امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
2893
تقوا
1. تقوا در هر زمان
اتق الله في كل صباح و مسا. (نامه 56)
در هر صبح و شام رعايت تقوا كن!.
2. وصيت به تقوي
في وصيته للحسن و الحسين ـ عليهما السلام - لما ضربه ابن ملجم لعنه الله: اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي، بتقوي الله، و نظم امركم .(نامه 47)
وصيتي است به حسن و حسين ـ عليهما السلام - پس از آن كه ابن ملجم لعنت الله عليه، او را ضربت زد: شما و همه فرزندان و دودمانم و هر كسي را كه نامه من به او برسد توصيه مي كنم به تقواي الهي و نظم امور خويش.
3. تقوي داروست
ان تقوي الله دوا قلوبكم، و بصر عمي افئدتكم، و شفا مرض ‍ اجسادكم، و صلاح فساد صدوركم، و طهور دنس انفسكم، و جلا عشا ابصاركم .(خطبه 198)
همانا تقواي خداوند براي شما دواي درد دل ها است و چشم براي كوري دل ها و شفاي بيماري جسدها و اصلاح فساد سينه ها و پاكي آلودگي نفوس ‍ و روشنايي پرده هاي چشمان.
4. پيش گرفتن تقوا
اوصيكم بتقوي الله ... داووا بها الاسقام، و بادروا بها الحمام، و اعتبروا بمن اضاعها، و لا يعتبرن بكم من اطاعها .(خطبه 191)
شما را به تقواي خداوندي توصيه مي كنم و اينكه بيماري هايتان را با اين دوا درمان كنيد، و با همين صفت به پيشواز مرگ برويد و از وخامت عاقبت كساني كه تقوا را ضايع كردند عبرت بگيريد و مبادا كه پيروان مطيع تقوا از شما پند و عبرت بگيرند.
5. تقوا بالاترين عمل
لا يقل عمل مع التقوي، و كيف يقل ما يتقبل؟. (حكمت 95)
عملي كه همراه با تقوا باشد كم نيست، چگونه كم خواهد بود عملي كه مورد قبول درگاه خدا باشد؟
6. آنچه دل را مي ميراند
من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار .(حكمت 349)
هر كس ورعش كم شود قلبش مي ميرد و آنكه قلبش بميرد داخل آتش ‍ مي گردد.
7. تقوا پيشه كن
اتق الله بعضي التقي و ان قل، و اجعل بينك و بين الله سترا و ان رق .(حكمت 242)
تقوا پيشه كن گرچه كم باشد، ميان خود و خدا پرده اي قرار ده گرچه نازك باشد.
8. بهترين بزرگواري
لا كرم كالتقوي. (حكمت 113)
هيچ بزرگواري، مثل تقوا نيست.
9. تقوي بورزيد!
اتق الله الذي نفعكم بموعظته، و وعظكم، برسالته، و امتن عليكم بنعمته. فعبدوا انفسكم لعبادته، و اخرجوا اليه من حق طاعته .(خطبه 198)
تقوا بورزيد براي خدا، كه شما را با پند خود منفعت داد و با رسالت پيامبرش شما را نصيحت نمود و با نعمتش به شما احسان فرمود، نفس ‍ خود را براي عبادت خداوندي رام و مطيع بسازيد و حركت كنيد به سوي خداوند با اطاعتي كه شايسته او است.
10. تقواي الهي در تمام موارد
اتقوا الله في عباده و بلاده، فانكم مسؤ ولون حتي عن البقاع و البهائم .(خطبه 167)
تقواي الهي را درباره بندگان خدا و شهرها رعايت كنيد؛ زيرا حتي درباره ساختمان ها و حيوانات از شما سؤ ال خواهد شد.
11. سفارش به تقواي الهي
اوصيكم، ايها الناس! بتقوي الله و كثرة حمده علي آلائه اليكم، و نعمائه عليكم، و بلائه لديكم. فكم خصكم بنعمة، و تدارككم برحمة !. (خطبه 188)
اي مردم! من شما را نسبت به احسان ها و نعمت هايي كه خدا به شما ارزاني داشته و آزمايشي كه متوجه تان نموده، به تقوا و حمد بسيار خداوند سفارش مي كنم. چه بسيار نعمت هايي كه مخصوص شما نبوده و به رحمت خود شما را مورد عنايت قرار داده است.
12. نتيجه ترس از خدا
اتقو الله عبادالله! تقية ذي لب شغل التفكر قلبه، و انصب الخوف بدنه، و اسهر التهجد غرار نومه .(خطبه 83)
اي بندگان خدا! از خدا بترسيد، همچون ترسيدن خردمندي كه انديشه (مبدا و معاد) دل او را به خود مشغول ساخته و ترس (از خدا و رستاخيز) پيكرش را رنجور كرده و عبادت شبانه همان اندك خوابش را هم از او گرفته است.
13. بهترين سفارش
اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانها خير ما تواصي العباد به، و خير عواقب الامور عندالله .(خطبه 173)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي خدا سفارش مي كنم؛ زيرا اين بهترين سفارشي است كه بندگان به يكديگر مي كنند و در پيشگاه خداوند بهترين پايان امور است.
14. تقوا كليد هر در بسته
ان تقوي الله مفتاح سداد، و ذخيرة معاد، و عتق من كل ملكة، و نجاة من كل هلكة .(خطبه 230)
همانا تقواي الهي، كليد هر در بسته و ذخيره آخرت و سبب آزادي از هر بردگي و نجات از هر هلاكتي است.
15. تعالي بخشيدن به روح
اسهروا عيونكم، و اضمرو بطونكم، و استعملوا اقدامكم، و انفقوا اموالكم، و خذوا من اجسادكم فجودوا بها علي انفسكم، و لا تبخلوا بها عنها .(خطبه 183)
چشمانتان را شب ها بيدار داريد و شكم هايتان را گرسنه و لاغر و پاهايتان را به كار گيريد و اموالتان را انفاق كنيد و از جسم هايتان بگيريد و به جان هايتان ببخشيد و از اين كار بخل و دريغ نورزيد.
16. تقواي اولياالله
ان تقواي حمت اوليا الله محارمه و الزمت قلوبهم مخافته، حتي اسهرت لياليهم، و اظمات هواجرهم .(خطبه 114)
همانا تقواي الهي اولياي خدا را از حرام هاي او بازداشته و ترس از او در دلهايشان جاي داده، چندان كه آنان در شب ها بيدار (براي عبادت) و در روزهاي داغ تشنه (به روزه) نگه داشته است.
17. تنها مونس
ان تقوي الله دوا دا قلوبكم، و بصر عمي افئدتكم، و شفا مرض اجسادكم، و صلاح فساد صدوركم، و طهور دنس انفسكم، و جلا عشا ابصاركم .(خطبه 198)
همانا تقواي خدا داروي بيماري قلب هاي شماست و بينايي كوري دل هاي شما و شفاي بيماري جسم هايتان و باعث اصلاح تباهي سينه هاي شما و پاك كنندهي آلودگي جان هاي شما و جلادهنده تاريكي چشم هاي شما مي باشد.
18. عدم غفلت از دنيا
ازهد في الدنيا يبصرك الله عوراتها، و لا تغفل؛ فلست بمغفول عنك!. (حكمت 391)
در دنيا پرهيزگار باش تا خداي بزرگ تو را بر عيب هاي آن بينا گرداند و بي خبر مباش؛ زيرا كه از تو غافل نيستند.
19. سرانجام تقواپيشگان
اعلموا عبادالله! ان المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الاخرة .(نامه 27)
اي بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران هم از دنيا بهره مندند و هم از آخرت.
20. امر به تقواي الهي
من كتابه للاشتر حين ولاه مصر: امره بتقوي الله، و ايثار طاعته، و اتباع ما امر به في كتابه: من فرائضه و سننه، التي لا يسعد احد الا باتباعها، و لا يشقي الا مع جحودها و اضاعتها .(نامه 53)
در فرمان استانداري مصر به مالك اشتر مي فرمايد: امر مي كند او (مالك) را به تقواي الهي و برگزيدگان فرمان خدا و پيروي از واجبات و مستحبات او كه در كتابش (قرآن كريم) به آن ها فرمان داده است و هيچ كس جز با انكار و فروگذاشتن آن ها بدبخت نمي شود.
21. وصف پرهيزگاران
ان كان في الغافلين كتب في الذاكرين، و ان كان في الذاكرين لم يكتب من الغافلين .(خطبه 193)
در وصف پرهيزگاران مي فرمايد: اگر در ميان غافلان باشد از شما يادكنندگان خدا قلمداد مي شود و اگر در ميان يادكنندگان خدا باشد، در زمره غافلان نوشته نمي شود.
(كه به زبان ذكر گويند و به دل از خدا غافل باشند.)
22. پرهيزگاران چگونه اند؟
المتقون فيها (في الدنيا) هم اهل الفضائل. منطقهم الصواب، و ملبسهم الاقتصاد، و مشيهم التواضع .(خطبه 193)
پرهيزگاران در دنيا اهل فضايل اند، گفتارشان راست و لباسشان متوسط و راه رفتنشان با تواضع و فروتني است.
23. تقواي الهي را پيشه كن
اوصيكم بتقوي الله ... ايقضوا بها نومكم، و اقطعوا بها يومكم .(خطبه 191)
شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم ... باتقوا خواب خود را به بيداري بدل كنيد و روز خود را با آن به پايان رسانيد.
24. ترس از خدا
كل خوف محقق الا خوف الله فانه معلول ... ان هو خاف عبدا من عبيده؛ اعطاه من خوفه ما لا يعطي ربه، فجعل خوفه من العباد نقدا، و خوفه من خالقه ضمارا و وعدا .(خطبه 160)
هر ترسي حقيقي است جز ترس از خدا كه بيمار و آفت زده است ... اگر كسي از بنده اي از بندگان خدا بترسد، آثار ترس در رفتار او آشكار مي شود، اما در برابر پروردگار خود چنين نيست، پس او ترس از بندگان را نقد مي شمارد و ترس از آفريدگار را نسيه و وعده.
25. رفتار صحيح در دنيا
اعلموا عبادالله ان المتقين ذهبوا بعاجل الدنيا و آجل الاخرة، فشاركوا اهل الدنيا في دنياهم، و لم يشاركوا اهل الدنيا في آخرتهم؛ سكنوا الدنيا بافضل ما سكنت، و اكلوها بافضل ما اكلت، فحظوا من الدنيا بما حظي به المترفون، و اخذوا منها ما اخذه الجبابرة المتكبرون. ثم انقلبوا عنها بالزاد المبلغ؛ والمتجر الرابح. اصابوا لذة زهد الدنيا في دنياهم، و تيقنوا انهم جيران الله غدا في آخرتهم. لاترد لهم دعوة، و لا ينقص لهم نصيب من لذة .(نامه 27)
اي بندگان خدا! بدانيد كه پرهيزگاران ، دنياي زودگذر و آخرت ديرپا را به دست آوردند. با اهل دنيا در دنيايشان شريك شدند و اهل دنيا را در آخرت خود شريك نكردند. در دنيا به بهترين گونه سكونت كردند و از بهترين خوردني هاي آن خوردند و از دنيا همان بهره اي را بردند كه توانگران خوشگذران مي برند و همان كامي را برگرفتند كه گردنكشان متكبر بر مي گيرند، آن گاه با توشه اي كه به مقصد مي رساندشان و با تجارتي پرسود از دنيا رفتند. در دنياي خود به لذت زهد و بي اعتنايي به دنيا دست يافتند و يقين داشتند كه فرداي قيامت در جوار خداوند هستند، دعايشان هرگز بي اجابت نمي ماند و بهره آنان از خوشي و آسايش هيچ كم نمي گردد.@#@
26. رفتار پرهيزگار
(المتقي) دنوه ممن دنا منه لين و رحمة. (خطبه 193)
(پرهيزگار) رفتارش با كسي كه با او معاشرت دارد، توام با نرمش و رحمت است.
27. نوري در تاريكي ها
اعلموا! انه من يتق الله يجعل له مخرجا من الفتن، و نورا من الظلم .(خطبه 183)
بدانيد كه هر كس تقواي الهي در پيش گيرد، خداوند براي او راه خروجي از فتنه ها قرار دهد و نوري در تاريكي ها.
28. پرهيزگار از ديدگاه امير - عليه السلام -
يعفو عمن ظلمه، و يعطي من حرمه، و يصل من قطعه، بعيدا فحشه، لينا قوله، غائبا منكره، حاضرا معروفه .(خطبه 193)
(پرهيزگار) از كسي كه به او ستم كرده، مي گذرد و به آن كه محرومش ساخته عطا مي كند و با كسي كه پيوندش را قطع كرده مي پيوندند، او از دشنام به دور است، سخنش نرم و بدي هايش پنهان و نيكي هايش آشكار است.
29. توصيف پرهيزگاران
يمسي و همه الشكر، و يصبح و همه الذكر. يبيت حذرا و يصبح فرحا؛ حذرا لما من الغفلة، و فرحا بما اصاب من الفضل و الرحمة .(خطبه 193)
در توصيف پرهيزگاران مي فرمايد: شب را آغاز مي كند در حالي كه هم او شكرگزاري حق است و روز را آغاز مي كند در حالي كه هم و غمش ياد خداست. شب را با ترس مي گذراند و روز را با شادماني، ترس از غفلت خويش كه از آن برحذر داشته شده است و شادماني به سبب فضل و رحمت خدا كه شامل حال او شده است.
30. صفت پرهيزگاران
في صفة المتقين: صبروا اياما قصيرة اعقبتهم راحة طويلة .(خطبه 193)
در وصف پرهيزگاران مي فرمايد: چند صباحي صبر كردند و در پي آن به آسايشي طولاني دست يافتند.
31. همت هاي والا
لا تعدو علي عزيمة جدهم بلادة الغفلات، و لا تنتصل في هممهم خدائع الشهوات .(خطبه 193)
(در وصف پرهيزگاران): ناداني غفلت ها بر تصميم آن ها چيره نگردد و تيرهاي خدعه آلود شهوت ها، در اراده ها وهمت هاي آنان كارگر نمي افتد.
32. بالاترين عزت
لا عز اعز من التقوي. (حكمت 371)
هيچ عزتي، عزيزتر و گرامي تر از پرهيزگاري نيست.
33. وپژگي پرهزگاران
في صفة المتقين: فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون .(خطبه 193)
در وصف پرهيزگاران مي فرمايد: خود را متهم مي سازند و از كرده هاي خويش هراسان اند.
34. خنده و سكوت پرهيزگار
ان صمت لم يغمه صمته، و ان ضحك لم يعل صوته .(خطبه 193)
(انسان پرهيزگار) اگر سكوت كند سكوتش وي را اندوهگين نمي سازد و اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمي شود.
35. خلوص پرهيزگاران
قد اخلص لله فاستخلصه. (خطبه 87)
(از صفات پرهيزگاران): عمل را براي رضاي خدا به جا آورند، پس خداوند هم خلوصشان را بپذيرد.
36. نياز پرهيزگاران
في صفة المتقين: حاجاتهم خفيفة، و انفسهم عفيفة .(خطبه 193)
در توصيف پرهيزگاران مي فرمايد: نيازهايشان سبك است و جان هايشان عفيف و بامناعت.
37. عظمت تقواي الهي
اعتصموا بتقوي الله، فان لها حبلا وثيقا عروته، و معقلا منيعا ذروته .(خطبه 190)
به تقواي الهي چنگ زنيد؛ زيرا كه تقوا را ريسماني است دستگيره اش ‍ استوار و پناهگاهي است بلندايش تسخيرناپذير.
38. نشانه هاي پرهيزگاران
فمن علامة احدهم انك تري له قوة في دين ... و حرصا في علم، و علما في حلم .(خطبه 193)
از نشانه هاي (پرهيزگاران) اين كه مي بيني آن ها را در دين نيرومند ... و در كسب دانش حريص و داراي علم توام با حلم اند.
39. معناي معصوم
اوصيكم، عبادالله، بتقوي الله، فانها الزمام و القوام، فتمسكوا بوثائقها، و اعتصموا بحقائقها، تؤل بكم الي اكنان الداعة و اوطان السعة .(خطبه 195)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم؛ زيرا كه تقوا زمام و قوام است، پس به رشته هاي آن بياويزيد و به حقايقش چنگ زنيد تا شما را به سرمنزل آسايش و جايگاه هاي رفاه برساند.
40. پناهگاه محكم بشر
اعلموا عبادالله! ان التقوي دار حصن عزيز، و الفجور دار حصن ذليل ... الا و بالتقوي تقطع حمة الخطايا .(خطبه 157)
اي بندگان خدا! بدانيد كه تقوا پناهگاهي محكم و استوار است و بدكاري و گناه حصاري ذلت آور است ... آگاه باشيد كه با پرهيزگاري مي توان زهر گناهان را از بين برد.
41. پرهيزگاري و سلامتي بدن
الا افضل من صحة البدن تقوي القلب. (حكمت 388)
آگاه باشيد كه پرهيزگاري دل، از صحت بدن بالاتر است.
42. زايل كننده پرهيزگاري
من كثر كلامه كثر خطؤه، و من كثر خطؤه قل حياؤه، و من قل حياؤه قل ورعه، و من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار .(حكمت 349)
آن كه زياد حرف بزند اشتباهش زياد خواهد بود و آن كه اشتباهش زياد گردد حيا و شرمش كم شود و كسي كه شرمش كم شود، پرهيزگاري اش كم شود و آن كه پرهيزگاري اش كم گردد قلبش بميرد و آن كه قلبش بميرد داخل جهنم شود.
43. جلوگيري از سقوط در مهلكه
الزهد ثروة، و الورع جنة. (حكمت 4)
زهد ثروت، و پرهيزگاري سپر (از سقوط در مهلكه ها) است.
44. انسان پارسا
قال عليه السلام لهمام في وصف المتقين: ارادتهم الدنيا فلم يريدوها .(خطبه 193)
به همام در توصيف پرهيزگاران مي فرمايد: دنيا آنان را خواست، اما آنان دنيا را نخواستند.
45. سرور اخلاق
التقي رئيس الاخلاق. (حكمت 410)
پرهيزگاري، سرور و رئيس اخلاق است.
46. بزرگي و پرهيزكاري
لا كرم كالتقوي. (حكمت 113)
هيچ بزرگي و ارجمندي به پاي پرهيزگاري نرسد.
47. نشانه ايمان
الايمان ان تؤثر الصدق حيث يضرك، علي الكذب حيث ينفعك، و الا يكون في حديثك فضل عن عملك، و ان تتقي الله في حديث غيرك .(حكمت 458)
نشانه ايمان آن است كه راستگويي را در آن جا كه به زيان توست به دروغ گويي كه به سود توست برگزيني، بيش از آن چه عمل مي كني نگويي و در نقل حديث از ديگران تقواي الهي را منظور داري.
48. عمل در درگاه خداوند
لا يقل عمل مع التقوي، و كيف يقل ما يتقبل؟. (حكمت 95)
هيچ كاري كه باتقوا همراه است كم محسوب نشود، چگونه مي توان كم شمرد آن عملي كه قبول درگاه حق شده است؟
49. حالات پرهيزگاران
في صفة المتقين: غضوا ابصارهم عما حرم الله عليهم، و وقفوا اسماعهم علي العالم النافع لهم .(خطبه 193)
در صفت مردم باتقوا فرمود:
چشمان خود را از آن چه كه به آنان تحريم فرموده است پوشيدند و گوش هاي خود را به آن علم كه براي آنان سودمند است فرا دادند.
50. تقوا، دواي درد جان ها
ان تقوي الله دوا دا قلوبكم، و بصر عمي افئدتكم، و شفا مرض اجسادكم .(خطبه 198)
همانا تقواي خداوندي براي شما دواي درددل ها است و چشمي براي كوري دل ها و شفاي بيماري جسدها.
51. توصيه به تقواي الهي
اوصيكم عبادالله بتقوي الله التي هي الزاد و بها المعاذ: زاد مبلغ، و معاذ منجح .(خطبه 114)
اي بندگان خدا! من شما را به تقوا و پرهيز از خشم خدا سفارش مي كنم. تقوايي كه توشه آخرت است و به وسيله آن پناه يافتن از عذاب الهي حاصل مي گردد، توشه اي رساننده انسان به سعادت و پناهگاهي رستگاري آور.
52. اثرات پرهيزگاري
من اخذ بالتقوي عزبت عنه الشدائد بعد دنوها ... و هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها، و تحدبت عليه الرحمة بعد نفورها، و تفرجت عليه النعم بعد نضوبها، و بلت عليه البركة بعد ارذاذها .(خطبه 198)
هر كس تقوا را پيشه ساخت، سختي ها از وي دور و ناپديد شد. كرامت بر او باريدن گرفت، پس از آن كه از وي بريده بود و رحمت خداوندي با لطف و محبت به او روي آورد پس از فرار و نفرت از وي و چشمه سارهاي نعمت ها براي او شكافت و روان گشت، بعد از فروكش كردن و ناياب شدن آن ها و باران بركت پس از كم شدن آن بر او باريدن گرفت.
53. نكوهش دنيا
لا خير في شيء من ازوادها الا التقوي .(خطبه 111)
خير و خوبي در هيچ يك از توشه هاي دنيا نيست مگر در تقوا و پرهيزگاري.
54. نگريستن به نشانه هاي تقوا
اين العقول المستصبحة بمصابيح الهدي، و الابصار اللامحة الي النار التقوي !. (خطبه 144)
كجا هستند (و يا چه شدند) آن عقولي كه از انوار هدايت روشني ها كسب كرده اند؟ و كجا هستند آن ديده هاي ديده ور كه به نشانه هاي تقوا مي نگرند؟
55. رابطه تقوا و خصومت
لا يستطيع ان يتقي الله من خاصم. (حكمت 298)
هر كس كه در خصومت مبالغه كند نمي تواند تقوا براي خدا داشته باشد.
56. پند تقوا
و سيق الذين اتقوا ربهم الي الجنة زمرا قد إمن العذاب، و انقطع العتاب. و زحرحوا عن النار. و اطمانت بهم الدار، و رضوا المثوي و القرار. الذين كانت اعمالهم في الدنيا زاكية. و إعينهم باكية. و كان ليلهم في دنياهم نهارا، تخشعا و استغفارا؛ و كان نهار هم ليلا، توحشا و انقطاعا. فجعل الله لهم الجنة مآبا، و الجزا ثوابا، و كانوا إحق بها و إهلها في ملك دائم، و نعيم قائم .(خطبه 190)
و آنان كه تقوا ورزيدند، گروه گروه رهسپار بهشت شدند در امنيت از عذاب و انقطاع از ملامت. آنان از آتش بركنار گشتند و در جايگاه امن و آرامش قرار يافتند و به آن منزلگاه ابدي و قرارگاه جاوداني خشنود گشتند.
اينان كساني بودند كه اعمالشان پاكيزه و چشمانشان (از ترس خطاها) گريان بود.
شب تاريك به جهت بيداري هاي با خشوع و استغفار در زندگي دنيوي بريا آنان روز بود و روزشان به جهت وحشت از ارتكاب زشتي ها و انقطاع از پيشگاه خداوندي شب ظلماني. خداوند بهشت را براي آنان منزلگاه نهايي و ثواب را پاداش قرار داد كه سزاوارش بودند و شايسته همنشيني با بهشتيان، در ملكي ابدي و نعمت هايي پايدار.@#@
57. نكوهش طمع
في صفة المتقين: فمن علامة احدهم انك تري له قوة في دين ... و صبرا في شدة، و طلبا في حلال. و نشاطا في هدي. و تحرجا عن طمع .(خطبه 193)
در توصيف پرهيزگاران مي فرمايد:
از علامت هاي هر يك از اين مردم تزكيه شده اين است كه در او قوت در دين مي بيني و صبر در سختي و طلب روزي حلال و نشاط در هدايت و دوري از طمع.
58. تقواي خاشعانه
اتقوا الله تقية من سمع فخشع، واقترف فاعترف، و وجل فعمل، و حاذر فبادر، و ايقن فاحسن، و عبر فاعتبر .(خطبه 83)
به خدا تقوا بورزيد، تقواي كسي كه شنيد و خشوع كرد، گناه اندوخت و اعتراف كرد، ترسيد و عمل نمود، حذر كرد و به انجام اعمال نيكو مبادرت ورزيد، به مقام يقين رسيد و به نيكوكاري پرداخت، وسيله عبرت بر او عرضه شد و عبرت گرفت.
59. راه روشني به سوي بهشت
ان التقوي في اليوم الحرز و الجنة، و في غد الطريق الجنة مسلكها واضح، و سالكها رابح .(خطبه 191)
تقوا امروز نگه دارنده و سپري در برابر آلودگي ها است و فردا راهي است به سوي بهشت. مسير تقوا روشن است و رونده آن راه ، برنده سود.
60. تواضع متقين
في صفة المتقين: اذا زكي احد منهم خاف مما يقال له، فيقول: انا اعلم بنفسي من غيري، و ربي اعلم بي مني بنفسي! اللهم لا تؤ اخذني بما يقولون، واجعلني افضل مما يظنون، واغفرلي ما لا يعلمون !. (خطبه 193)
در اوصاف متقين فرمود: در آن هنگام كه از يكي از اين دلباختگان كمال تعريف و تمجيد شود، از آن چه كه درباره اش گفته مي شود، مي ترسد؛ لذا در برابر تعظيم كننده مي گويد: من به نفس خود از ديگران داناترم و پروردگار من به نفس من داناتر از من است . بارخدايا! مرا درباره آن چه كه به من مي گويند مؤاخذه مفرما و مرا از آن كه مي گويند برتر فرما و آن چه را كه درباره من نمي دانند براي من ببخش و عفو فرما.
61. رابطه تقوا و حفظ زبان
والله ما اري عبدا يتقي تقوي تنفعه حتي يخزن لسانه .(خطبه 176)
سوگند به خدا، من بنده اي را نمي بينم كه تقواورزيدن سودي به حال او داشته باشدت ، مگر اين كه زبان خود را حفظ كند.
62. دو توصيه مهم
اوصيكم، ايها الناس! بتقوي الله و كثرة حمده علي آلائه اليكم .(خطبه 188)
اي مردم! شما را توصيه مي كنم به تقواي الهي و كثرت ستايش خداوند براي عطايابي كه به شما نازل نموده.
63. بندگان شكرگزار خداوند
اوصيكم بتقوي الله فانها حق الله عليكم ... لم تبرح عارضه نفسها علي الامم الماضين منكم، والغابرين لحاجتهم اليها غدا، اذا اعاد الله ما ابدي، و اخذ ما اعطي، و سال عما اسدي. فما اقل من قبلها و حملها حق حملها! اولئك الاقلون عددا .(خطبه 191)
شما را به تقواي خداوندي توصيه مي كنم؛ زيرا تقوا حق خداوندي بر ذمه شما است. همواره تقواي خود را بر اقوام و ملل گذشته و پوسيده در زير خاك ها عرضه نموده است؛ زيرا فردا همه آنان به نتايج آن صفت سازنده نيازمند خواهند بود و در آن هنگام كه خداوند آن چه را كه ايجاد كرده بود برگرداند و آن چه را كه داده بود باز گيرد و از احساني كه فرموده بود سؤ ال كند، پس چه اندك اند كساني كه تقوا را قبول كنند و آن چنان كه شايسته تقوا است به آن عمل كنند. آنان در شمارش در اقليت اند و آنان هستند كه خداوند سبحان در كتاب عزيزش توصيف نموده است. آن جا كه مي فرمايد: و اندك اند بندگان شكرگزار من.
65. شستشوي گناهان باتقوا
اوصيكم بتقوي الله ... و اشعروها قلوبكم، و ارحضوا بها ذنوبكم ... الا فصونوها و تصونوا بها .(خطبه 191)
شما را به تقواي خداوندي توصيه مي كنم؛ و آن را به دل هايتان قابل پذيرش و اشعار بداريد و گناهانتان را به وسيله تقوا بشوييد. تقوا را از آلودگي ها حفظ كنيد تا به وسيله آن محفوظ و مصون از انحرافات شويد.
66. وصيت به تقوا
اوصيكم بتقوي الله اعذر بما انذر، و احتج بما نهج .(خطبه 83)
من شما را به تقواي خداوندي توصيه مي كنم كه (با ابلاغ نتايج ناگوار اعمال زشت به وسيله پيامبران و براهين وجداني) جاي عذري نگذاشته است و با طرق روشني كه پيش پاي شما گسترده احتجاج نموده است.
67. حق تقوا
اتقوا الله تقية من شمر تجريدا وجدا تشميرا، و كمش في مهل، و بادر عن وجل، و نظر في كرة الموئل و عاقبة المصدر و مغبة المرجع .(حكمت 210)
تقوي بورزيد به خداوند، مانند تقوي كسي كه براي قطع علاقه از تمايلاتي نفساني دامن همت به كمر زده و در آمادگي نهايت كوشش را به كار بسته و با حفظ متانت روح مركب حركت را سخت رانده و با احساس بيم و هراس ‍ پيش دستي نموده و به مقصد نهايي و پايان كار و عاقبتي كه به آن خواهد رسيد نگريسته است.
68. وصيت به پرهيزگاري
اوصيكم عبادالله بتقوي الله الذي البسكم الرياش و اسبغ عليكم المعاش .(خطبه 182)
اي بندگان خدا! شما را به تقوي خدايي كه لباس بر شما پوشاند و معيشت را براي شما فراهم فرمود توصيه مي كنم .
69. در سايه پيشگاه خداوندي
اعلموا! انه من يتق الله يجعل مخرجا من الفتن، و نورا من الظلم، و يخلده فيما اشتهت نفسه، و ينزله منزل الكرامة عنده. في دار اصطنعها لنفسه. ظلها عرشه. و نورها بهجته. و زوارها ملائكته. و رفقاؤ ها رسله .(خطبه 183)
بدانيد كه هر كس براي خداوند تقوا بورزيد، خداوند براي او راه نجات از فتنه ها را قرار مي دهد و نوري رها سازنده از تاريكي ها را. و خداوند انسان باتقوا را در آن موقعيت كه نفسش آن را مي خواهد جاودان مي دارد و او را در جايگاه كرامت در نزد خود در مقامي كه براي پيشگاه خود ساخته است فرود مي آورد، سايه آن پيشگاه عظمت عرش اوست و نور آن جلوه اي از جمالش . زائران آن فرشتگان خداوندي و دوستانش رسولان او.
70. تقواي اوليا خدا
ان تقوي الله حمت اوليا الله محارمه، و الزمت قلوبهم مخافته، حتي اسهرت لياليهم، و اظما هواجرهم. فاخذوا الراحة بالنصب، و الري بالظما. و استقربوا الاجل فبادروا العمل .(خطبه 114)
قطعي است كه تقواي الهي اوليا خدا را از ارتكاب محرماتش بازداشت و خوف الهي را به دل هاي آنان ملازم نمود تا آنان را به بيداري در شب وادار كرد و به تشنگي در روزهاي گرم آنان آسايش در آخرت را با قبول مشقت در دنيا به دست آوردند و سيرابي (از چشمه سارهاي ابديت را) با قبول تشنگي (در اين دنياي گذران ) هم آنان مدت عمر را نزديك تلقي نمودند و در نتيجه پيشدستي به عمل نمودند.
71. كليد هدايت
ذمتي بما اقول رهينة، و انا به زعيم. ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تفحم الشبهات ... الا و ان الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم في النار. الا و ان التقوي مطايا ذلل، حمل عليها اهلها، و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنة .(خطبه 16)
تعهد خود را در گرو سخني كه مي گويم قرار مي دهم و ضمانت آن را بر عهده مي گيرم، كسي كه اندرزها و وسايل تجربه كيفرهاي پيش رويش را بر وي آشكار بسازد خويشتن داري و تقوا او را از تجاوز و ارتكاب اشتباهات باز مي دارد. به شما هشدار مي دهم! خطاهايي كه مردم مرتكب مي شوند، چونان اسب ها چموش اند كه خطاكاران سوار بر آن ها گشته با افسارهايي از دست رفته در بيراهه ها و سنگلاخ ‌ها مي تازند. پايان اين تاخت و تاز طغيانگرانه آتش است. آگاه باشيد! اوصاف تقوا چونان مركب هايي رامند، كه انسان متقي بر آن ها سوار گشته زمام به دست، راهي بهشت الهي اند.
72. تقوا بورزيد از اين پروردگار
اوصيكم بتقوي الله الذي ابتدا خلقكم، و اليه يكون معادكم، و به نجاح طلبتكم، و اليه منتهي رغبتكم، و نحوه قصد سبيلكم .(خطبه 198)
من توصيه مي كنم شما را به تقواي خداوندي كه آفرينش شما را آغاز كرد و به سوي او است برگشت شما. و از او است توفيق براي وصول به مطلوبتان، و به سوي است نهايت رغبت شما و پيشگاه او است راه صحيح.
73. كليد رستگاري
ان تقوي الله مفتاح سداد، و ذخيرة معاد، و عتق من كل ملكة، و نجاة من كل هلكة. بها ينجح الطالب، و ينجو الهارب، و تنال الرغائب. (خطبه 230)
قطعي است كه تقواي الهي كليد رستگاري است و ذخيره براي قيامت، و آزادي از هر عادت ثابت، و نجات از هر گونه هلاكت به وسيله تقوا است كه هر جوينده به مقصود خود رسد و هر گريزان نجات پيدا كند و با اين صفت شريف است كه براي هر آرمان توفيق وصول حاصل آيد.
74. دو سفارش عظيم
اوصيكم عبادالله بتقوي الله، و احذركم اهل النفاق. (خطبه 194)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي توصيه مي كنم و از اهل نفاق برحذر مي دارم.
75. برحذر از دنيا و پيشه گرفتن تقوا
اوصيكم عبادالله، بتقوي الله، و احذركم الدنيا .(خطبه 196)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي توصيه مي كنم و از دنيا برحذر مي دارم.
76. نيرومندي بوسيله پرهيزگاري
قطعوا علائق الدنيا، و استظهروا بزاد التقوي. (خطبه 204)
پيوندهاي دنيا را از خويشتن ببريد و با توشه پرهيزگاري خود را نيرومند گردانيد.
77. شفاي بيماري ها با تقوا
اوصيكم بتقوي الله ... ايقضوا بها نومكم، و اقطعوا بها يومكم، و اشعروها قلوبكم، و ارحضوا بها ذنوبكم، و داووا بها الاسقام، و بادروا بها الحمام. (خطبه 191)
شما را به تقواي خداوندي توصيه مي كنم. به وسيله تقوا خودتان را از خواب بيدار سازيد و روز خود را به پايان برسانيد و آن را به دل هايتان قابل پذيرش و اشعار بدانيد و گناهانتان را به وسيله تقوا بشوييد و درون را از لوث معاصي پاك بسازيد و بيماري هايتان را با اين دوا درمان كنيد و با همين صفت به پيشواز مرگ برويد.@#@
78. زنده بودن مثل ها
اوصيكم عبادالله بتقوي الله الذي ضرب الامثال، و وقت لكم الاجال .(خطبه 83)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي توصيف مي كنم كه مثل ها براي شما زده است و مدت زندگي شما را تعيين فرموده است.
79. صفات پرهيزگار
في صفة المتقي: في الزلازل وقور، و في المكاره صبور، و في الرخا شكور .(خطبه 193)
(پرهيزگار) در مقابل حوادث اضطراب انگيز و لرزاننده باوقار و پابرجاست و در ناگواري ها شكيبا و در موقع آسايش سپاسگزار.
80. بهترين وصيت
اوصيكم عبادالله بتقوي الله؛ فانها خير ما تواصي العباد به، و خير عواقب الامور عندالله .(خطبه 173)
اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي توصيه مي كنم؛ زيرا وصيت به تقوابهترين وصيتي است كه مردم درباره يكديگر انجام مي دهند و شايسته ترين عواقب امور (پايان همه امور زندگي) است در نزد خدا.
81. نفس مطيع
اتقوا الله الذي نفعكم بموعظته، و وعظكم برسالته، و امتن عليكم بنعمته. فعبدوا انفسكم لعبادته، و اخرجوا اليه من حق طاعته. (خطبه 198)
تقوا بورزيد براي خدا كه شما را با پند خود منفعت داد و با رسالت پيامبرش ‍ شما را نصيحت نمود و با نعمتش به شما احسان فرمود. نفس خود را براي عبادت خداوندي رام و مطيع بسازيد و حركت كنيد به سوي خداوندي با اطاعتي كه شايسته او است.
82. تقوا بورز هر چند اندك!
اتق الله بعض التقي و ان قل، و اجعل بينك و بين الله سترا و ان رق .(حكمت 242)
تقوا به خدا بورز، اگرچه اندك باشد و مابين خود و خدا پرده اي قرار بده اگرچه نازك باشد.
83. علائم صفات متقين
من علامة احدهم انك تري له قوة في دين، و حزما في لين، و ايمانا في يقين، و حرصا في علم، و علما في حلم .(خطبه 193)
از علائم صفات متقين اين است كه مي بيني در آن ها قوت و قدرت نيروي دين را و جديت در عين نرمي و ايمان توام با يقين و حريص بودن در كسب علم و حليم بودن در عين عالم بودن.
84. كيفيت تقواي الهي
اتقوا الله عبادالله؛ تقية ذي لب شغل التفكر قلبه ... و ظلف الزهد شهواته .(خطبه 83)
اي بندگان خدا! به خدا تقوا بورزيد تقواي خردمند كه تفكر قلبش را به خود مشغول داشته و زهد و پارسايي از شهوات او جلوگيري كرده است.
85. تحريك براي عمل
العمل العمل، ثم النهاية النهاية، و الاستقامة الاستقامة، ثم الصبر الصبر، و الورع و الورع!. (خطبه 176)
اهتمام بورزيد به كار، برخيزيد براي كار، سپس كار را ناتمام نگذاريد و به پايان برسانيد و در تصميمي كه گرفتيد استقامت بورزيد، استقامت. شكيبا باشيد شكيبا. پرهيزگاري پيشه كنيد پرهيزگاري.
86. پسنديده ترين وصايا
اوصيك بتقوي الله اي بني و لزوم امره، و عماره قلبك بذكره، و الاعتصام بحبله، و اي سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به! اخي قلبك بالموعظة، و امته بالزهادة، و قوة باليقين، و نوره بالحكمة، و ذلله بذكر الموت، و قرره بالفنا، و بصره فجائع الدنيا ... و اعلم يا بني ان احب ما انت اخذ به الي من وصيتي تقوي الله و الاقتصار علي ما فرضه الله عليك، و الاخذ بما مضي عليه الاولون من ابائك، و الصالحون من اهل بيتك .(نامه 31)
فرزندم! من تو را توصيه مي كنم به تقواي الهي و الزام به امر و آباد ساختن قلب خود با ذكر او و چنگ زدن به طناب او و كدامين رشته، اطمينان بخش تر است از رشته ميان تو و خدا اگر آن را بگيري. قلبت را با موعظه زنده بدار و نفست را با اعراض از مزخرفات دنيا مهار كن و با يقين تقويت نما و با حكومت منور ساز و با ذكر مرگ خوارش كن و به اقرار به زوال و فنا وادارش كن و آن را به ناگواري هاي دنيا بينا ساز، و بدان اي پسرم! پسنديده ترين چيزي كه از وصيت من مي تواني بگيري تقواي الهي و بسنده كردن به آن چه خدا براي تو مقرر فرموده و پذيرش آن عقايد و اعمالي است كه نياكان گذشته و صلحاي خاندان تو آن ها را پذيرفته بودند.
87. بهتر از تندرستي
الا افضل من صحة البدن، تقوي القلب. (خطبه 388)
بدانيد كه پرهيزگاري دل، بهتر از تندرستي است.
88. انسان پرهيزگار
لو ان السموات و الارضين كانتا علي عبد رتقا ثم اتقي الله لجعل الله له منهما مخرجا!. (خطبه 130)
اگر آسمان ها و زمين ها بر روي بنده اي بسته باشد، آنگاه او در راه خدا پرهيزگار باشد، سرانجام خداوند براي او گريزگاهي پديد آورد.
89. ضرورت تقوا
ايها الناس! اتقوا الله فما خلق امرؤ عبثا فيلهو، و لا ترك سدي فيلغو. (حكمت 370)
اي مردم! به خدا تقوي بورزيد و هيچ كس بيهوده آفريده نشده است تا بازي كند و بي اصل و تكليف هم رها نشده است.
90. بهترين توشه سفر آخرت
عند رجوعه من صفين و اشرافه علي القبور بظاهر الكوفة: يا اهل الديار الموحشة! و المحال المقفرة! و القبور المظلمة! يا اهل التربة! يا اهل الغربة! يا اهل الوحدة! يا اهل الوحشة! انتم لنا فرط سابق، و نحن لكم تبع لاحق. اما الدور فقد سكنت، و اما الازواج فقد نكحت، و اما الاموال فقد قسمت. هذا خبر ما عندنا، فما خبر ما عندكم؟
ثم التفت الي اصحابه فقال: اما لو اذن لهم في الكلام لاخبروكم ان خير الزاد التقوي .(حكمت 130)
در حالي كه از جنگ صفين برگشته و بر گورهاي بيرون كوفه مشرف و متوجه شده بود فرمود: اي ساكنان سراهاي وحشتناك! و محل هاي بي آب و گياه و خفتگان در گورهاي تاريك! اي در خاك رفتگان! اي دور از وطنان! اي تنها ماندگان! اي وحشت زدگان! شما براي ما پيش افتادگانيد و ما به دنبال شما آيندگانيم و به شما ملحق شوندگانيم، اما (بدانيد كه) در سراهاي شما، ديگران ساكن شدند، زنانتان با مردان ديگري ازدواج كردند و اما اموالتان پس به تحقيق قسمت شد، اين خبري بود كه ما از آن آگاه بوديم و شما براي ما چه خبري داريد؟
(آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام رو به اصحاب خود كرد و فرمود): اما اگر به آنان اجازه سخن گفتن داده مي شد، هر آينه به شما خبر مي دادند كه بهترين توشه براي سفر آخرت، تقواي الهي است.
91. اصالت تقوا
لا يهلك علي التقوي سنخ اصل، و لا يظما عليها زرع قوم .(خطبه 16)
اصل ريشه اي كه بر تقوا روييده هلاك نمي شود و زراعت قومي كه در زمين تقوا كاشته شده از تشنگي نخواهد خشكيد.
92. عاقبت بي تقوايي
من قل ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار .(حكمت 349)
هر كسي كه پارسايي اش كاستي گيرد، دلش بميرد و آن كس كه دلش بميرد، داخل دوزخ شود.
93. ره توشه تقوا
... و مصابيح لبطون قبوركم، و سكنا لطول وحشتكم، و نفسا لكرب مواطنكم .(خطبه 198)
(تقواي را) چراغي در دل قبر و آرامشي براي وحشت بي پايان و راه فراخي براي مواضع غم و اندوه خويش قرار دهيد.
94. دوستي و دشمني پرهيزگار
في صفة المتقين: بعده عمن تباعد عنه زهد و نزاهه، دنوه ممن دنا منه لين و رحمة، ليس تباعده بكبر و عظمة، و لا دنوه بمكر و خديعة .(خطبه 193)
(متقين) اگر از كسي كه از وي كناره گيري كرده است دوري گزيند بر مبناي پارسايي و پاكي از آلودگي ها است و نزديكي وي با كسي كه به او نزديك است از روي نرمش و رحمت است . نه دوري از كسي مبتني بر كبر و خودبزرگ بيني او است و نه نزديكي او به كسي از راه حيله پردازي و فريب كاري است.
95. طالب دنيابودن
اوصيكما بتقوي الله، و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما، و لا تاسفا علي شي ء منها زوي عنكما، و قولا بالحق، و اعملا للاجر، و كونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا. اوصيكما، و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي، بتقوي الله، و نظم امركم .(نامه 47)
شما را به تقواي الهي توصيه مي كنم و دنيا را نخواهيد اگرچه دنيا شما را طلب كند و به هر آن چه از دست شما برود تاسف نخوريد و سخن بر حق بگوييد و عمل براي پاداش آخرت كنيد و دشمن ظالم و يار و ياور مظلوم باشيد. شما و همه فرزندان و دودمانم و هر كسي را كه نامه من به او برسد توصيه مي كنم به تقواي الهي و نظم در امور خويش.
96. روح و بدن متقين
صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلي .(حكمت 147)
(متقين) با بدن هايي در اين جهان زندگي مي كنند اما روح آن ها به جايگاهي بس اعلي وابسته است.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :