدل نگهبان همه مردم است و بخشندگي به افراد مخصوص بهره مي دهد. بنابراين عدل شريف تر و برتر است.
8. امر به عدل و احسان
قال في قوله تعالي: «ان الله يامر بالعدل و الاحسان»- : العدل: الانصاف، و الاحسان: التفضل. (حكمت 231)
امام علي عليه السلام در مورد اين سخن خداي متعال : «خداوند شما را به عدل و احسان فرمان مي دهد.» فرمود: عدل، انصاف دادن و ستم نكردن است و احسان جود و بخشش.
9. پيوند دهنده خلق
بالنصفة يكثر المواصلون. (حكمت 224)
انصاف و عدالت است كه پيوند انسان ها را بيشتر مي نمايد.
10. سفارش به كارگزاران
انصفوا الناس من انفسكم، و اصبروا لحوائجهم فانكم حزان الرعية، و وكلا الامة، و سفرا الائمة. (نامه 51)
امام علي عليه السلام در نامه اي خطاب به كارگزارانش چنين فرمود: ما بين مردم و خودتان انصاف بورزيد و به برآوردن نيازهاي آنان تحمل نماييد؛ زير شما خزانه داران رعيت هستيد و وكلاي امت و سفيران پيشوايان.
11. توصيه به عدالت
استعمل العدل، و احذر العسف و الحيف، فان العسف يعود بالجلا و الحيف يدعو الي السيف. (حكمت 476)
عدل و دادگري را به كار بند، و از روز گويي و ستمگران برحذر باش؛ زيرا زور گويي ملت را به جلاي وطن وا مي دارد و ستم مردم را به قيام مسلحانه فرا مي خواند.
12. توصيه علي ـ عليه السّلام ـ به يكي از كارگزارانش
آس بينهم في اللحظة و النظرة و الاشارة و التحية، حتي لا يطمع العظما في حيفك، و لا يياس الضعفا من عدلك. (نامه 46)
اميرمؤ منان علي عليه السلام در نامه اي خطاب به كارگزاران خويشتن چنين فرمودند: ما بني همه افراد رعيت در نگاه گذار و نگرش دقيق و اشاره و درود گفتن تساوي برقرار كن تا بزرگان طمع در ظلم تو نكنند و ناتوانان از دادگري تو مايوس نشوند.
13. انصاف با رعيت
انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصة اهلك و من لك فيه هوي من رعيتك، فانك الا تفعل تظلم!. (نامه 53)
ما بين خدا و مردم از يك طرف و نفس و دودمان و هر كسي از رعيت كه هوايي از او بر سر داري، از طرف ديگر انصاف برقرار كن، اگر انصاف بر اقرار نكني ستم ورزيده اي.
14. ياوران عدالت
ادا ادت الرعية الي الوالي حقه، و ادي الوالي اليها حقها عز الحق بينهم، و قامت مناهج الدين، و عتدلت معالم العدل، و جرت علي اذلالها السنن، فصلح بذلك الزمان، و طمع في بقا الدولة، و يئست مطامع الاعدا و ادا غلبت الرعية و اليها، او اجحف الوالي برعيته، اختلفت هنالك الكلمة، و ظهرت معالم الجور. (خطبه 216)
در آن هنگام كه مردم جامعه حق حاكم بر به حاكم ادا كردند و زمامدار نيز حق مردم را به آنان ادا كرد، حق در ميان آنان عزيز گردد و مسيرهاي روشن دين هموار و نشانه هاي عدالت معتدل و برپا، و سنت ها در مجراي خود به جريان مي افتند، در نتيجه زمان اصلاح مي شود و بقاي حكومت مورد اميد، و طمع و آز دشمنان از تسلط بر جامعه مايوس و ساقط مي گردد و در آن هنگام كه رعيت بر حاكم غالب شود يا حاكم بر رعيت ظلم و تعدي روا دارد، كلمه جامع آن دو مختلف گردد و پراكندگي در جامعه نفوذ كند و علامت هاي ستم آشكار شود.
15. شعبه هاي عدالت
الايمان علي اربع دعائم: علي الصبر، و اليقين، و العدل، و الجهاد ... و العدل منها علي اربع شعب: علي غائص الفهم، و غور العلم؛ و زهرة الحكم و رساخُة الحلم: فمن فهم علم غور العلم؛ و من علم غور العلم صدر عن رائع الحكم؛ و من حلم لم يفرط في امره و عاش في الناس حميداً. (حكمت 31)
ايمان چهار ستون دارد: صبر، يقين، عدل و جهاد، و عدل چهار قسمت مي گردد: دقت در فهميدن، رسيدن به حقيقت علم و زيبايي قضاوت ها و استوار شدن در بردباري، كسي كه فهميد، حقيقت علم را درك مي كند و كسي كه حقيقت دانش را درك كرد، از راه هاي بردباري وارد مي شود و كسي كه حليم بود در زندگي افراط نمي كند و در ميان مردم، خوشنام زندگي مي كند.
16. سر گذشت شگفت آورتر!
اعجب من ذلك طارق طرقنا بملفوفُة في وعائها، و معجونة شنئتها، كانما عجنت بريق حي ء اوقيئها، فقلت: اصلة، ام زكاُة، ام صدقة؟ فذلك محرم علينا اهل البيت. فقال: لا ذا و لا ذاك، و لكنها هدية. فقلت. هبلتك الهبول !اعن دين الله اتيتني لتخد عني؟ امختبط انت ام ذوجنة، ام تهجر؟ و الله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها، علي ان اعصي لله في نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته. (خطبه 224)
از اين سرگذشت (سرگذشت عقيل كه تقاضاي كمك كرد و حضرت آهن گداخته به دست او نزديك كرد) شگفت آورتر داستان كسي است كه نيمه شبي ظرفي سرپوشيده پر از حلواي خوش طعم و لذيذ به در خانه ما مي آورد، ولي اين حلوا معجوني بود كه من از آن متنفر شدم، گويا آب دهان مار را با استفراغش خمير طعم و لذيذ به در خانه ما آورد، ولي اين حلوا معجوني بود كه من از آن متنفر شدم، گويا آب دهان ما را با استفراغش خمير كرده بودند، به او گفتم : صدقه است يا زكات است ؟ كه اين دو بر ما اهل بيت حرام است.
گفت: نه اين است و نه آن، بلكه هديه است.
گفتم: مادرت بر تو بگريد! آمده اي مرا از راه دين خدا فريب دهي يا پريشان خردي يا ديوانه اي و يا هذيان مي گويي ؟
به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمان است به من بدهند تا خدا را با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي نافرماني كنم هرگز نخواهم كرد.
17. نخستين گام عدل
آن من احب عباد الله اليه عبدا اعانه الله علي نفسه، فاستشعر الحزن، و تجلبب الخوف ... فهو من معادن دينه، و ادتاد ارضه. قد الزم نفسه العدل، فكان اول عدله نفي الهوي عن نفسه. (خطبه 87)
از محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه ربوبي بنده اي است كه خداوند (سبحان) او را در شناخت نفس خود و ساختن آن ياري فرمايد (اين انسان مورد عنايت خداوندي) لباسي از اندوه بر تن نموده و پوشاكي از بيم بر خود پوشيد ... (اين رشد يافته) از معدن دين خداوندي و مانند ميخ ‌هاي محكم از عوامل نگهدارنده ارزش ها در زمين اوست، خود را بر عدل و دادگري ملزم نموده و نخستين عدل وي درباره خويشتن، نفي هوي و اميال از نفس خود مي باشد.
18. اختلاف حكم ها
و قال عليه السلام في ذم اختلاف العلما في القتيا - : ترد علي احدهم القضية في حكم من الاحكام فيحكم فيها برايه، ثم ترد تلك القضية بعينها علي غيره فيحكم فيها بخلافه، ثم يجتمع القضاه بذلك عند الامام الذي استقضا هم فيصوب آراهم جميعا؛ و الههم واحد! و نبيهم واحد! و كتابهم واحد! افا مرهم الله - سبحانه - بالاختلاف فاطاعوه!. (خطبه 18)
امام عليه السلام در بدگويي از اختلاف علما در فتوي چنين مي گويد: يك موضوع به يكي از آنان داده مي شود كه حكم آن را صادر كند و او نظر خود را مي دهد، عين همين موضوع به يكي ديگر از اهل علم داده مي شود و دومي حكمي صادر مي كند كه برخلاف حكم اول است، پس هر دو براي حل اختلاف پيش امامي كه آنان را به قضاوت گمارده است مي روند و امام نظر هر دو را تاييد مي كند. خداي آنان يكي، پيامبرشان يكي و قرآن آنان هم يكي است؛ اما در حكم اختلاف دارند! آيا خدا دستور داده اختلاف پيدا كنند و آنان به فرمان خدا گوش داده اند.
19. گستردگي دامنه عدالت
و قال فيما رده علي المسلمين من قطائع عثمان بن عفان - : و الله لو وجدته قد تزوج به النسا و ملك به الاما: لردته؛ فان في العدل سعة. و من ضاق عليه العدل، فالجور عليه اضيق. (خطبه 15)
درباره زمين هايي كه عثمان به اقطاع ديگران در آورده و آن حضرت عليه السلام زمين هاي مذكور را به مسلمانان برگردانيده بود فرمودند: به خدا قسم، اگر آن مال را چنين مي يافتم كه به تحقيق با آن، زناني به عقد زناشويي در آمده و كنيزاني با آن خريداري شده بودند، باز هم هر آينه آن را به مسلمانان بر مي گردانيدم، پس به راستي در عدل و دادگري وسعت و گشايش است و هيچ چيز آن را از ميان نمي برد و آن كس (يا آن فرمانروا) كه اجراي عدالت، او را در تنگنا قرار دهد و نتواند از اين راه به تدبير امور بپردازد چاره جويي از راه جور و ظلم براي او تنگ تر و دشوارتر خواهد بود.
20. وظيفه پيشواي عادل
ان الله تعالي فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره!. (خطبه 209)
خداوند بر پيشوايان عدالت مقرر فرموده است كه شان و اندازه خود را در حد مردم ناتوان تنظيم نمايند تا بينوايي مستمندان آنان را گرفتار درد و اندوه مهلك نسازد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :