امروز:
چهار شنبه 4 مرداد 1396
بازدید :
1924
امانت داري و رازپوشي
1. اداي امانت الهي
من لم يختلف سره و علانيته، و فعله و مقالته، فقد ادي الامانة، و اخلص ‍ العبادة .(نامه 26)
آن كه پنهان و آشكارش ، كردار و گفتارش با هم مخالف نباشد، امانت الهي را ادا كرده و بندگي خدا را خالصانه انجام داده است.
2. اولين امانت
اللهم اجعل نفسي اول كريمة تنتزعها من كرائمي، و اول وديعة ترتجعها من ودائع نعمك عندي. (خطبه 215)
پروردگارا! جان من نخستين حقيقت شريفي باشد كه از من خواهي گرفت و اولين امانت تو باشد كه در نزد من است و تو آن را برمي گرداني.
3. توصيه امام علي- عليه السلام - به مالك اشتر
من كتابه للاشتر لما ولاه مصر: فلا تغدرن بذمتك و لا تخيسن بعهدك و لا تختلن عدوك ... فان صبرك علي ضيق امر ترجو انفراجه و فضل عاقبته، خير من غدر تخاف تبعته(نامه 53) .
در فرمان استانداري مصر به مالك اشتر مي فرمايد: به امان و زنهار خويش ‍ خيانت مكن و پيمانت را مشكن و دشمنت را مفريب ...؛ زيرا شكيبايي تو در برابر دشواري كاري كه به گشايش و نيك فرجامي اش اميد داري، بهتر از آن است كه دست به پيمان شكني و خيانتي بزني كه از پيامد ناگوار آن مي ترسي.
4. وفاي به عهد
في عهده للاشتر: و ان عقدت بينك و بين عدوك عقدة او البسته منك ذمة، فحط عهدك بالوفا، و ارع ذمتك بالامانة، و اجعل نفسك جنة دون ما اعطيت؛ فانه ليس من فرائض الله شيء الناس اشد عليه اجتماعا، مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم، من تعظيم الوفا بالعهود .(نامه 53)
در عهدنامه اش به اشتر مي فرمايد: اگر با دشمن خود پيماني بستي يا به او جامه زنهار و امان پوشاندي به پيمان خويش وفا كن و با امانت پيمانت را رعايت نما و خود را سپر زنهاري كه داده اي گردان؛ زيرا مردم، با همه خواسته هاي گوناگون و آراي پراكنده اي كه دارند، نسبت به هيچ فريضه اي از فرايض الهي همچون بزرگ شمردن وفاي به پيمان ها چنان سخت همداستان نيستند.
5. حفظ امانت زمامداران
و تحفظ من الاعوان؛ فان احد منهم بسط يده الي خيانة اجتمعت بها عليه عندك اخبار عيونك اكتفيت بذلك شاهدا، فبسطت عليه العقوبة في بدنه، و اخذته بما اصاب من علمه. ثم نصبته بمقام المذلة، و سمته بالخيانة، و قلدته عار التهمة .(نامه 53)
و معاونان خود را با دقت كامل زير نظر بگير، در آن هنگام كه كسي از آنان دست به خيانت گشود و اين خيانت را اخبار بازرسان مخفي تإييد كرد، از جنبه شهادت به آن اخبار اكتفا نموده و كيفر بدني را براي او اجرا كن، و آن چه را كه به دست آورده است از او بگير و او را به موقعيت ذلت و خواري بكشان و با نشان خيانت او را مشخص نما و ننگ تهمت را بر گردنش ‍ بياويز.
6. لغزش ها و علت ها
لكل ضلة علة، و لكل ناكث شبهة. (خطبه 148)
براي هر لغزشي علت و براي هر عهدشكني بهانه اي است.
7. وفا به پيمان الهي
الوفا لاهل الغدر غدر عند الله، و الغدر باهل الغدر وفا عند الله .(حكمت 259)
وفا با پيمان شكنان، پيمان شكني است در نزد خدا و پيمان شكني با پيمان شكنان، وفاداري است در نزد خدا.
8. امين مشمار!
لا تامنن ملولا. (حكمت 211)
شخص به ستوه آمده و رنجيده را امين مشمار.
9. معاويه خيانتكار
والله ما معاوية بادهي مني، ولكنه يغدر و يفجر. و لولا كراهية الغدر لكنت من ادهي الناس، و لكن كل غدره فجرة، و كل فجرة كفرة. و لكل غادر لوا يعرف به يوم القيامة. والله ما استغفل بالميكدة، و لا استغمز بالشديدة .(خطبه 200)
به خدا سوگند، كه معاويه از من زيرك تر نيست، اما او دست به پيمان شكني و معصيت مي آلايد و اگر نبود كه خيانت و عهدشكني زشت و نارواست، بي گمان من زيرك ترين مردمان بودم. اما هر خيانتي گناه است و هر گناهي نوعي كفر و در روز رستاخيز هر پيمان شكني را پرچمي است كه با آن شناخته مي شود. به خدا سوگند، من غافلگير نيرنگ (معاويه و امثال او) نمي شوم و در برابر ناتوان نمي گردم.
10. رازپوشي
من كتم سره، كانت الخيرة بيده. (حكمت 162)
آن كسي كه راز خود را پنهان دارد، اختيار به دست خود او خواهد بود (كه پنهان دارد يا فاش سازد).
11. بندگي مخلصانه براي خدا
من لم يختلف سره و علانيته، و فعله و مقالته، فقد ادي الامانة، و اخلص ‍ العبادة .(نامه 26)
هر كس كه نهان و آشكار و گفتارش و كردارش يكي باشد، امانت خداي بزرگ را ادا كرده و بندگي او را مخلصانه به جاي آورده است.
12. رسواي دنيا و آخرت
من استهان بالامانة، و رتع في الخيانة و لم ينزه نفسه و دينه عنها، فقد احل بنفسه الذل و الخزي في الدنيا، و هو في الاخرة اذل و اخزي .(نامه 26)
كسي كه امانت را خوار شمرد و در خيانت گام بردارد و خود و دين اش را از آن منزه نسازد، درهاي ذلت و رسوايي را در دنيا به روي خود گشوده و در قيامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
13. سرزنش علي - عليه السلام - به اصحابش
و هو يلوم اصحابه: قد ترون عهودالله منقوضة فلا تغضبون، و انتم لنقض ذمم آبائكم تانفون . (خطبه 106)
در سرزنش اصحاب خود مي فرمايد: پيمان هاي خدا را شكسته مي بينيد و به خشم نمي آييد، در حالي كه شكسته شدن پيمان هاي پدرانتان را عار مي دانيد و ناراحت مي شويد.
14. استحكام ميخ به عهد
اعتصموا بالذمم في اوتادها. (حكمت 155)
ميخ ‌هاي عهد و پيمان را محكم كنيد.
15. حد آزادي مسئول
المسؤول حر حتي يعد. (حكمت 336)
مسئول تا وقتي وعده نداده است آزاد است. (و پس از وعده در گرو آن است.)
16. رازپوشي
الظفر بالحزم، و الحزم باجالة الراي، و الراي بتحصين الاشرار .(حكمت 48)
پيروزي به وسيله دورانديشي و دورانديشي با به كار انداختن فكر و به كار انداختن فكر با محكم نگه داشتن راز، به دست مي آيد.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :