امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1612
جهاد
1. فلسفه جهاد، فضيلت جهاد
1. نيروي ايمان
لرجل يود حضور اخيه ليشهد نصر الله علي اعدائه في الجمل - : اهوي اخيك معنا! فقال: نعم. قال فقد شهدنا، و لقد شهدنا في عسكر نا هذا اقوام في اصلاب الرجال، و ارحام النسا، سير عف بهم الزمان و يقوي بهم الايمان. (خطبه 12)
مردي دوست داشت برادرش نيز مي بود تا پيروزي خدا بر دشمنانش را در جمل ببيند. اميرالمؤمنين علي عليه السلام به آن شخص فرمود: آيا ميل و اراده برادر با ما بود؟ عرض كرد: بلي! فرمود: آري! برادرت با ما حضور داشت در اين لشکر و كارزار ما، گروه هايي حضور داشتند و شركت كردند كه هنوز در نهانگاه صلب مردان و يا رحم زنان قرار دارند و حتي ديده بر اين دنيا نگشوده اند و روزي فرا مي رسد كه زمانه آنان را ناگهان و بي اختيار بيرون مي آورد، ايمان به وسيله آنان تقويت مي گردد.
2. شهيد معرفت
من مات منكم علي فراشه و هو علي معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا، و وقع اجره علي الله، و استوجب ثواب ما نوي من صالح عمله، و قامت النية مقام اصلاته لسيفه. (خطبه 190)
هر كه در بستر خود بميرد، در حالي كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويي است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاي شمشير كشيدن او را مي گيرد.
3. دري از درهاي بهشت
ان الجهاد باب من ابواب الجنة، فتحه الله لخاصة اوليائه، و هو لباس ‍ التقوي، و درع الله الحصينة، و جنته الوثيقة. (خطبه 27)
به راستي جهاد دري از درهاي بهشت است، كه خداوند به روي دوستان مخصوص خود گشوده است، و جهاد، لباس تقوا، زره محكم و سپر مطمئن خداست.
4. جهاد ناتوانان و زنان
الحج جهاد كل ضعيف ... و جهاد المراة حسن التبعل. (حكمت 136)
حج كردن جهاد هر ناتوان است و جهاد زن ، خوشرفتار و اطاعت از شوهر است.
5. عزت اسلام
فرض الله ... الجهاد عزا للاسلام. (حكمت 252)
خداوند ... جهاد را براي عزت بخشيدن به اسلام واجب فرمود.
6. جايگاه شهيد راه حق
من كتاب له الي معاويُة جوابا عن كتاب منه اليه - : و اما قولك ان الحرب قد اكلت العرب الا حشاشات انفس بقيت، الا و من اكله الحق فالي الجنة، و من اكله الباطل فالي النار. (نامه 17)
در قسمتي از نامه جوابيه خود به معاويه مي فرمايد: اما اين كه گفته اي جنگ عرب را در كام خود فرو برده و جز نيمه جاني از او باقي نگذاشته است. بدان كه هر كسي در راه حق فرو خورده شود، رهسپار بهشت گردد و هر كه در راه باطل از بين رود راهي دوزخ گردد.
7. هم اجر جهادگر شهيد
ما المجاهد الشهيد في سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف ؛ لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكة. (حكمت 474)
كسي كه در راه خدا جهاد و شهيد شود، اجرش بزرگ تر از كسي نيست كه بتواند گناه كند و عفت ورزد، انسان پاكدامن نزديك است كه فرشته اي از فرشتگان خدا شود.
8. جامه خواري
من تركه - يعني الجهاد - رغبة عنه البسه الله ثوب الذل و شمله البلا، وديث بالصغار و القماة، و ضرب علي قلبه بالاسهاب، و اديل الحق منه بتضييع الجهاد. (خطبه 27)
كسي كه به جهاد بي ميلي كده، آن را فرو گذارد، خداوند جامه خواري و رداي بلا و گرفتاري بر او بپوشاند و به خواري و فرومايگي در افتد و بر دلش ‍ پرده هاي گمراهي زده شود و به سبب فرو گذاشتن جهاد، حق از او روي گردان شود و به باطل درافتد.
9. چهار ركن جهاد
الجهاد منها من دائم الايمان علي اربع شعب: علي الامر بالمعروف و النهي عن المنكر و الصدق في المواطن، و شنان الفاسقين. فمن ار بالمعروف شد ظهور المومنين، و من نهي عن المنكر ارغم انوف الكافرين، و من صدق في المواطن قضي ما عليه، و من شنيء الفاسقين و غضب لله، غضب الله له و ارضاه يوم القيامة. (حكمت 31)
جهاد از پايه هاي ايمان، داراي چهار قسمت است: امر به معروف و نهي از منكر، صدق و راستي در هنگامه نبرد، كينه و دشمني با فاسقان ، آن كه امر به معروف كند، پشت مؤمنان را محكم كرده و آن كه نهي از منكر كند، بيني كافران را به خاك ماليده و كسي كه در ميدان هاي نبرد صادقانه بايستند، وظيفه اش را انجام داده و آن كه فاسقان را دشمن بدارد و به خاطر خدا خشم گيرد، خداوند به خاطر او خشم كند و او را در روز قيامت خشنود خواهد ساخت.
10. مايه اعتلاي اسلام
... الجهاد في سبيله، فانه ذروة الاسلام. (خطبه 110)
جهاد در راه حق كه مايه اعتلاي اسلام است.
11. نكات پيش از شروع جنگ
و قال عليه السلام في صفين: فو الله ما دفعت الحرب يوما الا و انا اطمع ان تلحق بي طائفةُ فتهتدي بي، و تعشو الي ضوئي، و ذلك احب من ان اقتلها علي ضلالها. (خطبه 55)
امام علي عليه السلام در صفين فرمود: به خدا سوگند، يك روز جنگ را به تاخير نيانداختم، مگر از اين رو كه اميد داشتم گروهي به من ملحق شوند و به سبب من هدايت شوند و در پرتو من بيارامند؛ اين را خوش تر دارم تا آنان را در حالي كه گمراهند بكشم.
2. دعاهايي قبل از شروع جنگ
12. دعا هنگام رو به روي شدن با دشمن
من دائه لما عزم علي لقا القوم بصفين: اللهم رب السقف المرفوع ... ان اظهرتنا علي عدونا، فجنبنا البغي و سددنا للحق، و ان اظهر تهم علينا فارزقنا الشهادُ، و اعصمنا من الفتنة. (خطبه 171)
دعاي امام علي عليه السلام در آن هنگام كه آهنگ رويارويي با سپاه معاويه در صفين كرد:
خدايا! اي پروردگار آسمان برافراشته! ... اگر ما را بر دشمنمان پيروز گردانيدي، از ستم و تجاوزگري به دورمان دار و در راه حق استوارمان گردان و اگر آنان را بر ما چيره ساختي، شهادت را روزيمان كن و از فتنه و گمراهي محفوظمان دار!.
13. دعاي روياروي
اللهم اليك افضت القلوب و مدت الاعناق ... اللهم انا نشكو اليك غيبة نبينا و كثرة عدونا، و تشتت اهوائنا. (خطبه 171)
امام علي عليه السلام در هنگام رويارويي با دشمن در جنگ مي گفت خدايا! دل ها به سوي تو پر كشيده و گردن ها سوي تو كشيده شده است ... پروردگارا! از نبودن پيامبرمان و زيادي دشمنانمان و پراكندگي خواسته هايمان ، به درگاه تو شكايت مي آوريم.
14. رحمت خدا بر شما باد!
انفروا - رحمكم الله - الي قتال عدوكم، و لا تثاقلوا الي الارض فتقروا بالخسف، و تبوؤ وا بالذل، و يكون نصيبكم الاخس، و ان اخا الحرب الارق و من نام لم ينم عنه. (نامه 62)
رحمت خدا بر شما باد! به پيكار با دشمن خود بيرون رويد و كندي نكنيد كه با خواري و خفت برجاي خواهيد ماند و پست ترين چير دنيا (فرومايگي و ذلت) نصيبتان خواهد شد. همانا سرباز رزمنده ، بيدار است و آن (رزمنده اي) كه در خواب غفلت به سر برد، بداند كه دشمنش از او غافل نيست.
3. اهتمام امير مؤ منان علي عليه السلام در جهاد
15. نهي از فرار
لا تشتدن عليكم فرة بعدها كرة، و لا جولة بعدها حملة، و اعطوا السيوف حقوقها. (نامه 16)
گريزي كه در پي آن بازگشت باشد و شكستي كه در پي اش حمله، بر شما سخت و ناگوار نيايد، حق شمشيرها را بگذاريد!
16. محبوب ترين چيزها نزد علي عليه السلام
عندما يوبخ اصحابه علي التواني عن الجهاد - : و ان احب ما انا لاق الي الموت. (خطبه 180)
امام علي عليه السلام در ان جا كه ياران خود را به دليل سستي در امر جهاد توبيخ مي كند، مي فرمايد: براي من محبوب ترين چيزي كه ملاقاتش كنم مرگ است.
17. پاكسازي زمين
من كتابه الي عثمان بن حنيف - : و ساجهد في ان اطهر الارض من هذا الشخص المعكوس. (نامه 45)
در نامه خود به عثمان بن حنيف مي فرمايد: كوشش مي نمايم كه زمين را از اين شخص واژگون و جسم منحرف (معاويه) پاك سازم.
18. دعوت به جهاد هر حال
الا و اني قد دعوتكم الي قتال هولا القوم ليلا و نهارا، و سرا و اعلانا، و قلت لكم، اغزوهم قبل ان يغزوكم، فو الله ما غزي قوم قط في عقر دارهم الا ذلوا. (خطبه 27)
هان! من شما را شب و روز، در آشكار و نهان به نبرد با اين قوم فرا خواندم و به شما گفتم: پيش از آن كه آنان به شما يورش آورند، شما بر آنان بتازيد؛ زيرا به خدا سوگند، هيچ مردمي در دل سرزمين خودشان مورد حمله قرار نگرفت، جز آن كه به خاك مذلت افتاد.
19. پيشگويي علي عليه السلام در نبرد خوارج
في حرب الخوارج - : مصارعهم دون النطفة، و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة. (خطبه 59)
در جنگ با خوارج فرمودند: قتلگاه آنان اين سوي نهر است ، به خدا سوگند، از آنان ده نفر نخواهند گريخت و از شما ده نفر كشته نخواهند شد.
20. جنگ در ركاب پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم -
لقد كنا مع رسول الله صلي الله عليه و آله نقتل ابانا و ابنا نا و اخواننا و اعمامنا؛ ما يزيدنا ذلك الا ايمانا و تسليما، و مضيا علي اللقم، و صبرا علي مضض الالم، و جدا في جهاد العدو. (خطبه 56)
ما در ركاب پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با پدران و فرزندان و برادران و عموهاي خود مي جنگيديم و اين پيكار بر ايمان و تسليم ما مي افزود، و ما را در جاده وسيع حق و صبر در برابر سوزش ناراحتي ها و كوشش در جنگ با دشمن ثابت قدم تر مي ساخت.
21. جانبازترين طايفه
اما نحن فابدل لما في ايدينا، و اسمح عند الموت بنفوسنا. (حكمت 120)
ما (بني هاشم) در آنچه درايم بخشنده تريم و در پيكار جانبازتريم.@#@
22. جنگ با حق ستيزان
لعمري ما علي من قتال من خالف الحق و خابط الغي من ادهان و لا ايهان. فتقوا الله عباد الله، و فروا الي الله من الله، و امضوا في الذي نهجه لكم، و قوموا بما عصبه بكم. فعلي ضامن لفلجكم آجلا، ان لم تمنحوه عاجلاً. (خطبه 24)
به جان خودم سوگند كه در جنگ با حق ستيزان و فرورفتگان در ورطه گمراهي، هرگز سازشكاري و سستي روا نمي دارم. پس، اي بندگان خدا! از خداي بپرهيزيد و از عذاب خدا، به خدا بگريزيد و در راه روشني كه فرا پيش شما نهاده است پيش رويد و به آنچه شما را بدان مكلف فرموده قيام كنيد! اگر در اين دنيا پيروزي نصيب شما نشد، علي پيروزي در آن دنيا را براي شما ضمانت مي كند.
23. اشتياق علي به جنگ
و ايم الله لئن فررتم من سيف العاجلة، لا تسلموا من سيف الاخرة، و انتم لهاميم العرب، و اسنام الاعظم، ان في الفرار موجدة الله، و الذل اللازم، و العار الباقي. و ان الفار لغير مزيد في عمره، و لا محجوز محجوب بينه و بين يومه. من الرائج الي الله كالظمان يرد الما؟ الجنة تحت اطراف العوالي! اليوم تبلي الاخبار! و الله لانا اشوق اي لقائهم منهم الي ديارهم. (خطبه 124)
به خدا سوگند، اگر از شمشير اين دنيا بگريزيد، از شمشير آن جهان نخواهيد رهيد. شما اشراف و بزرگان عرب هستيد. همانا فرار از جنگ موج خشم خداوند و خواري و ننگ جاويدان است. به زندگي گريزنده هرگز چيزي افزوده نگردد و چيزي مانع مرگش نشود. كيست كه همچون تشنه اي كه به آب مي رسد به سوي حق رود؟ بهشت زير لبه هاي نيزه هاست. امروز نهان ها آزموده و آشكار مي شوند. به خدا سوگند، كه من به رويارويي آنان بيش از آن اشتياق دارم كه آن ها براي رسيدن به خانه هاي خود مشتاق اند.
24. جنگ صفين
في مقاتلة صفين لما غلب اصحاب معاوية علي الفرات - : قد استطعمو كم القتال، فاقروا علي مذلة، و تاخير محلة، او رووا السيوف من الدما ترووا من الما؛ فالموت في حياتكم مقهورين، و الحياة في موتكم قاهرين. (خطبه 51)
در جنگ صفين آن گاه كه سپاه معاويه آب فرات را در اختيار گرفت، فرمود: (با اين اقدامشان) از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد، اينك شما يا به خواري اعتراف كنيد و منزلت شجاعت و شرافت را از دست نهيد، يا شمشيرها را از خون ها سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد، زيرا اگر زنده بمانيد، اما شكست خورده باشيد در حقيقت مرده ايد و اگر بميريد؛ اما پيروز شويد در حقيقت زنده ايد!.
25. آموزش جنگي
من كتابه عليه السلام الي امرائه علي الجيش - : من عبدالله علي بن ابي طالب اميرالمومنين الي اصحاب المسالح، اما بعد، فان حقا علي الوالي ان لا يغير علي رعيته فضل ناله. فاذا فعلت ذلك وجبت لله عليكم النعمة ولي عليكم الطاعُة، و ان لا تنكصوا عن دعوة، و لا تفرطوا في صلاح، و ان تخوضوا الغمرات الي الحق فان انتم لم تسقيموا لي علي ذلك لم يكن احد اهون علي ممن اعوج منكم، ثم اعظم له العقوبة و لا يجد عندي فيها رخصة، فخذوا هذا من امرائكم. (نامه 50)
در قسمتي از نامه خود به فرماندهان سپاهش مي فرمايد: از بنده خدا علي بن ابي طالب اميرمؤمنان به نيروهايي مسلح: اما بعد، بر والي است كه به سبب نعمت هاي فراواني كه بدو رسيده رفتارش نسبت به مردم تغيير نكند ... اگر چنين كردم بر خداست كه شما را نعمت ارزاني دار و بر شماست كه از من فرمان بريد و هرگاه شما را فرا خواندم درنگ نكنيد و در انجام كارهاي درست كوتاهي نورزيد و در راه حق در گرداب سختي ها فرو رويد، اما اگر در اين كارها با من راست و صادق نباشيد، هيچ كس در نظر من خوارتر از آن نباشد كه كج راهه مي رود. در اين وقت او را كيفري سهمگين خواهم داد و او از كيفر من رهايي نخواهد يافت. شما نيز از فرماندهان خود همين پيمان را بگيريد.
26. هدايت به راه روشن بهشت
و قد جمع الناس بعد صفين و حضهم علي الجهاد فسكتوا مليا، فقال :
... لقد حملتكم علي الطريق الواضح التي لا يهلك عليها الا هالك من استقام فالي الجنة، و من زل فالي النار. (خطبه 119)
امام عليه السلام بعد از جنگ صفين و نهروان اصحابش را براي ادامه نبرد تحريص كرد و فرمود ... شما را به راه روشني واداشتم كه جز افراد ناشايسته در آن هلاك نشوند، هر كس در اين راه استقامت كرد به جانب بهشت شتافت و كسي كه پايش لغزيد به جهنم روانه شد.
4. آموزش نظامي
27. مبارز سركش به خاك افتد!
لا بنه الحسن: لا تدعون الي مبارزة، و ان دعيت اليها فاجب، فان الداعي باغ، و الباغي مصروع. (حكمت 233)
امام علي به فرزند خود حسن عليه السلام فرمود: هرگز مبارز مطلب، اما اگر به مبارزه دعوت شدي بپذير، زيرا آن كه به مبارزه فرا خواند سر كش است و سركش به خاك افتد.
28. حمايت از يكديگر در عرصه ميدان
من كلامه لاصحابه في ساحة الحرب بصفين - : و اي امري منكم احس من نفسه رباطة جاش عند اللقا، و راي من احد من اخوانه فشلا، فليذب عن اخيه بفضل نجدته التي فضل بها عليه كما يذب عن نفسه، فلو شا الله لجعله مثله. (خطبه 123)
در قسمتي از سخنان آن حضرت در ميدان جنگ صفين آمده است: هر كدام شما كه در هنگام رويارويي با دشمن در دل خويش احساس دليري داشت و در برابر خود ترس و خوفي ديد، بايد به سبب برتري و دليري كه خداوند ارزاني اش داشته است، از برادر خويش دفاع كند، همان گونه كه از خويشتن دفاع مي كند، زيرا كه اگر خدا مي خواست او را نيز همچون ولي دلير مي آفريد.
29. ثابت قدم در جنگ
لابنه محمد بن الحنفية لما اعطاه الراية يوم الجمل - : تزول الجبال و لا تزل! عض علي ناجذك. اعر الله جمحمتك. تد في الارض قدمك. ارم ببصرك اقصي القوم و غض بصرك و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه. (خطبه 11)
امام علي عليه السلام به فرزندش محمد بن حنفيه هنگاي كه پرچم را به دست او داد فرمود: فرزندم! اگر كوه ها از جاي كنده شوند، تو پابرجا باش. دندان ها را روي هم بفشار. جمجمه ات را به خدا بسپار، قدمت را روي زمين چونان ميخ فرورفته ثابت بدار، چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز، و ديده از نيروها و بارقه هاي شمشير آنان بپوش و خيره مباش و بدان كه پيروزي از نزد خداوند سبحان است.
30. آموزش فنون جنگي
في تعليم الحرب و المقاتله - : معاشر المسلمين، استشعروا الخشية، و تجلبوا السكينة و عضوا علي النواجذ، فانه انبي للسيوف عن الهام و اكملوا اللامة و قلقوا السيوف في اغمادها قبل سلها. و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر، و نافحوا بالظبا، و صلوا السيوف بالخطات و اعلموا انكم بعين الله. (خطبه 66)
امام علي عليه السلام در آموزش فنون جنگ و جنگجويي مي فرمايد: اي گروه مسلمانان! خدا ترسي را جامه زيرين خود كنيد و رداي آرامش را بپوشيد و دندان هايتان را بر هم بفشريد؛ زيرا كه اين كار تاثير شمشيرها را بر سر كمتر مي كند، زره كامل بپوشيد و پيش از بركشيدن شمشيرها آن ها را در نيامشان بجنبانيد و خشمگنانه با گوشه چشم بنگريد و از چپ و راست نيزه بزنيد و با تيزي شمشيرها ضربه زنيد و با پيش نهادن گام هايتان شمشيرها را به دشمن برسانيد و بدانيد كه زير نظر خدا هستيد.
31. رموز شكست در جهاد
اول ما تغلبون عليه من الجهاد، الجهاد بايد يكم، ثم بالسنتكم، ثم بقلوبكم؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينكر منكرا، قلب فجعل اعلاه اسفه و اسفله اعلاه. (حكمت 375)
او لين چيزي كه در جهاد از آن شكست مي خوريد، جهاد با دست هايتان است، بعد با زبان هايتان، سپس با دل هايتان، پس آن كه با دلش خوبي ها را نشناسد و با بدي ها به مبارزه برنخيزد، قلبش واژگونه مي شود، بالاي آن پايين و پايين آن بالا مي شود.
32. جايگاه سربازان مسلح و غير مسلح
قدموا الدارع، و اخروا الحاسر، و عضوا علي الاضراس، فانه انبي للسيوف عن الهام؛ و التووا في اطراف الرماح، فانه امور للاسنة؛ و عضوا الابسار، فانه اربط للجاش، و اسكن للقلوب، و اميتوا الاصوات، فانه اطرد للفشل. (خطبه 124)
زره پوشان را در صف جلو و بي زرهان را در صفوف عقب قرار دهيد و دندان ها را برهم بفشاريد كه اين كار تاثير شمشير را بر سر كمتر مي كند و در اطراف نيزه ها پيچ و تاب خوريد كه با اين كار در برابر نيزه ها بهتر مي توان جا خالي كرد، ديدگان را فرو اندازيد كه اين كار بيشتر قوت قلب و آرامش دل مي بخشد، صداهاي خود را خاموش كنيد كه اين كار در زدودن ترس و سستي مؤ ثر است.
33. جهاد سه گانه
الله الله في الجهاد باموالكم و انفسكم و السنتكم في سبيل الله. (نامه 47)
خدا را، خدا را، در مورد جهاد با اموال، جان ها و زبان هاي خويش در نظر بگيريد.
34. نيروي خشم را تيز كنيد!
من احد سنان الغضب لله قوي علي قتل اشدا الباطل. (حكمت 174)
هر كه براي خدا سرنيزه خشم خود را تيز كند، بر كشتن سردمداران باطل نيرومند گشته و پيروز شود.
35. گزيده ترين سران سپاه
وليكن آثر رؤوس جندك عندك من واساهم في معونته، و افضل عليهم من جدته، بما يسعهم و يسمع من ورا هم من خلوف اهليهم، حتي يكون همهم هما واحدا في جهاد العدو؛ فان عطفك عليهم يعطف قلوبهم عليك ... فافسخ في آمالهم و ؤ اصل في حسن الثنا عليهم و تعديد ما ابلي ذوو البلا منهم؛ فان كثرة الذكر لحسن افعالهم تهز الشجاع، و تحرض الناكل، ان شا الله. (نامه 53)
بايد گزيده ترين سران سپاه نزد تو آن كسي باشد كه با ديگران همياري كند و آنچه دارد به آنان ببخشد، چندان كه خود و خانواده شان را كه بر جايي گذاشته اند به خوبي تامين كنند، تا همگي در جهاد و مبارزه با دشمن هماهنگ شوند؛ چه مهرباني تو با آنان دل هاي ايشان را به تو مهربان مي كند.@#@. آرزوهاي آنان را برآؤر و پيوسته از آنان ستايش و تقدير كن و زحمت سختي ديدگان را به زبان آر، كه ياد كردن فراوان از كارهاي خوب آنان به خواست خدا دليران را برانگيزد و ترسوي سست اراده را تشويق كند ان شا الله.
36. نهي از آزار به زنان
من وصية لعسكرده قبل لقا العدو بصفين - : لا تهيجوا النسا باذي. و ان شتمن اعراضكم و سببن ارا كم، فانهن ضعيفات القوي و الانفس و العقول، ان كنا لنومر بالكف عنهن و انهن لمشركات. (نامه 14)
وصيت اميرمؤمنان عليه السلام به سپاه خود پيش از برخورد با دشمن در صفين: با آزار به زنان، خشم آن ها را برنيانگيزيد و آن ها را به هيجان نياوريد، اگر چه به آبرو و عرض شما ناسزا گويند و به اميرانتان دشنام دهند؛ كه آن ها از جهت نيرو و جان و عقل ضعيف اند و به اين امر توجه كنيد كه ما چنان بوديم كه به خود داري از آزار زنان، در آن وقت كه مشرك بودند فرمان داده شده بوديم. (پس از اين خودداري در عصر اسلام، لازم تر است.)
37. خصوصيات فرمانده سپاه
للاشتر لما ولاه مصر - : فالجنود - باذن الله - حصول الرعية، و زين الولاة، و عز الدين، و سبل الامن، و ليس تقوم الرعيه الا بهم. ثم لا قوام للجنود الا بما يخرج الله لهم من الخراج الذي يقوون به علي جهاد عدوهم، و يعتمدون عليه فيما يصلحهم. فول من جنودگ انصحهم في نفسك لله و لرسول و لامامك، و انقاهم جيبا،افضلهم حلما، ممن يبطي عن الغضب، و يستريح الي العذر، و يراف بالضعفا، و ينبو علي الاقويا و ممن لا يثير العنف، و لا يعقد به الضعف. (نامه 53)
در فرمان حكومت مصر به اشتر مي فرمايد: سپاهيان، به اذن خدا، دژهاي مردم اند و زيور واليان و مايه توانمندي و ارجمندي دين و وسيله امنيت. مردم جز با بودن سپاهيان پايدار نمي مانند و سپاهيان نيز جز با خراجي كه خداوند براي آن ها مقرر فرموده است، قوام نمي گيرند، آنان به وسيله خراج در جهاد با دشمنانشان توانا مي شوند و كار خود را بدان سامان مي دهند. پس از سپاهيان خود آن كس را به فرماندهي برگزيدن كه به نظر تو براي خدا، و پيامبر او و پيشوايت از همه خيرخواه تر است و از همه خير خواه تر است و از همه پاكدامن تر و بردبارتر مي باشد. كسي كه دير به خشم آيد و با پوزش فرد مورد غضب آرام گيرد، با ناتوانان مهربان باشد و با زورمندان قاطع ، خشونت او را برنيانگيزد و ناتواني او را برجاي ننشاند.
38. سفارش علي در ميدان جنگ صفين
قال لعسكره قبل لقا العدو بصفين - : لا تقاتلو هم حتي يبدوكم، فانكم بحمدالله علي حجة، و ترككم اياهم حتي يبدوؤكم حجة اخري لكم عليهم، فاذا كانت الهزيمه باذن الله فلا تقتوا مدبرا، و لا تصيبوا معورا، و لا تجهزوا علي جريح. (نامه 14)
امام عليه السلام به سپاه خود قبل از برخورد با دشمن در صفين فرمود: با آن ها جنگ نكنيد تا آن ها آغاز به جنگ كنند؛ زيرا بحمدالله شما برحقيد و حجت با شماست و آغاز نكردن شما به جنگ از طرف آن ها حجت ديگري براي شما و به زيان آنهاست و هنگامي كه آن ها به خواست خدا شكست خوردند، فراري ها را نكشيد و آن كه از در ناچاري به كشف عورت خود پناهنده شد مكشيد و مجروحان را نكشيد.
39. جايگاه امير لشكر
(وصيته عليه السلام لمعقل بن قيس الرياحي حين انفذه الي الشام ): لا تقاتلن الا من قاتلك ... فاذا لقيت العدود فقف من اصحابك وسلطا، و لا تدن من القوم دنو من يريد ان ينشب الحرب و لا تباعد عنهم تباعد من يهاب الباس حتي ياتيك امري، و لا يحملنكم شنانهم علي قتالهم قبل دعائهم و الاعذار اليهم. (نامه 12)
از سفارش هاي امام عليه السلام به معقل بن قيس هنگامي كه او را به صفين مي فرستاد فرمود: جز با كسي كه با تو سر جنگ دارد، پيكار مكن ... هرگاه دشمن را ديدي جايگاهت را در قلب لشكريانت قرار ده، نه آن قدر به دشمن نزديك شو چون كسي كه مي خواهد آتش جنگ را روشن كند و نه آن قدر از دشمن دور شو چون كسي كه از جنگ مي ترسد تا فرمان من برسد، و مبادا با آنان قبل از آن كه آن ها را به صلح دعوت كنيد و عذر خود را تمام گردانيد وارد جنگ شويد.
5. شكايت جنگي علي عليه السلام
40. خطبه پس از حكمين
بعد غارة الضحاك بن قيس صاحب معاوية علي الحاج بعد قصة الحكمين، و هو يستنهض اصحابه لماحدث في الاطرف - : اي دار بعد داركم تمنعون؟ و مع اي بعدي تقاتلون؟. (خطبه 29)
اين خطبه از داستان حكمين (ابوموسي اشعري و عمروبن عاص) پس ‍ از آن كه ضحاك بن قيس به كاروان حج تاخت آن را غارت نمود، ايراد نموده است). كدامين خانه و وطن را جز خانه و وطن خود از اشغال بيگانگان ممنوع خواهيد ساخت؟ و با كدامين رهبر پس از من، به مديان نبرد وارد خواهيد شد؟!
41. همه شما سياهي لشكريد!
في توبيخ بعض اصحابه - : انكم - و الله لكثير في الباحات، قليل تحت الرايات، و اني لعالم بما يصلحكم، و يقيم اودكم، و لكني لا اري اصلاحكم بافساد نفسي. (خطبه 69)
امام علي عليه السلام در توبيخ اصحابش فرمود: سوگند به خدا، شما در صحنه ميدان هاي آرام انبوه مي نماييد؛ ولي در زير پرچم هاي برافراشته در كارزار ذوب مي شويد و اندك مي گرديد و من آنچه را كه شما را اصلاح و كجي هايتان را راست مي كند مي دانم ؛ ولي هرگز با فاسد كردن خويشتن شما را اصلاح نخواهم كرد.
42. شكايت نامه به معاويه
من كتابه الي معاوية - : الاتري غير مخبر لك، و لكن بنعمة الله احدث - ان قوما استشهدوا في سبيل الله تعالي من المهاجرين و الانصار، و لكل فضل، حتي اذا استشهد شهينا قيل: سيدالشهدا و خصه رسول الله صلي الله عليه و آله بسبعين تكبيرة عند صلاته عليه!. (نامه 28)
امام علي عليه السلام در نامه خود به معاويه مي نويسد: نه اين كه بخواهم به تو خبر دهم؛ بلكه به انگيزه ياد كردن نعمت خداوند مي گويم، مگر نمي بيني كه گروهي از مهاجران و انصار در راه خداي تعالي شهيد شدند و هر يك از آنان را (به جاي خود) ارزش و فضيلتي است، اما وقتي شهيد ما (حمزه) به شهادت رسيد، سيدالشهدا نام گرفت و رسول خدا صلي الله عليه و آله در هنگام نماز خواندن بر او اختصاصا هفتاد تكبير گفت.
43. كاش يك روز هم با شما نبودم!
فو الله لو لا طمعي عند لقائي عدوي في الشهادة؛ و توطيني نفسي علي المنية لاحببت الا القي مع هولا يوما واحدا، و لا التقي بهم ابداً. (نامه 35)
به خدا سوگند، اگر من در هنگام پيكار با دشمن مشتاق نبودم و خود را براي مگر در راه خدا مهيا نكرده بودم، دوست داشتم حتي يك روز با اين مردم رو به رو نشوم و هرگز آن ها را ملاقات نكنم.
44. شكوه از غفلت ياران
فس استنفار الناس الي اهل الشام - : لعمر الله - سمعر نار الحرب انتم! تكادون و لا تكيدون، و تنتقص اطرافكم فلا تمتعضون، لا ينام عنكم و انتم في غفلة ساهون .... و الله ان امرا يمكن عدوه من نفسه يعرق لحمه، و يهشم عظمه، و يفري جلده، لعظيم عجزه ضعيف ما ضمت عليه جوانح صدره. انت فكن ذالك ان شئت: فاما انا فو الله دون ان اعطي ذلك ضرب بالمشرفية تطير منه فراش الهام، و تطيح السواعد و الاقدام، و يفعل الله بعد ذلك ما يشا. (خطبه 34)
براي تشويق مردم به جنگ با اهل شام فرمود: سوگند به خدا، كه شما بد شعله اي براي آتش هستيد! زيرا به شما نيرنگ مي زنند و شما نيرنگ نمي زنيد. شهرهاي شما را مي گيرند و شما خشمگين نمي شويد (دشمن از شما غافل نيست و شما در غفلت و بي خبري به سر مي بريد ... به خدا سوگند، مردي كه دشمنش را بر خود چنان مسلط كند كه گوشتش را تا استخوان بخورد و استخوانش را در هم شكند و پوستش را بكند، مردي بس ناتوان و زبون است و در سينه اش دلي ضعيف دارد. تو اگر خواهي چنين باشي باش! اما من به خدا سوگند، چنين نخواهم بود، بلكه با شمشيرهايي مشرفي چنان بر او خواهم نواخت كه ريزه استخوان هاي سر او بپرد و دست ها و پاها به هر سو پراكنده شود، از آن پس خدا هر چه خواهد بكند.
45. شكايت از سستي مردم
هو عليه السلام يستنهض الناس حين ورد خبر غزو الانبار بجيش معاوية، فلم ينهضوا - : الا و اني قد دعوتكم الي قتال هؤ لا القوم ليلا و نهارا، و سرا و اعلانا و قلت لكم: اغزوهم قبل ان يغزوكم، فو الله ما غزي قوم قط في عقر دارهم الا ذلوا، فتوا كلتم و تخاذلتم حتي شنت عليكم الغارات، و ملكت عليكم الاوطان. (خطبه 27)
اين خطبه را علي عليه السلام هنگامي كه خبر هجوم لشكريان معاويه به انبار به او رسيد و مردم از اين خبر تحريك نشده بودند، براي تحريك مردم فرمود:
آگاه باشيد! من شما را شب و روز، مخفي آشكار براي پيكار با اين قوم دعوت نمودم، و به شما گفتم: پيش از آن كه هجوم بياورند، شما بر آنان پيش دستي كنيد و بر آنان هجوم ببريد، سوگند به خدا، هيچ قومي در خانه خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر اين كه ذليل شد.
شما تكليف جهاد را به گردن يكديگر انداختيد و از يكديگر گسيختيد و بي ياور گشتيد تا در نتيجه غارتگري ها، شما را متلاشي ساختند و بر وطن هاي شما مسلط شدند.
46. آيا زنانتان را نهي نمي كنيد!
لما سمع عليه السلام بكا السنا علي قتلي صفين - : اتغلبكم نساؤ كم علي مااسمع الا تنهونهن عن هذا الرنين؟!. (حكمت 322)
هنگامي كه امام عليه السلام صداي شيون زنان بر كشتگان صفين را شنيد فرمود: آيا زنان شما با اين فرياد گريه كن من مي شنوم بر شما چيره شده اند؟چرا آنان را از اين ناله و فغان باز نمي داريد؟!.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :