امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
1857
نبوت
1. هدايت كننده انسان ها
اصطفي سبحانه من ولده (اي آدم) انبيا اخذ علي الوحي ميثاقهم، و علي تبليغ الرسالة امانتهم، لما بدل اكثر خلقه عهدالله اليهم فجهوا حقه و اتخذوا الانداد معه و اجتالتهم الشياطين عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته، فبعث فيهم رسله، و واتر اليهم انبياه ليستادو هم ميثاق فطرته. (خطبه 1)
خداي سبحان از فرزندان آدم پيامبراني برگزيد و براي وحي و تبليغ رسالت از آنان پيمان گرفت. در آن هنگام كه بيشتر خلايق پيمان خدا را شكستند و در نتيجه، حق او را نشناختند و برايش شريكي و مانند گرفتند و اهريمنان آنان را از شناخت حق روي گردان كردند و ره زنان راه بندگي او شدند، فرستادگان خود را در ميان آنان برانگيخت و پيامبرانش را پياپي به سويشان فرستاد تا از آنان بخواهند پيمان الهي را كه در فطرت بود ادا كنند.
2. برترين آفريده
اختار آدم عليه السلام، خيرةً من خلقه، و جعله اول جبلته. (خطبه 91)
خداي بزرگ آدم را از ميان آفريدگانش برگزيد و او را نخستين و برترين آفريدگانش قرار داد.
3. وصف عيسي ـ عليه السّلام ـ
في صفة عيسي عليه السلام - : لم تكن له زوجة تفتنه، و لا ولد يحزنه، و لا مال يلفته. (خطبه 160)
در وصف عيسي عليه السلام مي فرمايد: نه همسري داشت كه او را به فتنه در افكند، نه فرزندي كه غمگينش سازد و نه مالي كه او را به خود مشغول گرداند.
4. زهدي موسي ـ عليه السّلام ـ
ان شئت ثنيت بموسي كليم الله صلي الله عليه و آله حيث يقول : (رب اني لما انزلت الي من خير فقير) و اله، ما ساله الا خبزا يا كله، لانه كان يا كل بقلةُ الارض. (خطبه 160)
اگر بخواهي دوباره پيامبري را پيروي كني از موسي عليه السلام پيروي كن آن گاه كه فرمود: (پروردگار! من به آنچه از خير و نيكي برايم فرستاده اي نيازمندم ) به خدا سوگند، حضرت موسي عليه السلام به جز ناني كه مي خورد از خدا نخواست، زيرا او گياهان زمين مي خورد.
5. اجراي پيمان الهي
بعث فيهم رسله، و واتر اليهم انبياه، ليستادو هم ميثاق فطرته، و يذكر و هم منسيي نعمته، و يحتجوا عليهم بالتبليغ، و يثيروا لهم دفائن العقول و يروهم آيات المقدرة: من سقف فوقهم مرفوع، و مهاد تحتهم موضوع، و معايش تحييهم، و اجال تفنيهم. (خطبه 1)
فرستادگان خود را در ميان مدرم برانگيخت و پيامبرانش را پياپي به سوي ايشان فرستاد تا از آنان بخواهند پيمان الهي را كه در فطرتشان است به جاي آوردند... و نشانه هاي قدرت خدا را به ايشان نشان دهند: از آسماني كه بر فراز سرشان برافراشته شده است تا زميني كه زير پاهايشان نهاده شده و نعمت هايي كه زنده نگاهشان مي دارد و مرگ هايي كه نابودشان مي كند.
6. اراده و عزم نبوي
قائما بامرك مستوفزا في مرضاتك، غير ناكل عن قدم، و لا واه في عزم. (خطبه 72)
پيامبر بر پا دارنده كار و فرمان توست و شتابنده در تحصيل رضايت تو، بي آنكه از پيشروي بترسد و عقب بنشيند و در عزم و اراده اش سستي نشان دهد.
7. حجت هاي خداوند
بعث الله رسله بما خصهم به من وحيه، و جعلهم حجة له علي خلقه، لئلا تجب الحجُة لهم بترك الاعذار اليهم، فدعا هم بلسان الصدق الي سبيل الحق. (خطبه 144)
خداوند، پيامبران خود را با آنچه از وحي خود به آنان اختصاص داده بود مبعوث گردانيد و ايشان را بر مخلوقات خويش و دليل خود قرار داد تا آن ها (يعني مخلوقات) نتوانند نبودن حجت را وسيله عذر آوردن خود (به آگاه نبودنشان از او امر و نواهي الهي) قرار دهند، آن گاه خداوند با زباني راستگو (يعني زبان پيامبران) ايشان را به راه حق دعوت كرد.
8. عمل بر طبق راه پيامبران
اعملوا، رحمكم الله، علي اعلام بينة، فالطريق نهج يدعو الي دار السلام. (خطبه 94)
اي مردم ! خدا رحمتتان كند! به نشانه هاي آشكاري كه خداوند در برابرتان قرار داده عمل كنيد كه راهي واضح و روشن است و شما را به سراي آسايش (يعني در بهشت ) دعوت مي كند.
9. مبلغان خدا
لقد جاهرتكم العبر، و زجرتم بما فيه مزدجر. و ما يبلغ عن الله بعد رسل السما الا البشر. (خطبه 20)
حوادث پند آموز به شما خود را نماياندند، كارهاي ممنوع به شما اعلام شده است، دستور الهي پس از پيامبران خدا فقط به وسيله ابلاغ مي گردد.
10. محبوبترين بندگان
احب العباد الي الله المتاسي بنبيه، و المتقص لاثره. (خطبه 160)
محبوب ترين بندگان نزد خدا كسي است كه از پيامبرش پيروي كند و قدم به جايي قدم او گذارد.
11. پيامبران مستضعف
في صفة الانبيا -: كانوا قوما مستضعفين : قد اختبر هم الله لالمخمصة و ابتلاهم بالمجهده، وامتحنهم بالمخاوف، ومخضهم بالمكاره، فلا تعتبروا الرضا و السخط بالمال و الولد جهلا بمواقع الفتنه، و الاختبار في موضع الغني و الاقتدار، فقد قال سبحانه و تعالي : (ايحسبون ان ما نمدهم به من مال و بنين، نسارع لهم في الخيرات بل لا يشعرون ) فان الله سبحانه يختبر عباده المستكبرين في انفسهم باوليائه المستضعفين في اعينهم. (خطبه192)
در توصيف پيامبران عليه السلام مي فرمايد: آنان مردماني مستضعف بودند كه با گرسنگي و انواع فقر آنان را آزمايش كرد و به مشقت و سختي مبتلا فرمود، در رويدادهاي وحشتناك امتحان نمود و با ناگواري ها تصفيه شان نمود. از روي ناداني به موارد فتنه آزمايش در موقعيت بي نيازي ملاك خشنودي و ناخشنودي خداوند را مال و اولاد تلقي نكنيد. خداوند سبحان و با عظمت چنين فرموده است : (آيا گمان مي كنند اين كه ما به وسيله مال و فرزندان آنان را كمك مي نماييم و آنان را در وصول به خيرات سرعت مي دهيم ؟(نه چنين است ) آنان مي فهمند.) زيرا خداوند سبحان آزمايش ‍ مي كند بندگان مستكبر خود را كه در نزد خويشتن بزرگ و چشمگيرند! به وسيله دوستان خود در چشمان آن مستكبران بينوايان اند.
12. فضيلت مستضعفان
الله سبحانه جعل رسله اولي قوة في عزائمهم، وضعفُة فيماتري الاعين من حالاتهم، مع قناعة تملا القلوب و العيون غني، و خصاصة تملا الابصار و الاسماع اذي. (خطبه 192)
خداوند سبحان رسولان خود را در تصميم هايي كه براي ابلاغ دين خداوندي مي گرفتند نيرومند ساخته و در پديده هاي ظاهري كه با چشمان حسي ديده مي شوند ناتوان نموده بود، با قناعتي كه دل ها را پر مي كرد و چشم ها را بي نياز مي ساخت و با فقر و نيازمندي كه آزار آن چشم ها و گوش ها را پر مي ساخت.
13. فروتني صفت پيامبران
لو رخص الله في الكبر لاحد من عباده لرخص فيه لخاصة انبيائه و اوليائه. و لكنه سبحانه كره اليهم التكابر، و رضي لهم التواضع. (خطبه 192)
اگر بنا بود خداوند به بعضي از بندگانش رخصت بدهد كه به او كبر بورزند قطعا به پيامبران و اوليا خاص خود اجازه مي داد، ولكن خداوند سبحان زشتي تكبر و خود پسندي را براي آنان ناپسند دانست و فروتني را براي آنان پسنديد.
14. دو گروه رسول
بعث الي الجن و الانس رسله، ليكشفوا لهم عن غطائها و ليحذر و هم من ضرائها، و ليضربوا لهم امثالها، و ليبصروهم عيوبها، و ليهجموا عليهم بمعتبر من تصرف مصاحها و اسقامها و حلالها و حرامها و ما اعد الله للمطيعين منهم و العصاة من جنة و نار، و كرامة و هوان. (خطبه 183)
رسولان خود را به دو گروه جن و انس فرستاد تا پرده هاي ظلماني دنيا را از جلو چشمان آنان بردارند و از آسيب هاي دنيا بر حذرشان بدارند و از دنيا مثل ها براي آنان بيان كنند و بر عيوب آن، بينايشان سازند و به آن مردم ملاك ها و اصول معتبر را در موقع رويارويي و تصرف در تندرسيتي ها و بيماري هاي دنيا و حلال و حرام آن بفهمانند و به آنان بفهمانند كه خداوند چه پاداشي براي مردم مطيع و چه مجازاتي براي مردم گنهكار از بهشت و دوزخ و كرامت و اهانت آماده فرموده است.
15. راهنمايان شبهات
ما برح لله - عزت آلاوة - في الرهة، و في البرهة، و في ازمان الفترات عباد ناجاهم في فكرهم، و كلمهم في ذات عقولهم، فاستصبحوا بنور يقظة في الابصار و الاسماع و آلافئده، يذكرون بايام الله، و يخوفون مقامه، بمنزلة الادلة في الفلوات. من اخذ القصد حمدوا اليه طريقه، و بشروه بالنجاة، و من اخذ يمينا و شمالا ذموا اليه الطريق و حذروه من الهلكة، و كانوا كذلك مصابيح تلك الظلمات، و ادله تلك الشبهات. (خطبه 222)
براي خداوند متعال كه عزيز است نعمت هاي او زماني بعد از ماني و در مدت هاي متناوب، بندگاني است كه خداوند در انديشه ها آنان رازها مي گويد، و در عقول و دل هاي آنان سخن مي گويد. آن رهروان كوي حق با نور بيداري در چشم ها و گوش ها و دل هايشان كسب روشنايي نمودند، مردم را به روزهاي خداوندي يادآور مي شوند و آنان را از مقام ربوبي بيمناك مي سازند، آنان راه يافتگان به منزله راهنمايان در بيابان ها هستند. هر كسي كه راه راست را انتخاب كند او را براي گزينش مزبور سپاس گويند و از افتادن در هلاكت برحذرش دارند و بدين سان چراغ هايي در آن تاريكي ها بودند و راهنماياني در آن مشكلات.
16. خشوع پيامبران
لو كانت الانبيا اهل قوة لا ترام... لكان ذلك اهون علي الخلق في الاعتبار، و ابعد لهم في الاستكبار... و لكن الله سبحانه اراد ان يكون الاتباع لرسله و التصديق بكتبه و الخشوع لوجهه و الاستكانة لامره و الاستسلام لطاعته امورا له خاصة لا تشوبها من غيرها شائبة.@#@ و كلما كانت البلوي و الاختبار اعظم كانت المثوبة و الجزا اجزل. (خطبه 192)
اگر پيامبران نيرومنداني بودند كه كسي و يا مقامي نمي توانست قصد سوئي به آنان داشته باشد و داراي عزتي بودند كه مورد ظلم قرار نمي گرفتند. اين نيرومندي ها ايجاب مي كرد كه مردم از پيامبران به آساني بپذيرند و در برابر آنان استكبار نورزند، وليكن خداوند سبحان خواست كه پيروي از رسولان او و تصديق كتاب هاي او و خشوع به مقام ربوبي او و تمكين به امر او و تسليم محض به اطاعت او، اموري خاص آن ذات اقدس باشد و با هيچ خارج از آن امور، آلوده نگردد و هر اندازه ابتلا و آزمايش بزرگتر باشد پاداش و جزا با عظمت تر مي باشد.
17. رمز ارسال رسولان
سبحانك خالقا و معبودا! بحسن بلائك عند خلقك خلقت دارا، وجعلت فيها مادبة : مشربا و مطعما و ازواجا و خدما، و قصورا و انهارا، و زروعا و ثمارا، ثم ارسلت داعيا يدعواليها فلا الداعي اجابوا، و لا فيما رغبت رغبوا، ولا.لي ما شوقت اليه اشتاقوا. اقبلوا علي جيفه قد افتضحوا باكلها، و اصطلحوا علي حبها. (خطبه 109)
اي خدا! كه خالق و معبود همه موجودات هستي، تو را براي آزمايش ‍ نيكويي كه نسبت به مخلوقاتت دارد مي ستايم. تو سرايي را آفريدي (مقصود بهشت است ) و انواع هر چيزي كه براي ميهماني تهيه مي شود از نوشيدني و خوردني و همسران و خدمتكاران و كاخ خا و نهرها و محصولات زميني و ميوه هاي درختي در آن قرار دادي. آن گاه كسي را فرستادي تا مردم را به برخورداري از آن نعمت ها دعوت كنند مقصود پيامبران است، ليكن آن ها نه اين دعوت را پذيرفتند و نه به آنچه تو ايشان را به آن ترغيب فرمودي رغبتي نشان دادند و نه به چيزي كه به آن تشويقشان كردي اشتياقي نشان دادند، به لاشه دنيا رو آوردند و با خوردن آن خويشتن را رسوا ساختند و در دوستي ان با يكديگر هماهنگ شدند.
18. نزديك ترين مردم به پيامبران
ان اولي الناس بالانبيا اعلمهم بما جاؤ وا به، ثم تلا: (ان اولي الناس ‍ بابراهيم للذين اتبعوه وهذا النبي و الذين آمنوا) ثم قال : ان ولي محمد من اطاع الله و ان بعدت لحمته، و ان عدو محمد من عصي الله و ان قربت قرابته!. (حكمت 96)
قطعا شايسته ترين مردم به پيامبران، داناترين آنان به چيزي است كه پيامبران آورده اند. سپس آن حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: (قطعي است كه شايسته ترين مردم به ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كند و اين پيامبر و كساني كه ايمان آورده اند) سپس فرمود: دوست محمد صلي الله عليه و آله كسي است كه خدا را اطاعت كند، اگر چه ارتباط گوشتي (خويشاوندي ) با آن حضرت نداشته باشد و دشمن محمد صلي الله عليه و آله كسي است كه خدا را معصيت كند، اگر چه خويشاوندي نزديك داشته باشد.
19. داستان موسي و فرعون
لقد دخل موسي بن عمران و معه اخوه هارون عليه السلام علي فرعون، و عليها مدارع الصوف، و بايديهما العصي، فشرطاله - ان اسلم بقا ملكه، و دوام عزه، فقال : (الا تعجبون من هذين يشرطان لي دوام العز، و بقا الملك، و هما بما ترون من حال الفقر و الذل، فهلا القي عليهما اساورة من ذهب ؟) اعظاما للذهب و جمعه، و احتقارا للصوف و لبسه!. (خطبه192)
حضرت موسي بن عمران عليه السلام با برادرش هارون وارد شدند در حالي كه لباسي از پشم داشتند و عصايي به دست. آن دو بزرگوار عليه السلام به فرعون شرط كردن كه اگر اسلام را بپذيرد، ملكي كه در اختيار دارد براي او باقي بماند و عزتش پايدار. فرعون مستكبر (به قوم خود) چنين گفت : آيا تعجب نمي كنيد از اين كه اين دو نفر با حال فقر و ذلتي كه دارند براي من شرطي پيشنهاد مي كنند كه اگر آن را پذيرفتم (اسلام را قبول كردم ) عزتم پايدار و ملكم باقي بماند؟آيا براي ادعاي چنين مقامي شايسته نبود كه دستبندهاي طلا بر دست داشتند؟اين سخن باطل فرعون ناشي از آن بوده است.
20. لطف خداوند در فرستادن پيامبر
لم يخل الله سبحانه خلقه من نبي مرسل، اوكتاب منزل، او حجة لازمة، او محجُة قائمة ؛ رسل لا تقصر بهم قلةُ عددهم، و لا كثرة المكذبين لهم : من سابق سمي له من بعده، او غابر عرفه من قبله. (خطبه 1)
خداي سبحان مخلوقات خود را از وجود پيغمبري كه از سوي او فرستاده شده يا كتابي كه از آسمان فرود آمده يا دليل استواري كه هر كس را ملزم به پذيرفتن مي كند، يا راهي واضح و ثابت، خالي نگذاشت. پيغمبراني كه كمي تعداد ايشان و كثرت مخالفانشان باعث نشد كه در اداي وظيفه رسالت، كوتاهي ورزند، از جمله اين پيامبران كسي بوده (يا كساني بوده اند) كه نام پيامبري بعدي براي او (از سوي خدا) ذكر شده بود، يا كسي كه بعدا آمده، اما پيامبر قبلي وي را معرفي كرده بوده است.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :