امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
1304
زكات
1. زكات طلب
ان الرجل اذا كان له الدين الظنون، يجب عليه ان يزكيه، لما مضي، اذا قبضه. (حكمت 6)
اگر كسي از ديگري طلبي داشته باشد كه نمي داند مي پردازد يا نه، واجب است از وصول طلب به خاطر مدتي كه بر آن گذشته است، زكات آن را بپردازد.
2. قسمت مال بين نيازمندان
في كتاب له الي قثم بن العباس و هو عامله علي مكة - : و انظر إلي ما اجتمع عندك من مال الله فاصرفه الي من قبلك من ذوي العيال و المجاعة مصيبا به مواضع الفاقة و الخلات. و ما فضل عن ذلك فاحمله الينا لنقسمه فيمن قبلنا. (نامه 67)
نامه اي است از اميرالمؤمنين عليه السلام به قثم بن عباس كه عامل و كارگزار آن حضرت در مكه بود: در آنچه از مال خدا در نزد تو گرد آمده، دقت و انديشه كن! سپس آن را به مصرف كساني از عيالمندان و گرسنگاني كه در مكه در نزد و هستند برسان و اين در حالي باشد كه آن را به مواردي از فقر شديد و احتياجات مردم نيازمند برساني و هر چه از اين مصارف زياد بيايد نزد ما بفرست تا آن را در ميان كساني (از گرسنگان و محتاجان) كه نزد ما هستند قسمت كنيم.
3. وسيله نگاهداري اموال
حصنوا اموالكم بالزكاة. (حكمت 146)
اموال خويش را با دادن زكات نگاه داريد.
4. رشد دارايي
فرض الله ... الزكاة تسبيبا للرزق. (حكمت 252)
خداوند زكات را و وسيله اي براي رسيدن (مردمان مستحق) به روزي قرار داد.
5. تدبير براي روز نيازمندي
امسك من المال بقدر ضرورتك، و قدم الفضل ليوم حاجتك. (نامه 21)
مال را به اندازه اي كه برايت لازم است نگاه دار و آنچه از احتياجت افزون است براي روز احتياجت (در قيامت و روز حساب) پيش بفرست.
6. جمع آوري زكات
من وصيته لمن يستعمله علي الصدقات - : ثم احدر الينا ما اجتمع عندك نصيره حيث امر الله به، فاذا اخذها امينك فاوعز اليه الا يحول بين ناقُة و بين فصيلها و لا يمصر لبنها فيضر ذلك بولدها، و لا يجهدنها ركوبا، وليعدل بين صواحباتها في ذلك و بينها، و ليرفه علي اللاغب، و ليستان بالنقب و الظالع، و ليوردها ما تمر به من الغدر، و لا يعدل بها عن نبت الارض ‍الي جواد الطرق، وليروحها في اساعات، و ليمهلها عندالنطاف و الاعشاب، حتي تاتينا باذن الله بدنا منقيات، غير متعبات و لا مجهودات. (نامه 25)
علي عليه السلام در توصيه به مامور جمع آوري زكات نوشت: اموالي را كه از زكات نزد تو گرد آمده، براي ما بفرست تا آنها را در مواردي كه خداوند دستور داده به مصرف رسانيم. وقتي چهار پايان را به امين خود سپردي، به او سفارش كن كه ميان شتر و كره اش جدايي نيافكند و همه شيرشان را ندوشد، به طوري كه به بچه آن ها آسيب رسد و از آن ها زياد سواري نگيرد و خسته شان نكند و در سواري گرفتن از آن ها عدالت را رعايت كند و چهارپاي خسته و مانده را استراحت دهد و با چهارپايي كه سمش آسيب ديده و از راه مانده است مدارا كند، و به هر آبگيري كه مي رسد آن ها را آب دهد و از زمين هاي سرسبز و علفزار به جاده هاي خشك و خالي نراند و هر از چند گاهي آن ها را استراحت دهد و در جاهايي كه آب و علف دارد، به آن ها فرصتي دهد كه آب بياشامند و بچرخند تا به اذن خداوند با تني فربه و چاق و نا خسته و نارنجور به دست ما رسند.
7. آداب جمع آوري زكات
في وصيته لمن يستعمله علي الصدقات - : ثم امض اليهم بالسكينة و الوقار؛ حتي تقوم بيهم فتسلم عليهم، و لا تخدج بالتحية لهم. (نامه 25)
امام علي عليه السلام در سفارش خود به كسي كه او را مامور جمع آوري زكات مي كرد فرمود: سپس با آرامش و متانت به طرف ايشان حركت كن تا به ميان مردم آن آبادي برسي و توقف كني و به آنان سلام كن، بدون اين كه در سلام گفتن آنان را تحقير نمايي.
8. زكات پيروزي
العفو زكاة الظفر. (حكمت 211)
گذشت، زكات پيروزي است.
9. زكات با طيب خاطر
ان الزكاة جعلت مع الصلاة قربانا لاهل الاسلام، فمن اعطاها طيب النفس بها، فانها تجعل له كفارة و من النار حجازا و وقاية. فلا يتبعنها احد نفسه، و لا يكثرن عليها لهفه. فان من اعطاها غير طيب النفس بها، يرجو بها ما هو افضل منها، فهو جاهل بالسنة، مغبون الاجر، ضال العمل، طويل الندم. (خطبه 199)
همانا زكات به همراه نماز براي نزديكي مسلمانان به خداوند قرار داده شده است. بنابراين، كسي كه با رضايت خاطر زكات را بپردازد، كفاره گناهان او و مايه نگهداري اش از آتش باشد، پس نبايد كسي دلي در پي زكاتي كه مي پردازد داشته باشد و مرتبا افسوس خورد؛ زيرا كسي كه آن را از روي بي ميلي بپردازد و با اين حال، در قبال آن، به بهتر از آن (يعني بهشت) چشم آمدي بندد، به نسبت (پيامبر) نادان است و در پاداش مغبون به كارش ‍ بيهوده و پشيماني اش طولاني باشد.
10. حكم غنيمت
و من كلام له عليه السلام قاله لعبدالله بن زمعة لما طلب منه مالا في خلافته: إن هذا المال ليس لي و لا لك، و إنما هو فيء للمسلمين، و جلب إسيافهم فان شركتهم في حربهم، كان لك مثل حظهم، وإلا فجناة إيديهم لا تكون لغير إفواههم. (خطبه 232)
كلامي است از اميرالمؤمنين عليه السلام كه با اين كلام با عبدالله بن زمعه كه در هنگام خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام بر آن حضرت وارد شد، در حالي كه مالي از وي طلب مي كرد. امير فرمود: همانا اين مال نه به من تعلق دارد نه به تو، و جز اين نيست كه آن مال غنيمت و خراج مسلمانان است و مالي است كه شمشيرهاي مسلمين آن را به دست آورده است، پس اگر تو در جنگ هايي كه ايشان كرده اند شركت داشته اي، تو هم مانند آنان، سهم و نصيبي داري و اگر چنين نيست، پس آنچه با دست هاي ايشان چيده شده (مقصود به دست آوردن غنايم است) جز براي خودشان مناسب نيست.
11. زكات بدن
لكل شي ء زكاة، و زكاة البدن الصيام. (حكمت 136)
براي هر چيزي، زكاتي است و زكات بدن، روزه گرفتن است.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :