امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1951
دين اسلام
1. جلوگيري كننده از ضلالت
من يبتغ غير الاسلام دينا تتحقق شقوته، و تنفصم عروته، و تعظم كبوته، و يكن مابه الي الحزن الطويل و العذاب الوبيل.(خطبه 161)
هر كه ديني جز اسلام بجويد به بدبختي گرفتار آيد و دستاويزش از هم گسيخته شود و به رو درافتادن و سقوطش (در عذاب آتش) سخت باشد و به اندوه دراز و عذاب دردناك مبتلا گردد.
2. واژگوني اسلام
سياتي عليكم زمان يكفا فيه الاسلام، كما يكفا الاناء بما فيه.(خطبه 103)
به زودي زماني بر شما فرا مي رسد كه در آن زمان اسلام واژگون مي شود، همچنان كه ظرف واژگون مي شود و آنچه در آن است مي ريزد.
3. بالاترين شرف
لا شرف اعلي من الاسلام. (حكمت 371)
هيچ شرافتي بالاتر از اسلام نيست.
4. تفسير اسلام
لا نسبن الاسلام نسبه لم ينسبها احد قبلي. الاسلام هو التسليم، و التسليم هو اليقين، و اليقين هو التصديق، و التصديق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء، و الاداء هو العمل.(حكمت 125)
اسلام را چنان تفسير كنم كه هيچ كس قبل از من چنين تفسير نكرده است: اسلام، تسليم (در برابر خدا) است و تسليم باور كردن است و باور كردن تصديق است و تصديق همان اقرار است و اقرار انجام وظيفه است و انجام وظيفه همان عمل شايسته است.
5. اسلام؛ كليد در نيكي
فس صفه الاسلام: فيه مرابيع النعم، و مصابيح الظلم. لا تفتح الخيرات الا بمفاتيحه، و لا تكشف الظلمات الا بمصابيحه.(خطبه 152)
در وصف اسلام فرمودند: در آن نعمت ها همانند باران بهاري و چراغ هاي روشن كننده تاريكي فراوان است، در نيكي ها را جز با كليدهاي آن نتوان گشود و تاريكي ها را جز با چراغ هاي آن فروغ نتوان بخشيد.
6. مسابقه در خوبي ها
في وصف الاسلام: متنافس السبقه، شريف الفرسان. التصديق منهاجه، و الصالحات مناره، و الموت غايته، و الدنيا مضماره، و القيامه حلبته، و الجنه سبقته.(خطبه 106)
در توصيف اسلام مي فرمايد: جايزه مسابقه اش ارزشمند و لايق رقابت است، سواركارانش شريف و بزرگوارند، مسير و جاده اش تصديق است و نشانه اش كارهاي شايسته و خط پايانش مرگ است. دنيا ميزان تمرين و كسب آمادگي آن است و قيامت محل گرد آمدن مسابقه دهندگان و بهشت جايزه آن.
7. روشن ترين راه
فهو ابلج المناهج، و اوضح الولائج؛ مشرف المنار، مشرق الجواد، مضي ء المصابيح.(خطبه 106)
اسلام روشن ترين راه ها و آشكارترين گذرگاه ها است. نشانه هاي راهيابي آن بلند و مرتفع است و شاهراه هايش درخشان و چراغ هايش فروزان و روشنايي بخش.
8. دين برگزيده خدا
ان هذا الاسلام دين الله الذي اصطفاه لنفسه، و اصطنعه علي عينه.(خطبه 198)
اين اسلام دين خداست كه براي خودش برگزيده و آن را از زير نظر خويش ‍ پرورده است.
9. انجام دين و رضايت پروردگار
صار دين احدكم لعقه علي لسانه. صنيع من قد فرغ من عمله و احرز رضا سيده.(خطبه 113)
دين شما لقلقه زبانتان شده است؛ مانند كسي كه كارش را انجام داده و رضايت سرورش را فراهم آورده باشد.
10. اسمي از سلامت
ان الله تعالي خصكم بالاسلام و استخلصكم له، و ذلك لانه اسم سلامه، و جماع كرامه.(خطبه 152)
قطعا خداوند متعال شما را به اسلام مخصوص فرمود و شما را براي خود برگزيد؛ زيرا اسلام اسمي از سلامت و مجمع كرامت است.
11. اسلام معاويه
لاصحابه عند الحرب: فو الذي فلق الحبه، و برا النسمه ما اسلموا، ولكن استسلموا و اسروا الكفر، فلما وجدوا اعوانا عليه اظهروه. (نامه 16)
در هنگام جنگ به اصحاب خود فرمود: پس قسم به خدايي كه دانه را شكافت و جان را (يا جانداران را) آفريد، آن ها (يعني معاويه و يارانش) با قلب و اعتقاد خود، اسلام نياوردند، ليكن از ترس اظهار اسلام كردند و كفر خويش را نهان داشتند و چون ياراني بر كفر خود يافتند آن را آشكار ساختند.
12. غايت اسلام
ان لكم علما فاهتدوا بعلمكم. و ان للاسلام غايه فانتهوا الي غايته.(خطبه 176)
همانا براي شما نشانه اي است، پس با نشانه خود راه را بيابيد و اسلام را غايت و هدفي است، پس به آن غايت برسيد.
13. سهل الوصول بودن اسلام
الحمدلله الذي شرع الاسلام فسهل شرائعه لمن ورده. (خطبه 106)
سپاس و ستايش مخصوص خداوندي است كه اسلام را آشكار نموده و براي كساني كه به اين دين درمي آيند، دسترسي به سرچشمه هاي آن را آسان گردانيد.
14. مسلمانان دروغين
من كتاب له الي معاويه: ما اسلم مسلمكم الا كرها.(نامه 64)
در نامه اي به معاويه مي نويسد: مسلمان شما جز از روي كراهت و ناچاري اسلام نياورد.
15. اسلام ظاهري
و اعلموا انكم صرتم بعد الهجره اعرابا، و بعد الموالاه احزابا. ما تتعلقون من الاسلام الا باسمه. و لا تعرفون من الايمان الا رسمه. تقولون النار و لا العار! كانكم تريدون ان تكفئوا الاسلام علي وجهه انتهاكا لحريمه، و نقضا لميثاقه... (خطبه 192)
بدانيد شما بعد از هجرت (به سوي كمال) به شيوه اعراب بدوي پيوستيد و پس از برادري و هم پيماني، به احزاب مختلف مبدل گشتيد. از اسلام جز به اسم آن، تعلقي نداريد، و از ايمان نمي شناسيد مگر صورتي از آن را. مي گوييد: آتش را مي پذيريم ولي ننگ را بر خود نمي گيريم. گويا شما مي خواهيد اسلام را به رويش واژگون كنيد تا حرمت آن بشكند و پيمان آن را كه خداوند براي شما است نقض كنيد.
16. اثرات اعتقاد به خدا و اسلام
اظهر به الشرائع المجهوله، و قمع به البدع المدخوله، و بين به الاحكام المفصوله.(خطبه 160)
خداي بزرگ احكام مجهول شرع را به وسيله (پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله) آشكار ساخت و بدعت هايي را كه در دين خدا شده بود، به وسيله او از بين برد و احكامي را كه به تفصيل در كتاب سنت آورده است به وسيله او بيان فرمود.
17. راه هاي شرايع دين
الا و ان شرائع الدين واحده، و سبله قاصده. من اخذ بها لحق و غنم، و من وقف عنها ضل و ندم.(خطبه 120)
بدانيد كه طرق دين يكي و راه هاي آن در مجراي اعتدال است، هر كس ‍ راه هاي دين را پيش بگيرد و در آن مسير گام بردارد به حقيقت و حمايتگران آن ملحق گردد و به عنيمت برسد و هر كس كه توقف كند و از حركت در آن راه ها امتناع بورزد گمراه گردد و عاقبت كار پشيمان شود.
18. مهاجر واقعي اسلام
الهجره قائمه علي حدها الاول. ما كان لله في اهل الارض حاجه من مستسر الامه و معلنها. لا يقع اسم الهجره علي احد الا بمعرفه الحجه في الارض. فمن عرفها و اقر بها فهو مهاجر. و لا يقع اسم الاستضعاف علي من بلغته الحجه فسمعتها اذنه و وعاها قلبه.(خطبه 189)
هجرت به همان هويت و مطلوبيت اول كه داشت باقي است، براي خداوند سبحان هيچ نيازي به مردم روي زمين وجود ندارد، خواه آنان كه هجرت خود را مخفي بدارند يا آنان كه آن را آشكار بسازند، عنوان هجرت بر هيچ كس تطبيق نشود جز بر كسي كه حجت در روي زمين را بشناسد. پس اگر كسي حجت را شناخت و به او اقرار نمود مهاجر است. عنوان استضعاف (قصور حجت شناسي) بر كسي كه حجت به او رسيده و گوشش آن را شنيده و قلبش آن را دريافته است صدق نمي كند.
19. فضيلت اسلام
تبصره لمن عزم، و عبره لمن اتعظ.(خطبه 106)
بينايي براي انساني است كه داراي عزم و تصميم (براي خيرات) است و عبرت براي كسي است كه پند بپذيرد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :