امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1915
آزمايش الهي
1. شكافتن امواج فتن
ايها الناس! شقوا امواج الفتن بسفن النجاة. (خطبه 5)
اي مردم! امواج فتنه ها را با كشتي هاي نجات بشكافيد.
2. منفورترين خلق نزد خدا
ان ابغض الخلائق الي الله رجلان: رجل و كله الله الي نفسه، فهو جائر عن قصد السبيل، مشغوف بكلام بدعة، و دعا ضلالة، و فهو فتتنة لمن افتتن به. (خطبه 17)
منفورترين خلق نزد خدا دو نفرند: يكي ان كه خداوند او را به خودش ‍ واگذاشته است. چنين كسي از راه راست منحرف مي شود و شيفته گفتار بدعت آميز و دعوت گمراهي كسي است كه فريفته او مي شود.
3. سود آزمايشات الهي
من لم ينفعه الله بالبلا و التجارب لم ينتقع بشيء من العظة. (خطبه 176)
آن كه خداوند او را با گرفتاري ها و آزمايشات سود نرساند، از هيچ پند و اندرزي سود نخواهد برد.
4. پاداش در برابر عمل نيكو
من كتابه الي زياد - : اترجو ان يعطيك الله اجر المتواضعين و انت عنده من المتكبرين و تطمع - و انت متمرغ في النعيم تمنعه الضعيف و الارملة - ان يوجب لك ثواب المتصدقين! و انما المرء مجزي بما اسلف، و قادم علي ما قدم. (نامه 21)
در نامه خود به زياد: آيا در حالي كه نزد خداوند از متكبراني، اميد داري كه پاداش فروتنان را به تو دهد؟ و در حالي كه در نعمت ها غوطه وري و آن ها را از مستمدان و بيوه زنان دريغ مي داي، چشم طمع به ثواب صدقه دهندگان دوخته اي! همانا آدمي در برابر كارهايي كه پيشاپيش فرستاده است پاداش مي بيند و نزد آنچه فرستاده است مي رود.
5. بپرهيز از مستي نعمت
اتقوا سكرات النعمة و احذروا بوائق النقمة. (خطبه 151)
از مستي نعمت بپرهيزيد و از سختي نقمت ها و بلاها برحذر باشيد.
6. هر چيزي سببي دارد
ولكن الله يختبر عباده بانواع الشدائد، و يتعبدهم بانواع المجاهد، و يبتليهم بضروب المكاره اخراجا للتكبر من قلوبهم، و اسكانا للتذلل في نفوسهم، و ليجعل ذلك ابوابا فتحا الي فضله، و اسبابا ذللا لعفوه. (خطبه 192)
خداوند بندگان خود را با انواع سختي ها مي آزمايد و از طريق سختگيري هاي گوناگون آنان را به عبادت و پرستش وامي دارد و به انواع ناملايمات و امور ناخوشايند گرفتارشان مي سازد تا غرور را از دل هاي آنان بيرون برود و افتادگي را درجان هايشان بنشاند و نيز تا آن در آزمايش ها و سختي ها، را درهايي گشاده به سوي فضل و احسان خويش و اسباب آسان براي (رسيدن به آنان به ) گذشت و بخشايش خود قرار مي دهد.
7. آزمايش و تنگدستي
ايها الناس! ليركم الله من النعمة وجلين، كما يراكم من النقمة فرقين! انه من وسع عليه في ذات يده فلم ير ذلك استدراجا فقد ان مخوفا، و من ضيق عليه في ذات يده فلم ير ذلك اختبارا فقد ضيع مامولا. (حكمت 358)
اي مردم! بايد خداوند شما را در وفور نعمت ترسان ببيند همان گونه كه از بروز نقمتش هراسانيد؛ زيرا كسي كه در مال و منالش گشايش پديدآيد و آن را دامي براي گول خوردن نشناخت، از پيشامد ترسناكي خود را آسوده داشته است و هر كس كه به تنگدستي دچار شد و آن را وسيله آزمايش خود ندانست، پاداش اميد بخشي را ناديده گرفته است.
8. وسيله آزمايش انسان
الا ترون ان اله ، سبحانه، اختبر الاولين من لدن آدم صلوات الله عليه، الي الاخرين من هذا العالم؛ باحجار لا تضر و لا تنفع ... و لو كان الاساس ‍ المحمول عليها، و الاحجار المرفوع بها بين زمردة خضرا، و ياقوته حمرا، و نور و ضيا لخفف ذلك مصارعُة الشك في الصدور، و لو ضع مجاهدة ابليس عن القلوب، و لنفي معتلج الريب من الناس، و لكن الله يختبر عباده بانواع الشدائد. (خطبه 192)
آيا نمي بينيد كه خداي سبحان همه انسان ها را، از آدم صلوات الله عليه تا آخرين نفر اين عالم، با سنگ هايي بيازمود كه نه زياني مي رسانند و نه سودي ... اگر پايه هايي كه خانه (كعبه) بر آن بناه شده و سنگ هايي كه با آن ها برافراشته گرديده است از زمرد سبزر و ياقوت سرخ و نور و درخشندگي بود، هر آينه از كشاكش شك در سينه ها مي كاست و كوشش ابليس را از دل ها برمي داشت و از انباشت ترديد و به تلاطم در آمدن آن در (اذهان) مردم جلوگيري مي كرد، اما خداوند بندگان خود را به سختي هاي گوناگون مي آزمايد.
9. نهي از پيروي بزرگان
الا فالحذر الحذر من طاعة ساداتكم و كبرائكم ... فانهم قواعد اساس ‍ العصبية و دعائم اركان الفتنة. (خطبه 192)
آگاه باشيد! زنهار! زنهار! از پيروي سران و بزرگانتان ... زيرا كه آنان ستون هاي بنياد تعصب اند و استوانه هاي اركان فتنه.
10. هنگام فتنه اينگونه باش!
كن في الفتنة كابن اللبون، لا ظهر فير كب، و لا ضرع فيحلب. (حكمت 1)
به گاه فتنه همچون شتر نر دو ساله باش كه نه پشت و نيرويي دارد كه بر او سوار شوند و نه پستاني كه از آن شير دوشند.
11. مصيبت هاي كوچك و بزرگ
من عظم صغار المصائب، ابتلاه الله بكبارها. (حكمت 448)
هر كه مصيبت هاي كوچك را بزرگ شمارد، خداوند او را به مصيبت هاي بزرگ گرفتار سازد.
12. روزگار فتنه و آزمايش
لما قتل - : الا و ان بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيكم صلي الله عليه و آله. و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة ... حتي يعود اسفلكم اعلاكم، و اعلاكم اسفلكم، و ليسبقن سابقون كانوا قصروا، و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا. (خطبه 16)
بعد از كشته شدن عثمان فرمود: هان! آزمايش و تيره روزي ها، همچون روزي كه خداوند پيامبر خود صلي الله عليه و آله را برانگيخت، برگشته است. سوگند به آن كه او را به حق مبعوث كرد، هر آينه چنان در هم آميخته و چنان غربال شويد ... كه آن كه پايين است روآيد و آن كه زبر است به زير در شود و پيشي جويندگاني كه عقب مانده اند پيشي گيرند و پيشي گيرندگاني كه جلوي افتاده اند عقب مانند ... .
13. فتنه همان آزمايش است
لما قام اليه رجل فقال: اخبرنا عن الفتنة، و هل سالت رسول الله صلي الله عليه و آله عنها، فقال عليه السلام: انه لما انزل الله، سبحانه، قولة: (الم احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون) علمت ان الفتنة لا تنزل بنا و رسول الله، ما هذه الفتنة التي اخبرك الله تعالي بها! فقال: يا علي، ان امتي سيفتنون من بعدي، فقلت، يا رسول الله، او ليس قد قلت لي يوم احد حيث استشهد من استشهد من المسلمين، و حيزت عني الشهادة فشق ذلك علي، فقلت لي: ابشر فان الشهادُ من ورائك؟ فقال لي: ان ذلك لكذلك، فكيف صبرك اذن؟ فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشري و الشكر. و قال: يا علي ان القوم سيفتنون (بعدي) باموالهم، و يمنون بدينهم علي ربهم، و يتمنون رحمتة، و يامنون سطوته، و يستحلون حرامه بالشبهات الكاذبة، و الاهوا الساهية، فيستحلون الخمر بالنبيذ، و السحت بالهدية، و الربا بالبيع قلت: يا رسول الله، فباي المنازل انزلهم عند ذلك! ابمنزلة ردة، ام بمنزلة فتنة؟ فقال : «بمنزلة فتنة». (خطبه 156)
مردي برخاست و به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: اي اميرمؤمنان! ما را از فتنه آگاه كن و آيا درباره آن از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله پرسيده اي؟
حضرت فرمود: چون خداي سبحان اين آيه را فرو فرستاد: الم. آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مي شوند و مورد آزمايش قرار نمي گيرند.
دانستم كه تا پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در ميان ما هست اين فتنه بر سر ما فرود نمي آيد. پس! گفتم: اي پيامبر خدا! چه فتنه اي است كه خداي بزرگ شما را از ان خبر داده است؟
پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: اي علي! زودا كه امتم بعد از من آزموده شوند ... اي علي! به زودي مسلمانان با اموال خود آزموده مي شوند و به خاطر دينشان بر خدا منت مي نهند و آرزوي رحمت او را مي كنند و خود را از خشم او در امان مي دانند و با شبهه هايي دروغين و خواهش هاي نفساني غفلت زا حرام او را حلال مي گردانند.
مثلا شراب را به نام آب انگور يا خرما و رشوه را به نام هديه و ربا را به نام بيع و معامله روا مي شمارند!
عرض كردم: اي پيامبر خدا! در اين هنگام آن ها را در چه مرتبه اي از مراتب قرار دهم! آيا در مرتبه ارتداد جايشان دهم و يا در مرتبه فتنه و آزمايش؟
فرمود: در مرتبه فتنه و آزمايش.
در نقل (كنز العمال) آمده است ... سپس به من فرمود: اي علي! تو بعد از من زنده مي ماني و به امتم مبتلا مي شوي و روز قيامت در پيشگاه خداي تعالي براي مخاصمه مي ايستي. پس جوابي آماده كن.
عرض كردم: پدر و مادرم فدايت باد! برايم توضيح دهيد كه اين فتنه اي كه مسلمانان به آن مبتلا مي شوند، چيست! و بعد از شما بر چه اساسي با آن ها بجنگم؟
فرمود: به زودي بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين مي جنگي.
پيامبر صلي الله عليه و آله نام و نشان يكايك آن ها را به من مي گفت. سپس ‍ فرمود: تو با هر كس از امت من كه با قرآن مخالفت ورزد و در دين راي و نظر خود را به كار زند جهاد مي كني؛ چرا كه در دين راي و نظر (شخصي) نيست، بلكه دين تنها امر و نهي پروردگار است.
14. پناه بر خدا از فتنه
لا يقولن احد كم: (اللهم اني اعوذ بك من الفتنة) لانه ليس احد الا و هو مشتمل علي فتنة، و لكن من استعاذ فليستعذ من مضلان الفتن، فان الله سبحانه يقول: (و اعلموا انما اموالكم و اولادكم فتنة). (حكمت 93)
هيچ يك از شما نگوييد: خدايا! از فتنه به تو پناه مي برم؛ زيرا هيچ كس ‍ نيست كه از فتنه و آزمايش بر كنار باشد، بلكه كسي كه از فتنه به خدا پناه مي برد، بايد از فتنه هاي گمراه كننده به خدا پناه برد؛ زيرا خداي سبحان فرموده است كه: (اموال و فرزندان شما فتنه اند.)
15. نبرد با كفار قريش
مالي و لقريش! و الله قلد قاتلتهم كافرين، و لاقاتلنهم مفتونين. (خطبه 33)
مرا چه با قريش! به خدا سوگند كه در زمان كفرشان با آن ها جنگيدم، اكنون نيز كه به فتنه و گمراهي در افتاده اند با آن ها مي جنگم.
16. مغرور مشو!
كم من مستدرج بالاحسان اليه، و مغرور بالستر عليه، و مفتون بحسن القول فيه !. (حكمت 116)
بسا كساني كه با احسان خداوند اندك به عذاب حق نزديك شده اند و به خاطر پوشاندن گناهانشان مغرور و فريفته شده اند و به سبب تعريف و تمجيد (مردمان) از آنان به فتنه و تباهي افتاده اند!.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :