امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1876
نماز
1. فلسفه نماز
1. نشانه اصلي دين
...اقام الصلاة فانها الملة. (خطبه 110)
برپا داشتن نماز نشانه اصلي دين است
2. اسباب تشكر از خدا
ان قوما عبدوا الله رغبُة فتلك عبادة التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد، و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار. (حكمت 237)
گروهي خدا را به انگيزه ثواب و پاداش مي پرستند، اين عبادت تاجران و بازرگانان است و گروهي خدا را از روي ترس مي پرستند، اين عبادت غلامان و برده صفتان است و گروهي خدا را از روي سپاسگزاري مي پرستند، اين عبادت آزادگان است.
3. تقرب متقين
الصلاة قربان كل تقي، و الحج جهاد كل ضعيف. (حكمت 136)
نماز موجب تقرب هر پرهيزگار و حج هر ناتوان است.
4. نماز چونان چشمه آبگرم
في وصيته بالصلاة - : انها لتحت الذنوب حت الورق، و تطلقها اطلاق الربق، و شبهها رسول الله صلي الله عليه و آله بالحمة تكون علي باب الرجل، فهو يغتسل منها في اليوم و الليلة خمس مرات، فما عسي ان يبقي عليه من الدرن؟. (خطبه199)
درباره نماز چنين سفارش مي كند: گناهان را از گردن ها باز مي كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مي شود. رسول خدا صلي الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردي در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوي مكرر چه كثافت و چركي در بدن او باقي خواهد ماند؟)
5. پاك كننده ذنوب
ما اهمني ذنب امهلت بعده حتي اصلي ركعتين و اسال الله العافية. (حكمت 299)
گناهي كه مرا بعد از آن مهلت خواندن دو ركعت نماز و درخواست عافيت از خدا داشته باشم برايم مهم نيست.
6. پاك شدن از تكبر
... الصلاة تنزيها عن الكبر. (حكمت 252)
خداي بزرگ نماز را واجب فرمود تا انسان را از تكبر و گردنكشي پاك گرداند.
7. تواضع در برابر حق سبحانه
... لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا، و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغراً. (خطبه234)
بندگان مؤ من هنگامي كه نماز مي خوانند ساييدن گونه ها به خاك نشانه تواضع و گزاردن اعضاي شريف بر زمين، دليل كوچكي و اظهار حقارت است.
8. اعمال تابع نمازند!
اعلم ان كل شي ء من عملك تبع لصلاتك. (نامه 27)
بدان كه هر عملي از اعمال تو تابع نمازت مي باشد.
9. مصونيت به وسيله نماز
... عن ذلك ما حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات ... تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم، و تخفيضا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلا عنهم. (خطبه 192)
خداوند متعال بندگان مؤ من خود را به وسيله نمازها... براي آرامش دست و پا و اندام ديگرشان و خشوع ديدگانش ، فروتني جان هايشان ، و خضوع دل هايشان ، و دور كردن كبر و غرور از وجودشان ؛ از تباهكاري ها و ستمگري و تكبر و گردنكش حفظ مي كند.
10. از بين برنده گناهان
انها لتحت الذنوب حت لورق. (خطبه 190)
نماز، گناهان را مانند ريزش برگ درختان فرو مي ريزد.
2. اهتمام و توصيه به نماز
11. سابقين در نماز
اللهم اني اول من اناب، و سمع و اجاب، لم يسبقني الا رسول الله صلي الله عليه و آله بالصلاة. (خطبه 131)
بار پروردگار! من نخستين كسي هستم كه به حق رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است ، هيچ كس بر من به نماز پيشي نگرفت مگر رسول خدا صلي الله عليه و آله.
12. واجبات را به جاي آوريد!
الفرائض الفرائض، ادوها الي الله تؤ د كم الي الجنة. (خطبه 167)
واجبات را به جاي آوريد؛ آن ها را براي خدا به جا آوريد تا شما را به بهشت برساند.
13. توصيه پيامبر به نماز
... كان يامر اهله و يصبر عليها نفسه. (خطبه 190)
رسول خدا صلي الله عليه و آله هم اهل خود را به نماز فرمان مي داد و هم خود شخصا با شكيبايي آن را به انجام مي رسانيد.
14. قدر نهادن به نماز
قد عرف حقها رجال من المومنين الذين لا تشغلهم عنها زينة متاع و لا قرة عين من ولد و لا مال. يقول الله سبحانه : (رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلاة و ايتا الزكاُة). (خطبه 19)
قدر و اهميت نماز را مرداني از مؤ منين مي دانند كه زينت كالاي دنيا و فرزندي كه نور چشم انسان است و مال و دارايي آن ها را به خود مشغول نمي دارد، چنانكه خداي سبحان مي فرمايد: مرداني هستند كه تجارت و داد و ستد دنيا، آن ها را از ياد خدا و اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمي دارد.
15. از نماز گزاران باشيد!
الا تسمعون الي جواب اهل النار حين سئلوا: ما سلككم في سقر؟ قالوا: لم نك من المصلين. (خطبه 190)
آيا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمي دهيد كه وقتي از آن ها سؤال مي شود، چه چيز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گويند: ما از نماز گزاران نبوديم.
16. نماز را مراعات كنيد!
تعاهدوا ار الصلاة، و حافظوا عليها، و استكثروا منها، و تقربوا بها، فانها كانت علي المومنين كتابا موقوتاً. (خطبه 199)
امر نماز را مراعات كنيد و آن را محافظت نماييد و بسيار به جايي آوريد و با آن به خدا تقرب جوييد؛ زيرا نماز (بر مومنين فريضه اي است نوشته شده و وقت آن تعيين گرديده).
3. احكام نماز فرادي و جماعت
17. نماز جماعت را طولاني نكنيد
صلوا بهم صلاة اضعفهم و لا تكونوا فتانين. (نامه 52)
با مردم همانند ضعيف ترين آن ها نماز بگزاريد؛ و سبب فتنه و فساد نباشيد.
18. رعايت حال مامومين
من كتابه للاشتر - : و اذا قمت في صلاتك للناس، فلا تكونن منفرا و لا مضيعا، فان في الناس من به العلُة و له الحاجة و قد سالت رسول الله صلي الله عليه و آله حين وجهني الي اليمن كيف اصلي بهم!؟ فقال: (صل بهم كصلاة اضعفهم، و كن بالمؤ منين رحيماً). (نامه 53)
در نامه خود به اشتر مي فرمايد: آن گاه كه به نماز مي ايستي و مردم پشت سر تو ايستاده اند نماز را طوري انجام بده كه نه (بر اثر طول كشيدن) موجب رنجش و نفرت مردم گردد و نه بر اثر خواندن موجب ضايع شدن حق بيمار شود؛ زيرا در ميان نمازگزاران كساني هستند كه بيمارند يا كار ضروري دارند (و بايد رعايت هر دو طرف بشود) من از رسول خدا صلي الله عليه و آله هنگامي كه به يمن اعزام شدم پرسيدم : موقعي كه پيشنماز آنان شدم ، نمازم را چگونه انجام دهم ؟
حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود: نماز خود را در ميان آنان همانند نماز ضعيف ترين مردم بخوان و با مؤ منان مهربان باش!
19. واجبات و مستحبات
لا قربة بالنوافل اذا اضرت بالفرائض. (حكمت 39)
مستحبات چنانچه به واجبات زيان رساند، موجب قرب به خدا نشود.
20. ترك مستحب در صورت زيان به واجب
اذا اضرت النوافل بالفرائض فارفضوها. (حكمت 279)
هر گاه امور مستحب به واجبات زيان رسانند، آن ها را ترك كنيد.
21. اهميت نماز جمعه
لا تسافر في يوم جمعة حتي تشهد الصلاة الا فاصلا في سيل الله او في امر تعذربه. و اطع الله في جميع امورك، فان طاعُة الله فاضلة علي ما سواها. (نامه 69)
در روز جمعه مسافرت مكن تا بتواني در نماز جمعه شركت كني، مگر آن كه سفر تو در راه خدا باشد يا به خاطر كاري باشد كه در آن معذور باشي. در همه كارها مطيع خدا باش ، كه اطاعت خداوند بر همه چيز برتري دارد.
4. وقت نماز
22. نماز در وقت خواندن
صل الصلاة لوقتها الموقت لها، و لا تعجل وقتها لفراغ، و لا تؤ خرها عن وقتها لاشتغال و اعلم ان كل شيء من عملك تبع لصلاتك. (نامه 27)
نماز را در وقت مقرر آن به جاي آور و به علت فراغت از كار وقت آن را پيش ‍ ميانداز و به علت اشتغال آن به تاخير ميافكن و بدان كه هر كار تو وابسته به نماز است.
23. بر پا داشتن نماز
يقول الله سبحانه : رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلاة و ايتا الزكاة. و كان رسول الله صلي الله عليه و آله نصبا بالصلاةُ بعد التبشير له بالجنة. (خطبه 199)
خداي سبحان مي فرمايد: مرداني هستند كه بازرگاني و خريد و فروش ‍ آن ها را زا ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات باز نمي دارد. و پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با وجود اين كه به بهشت مژده داده شده بود براي نماز خود را به رنج مي افكند.
24. مراقبت از نماز
الله الله في الصلاة ، فانها عمود دينكم. (نامه 47)
خدا را، خدا را، مراقب باشيد در مورد نماز؛ زيرا كه نماز، ستون دين شماست.
5. نماز شب و شب زنده داري
25. يقين برتر از شك و ترديد
قد سمع رجلا من الحرورية يتهجد و يقرا، فقال عليه السلام : نوم علي يقين خير من صلاة في شك. (حكمت 145 و 97)
علي مردي از خوارج را در حال عبادت شبانه و قرائت قرآن ديد، فرمود: (خوابي كه با يقين همراه باشد، بهتر از نمازي است كه با شك و ترديد باشد).
26. خوشا به حال شب زنده داران
عن نوف البكالي قالي: رايت اميرالمومنين ذات ليلة، و قد خرج من فراشه، فنظر في النجوم، فقال لي: يا نوف! اراقد انت ام رامق؟
فقلت: بل رامق! قال :يا نوف! طوبي للزاهدين في الدنيا، الراغبين في الاخرة، اولئك قوما اتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماها طيبا، و القرآن شعارا، و الدعا دثارا، ثم قرضوا الدنيا قرضا علي منهاج المسيح.
يا نوف! ان داود عليه السلام قام في مثل هذه الساعة من الليل، فقال: انها ساعة لا يدعو فيها عبد الا استجيب له، الا ان يكون عشارا او عريفا او شرطيا، او صاحب عرطبة ؤ هي الطنبور او صاحب كوبة.@#@ (و هي الطبل و قد قيل ايضا. ان العرطبة الطبل و الكوبة الطنبور). (حكمت 104)
از نوف بكالي روايت شده است كه گفت: شبي اميرمؤمنان علي عليه السلام را ديدم كه از بستر خويش برخاست و به ستارگان مي نگرد، آن گاه به من گفت: اي نوف! خوابي يا بيدار؟
گفتم: بيدارم.
فرمود: اي نوف! خوشا به حال پارسايان اين جهان كه دل در سراي ديگر بسته اند، آنان كه زمين را فرش و خاك را بستر و آب را شربت نوشين و قرآن را شعار جامه زيرين ؛ يعني روش خود و زينت دل و دعا را دثار (جامه رو؛ يعني مانع حوادث) قرار داده اند. و چون حضرت عيسي از دنيا بريده و جدا گشته اند.
اي نوف! حضرت داود عليه السلام شب ها در چنين ساعتي از بستر برمي خاست و مي گفت: اين ساعتي است كه هيچ بنده اي خداي بزرگ را نخواند، مگر اين كه دعايش مستجاب شود، جز آن كه باجگير يا جاسوس‍ خبرچين يا گزمه كه همكار داروغه ستمگر است و يا نوازنده تنبور و طبل باشد (عرطبه به معني تنبور و كوبه به معني طبل است و نيز گفته اند: عرطبه به معني طبل و كوبه به معني تنبور است).
27. از خدا بترسيد!
اتقوا الله عباد الله! تقية ذي لب شغل التفكر قلبه، و انصب الخوف بدنه، و اسهر التهجد غرار نومه. (خطبه 82)
اي بندگان خدا! از خدا بترسيد، مانند ترسيدن خردمندي كه انديشه (قيامت) او را به خود مشغول كرده و ترس از عذاب الهي جسمش را رنجور ساخته، و شب زنده داري (براي عبادت و نماز شب خواب اندكش را ربوده است.
28. اوصاف شب زنده داران
طوبي لنفس ادت الي ربها فرضها، و عركت بجنبها بؤسها، و هجرت في الليل غمضها، حتي اذا غلب الكري عليها افترشت ارضها، و توسدت كفها، في معشر اسهر عيونهم خوف معادهم، و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم، و همهمت بذكر ربهم شفاههم، و تقشعت بطول استغفار هم ذنوبهم، (اولئك حزب الله، الا ان حزب الله هم المفلحون). (خطبه 45)
خوشا به حال كسي كه وظيفه خويش را نسبت به پروردگارش ادا كند و مشكلات زندگي را تحمل كرده و ناملايمات را بر خود آسان گيرد و خواب را از ديدگان بشويد و اگر خواب بر او غلبه كرد، زمين را بستر خويش سازد و دستش را بالش. آنان كه خوف قيامت چشمانشان را بيدار نگاه داشت و پهلوهايشان را از خوابگاه دور ساخته و همواره لب هايشان را بيدار نگاه داشت و پهلوهايشان را از خوابگاه دور ساخته و همواره لب هايشان به ذكر پروردگار در حركت است و گناهانشان از بسياري استغفار زدوده شده است: آنان حزب و گروه خدا هستند، بدانيد كه گروه خدا رستگاران اند.)
29. چه نيكوست خواب زيركان !
كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العنا جبذا نوم الاكياس. (حكمت 137)
بسا نماز شب خواني كه از ايستادن و نمازگزاردنش جز بيداري و رنج نيست، چه نيكو است خواب زيركان و عالمان دين!
30. علي عليه السلام در محراب نيايش
من خبر ضرار بن حمزة الضبائي عند دخوله علي معاويه و مسالته له عن اميرالمؤمنين عليه السلام و قال: فاشهد لقد رايته في بعض مواقفه و قد ارخي الليل سدوله و هو قائم في محرابه قابض علي لحيته يتململ تململ السليم، و يبكي بكا الحزين، و يقول:
يا دنيا! يا دنيا! اليك عني. ابي تعرضت؟ ام الي تشوقت؟ لا حان حينك هيهات! غري غيري، لا حاجة لي فيك، قد طلقتك ثلاثاً لا رجعة فيها! فعيشك قصير، و خطرك يسير، و املك حقير. آه من قلة الزاد، و طول الطريق و بعد السفر، و عظيم المورد. (حكمت 77)
گفته اند: ضرار بن حمزه ضبايي بر معاويه وارد شد و معاويه درباره اميرمؤمنان علي عليه السلام از او پرسيد، او گفت: گواهي مي دهم كه او را در جايي ديدم كه شب پرده سياهش را آويخته بود و او در محراب عبادتش ‍ ايستاده و محاسن خود را به دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مي پيچيد، و همانند دردمندان از سر خوف مي گريست و مي فرمود:
اي دنيا! اي دنيا! از من دور شو و دست از دامنم بردار! آيا براي فريفتن من اين چنين در برابر من جلوه مي كني يا آرزومند مني ؟هنگام فريبت نزديك مباد! چه دور است آرزوي تو! ديگري را بفريب ؛ زيرا مرا به تو نيازي نيست.
من تو را سه طلاقه كردم كه رجوعي نداشته باشد. زندگي در تو كوتاه و ارزش تو اندك و آرزو در تو حقير است . واي از كمي توشه و درازي راه و دوري سفر و بزرگي حسابگاه.
32. توصيف اصحاب محمد - صلي الله عليه و آله و سلم -
لقد رايت اصحاب محمدصلي الله عليه و آله فما اري احدا يشبههم منكم! لقد كانوا يصبحون شعثا غبرا، و قد باتوا سجدا و قياما، يراو حون بين جباههم و خدودهم و يقفون علي مثل الجمر من ذكر معادهم! كان بين اعينهم ركب المعزي من طول سجودهم! ادا ذكر الله هملت اعينم حتي تبل جيوبهم ، و مادوا كما يميد الشجر يوم الريح العاصف. (خطبه 96)
من اصحاب محمد صلي الله عليه و آله را ديدم و يكي از شما را نمي بينم كه مانند ايشان باشيد؛ زيرا آنان صبح ، ژوليده مو و غبارآلوده بودند و شب را بيدار به سجده و قيام مي گذراندند. ميان پيشاني ها و رخسارهاشان نوبت گذاشته بودند (گاهي پيشاني و گاه رخسار روي خاك مي نهادند) و از ياد بازگشت مانند اخگر و آتشپاره سوزان مي ايستادند. گويا پيشاني هايشان بر اثر طول سجده مانند زانوهاي بزها (پينه بسته) بود، هر گاه ذكر خداوند سبحان به ميان مي آمد، از ترس عذاب و كيفر و اميد به پاداش، اشك چشمانشان مي ريخت، به طوري كه گريبان هاشان تر مي گشت و مي لرزيدند، چنان كه درخت در روز وزيدن تندباد مي لرزد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :