امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
2417
مال و ثروت
مال و ثروت
1. مايه شهوت
المال مادة الشهوات. (حكمت 58)
مال مايه شهوت هاست.
2. وصي خويش در اموال باش!
يابن آدم! كن وصي نفسك في مالك، و اعمل فيه ما توثر ان يعمل فيه من بعدك. (حكمت 254)
اي فرزند آدم! تو خود در اموال و دارايي وصي خويش باش و امروز بدان گونه در آن عمل كن كه مي خواهي بعد از تو عمل كنند.
3. سرور نابكاران
انا يعسوب المؤمنين، و المال يعسوب الفجار. (حكمت 316)
من امير مؤمنانم و مال دنيا پيشواي بدكاران.
4. مال پند دهنده!
لم يدهب من مالك ما و عظك. (حكمت 196)
از دستت نرفته است هر مالي كه به تو پندي داده است.
5. دو شريك مال انسان
لكل امري في مله شريكان الوارث و الحوادث. (حكمت 335)
هر انساني در مال خود دو شريك دارد: وارث و حوادث.
6. بهتر از مال به جاي مانده
ان اللسان الصالح يجعله الله تعالي للمرء في الناس، خير له من المال يورثه من لا يحمده. (خطبه 120)
زبان صالحي كه خداوند براي يك انسان عنايت فرمايد تا انسان آن زبان صالح را در ايجاد سعادت براي مردم به كار ببرد، براي او بهتر است از مالي كه ان را براي كسي به ارث بگذارد كه سپاسش را به جاي نياورد.
7. بذل در راه خدا
لا اموال بذلتموها للذي رزقها. (خطبه 117)
اموال خويش را در راه آن كس كه به شما داده، بذل نمي كنيد.
8. بدترين فقر، بهترين ثروت
لا غني كالعقل؛ و لا فقر كالجهل. (حكمت 54)
هيچ ثروتي مانند عقل نيست و هيچ فقري مانند جهل نيست.
9. بزرگ ترين بي نيازي
الغني الاكبر الياس عما في ايدي الناس. (حكمت 342)
بزرگ ترين بي نيازي ان است كه به آن چه در دست مردم است بي اعتنا باشي.
10. سودمندترين مال
لا مال اعود من العقل. (حكمت 113)
هيچ مال سودمندتر از خرد نيست.
11. رضا به روزي مقدر
لا مال اذهب للفاقة، من الرضا بالقوب. (حكمت 371)
هيچ مالي از رضامندي به قوت مقدر، حاجت برآورتر نيست.
وظيفه توانگران
12. كفالت فقير
... لا يعول غنيهم فقي هم. (خطبه 233)
ثروتمندان امروز زندگي مستمندان را تكفل نمي نمايند.
13. بهتر از فروتني اغنيا
ما احسن تواضع لا غنيا للفقرا طلبا لما عند الله! و احسن منه تيه الفقرء علي الاغنيا اتكالا علي الله. (حكمت 6)
چه نيكو است فروتني توانگران در برابر تنگدستان، مشروط بر اين كه اين فروتني براي طلب چيزي يا پاداشي بوده باشد كه در نزد خداست و بهتر از اين از تواضع اغنيا در برابر فقرا) عزت نفس و بي اعتنايي تهيدستان در برابر توانگران است، مشروط بر اين كه كار براي اعتماد و اتكال بر خداوند باشد.
14. واي بر خصم فقر!!
بوسا لمن خصمه - عند الله - الفقرا و المساكين و السائلون و المدفوعون، و الغارمون و ابن السبيل!. (نامه 26)
واي به حال كسي كه - دشمنش در نزد خدا - فقرا، بيچارگان، درماندگان، غلامان، ورشكستگان و در راه ماندگان باشند.
15. رد سفره ثروتمندان
من كتابه الي عامله بالبصرة عثمان بني حنيف - : ما ظننت انك تجيب الي طعام قوم عائلهم مجفو، و غنيهم مدعو. (نامه 45)
امام علي عليه السلام در نامه خود به عثمان بن حنيف، كارگزار خويش در بصره نوشت: گمان نمي كردم دعوت كساني را بپذيري كه فقيران را كنار مي زنند و ثروتمندان را دعوت مي نمايند.
16. تساوي عرض حاجت نزد مؤمن و خدا
من شكا الحاجة الي مؤمن، فكانه شكاها الي الله، و من شكاها الي كافي، فكانما شكا الله. (حكمت 427)
هر كه نياز خود را نزد مؤمن ببرد، گويا نزد خدا برده است و كسي كه نيازش را نزد كافري ببرد، گويا از خدا شكايت كرده است.
17. خوراك تهيدستان در اموال توانگران
ان الله سبحانه فرض في اموال الاغنيا اقوات الفقرا؛ فما جاع فقير الا بما متع به غني، و الله تعالي سائلهم عن ذلك. (حكمت 328)
خداوند سبحان خوراك تهيدستان را در اموال توانگران قرار داده است ، پس ‍ هيچ تهيدستي گرسنه نماند، مگر به سبب اين كه ثروتمند از حق او بهره مند شده است و خداي بزرگ در اين باره از آنان باز خواست مي كند.
18. همدرد واقعي
الله الله ! ان تشكوا الي من لا يشكي شجو كم و لا ينقض برايه ما قد ابرم لكم. (خطبه 105)
زنهار! زنهار! از اين كه پيش كسي درد دل كنيد كه اندوه و مشكل شما را بر طرف نمي كند و با انديشه خود گره از كار شما نمي گشايد.
19. رعايت مردم مستمند
من كتابه للاشتر لما ولاه مصر - : ... الله الله في الطبقه السفلي من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و اهل البوسي و الزمني، فان في هذه الطبقة قانعا و معترا، و احفظ لله ما استحفظك من حقه فيهم، و اجعل لهم قسما من بيت مالك و قسما من غلات صوافي الاسلام في كل بلد، فان للاقصي منهم مثل الذي للادني، و كل قد استرعيت حقه، فلا يشغلنك عنهم بطر، فانك لا تعذر بتضييعك التافه لا حكامك الكثير المهم. فلا تشخص همك عنهم، و لا تصعر خدك لهم، و تفقد امور من لا يصل اليك منهم ممن تقتحمه العيون، و تحقره الرجال. ففرغ لاولئك ثقتك من اهل الخشية و التواضع، فليرفع اليك امورهم، ثم اعمل فيهم بالاعذار الي الله يوم تلقاة، فان هولا من بين الرعية احوج الي الانصاف من غيرهم، و كل فاعذر الي الله في تاديه حقه اليه. (نامه 53)
خدا را خدا را، در نظر بگيريد درباره طبقه پايين از مردمي كه چاره اي ندارند از بينوايان و نيازمندان و مشقت زدگان و زمين گيرشدگان، زيرا در اين طبقه مردمي قانع و حاجت خواه وجود دارد، حق خدا را كه از تو مراعات آن را درباره آنان خواسته است حفظ كن و براي آنان قسمتي از بيت المال را در نظر بگير و امور كساني از اين طبقه را كه نمي توانند به حضور تو برسند و مردم ره ان ان با تحقير مي نگرند و مردان چشمگير آنان را پست مي شمارند تحت نظر بگير و براي رسيدگر به امور آنان مردمي را معين كن كه در نزد تو مرود اطمينان و اهل ترس از خدا و فروتن مي باشند تا نيازها و مسال آنان را به تو اطلاع دهند، سپس درباره اين طبقه مستمند چنان رفتار كن كه روز ديدار با خداوند سبحان معذور و سربلند باشي؛ زيرا اين طبقه از ديگر مردم جامعه به انصاف و عدل و محبت نيازمنديرند و حقوق همه مردم و طبقات جامعه را چنان ادا كن كه در نزد خدا معذور و سر بلند باشي.
20. سفارشات به فرزند خود امام حسن ـ عليه السّلام ـ
اعلم ان امامك طريقا ذا مسافة بعيدة و مشقد شديده و انه لا غني بك فيه عن حسن الارتياد، و قدر بلاغك من الزاد مع خفة الظهر، فلا تحملن علي ظهرك فوق طاقتك، فيكون ثقل ذلك و بالا عليك، و اذا وجدت من اهل الفاقة من يحمل لك زادك الي يوم القيامة، فيوافيك به غدا حيث تحتاج اليه فاغتنمه و حمله آياه و اكثر من تزويده و انت قادر عليه، فلعلك تطلبه فلا تجده، و اغتنم من استقرضك في حال غناك ليجعل قضاه لك في يوم عسرتك. (نامه 31)
بدان پيش روي تو راهي است بس دور و داراي مشقت شديد و تو از جستجوي شايسته در چگونگي اين راه و مقدار توشه كافي و پشتي سبكبار بي نياز نيستي، پس بار بيش از طاقت بر پشت خود حمل مكن كه سنگيني آن وبال گردنت باشد و اگر از مستمندان كسي را پيدا كردي كه از طرف تو توشه اي به قيامت ببرد و در ان روز در موقع احتياج آن را به تو برساند، وجود او را غنيمت بشمار و بار را به او بسپار و هر چه بتواني در فراوان كردن زاد و توشه او بكوش، شايد روزي جستجويش كني و او را نيابي و هر كس ‍ كه از تو وامي بخواهد و تو توانايي آن را نداشته باشي، وجود او را غنيمت بشمار و نيازش را برطرف كن تا در روز دشواري آن را به تو ادا كند.
21. دو خصلت غير قابل اعتماد
لا ينبغي للعبد ان يثق بخصلتين: العافية، و الغني. بينا تراه معافي اذ سقم، و بينا تراه غنيا اذ افتقر. (حكمت 426)
بنده را نشايد كه به دو خصلت اعتماد كند: تندرستي و توانگري؛ زيرا در حالي كه او را تندرست مي بيني، ناگهان بيمار مي شود و در حالي كه توانگرش مي بيني، ناگهان تهيدست مي گردد.
22. توانگري و فقر حقيقي
الغني و الفقر بعد العرض علي الله. (حكمت 452)
توانگري و تهيدستي بعد از عرضه شدن اعمال انسان در پيشگاه خدا معلوم مي شود.
23. آثار توانگري و مال
الغني في الغربة وطن، و الفقر في الوطن غربةُ. (حكمت 56)
توانگري غير آقا را آقايي مي بخشد، مال، ناتوان را نيرومند مي سازد.
24. وظيفه ثروتمندان
من آتاه الله مالا فليصل به القرابة وليحسن منه الضيافة. (خطبه 142)
هر كه را خداوند به او مال و ثروتي بخشيده، بايد به خويشاوندانش كمك كند و مهماني بدهد.
25. بخشنده خجل
الا و ان اعطا المال في غير حقه تبذير و اسراف، و هو يرفع صاحبه في الدنيا و يضعفه في الاخرة. (خطبه 126)
آگاه باشيد كه بخشش مال نابجا، تبذير و اسراف است . اين كار ممكن است در دنيا باعث سربلندي بخشنده باشد؛ اما در آخرت موجب سرافكنداش ‍ مي گردد.
26. نكوهش ثروت اندوزي
الحرفة مع العفة، خير من الغني مع الفجور. (نامه 31)
كسب با عفت و پاكدامني از توانگري با گناه بهتر است.
27. زيانكارترين مردم
ان اخسر الناس صفقة و اخيبهم سعيا، رجل اخلق بدنه في طلب ماله، لم تساعده المقادير علي ارادته، فخرج من الدنيا بحسرته، و قدم علي الاخرة بتبعته. (حكمت 430)
زيانكارترين مردم در معامله و نوميدترين آنها در سعي و تلاش، كسي است كه براي كسب مال دنيا تن خود را فرسوده كرده و مقدارت هم او را برخواستهاش يار نگشته كه با حسرت از دنيا رفته و زر مالش را به آخرت برده است.@#@
28. نابود شدن ثروت اندوزان
يا كميل! هلك خزان الاموال و هم احيا و العما باقون ما بقي الدهر؛ اعيانهم مفقودة، و امثالهم في القلوب موجودة. (حكمت 147)
اي كميل! ثروت اندوزان نابود شدند در حالي كه در صف زندگان اند؛ ولي دانشمندان زنده اند تا روزگار باقي است و بدن هاي شان از ميان مردم بيرون رفته، ولي نمونه هاي عالي آنان در دل ها موجود است.
29. نتيجه دريغ از كار نيك
اذا بخل الغني بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه. (حكمت 372)
هرگاه توانگر از كار نيك دريغ كرد و به مصرف شايسته صرف نكرد، فقير هم آخرتش را به دنيا بفروشد.
30. زندگي پيشواي عادل
ان الله تعالي فرض علي ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس، كيلا يتبيغ بالفقير فقرة!. (خطبه 209)
همانا خداوند بر پيشوايان عدالت گستر واجب كرده كه زندگاني خويشتن را با توده مردم هم اندازه كنند تا براي فقيران تنگدستي و نداري زشت نباشد.
توانگري و پيروزي
31. شكست حقيقي
ما ظفر من ظفر الاثم به، و الغالب بالشر مغلوب. (حكمت 327)
كسي كه باگناه به پيروزي دست يابد پيروز نيست و كسي كه با (توسل به) بدي چيره گردد (در حقيقت) شكست خورده است.
32. رستگاران
ايها الناس! شقوا امواج الفتن بسفن النجاة، و عرجوا عن طريق المنافرة، و ضعوا تيجان المفاخرة. افلح من نهض بجناح، او استسلم فاراح. (خطبه 5)
اي مردم! شما امواج آشوب را از طريق كشتي هاي نجات بشكافيد، از راه ايجاد و اختلاف منحرف گرديد. تاج هاي افتخار را كنار بگذاريد. كسي كه به وسيله بال پرواز كند و يا سكوت كند و گوشه اي بنشيند پيروز مي شود.
33. شنيدن زنگ خطر
رحم الله امرا سمع حكما فوعي، ودعي الي رشاد فدنا، و اخذ بحجزة هاد فنجا. (خطبه 76)
رحمت خدا بر آن كس كه حكمي را شنيد و آن را حفظ و رعايت كرد و به راه راست فراخوانده شد و به آن نزديك گشت و كمربند راهنما را گرفت و نجات يافت.
34. بزرگ ترين توانگري
الغني الاكبر الياس عما في ايدي الناس. (حكمت 342)
بزرگ ترين توانگري، چشم نداشتن به دستم مردم است.
35. مرگ بهتر از ذلت
المنية و لا الدنية! و التقلل و لا التوسل. (حكمت 396)
مرگ آري، ذلت و پستي هرگز، كم خواهي آري، دست سوي اين و آن دراز كردن هرگز!
36. رمز پيروزي
الظفر بالحزم، و الحزم باجالة الراي، و الراي بتحصين الاسرار. (حكمت 47)
پيروزي در سايه دورانديشي و احتياط است، احتياط به تفكر، و تفكر به حفظ اسرار است.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :