امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
1601
فرشتگان
1. آفرينش فرشتگان
خلق سبحانه لاسكان سمواته، و عمارُة الصفيح الاعلي من ملكوته، خلقا بديعا من ملائكته، و ملا بهم فروح فجاجها، وحشابهم فتوق اجوائهاً. (خطبه 91)
خداي سبحان براي سكونت بخشيدن در آسمان ها و آباداني بالاترين قسمت ملكوت و عظمت خويش (افلاك بلند) مخلوقاتي بديع و نوظهور، يعني فرشتگان را آفريد و آنها را در راه هاي گشاده آسمان ها و فضاهاي وسيع ميان آنها قرار داد و هميشه ميان آن ها راه هاي گشاده.
2. بندگي بي كسالت
من ملائكتك، لا يسامون من عبادتك. (خطبه 171)
گروهي از فرشتگانت هستند كه از بندگي تو خسته نمي شوند.
3. درجه يقين فرشتگان
لم ترم الشكوك بنوازعها عزيمةُ ايمانهم، و لم تعترل الظنون علي معاقد يقينهم. (خطبه 91)
انگيزه هاي اميال و شك و ترديدها، استحكام ايمان آنان را متزلزل و مختل نساخت، گمان ها و پندارها به دژهاي محكم يقين آنان، ازدحام و هجوم نياورد.
4. توصيف فرشتگان
انشا هم علي صور مختلفات، و اقدار متفاوتات، اولي اجنحة تسبح جلال عزته ... و منهم من هو في خلق الغمام الدلح و في عظم الجبال اشمخ، و في قترة الظلام الابهم، و منهم من خرقت اقدامهم تخوم الارض السفلي، فهي كرايات بيض قد نفذت في مخارق الهوا، و تحتها ريح هفافُة تحبسها علي حيث انتهت من الحدود المتناهيةُ، قد استفر غتهم اشغال عبادته. (خطبه 91)
خداي سبحان فرشتگان را به صورت هاي مختلف و اندازه هاي گوناگون آفريده است: (بالداراني هستند) كه همواره تسبيح جلال و عزت او را مي گويند. گروهي از آنان در ميان ابرهاي پر آب و در كوه هاي مرتفع و بلند و در ظلمات تاريك قرار دارند و جمعي ديگر قدم هايشان تا قعر زمين پايين رفته و همانند پرچم هاي سفيدي دل هوا را شكافته و در زير آن بادهايي است كه به نرمي حركت مي كنند و آنها را در جاي خويش نگه مي دارد، اشتغال به عبادت حق آن ها را از هر كار ديگري باز داشته است.
5. اراده فرشتگان در عبادت
لا تعدو عزيمة جدهم بلادة الغفلات، و لا تنتضل في هممهم خدائع الشهوات. (خطبه 91)
سستي ناشي از عفلت ها بر اراده آن ها به كوشش در عبادت چيره نگردد و تيرهاي خدعه آلود شهوت ها و هوس ها، همت هاي آنان را آماج خود قرار ندهد.
6. كم بودن طاعت ملايك
انهم علي مكانهم منك، و منزلتهم عندك، و استجماع اهوائهم فيك و كثرة طاعتهم لك، و قلة غفلتهم عن امرك، لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقروا اعمالهم، و لزروا علي انفسهم، ولعرفوا انهم لم يعبدوك حق عبادتك، و لم يطيعوك حق طاعتك. (خطبه 109)
آنان با همه منزلتي كه نزد تو دارند و همه وجودشان عشق به توست و با وجود فراواني طاعتشان از تو و غافل نبودنشان از تو، اگر حقيقت آن چه را از تو بر آنان پوشيده است مشاهده كنند، بي گمان اعمال خويش را خرد شمارند و بر خويشتن خرده گيرند و دريابند كه تو را چنان كه سزد عبادت نكرده اند و چندان كه شايسته است طاعتت ننموده اند.
7. عصمت فرشتگان
و عصمهم من ريب اشبهات، فما منهم زائغ عن سبيل مرضاته. (خطبه 91)
آنان را از ترديد حاصل از شبهات مصون داشت؛ از اين رو، هيچ كدام آنها از راه خشنودي خدا منحرف نمي شود.
8. صفت ملايك
لم تطمع فيهم الوساوس فتقترع برينها علي فكرهم. (خطبه 91)
وسوسه ها طمعي در راهيابي به آنان نداشته تا با كثافت خود، فكر آنان را بكوبد.
9. عبادت ملايكه
لم يتولهم الاعجاب فيستكثروا ما سلف منهم، و لا تركت لهم استكانة الاجال، نصيبا في تعظيم حسناتهم. (خطبه 91)
عجب (خود بزرگ بيني و خود پسندي) بر آنان غلبه نكرده تا آنان عبادات گذشته را زياد محسوب كنند و احساس ناتواني و ناچيزي در دريافت جلال خداوندي براي بزرگ بيني حسناتي كه انجام مي دهند نصيبي نگذاشته است.
10. فرشتگان شيفته عبادت
وصلت حقائق الايمان بينهم و بين معرفته، و قطعهم الايقال به الي الوله اليه، و لم تجاوز رغباتهم ما عنده الي ما عند غير قد ذاقوا حلاوة معرفته، و شربوا بالكاس الروية من محبته. (خطبه 91)
حقايق ايمان، ميان ايشان و شناخت خدا پيوند داده است و يقينشان به وجود او، آنها را شيفته و سرگشته او كرده است. شيريني معرفت او را چشيده اند و از جام محبت او سيراب گشته اند.
11. نظارت فرشتگان
اعلموا، عباد الله! ان عليكم رصدا من انفسكم، و عيونا من جوار حكم، و حفاظ صدق يحفظون اعمالكم، وعدد انفاسكم، لا تستركم منهم ظلمُة ليل داج، و لا يكنكم منهم باب ذو رتاج. (خطبه 157)
بدانيد اي بندگان خدا! كه ديده باني از وجود شما و جاسوساني از اعضاي بدن شما و نگهبانان صادقي بر شما گماشته شده اند كه اعمال شما و شمار نفس هايتان را ثبت مي كنند. نه سياهي شب تار (اعمال) شما را از ديد آنها پوشيده مي دارد و نه دروازه محكم و بسته، شما را از آنان مخفي مي كند.
12. سعي و كوشش در عبادت
ليس في اطباق السما موضع اهاب، الا و عليه ملك ساجد، اوساعت حافد، يزدادون علي طول الطاعة بربهم علما، و تزداد عزة ربهم في قلوبهم. (خطبه 91)
در هيچ يك از طبقات آسماني جايي به اندازه جاي پوستيني وجود ندارد كه در آن فرشته اي در حال سجده نباشد و يا با سعي و كوشش (به دنبال كار) شتابد، با اطاعت فراوان به علم و يقين خويش مي افزايند و عزت و سلطنت پروردگار در دل هايشان افزوده مي شود.
13. وصف فرشتگان الهي
جعلهم الله فيما هنالك اهل الامانة علي وحيه، و حملهم الي المرسلين و دائع امره و نهيه. (خطبه 91)
خداوند متعال آن فرشتگان را در آن جايگاه صفحات مقدس ملكوتي كه هستند، امين وحي خود قرار داده و به وسيله آنان امانت هاي امر و نهي خود را بر رسولانش رسانده است.
14. فرشته تحذير
ان لله ملكا ينادي في كل يوم: لدوا للموت، و اجمعوا للفنا، و ابنوا للخراب!. (حكمت 132)
همانا خدا را فرشته اي دارد كه هر روز ندا در مي دهد: براي مرگ بزاييد و براي نابودي گرد آوريد و براي ويراني بسازيد!
15. داناتر از خلايق!
هم اعلم خلقك بك، و اخوفهم لك، و اقربهم منك؛ لم يسكنوا الاصلاب، و لم يضمنوا الارحام، و لم يخلقوا من ما مهين، و لم يتشعبهم ريب المنون؛ و انهم علي مكانهم منك، و منزلتهم عندك، و استجماع اهوائهم فيك، و كثرة طاعتهم لك، و قلة غفلتهم عن امرك؛ لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقروا اعمالهم. (خطبه 109)
آنها فرشتگان به تو داناتر از باقي خلايق هستند و از تو بيش از همه مي ترسند و به تو بيش از همه نزديك اند، در پشت پدران جا نگرفته اند و در رحم هاي مادران در نيامده اند و از آب بي مقدار آفريده نشده اند و (حوادث روزگار) آن ها را پريشان نكرده است.
آنان با مقامي كه در پيش تو دارند و با اين كه همه عشق و آروزهايشان در وجود تو جمع شده است و با وجود فزوني طاعت و عبادتشان براي تو، كمي غفلتشان از فرمانت ؛ اگر حقيقت ذات تو را كه بر آنان پوشيده است مشاهد كنند اعمال خود را حقير و كوچك شمارند.
16. هميشه در ركوع و سجود
فتق ما بين السموات العلا، فملآهن اطوارا من ملائكته، منهم سجود لا يركعون، و ركوع لا ينتصبون، و صافون لا يتزايلون، و مسبحون لا يسامون، لا يغشاهم نوم العيون، و لا سهو العقول، و لا فترة الا بدان، و لا غفلة النسيان و منهم امنا علي وحيه، و السنة الي رسله، و مختلفون بقضائه و امره، و منهم الحفظة لعباده، و السدنة لابواب جنابه، و منهم الثابتة في الارضين السفل اقدامهم، والمارقة من الاقطار اركانهم، و المناسبة لقوائم العرش اكتافهم. ناكسة ذونه ابصارهم، متلفعون تحته باجنحتهم، مضروبة بينهم و بين من دونهم حجب العزة، و استار القدرُة. لا يتو همون ربهم بالتصوير، و لا يجرون عليه صفات المصنوعين، و لا يحدونه بالاماكن، و لا يشيرون اليه يشيرون اليه بالنظائر. (خطبه 1)
خداوند آسمان هاي بلند را از هم گشود و مملو از فرشتگان گوناگون كرد، دسته اي از آن ها هميشه در سجودند و ركوع ندارند و يا در ركوع اند و قيام نمي كنند و يا در صف هايي كه هرگز پراكنده نمي شوند قرار دارند و يا همواره تسبيح مي گويند و ملول نمي شوند، نه خواب به ديدگان آنها راه مي يابد و نه خطايي در خردشان و نه سستي در وجودشان و نه بي خردي و فراموشي در آن پديد مي آيد و گروهي ديگر از آنان، امينان وحي حق و زبان او به سوي پيام آوران اند و پيوسته براي رسانيدن حكم و فرمان او رفت و آمد مي كنند. گروهي ديگر از آنان نگهبان بندگان و دربانان بهشت اويند. جمعي از ايشان پاهايشان در طبقات پايين زمين ثابت و گردن هايشان از آسمان بالا گذشته و اعضاي آنها از كرانه هاي جهان بيرون رفته است و كتف هاي آنان براي حفظ پايه هاي عرش خدا آماده است و در مقابل عرش ‍ او سر را پايين افكنده اند و در زير آن، بال ها را به خود پيچيده اند و در ميان آنان و ديگران كه در مراتب پايين قرار دارند، حجاب هاي عزت و پرده هاي قدرت فاصله انداخته، هرگز پروردگار خود را با نيروي وهم تصوير نكنند و صفات آفريدگان را براي او قائل نشوند. هرگز او را در مكاني محدود نساخته و با چشم اشاره به او نمي كنند.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :