امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
2020
پيامبر اسلام - صلي الله عليه و آله -
1. پيامبر زداينده شبهات
اشهد ان محمدا عبده و رسوله، ارسله بالدين المشور، و العلم الماثور، و الكتاب المسطور، و النور الساطع، و الضيا اللامع، و الامر الصادع، ازاحة للشبهات، و احتجاجا بالبينات، و تحديرا بالايات. (خطبه 2)
گواهي مي دهم كه محمد بنده و فرستاده خداست، او را با دين بلند آواز و نشانه برگزيده و كتاب نوشته و نور درخشان و پرتو تابان و فرمان آشكار و آشكار كننده حق از باطل فرستاد، تا شبهات را بزدايد و با دليل و برهان حجت آوري كن و با آيات هشدارشان دهد.
2. پزشك امت
رسول الله صلي الله عليه و آله طبيب دوار بطبه، قدا حكم مراهمه، و احمي مواسمع، يضع ذلك حيث الحاحة اليه. (خطبه 108)
پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - پزشكي است سيار كه با طب خويش ‍ همواره به گردش مي پردازد و مرهم ها را به خوبي آماده ساخته و به هنگام نياز آنها را به كار مي برد.
3. نشانه رستاخيز
ان الله جعل محمدا صلي الله عليه و آله علما للساعة، و مبشرا بالجنةُ، و منذرا بالعقوبه. (خطبه 160)
همانا خداوند محمد صلي الله عليه و آله را نشانه رستاخيز قرار داد و نويد دهنده بهشت و بيم دهنده از كيفر.
4. وصف علي عليه السلام در زمان مبعوث شدن پيامبر - صلي الله عليه و آله -
ارسله علي حين فترة من الرسل، و طول هجعة من الامم، و عتزام من الفتن... و الدنيا كاسفة النور... عابسة في وجه طالبها. ثمرها الفتنه، و طعامها الجيفُة. (خطبه 89)
خداوند پيامبر را زماني فرستاد كه مدت ها بود پيامبري نيامده بود و مردم در خوابي دراز به سر مي بردند و فتنه ها نيرومند شده بود... و دنيا بي فروغ شد بود... و به روي طالب خود رو ترش كرده بود. ميوه اش فتنه و گمراهي بود و خوراكش مردار.
5. نزول وحي بر جان پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
ثم انزل عليه الكتاب نورا تطفا مصابيحه.. و تبياتا لا تهدم اركانه. و شفا لا تخشي اسقامه، و عزا لا تهزم انصاره، و حقا لا تخذل اعوانه... جعله الله ريا لعطش العلما و ربيعا لقلوب االفقها... و معقلا منيعا ذورته، عزا لمن تولاه. (خطبه 198)
آن گاه قرآن را بر پيامبر فرو فرستاد كه نوري است كه چراغ هايش خاموش ‍ نمي شود... و بناي روشنگري است كه پايه هايش ويران نمي گردد و شفا و دارويي است كه ترس از بيماري هاي آن نمي رود و عزتي است كه هوادارنش شكست نمي خورند و حقي است كه يارانش بي ياور گذاشته نمي شود... خداوند آن را سيراب كننده عطش دانشوران قرار داده است و بهر دل هاي فهميدگان... و پناهگاهي كه ستيغ آن دست تسخير ناپذير است و براي كسي كه آن را سرپرست خود گيرد مايه عزت مي باشد.
6. فضيلت پيامبر - صلي الله عليه و آله -
سيرته القصد، و سنته الرشد، و كلامه الفصل، و حكمه العدل. (خطبه 94)
راه و رسم پيامبر معتدل، سنت و روشش صحيح و پايدار، سخنانش جدا كننده حق از باطل و قضاوتش عادلانه بود.
7. وصف پيامبر - صلي الله عليه و آله -
واعيا لوحيك، حافظا لعهدك، ماضيا علي نفاذ امرك. (خطبه 72)
پيامبر و حي تو را فهميد و پيمانت را حفظ كرد و در راه اجراي آن حركت كرد.
8. بهترين راه و روش
اقتدوا بهدي نبيكم فانه افضل الهدي. و استنوا بسنته فانها اهدي السنن. (خطبه 110)
به راه و رسم پيامبرتان اقتدا كنيد كه بهترين راه و روش است و رفتارتان را به سنت و روش پيامبر تطبيق دهيد كه هدايت كننده ترين روش هاست.
9. علم پيامبر
قد علمتم ان رسول الله صلي الله عليه و آله رجم الزاني المحصن، ثم صلي عليه، ثم ورثه اهله؛ و قتل القاتل و ورث ميراثه اهله. و قطع السارق و جلد الزاني غير المحسن، ثم قسم عليها من الفي ء، و نكحا المسلمات. (خطبه 127)
شما خوب مي دانيد كه پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - زناكاري را كه همسر داشت سنگباران كرد، سپس بر مرده اش نماز خواند و اموالش را ميان ورثه اش تقسيم نمود و دست دزد را قطع كرد و زناكار بدون همسر را تازيانه زد، سپس از در آمد بيت المال سهم آنان را داد و هر دو خطا كار با زنان مسلمان ازدواج كردند.
10. آشكار كننده حق
ارسله و اعلام الهدي دارسة، و مناهج الدين طامسة، فصدع بالحق؛ و نصح للخلق. (خطبه 195)
خداوند او را در موقعي فرستاد كه نشانه هاي هدايت كهنه گشته و مسيرهاي روشن دين محو شده بود، او براي حق قيام و آن را براي مردم آشكار ساخت.
11. سرمشق از پيامبر - صلي الله عليه و آله - و رفتار او
و لقفد كان في رسول الله صلي الله عليه و آله كاف لك في آلاسؤ ة. و دليل لك علي ذم الدنيا و عيبها، و كثرة مخازيها و مساويها، اذ قبضت عنه اطرافها و وطئت لغيره اكنافها، و فطم عن رضاعها، و زوي عن زخارفها... فتاس بنبيك الاطيب الاطهر صلي الله عليه و آله فان فيه اسؤ ةُ لمن تاسي، و عزاء لمن تعزي و احب العباد الي الله المتاسي بنبيه، و المقتص لاتر قضم الدنيا قضما، و لم يعرها طرفا. اهضم اهل الدنيا كشحا، و اخمصهم من الدنيا بطنا. عرضت عيله الدنيا فابي ان يقبلها، و علم ان الله سبحانه ابغض شيئا فابغضه، و حقر شيئا فحقره، و صغر شيئا فصغره و لو لم يكن فينا الا حبنا ما ابغض الله و رسوله، و تعظيمنا ما صغر الله و رسوله، لكفي به شقاقالله، و محادة عن امر اله. لقد كان - صلي الله عليه و اله و سلم - ياكل علي الارض، و يجلس جلسة العبد، و يخصف بيده نعله، و يرقع بيده ثوبه، و يركب الحمار العاري، و يردف خلفه، و يكون الستر علي باب بيته فتكون فيه التصاوير فيقول : يا فلانة - لا حدي ازواجه - غيبه عني فاني اذا نظرت اليه ذكرت الدنيا و زخارفها فاعرض عن الدنيا بقلبه، و امات ذكرها من نفسه، و احب ان تغيب زينتها عن عينه، لكيلا يتخذ منها رياشا، و لا يعتقدها قرارا، و لا يرجو فيها مقاما، فاخرجها من النفس و اشخصها عن القلب، و غيبها عن البصر. و كذلك من ابغض شيئا ابغض ان ينظر اليه، و ان يذكر عنده، و لقد كان في رسول الله صلي الله عليه و آله ما يدلك علي مساويي الدنيا و عيوبها. اذ جاع فيها مع خاصته، و زويت عنه زخارفها مع خاصته، و زويت عنه زخارفها مع عظيم زلفته. فلينظر ناظر بعقله، اكرم الله محمدا بذلك ام اهانه! فان قال: اهانه، فقد كذب و الله العظيم - بالافك العظيم، و ان قال: اكرمه فليعلم ان الله قد اهان غيره حيث بسط الدنيا له، و زواها عن اقرب الناس منه. فتاسي متاس بنيه، و اقتص اثره، و ولج مولجه، و الا فلا يا من الهكة، فان الله جعل محمداصلي الله عليه و آله علما للساعه، و مبشرا بالجنة، و منذرا بالعقوبه. خرج من الدنيا خميصا، و ورد الاخرة سليما. لم يضع حجرا عي حجر، حتي مضي لسبيله، و اجاب داعي ربه، فما اعظم منه الله عندنا حين انعم علينا به سلفا نتبعه، و قائدا نطا عقبه!. (خطبه 160)
سر مشق بودن پيامبر خدا - صلي الله عليه و آله - براي تو كافي است و راهنمايي است براي اين كه به نكوهيدگي و ننگين بودن دنيا و فراواني رسوايي ها و بدي هايش پي ببري، چه آن كه دنيا از آن حضرت گرفته شد و براي ديگران فراهم گشت و از شير مادر دنيا باز گرفته شد و از زيبايي ها و زخارف آن دور گشت... پس به پيامبر پاك و پاكيزه ات اقتدا كن ؛ زيرا كه آن حضرت براي كسي كه بخواهد به كسي تاسي جويد و از و پيروي كند. لقمه دنيا را با اطراف دندان مي خورد (به اندازه ضرورت از دنيا بر مي گرفت) و گوشه چشمي هم به دنيا نداشت. پهلوهايش از همه لاغرتر و شكمش از همه گرسنه تر بود. دنيا به او پيشنهاد شد، اما از پذيرفتن آن سرباز زد و دانست كه خداي سبحان چيزي (علاقه به دنيا) را دشمن دارد او هم آن را دشمن گرفت، چيزي را خرد مي شمارد او هم خرد مي شمارد. اگر در ما هيچ (عيبي) نبود جز همين كه آنچه را خدا و پيامبرش دشمن دارند دوست داشته باشيم و آنچه را خدا و پيامبرش خرد شمرده اند بزرگ و با ارزش ‍ شماريم، همين خود براي مخالفت ما با خدا و سرپيچي از فرمانش كافي بود.
رسول خدا صلي الله عليه و آله روي زمين غذا مي خورد و همچون بردگان مي نشست با دست خود كفشش را مي دوخت و جامه اش را وصله مي زد و بر الاغ برهنه سوار مي شد و پشت سر خود شخصي ديگري را هم سوار مي كرد.
پرده اي با نقش و نگار بر در خانه اش آويخته ديد، به همسرش گفت : اي زن ! اين پرده را از جلو چشم من بردار؛ زيرا هرگاه به آن مي نگرم به ياد دنيا و زرق و برق آن مي افتم. او از ته دل از دنيا روي برتافت و نام ياد آن را در جانش ‍ ميراند و دوست داشت كه زيب و زيور دنيا از جلو چشمش دور باشد، تا از آن جامه زيبايي تهيه نكند و آن را در جاي آرامش ندارند و اين ماندن هميشگي در آن نداشته باشد. پس دنيا را از جان خود بيرون راند و از دلش ‍ دور كرد و از چشمانش پنهان ساخت. آري ! اين چنين كسي كه چيزي را دشمن بدارد از نگاه كردن به آن و از اين كه ياد و نام آن در حضورش برده شود نفرت دارد. راه و رسم رسول خدا صلي الله عليه و آله تو را به بدي ها و عيب هاي دنيا رهنمون مي شود، چه، او و نزديكانش در دنيا هميشه گرسنه بودند و با اين كه مقام و منزلت عظيمي (نزد خداوند) داشت، زيب و زيورهاي دنيا از او دور نگه داشته شد، پس هر بيننده اي، با ديده خرد خود بنگرد و ببيند كه آيا خداوند با اين كار محمد را تكريم كرده يا خوار و كوچكش نموده است ؟اگر بگويد، او را خوار و بي مقدار كرده است، سوگند به خداي بزرگ كه دروغ و بهتان بزرگي زده است اگر بگويد: او را گرامي داشته است، پس بداند كه خداوند ديگران را خوار و حقير كرده است ؛ چرا كه دنيايي را كه از نزديك ترين و مقرب ترين افراد خود گرفته براي آنان گسترده است.@#@ پس آن كه خواهان پيروي است به پيامبر خود تاسي جويد و گام در جاي گام هاي او گذارد و هر جا كه او در آمده است درآيد و گر نه از تباه شدن ايمن نباشد؛ زيرا خداوند محمد صلي الله عليه و آله را نشانه قيامت قرار داد و بشارت دهنده بهشت و بيم دهنده از كيفر و عقوبت. او با شكم گرسنه از دنيا رفت و با سلامت به آخرت قدم گذاشت. تا زماني كه عمرش به سر آمد و دعوت پروردگارش را اجابت كرد، سنگي روي سنگ نگذاشت. چه منت بزرگي خداوند بر ما نهاده كه نعمت وجود آن حضرت را به ما ارزاني داشت كه پيشروي وي است كه ما از او پيروي مي كنيم و پيشوايي است كه گام در جايي گام او مي نهيم.
12. عظمت پيامبر - صلي الله عليه و آله -
كان لي فيما مضي اخ في الله، و كان يعظمه في عيني صغر الدنيا في عينه، و كان لا يشكو و جعا الا عند برئه. (حكمت 289)
گذشته برادري در مسير جاذبيت الهي داشتم، كوچكي دنيا در چشمش او را در چشم من بزرگ مي كرد و از هيچ دردي شكايت نمي كرد مگر زماني كه از آن درد بهبود حاصل شده بود.
13. پيام هاي پيامبر
ارسله داعيا الي الحق و شاهدا علي الخلق، فبلغ رسالات ربه غير وان و لا مقصر، و جاهد في الله اعداه غير واهن و لا معذر امام من اتقي، و بصر من اهتدي. (خطبه 116)
و پيامبر - صلي الله عليه و آله - را فرستاد تا به حق فرا خواند و بر آفريدگان گواه باشد. او پيام هاي پروردگارش را رسان و در اين راه نه سستي كرد و نه كوتاهي ورزيد و در راه خدا با دشمنان او جنگيد، بي آن كه ناتواني به او راه يابد، يا آن كه عذر و بهانه آورد. او پيشواي پرهيزگاران و ديده ره يافتگان است.
14. عامل جلوگيري از عذاب خدا
كان في الارض امانان من عذاب الله، و قد رفع احد هما، فدونكم الاخر فتمسكوابه: اما الامان الذي رفع فهو رسول الله صلي الله عليه و آله و اما الامان الباقي فالاستغفار. قال الله تعالي: (و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون). (حكمت 88)
بر روي زمين دو عامل ايمن كنده از عذاب خدا وجود داشت كه يكي از آن دو از دست رفت. پس آن ديگري را بگيريد و بدان چنگ زنيد. اما آن ايمني بخشي كه از دست رفت، رسول خدا صلي الله عليه و آله بود و آن كه باقي است، آمرزش خواهي است. خداي متعال مي فرمايد: (اي محمد)! تا تو را در ميان آنان هستي، خدا عذابشان نمي كند و تا زماني كه آمرزش مي طلبند، خدا عذابشان نكند.
15. نشانه قيامت
جعل محمدا صلي الله عليه و آله علما للساعه. (خطبه 160)
خدايي بزرگ حضرت محمد صلي الله عليه و آله را نشانه قيامت قرار داده است.
16. واسطه از بين رفت گمراهي ها
اهل الارض يومئذ ملل متفرقه، و اهوا منتشره، و طرائق متشتتة، بين مشبه لله بخلقه، او ملحد في اسمه، او مشير الي غيره، فهذا هم به من الضلالُة. (خطبه ؟؟)
در آن روزگاران كه خداوند ذوالجلال خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله را برانگيخت، مردم روي زمين مللي پراكنده و اقوامي با تمايلات متفرق در پيچاپيچ طرق درهم و برهم سرگردان و حيرت زده بودند، گروهي از آنان خدا را تشبيه به مخلوقاتش مي كردند و گروهي ديگر در اسما مقدسش ‍ الحاد مي ورزيدند، جمع ديگري با نام هاي الهي اشاره به موهومات و موجودات پست مي نمودند. خداوند سبحان آنان را به وسيله پيامبر اكرم از گمراهي نجات داد.
17. سرانجام اختيار كردن ديني جز اسلام
ارسله بحجه كافيه، و موعظه شافيه، و دعوده متلافيه، اظهر به الشرائع المجهوله، و قمع به البدع المدخوله، و بين به الاحكام المفصوله. فمن يبتغ غير الاسلام دينا تتحقق شقوته، و تنفصم عروته، و تعظم كبوته و يكن مابه الي الحزن الطويل و العذاب الوبيل. (خطبه161)
خداوند، پيامبر - صلي الله عليه و آله - را با دليلي بسنده و اندرزي شفابخش و دعوتي جبران كننده فرستاد، به وسيله او شريعت ها و قوانين الهي ناشناخته مانده را آشكار ساخت و بدعت هاي نادرست را نابود كرد و احكام قطعي را بيان نمود. پس هر كه ديني جز اسلامي اختيار كند بدبختي اش محقق است و دستگيره اش گسيخته و به سر در آمدنش سخت و فرجامش اندوه طولاني و عذاب شديد است.
18. مايه كمال دين
افضت كرامة الله سبحانه و تعالي الي محمد صلي الله عليه و آله، فاخرجه من افضل المعادن منبتا،... لها فروع طوال ؛ و ثمر لا ينال : فهو امام من اتقي، و بصيره من اهتدي،... سنته الرشد، و كلامه الفصل، و حكمه العدل. (خطبه 94)
با كرامت خداوند سبحان مقام پيامبري به محمد صلي الله عليه و آله رسيد. پس آن حضرت را از بهترين خاندان بركشيد... درخت دودمان او را به شاخه هايي است بلند و برافراشته و دست كسي به ميوه آن نرسد. او پيشواي پرهيزگاران است و ديده ره يافتگان.. رفتارش ميانه روي و اعتدال است و طريقه اش راهنمايي و هدايت، سخنش حق را زا باطل خدا سازد و داوري اش به عدل و داد است.
19. پاكي معنوي
تاس بنبيك الاطيب الاطهر صلي الله عليه و آله فان فيه اسوة لمن تاسي، و عزا لمن تعزي. (خطبه 160)
پيروي كن از پيامبرت كه پاك و پاكيزه تر از همه مخلوقات خدا بود، براي هر كسي كه بخواهد پيروي از كمالات نماد در آن وجود مقدس است عالي ترين كمال براي تبعيت. و مهم ترين نسبت براي هر كسي كه انتساب به او را بخواهد.
20. فرمان بردن از پيامبر و اولياي امر
اما بعد، فقد بعثت اليكم عبدا من عبادالله، لا ينام ايام الخوف، فاسمعوا له، و اطيعوا امره فيما طابق الحق، فانه سيف من سوف الله. (نامه 38)
بعد از حمد و ثنا، من بنده اي از بندگان خدا را به سوي شما فرستادم كه در روزگار بيم و هراس نخوابد، از او بشنويد و فرمانش را در هر مورد كه مطابق حق است اطاعت كنيد؛ زيرا اين مدر شمشيري از شمشيرهاي خداوندي است.
21. پايان بخش وحي
ارسه علي حين فترة من الرسل، و تنازع من الالسن، فقفي، به الرسل، و ختم به الوحي. (خطبه 133)
خداوند او را در دوراني خالي از پيامبران و در دوران اختلاف در عقايد و سخنان فرستاد و او را در آخر پيامبران قرار داد و وحي را با نوبت او ختم فرمود.
22. مسابقه در خوبي ها
و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلةُ، و لتساطن سوط القدر حتي يعود اسفلكم اعلاكم، و اعلاكم اسفلكم، و ليسبقن سابقون كانوا قصرؤ ا، و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا. (خطبه 16)
قسم به خدايي كه محمد صلي الله عليه و آوردن دين حق مبعوث گردانيد، سخت در هم آميخته و در هم و برهم و زير و رو مي شويد و به شدت غربال مي گرديد (تا صالح از طالح و خوب از بد جدا گردد) و هر آينه مانند ديگ جوشان كه با تازيانه غليان خود آنچه را در آن است زير و رو مي كند و بالاترين شما به پست ترين مقام بازگشت مي نمايد و هر آينه كساني كه در اسلام سابقه دارند، امام در وظايف (با دريافت حق خود) كوتاهي كرده اند، به طور يقين جلو خواهند افتاد و آنان كه در خدمت به اسلام سابقه بسياري دارند و مقامشان در اسلام جلوتر از ديگران است يقينا و قطعا باز خواهند ماند.
23. حال مردم هنگام بعثت محمد
ابتعثه و الناس يضربون في غمرةُ، ويموجون في حيرةُ. قد قادتهم ازمُة الحين، و استغلقت علي افئدتهم اقفال الرين. (خطبه 191)
خداوند او را مبعوث به رسالت فرمود، در حالي كه مردم آن دوران غوطه ور در جهالت و گمراهي بودند و در اسارت فراز و نشيب امواج حيرت. آنان در مهار فرمان هلاكت به اين سو كشيده مي شدند و بر دل هاي آنان قفل هاي گناهان بسته بود.
24. وصف پيامبران
في صفةُ الانبيا - : فاستودعهم في افضل مستودع، و اقرهم في خير مستقر... حتي افضت كرامة الله سبحانه و تعالي الي محمد صلي الله عليه و آله، فاجرجه من افضل المعادن منبتا، و اعز، الارومات مغرسا؛ من الشجرة التي صدع منها.نبياه، و انتجب منها امنا عترته خير العتر، و اسرته خير الاسر، و شجرته خير الشجر، نبتت في حرم ؛ و بسقت في كرم ؛ لها فروع طوال، و ثمر لا ينال. (خطبه 94)
آنان پيامبران را در برترين و ديعتگاه به وديعت نهاد و در بهترين قرار گاه تثبيت فرمود تا آن گاه كه كرامت خداوندي سبحانه و تعالي به محمد صلي الله عليه و آله منتهي گشت آن وجود مقدس را از برترين معادن روياننده و عزيزترين اصول و ريشه ها براي كاشتن بيرون آورد. از آن درختي كه خداوند آن را بشكافته و پيامبرانش را از آن بيرون آورده و امناي خود را از آن برگزيده است، عترت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بهترين عترت هاست و دودمانش بهترين دودمان ها و درختش بهترين درخت ها كه در حرم روييده شده و به رشد رسيده است در كرم و مجد و شرف براي آن درخت شاخهايي است بلند و ثمري است غير قابل وصول.
25. روزگار لغزش و گناه
ارسله علي حين فترة من الرسل، و هفوة عن العمل، و غباوة من الامم. (خطبه 94)
خداوند سبحان او را در فاصله اي از پيامبر و در دوران لغزش جوامع از عمل و جهل و كودني امت ها فرستاد.
26. حكمت برگزيده شدن محمد
ان الله بعث محمدا صلي الله عليه و آله و سلم نذيرا للعالمين، و امينا علي التنزيل، و انتم معشر العرب علي شر دين، و في شردار، منيخون بين حجارة خشن، و حيات صم، تشربون الكدر، و تاكلون الجشب، و تسفكون دماكم، و تقطعون ارحامكم. الاصنام فيكم منصوبة، و الاثام بكم معصوبة. (خطبه 26)
همانا خداوند متعال، محمد صلي الله عليه و آله را تبليغ كننده بر عالميان و امين براي فرستادن قرآن و رسالت، مبعوث نمود.@#@ در آن حال شما گروه عرب داراي بدترين دين بوديد و در بدترين جامعه زندگي مي كرديد.
شما در ميان سنگ هاي سخت و مارهاي ناشنوا سكني داشتيد، آب هاي تيره مي آشاميدند و غذاي خشن مي خورديد و خون هاي يكديگر را مي ريختند و از خويشاوندان خود قطع رابطه مي نموديد، بت ها در ميان شما (براي پرستش) نصب شده و گناهان و انحراف ها سخت به شما بسته بود.
27. عمل بر طبق راه پيامبران
اعملوا، رحمكم الله، علي اعلام بينة، فالطريق نهج يدعو الي دار السلام. (خطبه 94)
اي مردم ! خدا رحمتتان كند! به نشانه هاي آشكاري كه خداوند در برابرتان قرار داده عمل كنيد كه راهي واضح و روشن است و شما را به سراي آسايش (يعني در بهشت ) دعوت مي كند.
28. روزگار مبعوث شدن پيامبر
ان الله سبحانه بعث محمدا صلي الله عليه و آله بالحق حين دنا من الدنيا الانقطاع، و اقبل من الاخرة ء الاطلاع، و اظلمت بهجتها بعد اشراق، و قامت باهلها علي ساق. و خشن منها مهاد، و ازف منها قياد، في انقطاع من مدتها، و اقترب من اشراطها و تصرم من اهلها. (خطبه 198)
خداوند سبحان، محمد صلي الله عليه و آله را به حق به پيامبر مبعوث فرمود، در حالي كه دنيا رو به پايان بوده و آخرت براي احاطه و اشراف روي آورده و شكوفايي دنيا پس از روشنايي آن رو به تاريكي نهاده بود. و آن دنيا براي اهل خود با شدت و مشقت ها روياروي شده زمانش رو به زوال و شرايط فنا و نابودي آن نزديك گشته بود و (بعثت پيامبر) هنگامي بود كه دنيا از اهلش در حال بريدن بود.
29. توصيف روزگار پيامبر
بعثه حين لا علم قائم ؛ و لا منار ساطع، و لا منهج و اضح. (خطبه 196)
خداوند سبحان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را به پيامبري برانگيخت، در آن هنگام نه نشانه اي از دين برپا بود و نه چراغي روشنگر و نه طريق و مسيري واضح.
30. امين وحي الهي و خاتم رسولان
امين وحيه، و خاتم رسله، و بشير رحمته و نذير نقمته. (خطبه ؟؟)
امين وحي و خاتم رسولان او بود و بشارت دهنده رحمت و ترساننده از عذاب او.
31. روزگار در هم ريخت
ارسله علي حين فترة من الرسل، و طول هجعةُ من الامم و انتقاض من المبرم. (خطبه 158)
خداوند پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه و آله را در دوران انقطاع وحي و رسولان و در امتداد خواب امت ها در تاريكي (جهالت ها) فرستاد، در آن هنگام اصول و قوانين حيات سعادتمندانه انسان ها (دين ) شكسته بود
32. پيامبر، نوري در تاريكي جهل و ناداني
و لقد قرن الله به صلي الله عليه و آله من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم، و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امه، يرفع لي في كل يوم من اخلاقه علما، و يامرني بالاقتدا به. و لقد كان يجاور في كل يوم من اخلاقه علما، و يامرني بالاقتدا به. و لقد كان يجاور في كل سنته بحرا فاراه، و لا يراه غيري. و لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله صلي الله عليه و آله - و خديجةُ و انا ثالثهما. اري نور الوحي و الرسالُة، و اشم ريح النبوة.
و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحي عليه صلي الله عليه و آله فقلت : يا رسول الله ما هذه الرنة ؟فقال هذا الشيطان قد ايس من عبادته. انك تسمع ما اسمع، وتري ما اري، الا انك لست بنبي، و لكنك لوزير، و انك لعلي خير.
و لقد كنت معه صلي الله عليه و آله لما اتاه الملا من قريش، فقالوا له ؛ يا محمد انك قد ادعيت عظيما لم يدعه اباوك و لا احد من بيتك، و نحن نسالك امرا ان انت اجبتان اليه و اريتناه، علمنا انك نبي و رسول، و ان لم تفعل علمنا انك ساحر كذاب، فقال صلي الله عليه و آله : و ما تسالون ؟قالوا: تدعو لنا هذه الشجرة حتي تنقلع بعروقها و تقف بين يديك فقال صلي الله عليه و آله : ان الله علي كل شي ء قدير، فان فعل الله لكم ذلك، اتؤ منون و تشهدون بالحق ؟قالوا: نعم قال : فاني ساريكم ما تطلبون، و اني لاعمل انكم لا تفيئون الي خير، و ان فيكم من يطرح في القليب، و من يحزب الاحزاب. ثم قال صلي الله عليه و آله : يا ايتها الشجرة ان كنت تؤ منين بالله و اليوم الاخر، و تعلمين اني رسول الله، فانقلعي بعروقك حتي تقفي بين يدي باذن الله. فوالذي بعثه بالحق لانقلعت بعروقك حتي تقفي بين يدي باذن الله. فوالذي بعثه بالحق لانقلعت بعروقها، و جات و لها دوي شديد. و قصف كقصف اجنحة الطير؛ حتي وقفت بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله مرفرفُة، و القت بغصنها الاعلي علي رسول الله صلي الله عليه و آله و ببعض ‍ اغصانها علي منكبي، و كنت عن يمينه صلي الله عليه و آله، فلما نظر القوم الي ذلك قالوا - علوا و استكبارا - : فمرها فلياتك نصفها و يبقي نصفها، فامرها بذلك، فاقبل اليه نصفها كاعجب اقبال و اشده دويا، فكادت تلتف برسول الله صلي الله عليه و آله، فقالوا - كفرا و عتوا - : فمر هذا النصف فليرجع الي نصفه كماكان، فامره صلي الله عليه و آله فرجع ؛ فقلت انا: لا اله الا الله اني اول مؤ من بك يا رسول الله، و اول من اقربان الشجرة فعلت ما فعلت بامر الله تعالي تصديقا بنبوتك، و اجلا لا لكمتك. فقال القوم كلهم. بل ساحر كذاب، عجيب السحر خفيف فيه، و هل يصدقك في امرك الامثل هذا! يعنونني و اني لمن قوم لا تاخذهم في الله لومة لائم، سيماهم سيما الصديقين، و كلامهم كلام الابرار، عمار الليل و منار النهار، متمسكون بحبل القرآن. يحيون سنن الله و سنن رسوله. لا يستكبرون و لا يعلون، و لا يغلون و لا يفسدون. قلوبهم في الجنان و اجسادهم في العمل. (خطبه 192)
خداوند متعال آن وجود نازنين را از موقعي كه از شير باز شد، شب و روز با يكي از بزرگ ترين فرشتگان همراه فرمود كه آن حضرت را در مسير اكتساب صفات و اتصاف به بهترين اخلاق دنيا قرار دهد. و در هر سال در كوه حرا مجاور مي گشت من او را مي ديدم و كسي جز من او را نمي ديد. در آن روز اسلام و مسلمين در هيچ خانه اي نبود غير از خانه رسول خدا صلي الله عليه و آله و خديجه و من سومين آنان بودم نور وحي و رسالت را مي ديدم و عطر پيامبري را استشمام مي كردم. من ناله شيطان را در آن هنگام كه وحي به آن نازل شد، شنيدم عرض كردم : يا رسول الله ! چيست اين ناله ؟
فرمود: ناله شيطان است كه به جهت نااميدي از اين كه عبادت شود سرداده است، تو مي شنوي آنچه را كه من مي شنوم و مي بيني آنچه را من مي بينم، ولي تو پيامبر نيستي، بلكه تو وزير من هستي و تو در مسير خير قرار گرفته اي، و من با آن حضرت صلي الله عليه و آله بودم در آن موقع كه قريش ‍ نزد آن حضرت آمدند و به او گفتند: اي محمد! تو ادعاي بزرگي به راه انداخته اي، چنان ادعايي كه پدران و ديگر دودمانت مطرح نكردند، ما چيزي از تو مسالت مي كنيم و اگر به ما پاسخ دادي و آن را به ما ارائه نمودي مي فهميم كه تو قطعا ساحر و دروغ گويي.
آن حضرت فرمود: سوال شما چيست ؟
آنان گفتند: بخوان اين درخت را تا از ريشه هايش كنده شود (و مجموع اجزايش ) بيايد و در مقابل بايستند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: خداوند بر همه چيز تواناست، آيا اگر خداوند اين كار را براي شما كرد ايمان مي آوريد و به حق شهادت مي دهيد؟
آن حضرت فرمود: من به زودي آنچه را مي خواهيد به شما نشان مي دهم، در حالي كه مي دانم شما به سوي خير باز نخواهيد گشت ! در ميان شما كسي است كه در چاه انداخته مي شود و كسي است كه احزاب تشكيل مي دهد.
سپس آن حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: اي درخت ! به خدا و روز قيامت ايمان داري و مي داني كه من رسول خدا هستم، با ريشه هايت از زمين درآي و با اذن خداوندي در برابر من بايست !
سوگند به آن خدايي كه او را بر حق برانگيخته است. آن درخت با ريشه هايش از جاي كنده شد و به طرف رسول خدا صلي الله عليه و آله گسترد و بعضي از شاخه هايش را هم روي شانه من انداخت و من در آن حال در طرف راست آن حضرت ايستاده بودم.
هنگامي كه قوم قريش اين معجزه ديدند از روي خود بزرگ بيني و تكبر، چنين گفتند: امر كن نيمي از اين درخت بيايد و نيم ديگر بماند!
حضرت به اين خواسته آنان عمل كرد و به درخت امر فرمود، نيمي از آن درخت به طور شگفت انگيزتري از حالت اول و با صدايي شديدتر به طرف پيامبر روي آورد و نزديك بود به پيامبر خدا بپيچد، بار ديگر آن مردم از روي كفر و گردنكشي گفتند: دستور بده اين نيمه درخت برگردد به آن نيمه اش (تا به صورت اوليه اش برگردد)!
رسول خدا صلي الله عليه و آله امر فرمود نيمه درخت بر روي همان نيمه اول برگشت.
من گفتم : (لا اله الا الله ) نيست خدايي مگر الله ) من اولين مؤ من به تو هستم و من اولين كس هستم كه اقرار كرد به اين كه آنچه را كه درخت امروز انجام داد به امر خداوند تعالي و براي تصديق نبوت و تجليل و تعظيم سخن تو بود. در اين هنگام همه آن قوم گفتند: اين شخص پيامبر نيست بلكه ساحري است دروغگو كه سحرش شگفت انگيز است و در اين كار سبك دست تردست. و آيا كسي جز اين شخصي (مقصودشان من (علي بن الي طالب ) بودم وجود دارد كه اين ادعا و كار تو را تصديق كند؟و قطعي است من از قومي هستم كه سرزنش كننده اي آنان را در راه خدا از كار باز نمي دارد. چهره آنان چهره با عظمت ترين راستگويان است و سخن نيكوكاران شب بيدار و هدايت گران روز.@#@
آنان هستند تمسك كنندگان به قرآن، كه سنت هاي خدا و رسول خدا صلي الله عليه و آله را احيا مي كنند، نه تكبر مي ورزند و نه بلندگرايان اند و نه مردم را به زنجير مي كشند و نه فساد در روي زمين به راه مي اندازند، دل هاي آنان در بهشت است و بدن هاي آنان در كار و كوشش.
33. نوري در تاريكي
اضات به البلاد بعد الضلالة المظلمة، و الجهالة الغالبة، و الجفوُة الجافية، و الناس يستحلون الحريم، و يستذلون الحكيم ؛ يحيون علي فترة، و يموتون علي كفرة !. (خطبه 151)
جوامع بشري بعد از گمراهي تاريك و جهالتي كه بر همه غالب بود و خشونتي بسيار سخت، به وسيله او (پيامبر) روشن گشت. در آن هنگام مردم محرمات را حلال مي شمردند و انسان حكيم را پست و خوار مي نمودند، در دوراني بي خبر از علم و معرفت و دور از دين و فرهنگ زندگي مي كردند و بر كفر و تباهي مي مردند.
34. مبعوث شدن پيامبر
بعث الله سبحانه محمدا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم... ماخوذا علي النبين ميثاقه، مشهورة سماته. (خطبه 1)
خداوند سبحان محمد رسول الله صلي الله عليه و آله براي انجام و عده خويش و اتمام اصل نبوت مبعوث نمود پيامبري با علامات مشهور.
35. خصايل نيك پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
بعث الله محمدا صلي الله عليه و آله شهيدا، و بشيرا و نذيرا، خير البرية طفلا و انجبها كهلا، و اطهر المتطهرين شيمة، و اجود المستمطرين ديمة. (خطبه 105)
خداوند متعال محمد صلي الله عليه و آله را شاهد و بشارت دهنده و تهديد كننده مبعوث فرمود. پيامبري كه در دوران طفلي بهترين مردم و در دوران بزرگسالي نجيب ترين مردم و از حيث اخلاق پاكترين پاكان و از حيث عطا سخي ترين اشخاصي بود كه مورد توقع جود و احسان بوده اند.
36. سرچشمه روشنايي و روشني بخش تاريكي ها
اختاره من شجرة الانبيا، و مشكاة الضيا، و ذوابُة العليا، و سره البطحا و مصابيح الظلمة، و ينابيع الحكمة. (خطبه 108)
خداوند سبحان پيامبر را برگزيد از درخت نسل پيامبران و چراغدان نور و پيشاني عظمت و مركز مكه و چراغ هاي روشنگر تاريكي ها و سرچشمه هاي حكمت.
37. ياد كردن پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
في ذكر النبي صلي الله عليه و آله - : اوري قبسا لقابس، و انار علما لحابس، فهو امينك المامون، و شهيدك يوم الدين، و بعيثك نعمة "، و رسولك بالحق رحمة. (خطبه 106)
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله شعله اي از انوار دين مقدس اسلام را براي طالب و گيرنده نور برافروخت و علامت ارشاد براي كسي كه در حيرت و ضلالت متوقف شده است، روشن ساخت. بار پروردگار! آن پيامبر امين و مامون تو و شاهد تو در روز قيامت و مبعوث از جانب توست كه نعمتي براي جهانيان است و رسول بر حق تو كه رحمتي است براي عالميان.
38. برپا كننده احكام نوراني و نشانه هاي روشن گر
اوري قبس القابس، و اضا الطريق للخابط، و هديت به القلوب بعد خوضات الفتن و الاثام، و اقام بموضحات الاعلام، و نيرات الاحكام. (خطبه 72)
آن گاه كه نور الهي را ابلاغ و در پهنه هستي منتشر ساخت كه جويندگان انوار خداوندي را به مقصدشان نايل ساخت و راه را بر گمشده در تاريكي هاي جاهليت روشن نمود، هم به وسيله او بود كه دل هاي فرو رفته در فتنه ها و گناهان هدايت گشت. پيامبري عزيز كه پرچم ها و علايم راهنما را برپا داشت و احكام نوراني خداوندي را ابلاغ و اجرا فرمود.
39. فرمان بردن از پيامبر و اولياي امر
من كتاب للاشتر حين ولاه مصر - : و اردد الي الله و رسوله ما يضلعك من الخطوب، و يشتبه عليك من الامور؛ فقد قال الله تعالي لقوم احب ارشادهم : (يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم، فان تنازعتم في شي ء فردوه الي الله و الرسول ) فالرد الي الله : الاخذ بمحكم كتابه، و الرد الي الرسول : الاخذ بسنته الجامعة غير المفرقة. (نامه 53)
در نامه به مالك اشتر فرمودند: آن گاه كه مشكل بزرگي تو را عاجز كرد و موضوع برايت مورد ترديد قرار گرفت آن را به خدا و رسول صلي الله عليه و آله واگذار كن ؛ زيرا خداي عزيز به مردمي كه ارشاد آنان را دوست دارد چنين سفارش مي كند (شما كه ايمان آورده ايد! از خدا، رسول و (اولي الامر) خودتان اطاعت كنيد و اگر در موضوعي اختلاف پيدا كرديد آن را به خدا و رسول صلي الله عليه و آله واگذار كنيد واگذار كردن مشكلات به خدا اين است كه مطالبي را كه از قرآن درك مي كنيم عمل كنيم و رجوع كردن به رسول خدا صلي الله عليه و آله اين است كه سفارش هاي او را كه مايه وحدت است (و از پيامبر - صلي الله عليه و آله - صادر شده بپذير و آن مطالبي را كه تفرقه افكن مي باشد كنار بزن.
40. وضع روزگار پيامبر
بعثه و الناس ضلال في حيرة، و حاطبون في فتنه قد استهوتهم الاهوا و استزلتهم الكبريا. (خطبه 95)
خداوند سبحان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را در حالي فرستاد كه مردم در وادي حيرت گمراه و در آشوب مشوش و منحرف بودند، هواهاي نفساني آنان را در خود غوطه ور ساخته و كبر و نخوت در لغزشگاهشان انداخته بود.
41. سخن علي ـ عليه السّلام ـ در تمجيد از پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
ابتعثه بالنور المضي، و البرهان الجلي، و المنهاج البادي، و الكتاب الهادي. اسرته خير اسرة، و شجرته خير شجرة، اعصانها معتدله و ثمارها متهدلة. مولده بمكة و هجرته بطيبُة. (خطبه 161)
خداوند پيامبر را با نور روشنايي بخش و برهان آشكار و روش نمايان و كتاب راهنما مبعوث فرمود. خاندانش بهترين خاندان و درخت او بهترين درخت شاخه هاي آن معتدل ميوه هايش در دسترس براي همه است، زاد گاهش مكه و هجرتش به مدينه بود.
42. آسان كننده ناهمواري ها
ارسله بالضيا، و قدمه في الاصطفا، فرتق به المفاتق و ساور به المغالب و ذلل به الصعوبة، و سهل به الحزونة، حتي سرح الضلال عن يمين و شمال. (خطبه 213)
خداوند پيامبر - صلي الله عليه و آله - را با نور فرستاد و در گزيدن بر مقدم داشت و شكاف ها را به وسيله او ترميم فرمود و او را به مردم قدرتمند پيروز فرمود. و دشواري را به وسيله او آسان و سختي هاي راه را به وسيله او هموار فرمود تا گمراهي را از راست و چپ برطرف ساخت.
43. سرور بندگان
اشهد ان محمدا عبده و رسوله، و سيد عباده، كلما نسخ الله الخلق فرقتين جعله في خير هما، لم يسهم فيه عاهر، و لا ضرب فيه فاجر. (خطبه 214)
گواهي مي دهم كه حضرت محمد صلي الله عليه و آله بنده و فرستاده خدا و سرور بندگان اوست.
هنگامي كه خداوند آفريدگانش را به دو بخش (نيك و بد) تقسيم كرد، (نور وجود) آن حضرت را در بهترين آن دو به وديعه نهاد. ناپاكان در شب او سهمي نداشتند و گناهكاران را در او هيچ دخالتي نبود.
44. مايه بصيرت و بينايي
في ذكر النبي صلي الله عليه و آله - : افضت كرامة الله سبحانه و تعالي الي محمد صلي الله عليه و آله... فهو امام من اتقي، و بصيرة من اهتدي، سراج لمع ضوءه، و شهاب سطع نوره، و زند برق لمعمه. (خطبه 94)
كرامت خداوندي سبحان و تعالي به محمد صلي الله عليه و آله منتهي گشت، آن حضرت صلي الله عليه و آله پيشوايي كسي است كه تقوا بورزد و وسيله بينايي است براي كسي كه هدايت يافته باشد. چراغي است كه روشنايي اش درخشيده و ستاره اي است كه نورش بارز و آشكار است و آتش زنه اي است كه معلمان آن برق توليد نموده است.
45. نامه علي ـ عليه السّلام ـ به معاويه
من كتابه الي معاوية: كان رسول الله صلي الله عليه و آله اذا احمر الباس، و احجم الناس، قدم اهل بيته فوقي بهم اصحابه حر السيوف و الاسنة. فقتل عبيدةُ بن الحارث يوم بدر، و قتل حمزه يوم احد، و قتل جعفر يوم احد، وقتل جعفر يوم مؤتة. (نامه 9)
رسول خدا صلي الله عليه و آله هنگامي كه سختي هاي جنگ بالا مي گرفت و مردم به عقب بر مي گشتند، اهل بيت عليه السلام خود را پيش ‍ مي انداخت و ياران خود را از حرارت سوزان شمشيرها و نيزه ها حفظ مي كرد، چنان كه عبيده بن الحارث در جنگ بدر و حمزه در نبرد احد و جعفر در كارزار مؤ ته به شهادت رسيدند.
46. سر برانگيختن حضرت محمد - صلي الله عليه و آله و سلم -
بعثت فيهم رسله، و واتر اليهم انبياه ليستادو هم ميثاق فطرته ويذكروهم منسي نعمته، و يحتجوا عليهم بالتبليغ، و يثيروا لهم دفائن العقول و يروهم آيات المقدورة. (خطبه 1)
خداوند فرستادگان خود را در ميان خلق فرستاد و پيامبرانش را پي در پي (يا با فاصله) به سوي آنها، مبعوث گردانيد تا از ايشان بخواهند پيماني را كه در سرشت و فطرتشان نهاده بود ادا نمايند و نعمت الهي را كه به فراموشي سپرده شده بود به يادشان آورند و با تبليغ فرمان هاي خداوندي حجت را بر آن ها تمام كنند و عقلي كه موجب معرفت حق است و در وجودشان نهان گرديده بود در ايشان برانگيزند و نشانه هاي قدرت الهي را كه با دست تقدير به وجود آمده به ايشان نشان دهند.
47. نتيجه اطاعت از پيامبر
اعلموا انكم ان اتبعتم الداعيي لكم، سلك بكم منهاج الرسول و كفيتم موونة الاعتساف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق. (خطبه 166)
بدانيد! اگر شما از كسي پيروي مي كرديد كه شما را به سوي حق دعوت مي كند و شما را بر طريق پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله توجيه و تحريك مي نمايد، از كج روي بي نياز مي گشتند و بار سنگين (خطاها) را از دوش ‍ خود مي انداختيد.@#@
48. بنده و فرستاده خدا
اشهد ان محمدا صلي الله عليه و آله عبده و رسوله، أرسله لإنفاذ أمره، و إنها عذره و تقديم نذره. (خطبه 83)
شهادت مي دهم كه محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - بنده و فرستاده او است كه وي را براي اجراي فرمان خود و ابلاغ دلي هايي بر درست بودن شريعت و بيم دادن از كيفرهاي او كه در انتظار معاندين است فرستاد.
49. موجبات نعمت
انظروا الي مواقع نعم الله عليهم حين بعث اليهم رسولا، فعقد بملته طاعتهم، و جمع علي دعوته الفتهم. كيف نشرت النعمة عليهم جناح كرامتها، و اسالت لهم جداوال نعيمها، و التفت الملة بهم في عوائد بركتها، فاصبحوا في نعمتها غرقين. (خطبه192)
بنگريد به موارد نعمت هايي كه خداوند به وسيله برانگيختن رسولي به آنان عنايت فرمود، اطاعت آن مردم را به ديني كه آورده جلب و محكم ساخت و انست و الفت آنان را به دعوت خود جمع فرمود،؛ در اين هنگام نعمت با كرامت خود را براي آنان بگستراند و نهرهاي نعمت هايش را بر آنان به جريان انداخت و دين اسلام آنان را به فوايد و نتايج بركات آن دين جمع نمود، پس در نعمت آن غوطه ور گشتند.
50. نزديك ترين مردم به پيامبران
ان اولي الناس بالانبيا اعلمهم بما جاؤ وا به، ثم تلا: (ان اولي الناس ‍ بابراهيم للذين اتبعوه وهذا النبي و الذين آمنوا) ثم قال : ان ولي محمد من اطاع الله و ان بعدت لحمته، و ان عدو محمد من عصي الله و ان قربت قرابته!. (حكمت 96)
قطعا شايسته ترين مردم به پيامبران، داناترين آنان به چيزي است كه پيامبران آورده اند. سپس آن حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: (قطعي است كه شايسته ترين مردم به ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كند و اين پيامبر و كساني كه ايمان آورده اند) سپس فرمود: دوست محمد صلي الله عليه و آله كسي است كه خدا را اطاعت كند، اگر چه ارتباط گوشتي (خويشاوندي ) با آن حضرت نداشته باشد و دشمن محمد صلي الله عليه و آله كسي است كه خدا را معصيت كند، اگر چه خويشاوندي نزديك داشته باشد.
51. دعاي علي عليه السلام به درگاه خدا در مورد پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
اللهم... اجعل شرائف صلواتك، و نوامي بركاتك، علي محمد عبدك و رسولك الخاتم لما سبق، و الفاتح لما انغلق، و المعلن الحق بالحق... اللهم افسح له مفسحا في ظلك؛ و اجزه مضاعفات الخير من فضلك اللهم و اعل علي بنا البانين بنا و اكرم لديك منزلته، و اتمم له نوره، و اجزه من ابتعاثك له مقبول الشهادة، مرضي المقالة، ذا منطق عدل، و خطبه فصل. (خطبه 72)
خداوندا! درودهاي شريف و بركات فزاينده خود را بر بنده و رسولت محمد صلي الله عليه و آله بفرست كه پايان دهنده گذشته است و گشاينده گره هاي پيچيده، پيامبر كه حق را بر مبناي حق اعلان نمود. بار الها! عرصه وسيعي از سايه بيكرانت را بر او بگستران و پاداشي از خير فراوان از فضل و احسانت بر او عنايت فرما. خداوند! بنايي را كه (او براي نجات انسان ها) نهاده است از همه بناهاي بنيانگزاران بلندتر بدار. (يا در ديار ابديت منزلت و مقام او بالاتر از همه منزلت ها و مقامات بفرما) و مقام او را در پيشگاهت عزيز و مكرم فرما و نوري را كه بر آن وجود پاك عنايت فرموده اي تكميل نما و او را در برابر برانگيختنش (براي رسالت عظمي، پاداش لطف فرما) و شهادتش را مقبول و گفتارش را مورد رضايت و منطقش را داد گرانه و سخنش را جداكننده حق از باطل قرار بده.
52. حقارت دنيا در نظر پيامبر
يكون الستر علي باب بيته فتكون فيه التصاوير فيقول : يا فلانة - لا حدي ازواجه - غيبيه عني فاني اذا نظرت اليه ذكرت الدنيا و زخارفها فاعرض عن الدنيا بقلبه، و امات ذكرها من نفسه، و احب ان تغيب زينتها عن عينه. (خطبه 160)
(پيامبر) گاهي مي ديد پرده اي صورتگري و نقاشي شده از در خانه اش ‍ آويخته است به زنش مي فرمود: آن پرده را از جلوي چشم دور كن ؛ زيرا وقتي كه بر آن مي نگرم، دنيا و زر و زيورهايش را به ياد مي آورم. او از ته دل از دنيا اعراض مي نمود و ياد آن را از نفسش مي راند. لذا دوست داشت كه زينت دنيا را از ديدگانش دور بدارد.
53. تمام شدن حجت خدا با پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
لم يخلهم بعد ان قبضه، مما يؤ كد عليهم حجة ربوبيتة، و يصل بينهم و بني معرفته، بل تعاهدهم بالحجج علي السن الخيرة من انبيائه، و متحملي و دائع رسالاته، قرنا فقرنا؛ حتي تمت بنبينا محمد صلي الله عليه و آله حجته. (خطبه 91)
پس از درگذشت آدم عليه السلام خداوند مردم را از اموري كه دليل پروردگاري او را برايشان مؤ كد و استوار سازد و در ميان آنان و شناخت خود پيوستگي برقرار نمايد خالي و بي نصيب نگذاشت، بلكه با دليل هايي كه بر زبان پيامبران برگزيده و حاملان امانت هاي و براي بندگانش جاري مي شد، با مردمان پيمان بست، نسلي پس از نسلي مي آمد و زمان سپري مي شد تا اين كه حجت و دليل خدا بر بندگانش با وجود پيامبر ما محمد صلي الله عليه و آله كامل و تمام گرديد.
مطالب مرتبط :
احسان مهدوی زاده (سه شنبه 22 ارديبهشت 1394)
پاسخ
با سلام و عرض خسته نباشید! در کل،تقسیم بندی های موضوعی خوب است. ترجمه ها نیز خوب و قابل استفاده است. در متن خطبه ها غلط های املائی زیاد است. لطفاً غلط های املائی در متن خطبه ها را اصلاح نمائید.
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :