امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
2157
خرد و تفكر
وصف خرد و عقل
1. سودمندترين دارايى
لا مال اعود من العقل. (حكمت 113)
هيچ دارايى سودمندتر از خرد نيست.
2. بهترين دانش
لا علم كالتفكر. (حكمت 113)
هيچ دانشى همانند تفكر (و انديشه براى كسب حقايق) نيست.
3. چونان آيينه اى صاف
الفكر مراة صافية. (حكمت 365)
انديشه، آيينه اى است صاف و شفاف.
4. شمشير برنده
العقل حسام قاطع. (حكمت 424)
خرد، شمشيرى برنده است.
5. سرشارترين توانگرى
ان اغنى العقل، و اكبر الفقر الحمق. (حكمت 38)
سرشارترين توانگرى، خردمندى است و بزرگ ترين تهيدستى نابخردى است.
6. نيك انديشى
افق ايها السامع من سكرتك و استيقظ من غفلتك و اختصر من عجلتك، و انعم الفكر فيما جاك على لسان النبى الامى صلى الله عليه و آله ما لا بد منه و لا محيص عنه. (خطبه 153)
پس بيدار شو اى شنونده! و به خود آى از آن مستى كه تو را از تو ربوده و از غفلتى كه تو را در خود فرو برده است و از شتاب و حرص و آز در امور دنيوى (بيش از نيازهاى ضرورى) كم كن و خوب بيانديش در آنچه كه به زبان پيامبر امى صلى الله عليه و آله به تو رسيده است ، امورى كه چاره و گريز از آن ها امكان پذير نيست.
7. بالاترين دورانديشى
لا عقل كالتدبير. (حكمت 113)
هيچ عقل و دارتى مانند دورانديشى نيست.
8. ميزان خرد
رسولك ترجمان عقلك، و كتابك ابغل ما ينطق عنك! (حكمت 301)
فرستاده تو بازگو كننده خرد توست و نامه ات رساترين سخنگوى توست.
9. نگهدارى خرد
فرض الله ... ترك شرب الخمر تحصينا للعقل. (حكمت 252)
خداوند واجب فرمود ... ترك شرابخوارى را به منظور نگهدارى خرد.
10. خفتن عقل
نعوذ بالله من سبات العقل، و قبح الزلل. (خطبه 224)
پناه مى بريم به خدا، از خفتن عقل و زشتى لغزش.
11. حسود خرد
عجب المرء بنفسه احد احد حساد عقله. (حكمت 212)
خود پسندى انسان يكى از حسودان خرد اوست.
12. كشتارگاه هاى خرد
اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع. (حكمت 219)
بيش ترين كشتارگاه هاى خرد، در پرتو درخشندگى طمع هاست.
13. علت غفلت از خرد
اعلموا ان الامل يسهى العقل، و ينسى الذكر. (خطبه 86)
بدانيد كه آرزو، خرد را دچار غفلت مى سازد و ياد خدا را به فراموشى مى سپارد.
14. نيمى از خردمندى
قلة العيال احد اليسارين، التوادد نصف العقل، الهم نصف الهرم. (حكمت 143 - 142)
كمى عيال يكى ار دو راحتى است، واظهار مودت و دوستى با همگان نيمى از خردمندى است و اندوهبارى نيمى از (شكست) پيرى است.
15. هر سخن جايى و هر نكته مكانى دارد!
لا خير فى الصمت عن الحكم، كما انه لا خير فى القول بالجهل. (حكمت 182)
لب فرو بستن از گفتار حكيمانه خوب نيست، چنان كه سخن گفتن از روى نادانى خوبى ندارد.
اوصاف خردمندان
16. پندپزيرى خردمند
ان العاقل يتعظ بالاداب، و البهائم لا تتعظ الا بالضرب!. (نامه 31)
خردمند با آداب پند مى پذيرد؛ اما چهار پايان پند نپذيرند جز با كتك!
17. نشانه خردمند
اذا تم العقل نقص الكلام. (حكمت 71)
چون خرد كامل شود، سخن كم گردد.
18. انسان با بصيرت
انما البصير من سمع فتفكر، و نظرش فابصر، و انتقع بالعبر، ثم سلك جددا واضحا يتجنب فيه الصرعة فى المهاوى. (خطبه 153)
جز اين نيست كه انسان بينا كسى است كه بشنوند و در آن بيانديشد و نظر كند و بينا شود و از تجارب دنيا بهره گيرد، سپس در راه راست و روشن حركت كند و از سقوط در سيه چال ها، و از گمراهى در گژراهه ها بپرهيزد.
19. سيراب شدن از درياى دانش
من فهم علم غور العلم؛ و من علم غور العلم صدر عن شرائع الحكم. (حكمت 31)
كسى كه فهم دارد، از عمق حقايق علمى آگاه مى شود و كسى كه از عمق حقايق آگاه شود، از دريايى احكام سيراب مى گردد.
20. خردمندان عبرت پذيرند!
رحم الله امرا تفكر فاعتبر، و اعتبر فابصر، فكان ما هو كائن من الدنيا عن قليل لم يكن، و كانما هو كائن من الاخره عما قليل لم يزل. (خطبه 103)
خدا رحمت كند مردى را كه انديشيد و عبرت اندوخت و از عبرت اندوخته بينايى يافت، آنچه كه از دنيا وجود دارد پس از اندك زمانى گويى وجود نداشته است و گويى آنچه را كه از آخرت وجود دارد، پس از اندك زمانى، پس از مرگ) ابدى است.
21. توصيف خردمند و جاهل
قد سئل عن العاقل فقال عليه السلام - : هو الذى يضع الشىء مواضعه. فقيل: فصف لنا الجاهل، فقال: قد فعلت. (حكمت 235)
على عليه السلام در پاسخ به اين پرسش كه خردمند كيست ؟فرمود: خردمند كسى است كه هر چيزى را در جاى خود به كار برد.
عرض شد: نادان را براى ما توصيف فرما!
فرمود: توصيف كردم.
22. سفر خردمندان
ليس للعاقل ان يكون شاخصا الا فى ثلاث: مرمة لمعاش، إو خطوة فى معاد، او لذة فى غير محرم. (حكمت 390)
خردمند را شايسته نيست كه سفر كند مگر براى يكى از سه مقصد: اصلاح امور زندگى، تحصيل توشه آخرت و لذت بردن بر وجه حلال.
23. خبرنگاران زياد، خردمندان اندك
اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعايه لا عقل رواية، فان رواة العلم كثير، و رعاته قليل. (حكمت 98)
هرگاه خبرى شنيديد با عقل بسنجيد و به روايت آن بسنده نكنيد، زيرا راويان دانش بسيارند؛ اما نظر كنندگان در آن اندك.
24. صندوق راز خردمند
صدر العاقل صندوق سره. (حكمت 6)
سينه خردمند، صندوق راز اوست.
25. برابر پيوند با دانايان
قطيعة الجاهل تعدل صلة العاقل. (نامه 31)
بريدن از نادان ، برابر پيوند با داناست.
توصيف نادان
26. صرف نيكى در موردش
ليس لواضع المعروف فى غير حقه، و عند غير اهله، من الحظ فيما اتى الا محمدة اللئام، و ثنا الاشرار، و مقالة الجهال، مادام منعما عليهم. (خطبه 142)
براى ان كه نيكى ها را در غير موردش و در اختيار غير اهلش قرار دهد، بهره اى جز ستايش انسان هاى پست و درود گفتن ناكسان و گفتار نادانان نيست، و اين ها نيز تا وقتى كه به آن ها بخشش مى كند، مى باشد.
27. دل احمق در زبانش است !
قلب الاحمق فى فيه، و لسان العاقل فى قلبه. (حكمت 41)
دل احمق در دهان اوست و زبان خردمند در دل اوست.
28. مردم بى خرد
الناس منقوصون مدخولون الا من عصم الله : سائلهم متعنت، و مجيبهم متكلف، يكاد افضلهم رايا يرده عن فضل رايه الرضا و السخط. (حكمت 343)
مردم كوته انديش و كم خردند مگر آن كس كه خداوند مصونش بدارد، پرسش كننده شان آزار دهنده است و پاسخ دهنده شان از علم بى بهر اگر در ميانشان صاحب راى و انديشه اى هم باش، خشم و خشنودى (و حب و بغضش) او را از اظهار راى درست باز مى دارد.
29. مزاح و كاستى عقل
ما مزح امرو مزحة الا مج من عقله مجة. (حكت 450)
هيچ كس مزاحى نكرد، مگر اين كه اندكى از عقل او كاسته شد.
30. سستى خرد
فى ذم اهل الصرة بعد وقعة الجمل - : ارضكم قريبة من الما، بعيدة من السما. خفت عقولكم، و سفهت حلومكم، فانتم غرض لنابل، و اكلة لاكل، و فريستة لصائل. (خطبه 14)
در نكوهش بصريان بعد از جنگ جمل فرمود: سرزمين شما به آب دريا نزديك و، آسمان دور است، مردمانى سبك سر و سست خرديد؛ از اين رو، آماج هر تيرانداز و لقمه هر خورنده و طعمه هر درنده اى قرار بگيريد.
31. اسير هوسرانى
كم من عقل اسير تحت هوى امير. (حكمت 211)
چه بسيار خردى كه اسير هوسرانى اميرى است.
32. كم خردترين مردم
ايتها النفوس المختلفة! و القلوب المتشتتة! الشاهدة ابدانهم، و الغائبة عنهم عقولهم، انتم تنفرون عنه نفور المعزى من و عوعة الاسد!. (خطبه 131)
اى جان هاى گونه گون و دل هاى پراكنده! همانان كه پيكرهايشان حاضر و پيداست و خردهايشان از آنان غايب است! شما را با مهر و محبت به سوى حق مى برم؛ اما شما از آن مى رميد؛ همچون رميده بره از نعره شير.
33. بدبخت حقيقى
... فان الشقى من حرم نفع ما اوتى: العقل و التجربة. (نامه 78)
همانا بدبخت كسى است، كه از منافع خرد و تجربه محروم باشد.
34. نشانه كم عقلى
من الخرق المعاجلة قبل الامكان، و لاناة بعد الفرصة. (حكمت 363)
از كم خردى شخص است، شتاب كردن در چيزى پيش از امكان آن، و از دست دادن چيزى پس از رسيدن فرصت آن.
35. آفات بى توجهى به عقل
من عشق شيئا اعشى بصره و امرض قلبه، فهو ينظر بعين غير صحيحة و يسمع باذن غير سميعة، قد خرقت الشهوات عقله، و اماتت الدنيا قلبه، و ولهت عليها نفسه، فهو عبد لها. (خطبه 109)
هر كس كه به چيزى عشق ورزد، چشمش نابينا و دلش بيمار گردد؛ يعنى با ديده نادرست به آن مى نگرد و با گوش ناشنوا (ى حقايق) آن را مى شنود. شهوت ها عقلش را از ميان مى برند و دنيا دلش را مى ميراند و او را شيفته خو مى سازد و او بنده دنيا مى گردد.
نتايج تفكر و خردورزى
36. زيان و سود
الناظر بالقلب، العامل بالبصر يكون مبتدا عمله ان يعلم: ا عمله عليه ام له؟! فان كان له مضى فيه، وان كان عليه وقف عنه. (خطبه 154)
كسى كه چشم دل را گشوده و از روى بصيريت كارى را انجام مى دهد، بايد پيش از انجام آن بداند كه آن كار به زيان اوست يا به سودش كه اگر به سود اوست ان را به جا بياورد و اگر به زيانش باشد ترك نمايد.
37. بينايى در پناه تفكر
من تفكر ابصر. (نامه 31)
كسى كه فكر كند بيناتر خواهد بود.
38. نتيجه انديشيدن
ثمرة التفريط الندامة و ثمرة الحزم السلامة. (حكمت 181)
نتيجه نيانديشيدن و كوتاهى كردن در كار، پشيمانى و ثمره دور انديش و احتياط سلامتى است.@#@
39. نجات با عقل
ما استودع الله امرا عقلا الا استنقذه به يوما ما!. (حكمت 407)
خداوند هيچ كس را عق و خرد نداد جز اين كه روزى با آن ، وى را از هلاكت نجات داد.
40. خرد و انديشه
ليست الرويه كالمعاينة مع الابصار، فقد تكذب العيون اهلها، و لا يغش ‍ العقل من استنصحه. (حكمت 281)
كشف امور، ديدن با چشم نيست ، چه بسا چشم ها به صاحب خود دروغ نشان مى دهد؛ ولى خرد به كسى كه از وى نصيحت بخواهد غش و خيانت نمى كند.
41. فهميدن در گروى تفكر
اخضروا اذان قلوبكم تفهموا. (خطبه 187)
گوش هاى دل هايتان را آماده كنيد تا بفهميد.
42. حصول پيروزى
الظفر بالحزم، و الحزم باجالة الراى، و الراى بتحصين الاسرار. (حكمت 48)
پيروزى با دور انديش به دست مى آيد و دور انديش با رايزنى و راى با راز دارى.
43. دوست صميمى انسان
لا يغش العقل من استنصحه. (حكمت 281)
خرد، به كسى كه از او راهنمايى بخواهد خيانت نمى كند.
44. انديشيدن در احوال ملت هاى پيشين
فى وصيته لابنه الحسن عليه السلام - :
يا بنى! انى و ان لم اكن عمرت عمر من كان قبلى، فقد نظرت فى اعمالهم، و فكرت فى اخبارهم، و سرت فى آثارهم؛ حتى عدت كاحدهم، بل كانى بما انتهى الى من امورهم قد عمرت مع اولهم الى اخرهم. (نامه 31)
امام على عليه السلام در وصيت اش به امام حسن عليه السلام فرمود: فرزندم! من هر چند به مقدار گذشتگان عمر نكرده ام، اما در اعمال آنان دقت كرده ام و در اخبار آنان كنجكاوى نموده ام، در آثار آنان آن قدر گردش كرده ام كه در رديف آنان شمرده شده ام، بلكه تو گويى كه كارهاى آن ان به من منتهى شده است، من با همه آنان زندگى كردم.
45. نمايان شدن حق و باطل
كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيك من رشدك. (حكمت 421)
از خردت تو را همين بس، كه راه و بيراه را بر تو روشن سازد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :