امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
2412
صبر
1. صبر وسيله نجات
رحم الله امرا سمع حكما فوعي، ودعي الي رشاد فدنا ... و كذب مناه. جعل الصبر مطية نجاته. (خطبه 76)
خداوند بيامرزد كسي را كه سخن حكيمانه بشنود و آن را فرا گيرد و به جانب حق هدايت شود و آن را بپذيرد ... و آرزوهاي نا به جا را تكذيب كند و صبر را وسيله نجات خويش قرار دهد.
2. دعا در مورد صبر
اخذ الله بقلوبنا و قلوبكم الي الحق، و الهمنا و اياكم الصبر!. (خطبه 173)
خداوند دل هاي ما و دل هاي شما را به سوي حق متوجه سازد و به ما و شما صبر الهام فرمايد.
3. دوركردن اندوه
اطرح عنك واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن اليقين. (نامه 31)
اندوه ها را با صبري استوار و يقيني نيكو از خود دور كن.
4. كمك از خدآدر اندوهناكي
استعن بالله علي ما اهمك. (نامه 46)
بر آن چه تو را اندوهگين مي كند از خدا كمك بخواه.
5. نيكوترين خصلت
في وصيته لابنه الحسن عليه السلام: عود نفسك التصبر علي المكروه، و نعم الخلق التصبر في الحق!. (نامه 31)
در سفارش به فرزند بزرگوار خود امام حسن عليه السلام مي فرمايد: خويشتن را به صبوري در برابر ناخوشايندها عادت ده، و نيكو خصلتي است صبوري كردن در راه حق.
6. شكيبا در ناراحتي
ان ابتليتم فاصبروا، فان العاقبة للمتقين. (خطبه 98)
اگر (به رنج و ناراحتي) مبتلا شديد، شكيبا باشيد كه عاقبت (پيروزي) با پرهيزگاران است.
7. پيشه شكيبايي
استعشروا الصبر فانه ادعي الي النصر. (خطبه 26)
شكيبايي را شعار خود سازيد كه به نصرت و پيروزي فراخواننده تر است.
8. مايه شادي و شكر
... فقلت عليه السلام يا رسول الله! اوليس قد قلت لي يوم احد حيث استشهد من المسلمين، و حيزت عني الشهادة فشق ذلك علي، فقلت لي: ابشر فان الشهادة من ورائك؟ فقال لي: ان ذلك لكذلك، فكيف صبرك اذن؟ فقلت: يا رسول الله! ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشري و الشكر .(خطبه 156)
عرض كردم: يا رسول خدا! مگر در روز احد كه تعدادي از مسلمانان شهيد شدند من از شهادت محروم ماندم و اين امر بر من گران آمد به من نفرمودي: مژده باد تو را كه در آينده به شهادت خواهي رسيد؟ رسول خدا به من فرمود: همين طور است.
در آن صورت صبر تو چگونه خواهد بود؟ عرض كردم: اي رسول خدا! اين جا جاي صبر نيست، بلكه جاي شادي و شكر است!.
9. دستاوردهاي بردباري
بالحلم عن السفيه تكثر الانصار عليه. (حكمت 224)
بردباري كردن در برابر نادان ياران انسان را بر ضد او زياد مي كند.
10. امتحان الهي
من آتاه الله مالا فليصل به القرابة ... و ليصبر نفسه علي الحقوق و النوائب .(خطبه 142)
هر كه خداوند به او ثروتي دهد، بايد به خويشاوندان خود رسيدگي كند ... و در راه اداي حقوق (مالي خود) و مصايب و گرفتاري ها، خود را به صبر وادارد.
11. صبر علي - عليه السلام -
عند مسير اصحاب الجمل الي البصرة: ان هؤلا قد تمالاوا علي سخطة امارتي، و ساصبر ما لم اخف علي جماعتكم. (خطبه 169)
در زماني كه اصحاب جمل به سوي بصره حركت كردند فرمود: اينان به خاطر ناخشنودي از خلافت من گرد هم آمده اند. اما من تا زماني كه براي اجتماع شما خطري حس نكنم، از خود صبر نشان مي دهم.
12. ارزش ايمان
عليكم بالصبر؛ فان من الايمان كالراس من الجسد، و لا خير في جسد لا راس معه، و لا في ايمان لا صبر معه .(حكمت 82)
بر شما باد كه صبر و بردباري پيشه كنيد؛ زيرا همان گونه كه سر، نشانه حيات بدن است، صبر نيز دليل ايمان است، و بدني كه سر در آن نباشد خير و حيات در آن نيست و ايماني كه توام با صبر نباشد ارزشي ندارد.
13. صبر در هنگام مصيبت
و قال عليه السلام للاشعث بن قيس لما عزاه بابن له: يا اشعث! ان تحزن علي ابنك فقد استحقت منك ذلك الرحم، و ان تصبر ففي الله من كل مصيبة خلف . يا اشعث! ان صبرت جري عليك القدر و انت ماجور، و ان جزعت جري عليك القدر و انت مازور؛ يا اشعث! ابنك سرك و هو بلا و فتنة، و حزنك و هو ثواب و رحمة .(حكمت 291)
امام علي عليه السلام در دلداري به اشعث بن قيس در مرگ فرزندش فرمود: اي اشعث! اگر براي از دست دادن فرزندت اندوهگين باشي، البته حق پدريي را به جا آورده اي و اگر صبر كني خدا هر مصيبتي را عوض مي دهد، اي اشعث! اگر صبر كني قضا و قدر الهي بر تو جاري شده و تو گناهكاري. اي اشعث! آمدن فرزندت كه مايه آزمايش و گرفتاري است تو را شاد كرد و رفتنش كه مايه ثواب و رحمت (براي توست) اندوهگينت ساخت.
14. بي صبري در تدفين پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم -
و قال عليه السلام هو يدفن النبي صلي الله عليه و آله: ان الصبر لجميل الا عنك، و ان الجزع لقبيح الا عليك. و ان المصاب بك لجليل، و انه قبلك و بعدك لجلل .(حكمت 292)
امام علي در هنگام خاكسپاري پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود:
شكيبايي زيباست، جز در برابر فقدان تو و بي تابي كردن زشت است، مگر بر غم از دست دادن تو، مصيبت رحلت تو بس بزرگ است و هر مصيبت ديگري، پيش از تو و پس از تو، خرد و ناچيز باشد.
15. صاحب صبري عظيم
من خطبته الشقشقية: طفقت ارتئي بين ان اصول بيد جذا او اصبر علي طخية عميا ... فرايت ان الصبر علي هاتا احجي، فصبرت و في العين قذي، و في الحلق شجا ... فصبرت علي طول المدة، و شدة المحنة .(خطبه 3)
در خطبه شقشقيه، مي فرمايد: با خود انديشيدم كه آيا با دست تنها حمله كنم يا آن كه بر شر اين تيرگي شكيبا باشم ... ديدم كه صبر در اين جا خردمندانه تر است. پس صبر كردم در حالي كه گويا در چشمانم خاشاك و در گلويم استخواني است ... در اين مدت دراز و در اين شدت غم و محنت صبر كردم.
16. آن چه بردباري مي آورد
الحلم و الاناة توامان ينتجهما علو الهمة. (حكمت 460)
بردباري و وقار دو همزادند كه مولود بلندهمتي هستند.
17. تمرين بردباري
ان لم تكن حليما فتحلم؛ فانه قل من تشبه بقوم، الا اوشك ان يكون منهم. (حكمت 207)
اگر بردبار نيستي خويشتن را بردبار جلو ده؛ زيرا كمتر كسي است كه خود را شبيه گروهي كند و به زودي يكي از آنان نشود.
18. تباه شدن اجر صبر
ينزل الصبر علي قدر المصيبة. و من ضرب يده علي فخذه عند مصيبته، حبط عمله .(حكمت 144)
صبر و شكيبايي به اندازه مصيبت نازل شود و كسي كه دستش را به هنگام مصيبت (از روي ناشكري) بر زانو زند، اجرتش تباه گردد.
19. صبر آزادگان
من صبر صبر الاحرار، و الا سلا سلو الاغمار. (حكمت 413)
هركه (در حوادث) شكيبايي مي كند چون آزادگان صبر كند (اجر برد) وگرنه چون جاهلان مصيبت را فراموش كند و (اجري ندارد).
20. خطر بي تابي
من لم ينجه الصبر اهلكه الجزع. (حكمت 189)
هر كس كه شكيبايي نجاتش ندهد، بي تابي اش نابودش كند.
21. دوگونه صبر
الصبر صبران: صبر علي ما تكره، و صبر عما تحب. (حكمت 55)
صبر بر دو گونه است: صبر بر پيشامدي كه كراهت داري و صبر بر ترك چيزي كه دوست داري.
22. حلم و عقل
الحلم غطا ساتر، و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقك بحلمك، و قاتل هواك بعقلك. (حكمت 424)
حلم پرده اي پوشنده و عقل شمشيري برنده است، پس عيب هاي اخلاقي ات را با حلم بپوشان و هوس هاي سركشت را با عقل از بين ببر.
23. مبارزه با حوادث
الصبر يناضل الحدثان، و الجزع من اعوان الزمان .(حكمت 211)
صبر مبارزه با حوادث است، و بي تابي خود به (كجروي) زمان كمك مي كند.
24. صبر و ظفر
لا يعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان. (حكمت 153)
فرد صبوري پيروزي را از دست ندهد گرچه به دستش رسد.
25. نتيجه حلم
اول عوض الحليم من حلمه، ان الناس انصاره علي الجاهل .(حكمت 206)
اولين نتيجه اي كه آدم حليم از بردباري خود به دست مي آورد، اين است كه مردم ياوران اويند در برابر نادان.
26. از پايه هاي ايمان
الصبر منها علي اربع شعب: علي الشوق و الشفق، و الزهد، و الترقب: فمن اشتاق الي الجنة سلا عن الشهوات؛ و من اشفق من النار اجتنب المحرمات؛ و من زهد في الدنيا استهان بالمصيبات؛ و من ارتقب الموت سارع الي الخيرات. (حكمت 31)
صبر از پايه هاي ايمان است و بر چهار شعبه است: اشتياق، ترس، زهد و انتظار، هر كس مشتاق بهشت است، از شهوات و خواهش هاي نفساني به دور است و هر كس از آتش دوزخ بهراسد از محرمات دوري كند، هر كس ‍ در دنيا زهد ورزد مصيبت ها را سبك شمرد، هر كس كه منتظر مرگ باشد به سوي نيكي ها بشتابد.
27. ايمان و صبر
عليكم بالصبر! فان الصبر من الايمان كالرإس من الجسد، و لاخير في جسد لا رإس معه، و لا في ايمان لا صبر معه. (حكمت 82)
بر شما باد به صبر و شكيبايي؛ زيرا صبر براي ايمان چون سر است براي تن، تني كه سر ندارد هيچ خيري ندارد، ايمان بي صبر هم هيچ فايده اي ندارد.
28. دهان بند بي خرد
الحلم فدام السفيه. (حكمت 211)
بردباري، دهان بند بي خرد است.
29. صبر و دليري
الصبر شجاعة. (حكمت 4)
صبر، شجاعت و دليري است.
30. فضيلت حلم
الحلم عشيرة. (حكمت 418)
حلم و بردباري، قوم و عشيره است.
31. حلم و عزت
لا عز كالحلم. (حكمت 113)
هيچ عزتي، همچون حلم نيست.
32. ابزار رياست
آلة الرياسة سعة الصدر. (حكمت 176)
گشادگي سينه (سعه صدر) ابزار رياست است.
33. گور عيب ها
الاحتمال قبر العيوب. (حكمت 6)
تحمل، گور عيب ها است.
34. خرسندي
اذا لم يكن ما تريد فلا تبل ما كنت.@#@ (حكمت 69)
هرگاه به آن چه خواستي دست نيافتي، پس آن چه در آن هستي (يعني دست نيافتن به آن چه مي خواستي) باك نداشته باش و اندوه به خود راه مده.
35. حلم و زندگي با مردم
من حلم لم يفرط في امره، و عاش في الناس حميداً. (حكمت 31)
كسي كه بردبار باشد در كار خود كوتاهي نكند، و در ميان مردم خوش نام زندگي خواهد كند.
36. مصيبت و شكايت به خلق
من اصبح يشكو مصيبة نزلت به، فقد اصبح يشكو ربه .(حكمت 228)
هر كس از مصيبتي كه به او وارد شده به خلق شكايت برد، محققا از پروردگار خود شاكي است.
37. صبر بزرگان
ان صبرت صبر الاكارم، و الا سلوت سلو البهائم .(حكمت 414)
اگر همچون بزرگواران صبر كني (چه بهتر) وگرنه همچون ستوران (رنج را) فراموش خواهي كرد.
38. توصيه به صبر
ان ابتليتم فاصبروا؛ فان العاقبة للمتقين. (خطبه 97)
اگر گرفتار شديد صبر كنيد كه سرانجام نيكو از آن پرهيزگاران است.
39. بردبار حقيقي
حلما قد ذهبت اصغانهم. (خطبه 111)
(مردگان) بردباران اند و كينه هاي آنان از ميان رفته است.
40. صبر و رضا
اغض علي القذي و الالم ترض ابداً. (حكمت 213)
ناملايمات و رنج ها را تحمل كن تا همواره خرسند باشي.
41. زكات ظفر
العفو زكاة الظفر، و السلو عوضك ممن غدر .(حكمت 211)
گذشت زكات پيروزي، و بردباري كيفر خيانتكار است.
42. صبر بر طاعت
استتموا نعم الله عليكم بالصبر علي طاعته، و المجانبة لمعصيتة. (خطبه 188)
با صبر بر طاعت، نعمت هاي خدا را بر خود تمام كرده و از نافرماني او دوري كنيد.
43. شكيبا باش !
عود نفسك التصبر علي المكروه، و نعم الخلق التصبر في الحق!. (نامه 31)
خويشتن را بر آن چه زشت و ناپسند است عادت ده و شكيبا بودن در راه حق چه خوبي نيكويي است!.
44. قضا و قدر
... الذي عظم حلمه فعفا، و عدل في كل ما قضي .(خطبه 191)
خداوندي كه حلم او بزرگ است و با اين حلم است كه بندگانش را عفو مي نمايد و در هر چه كه حكم كند عدالت فرمايد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :