امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
2042
ظلم و ستم
1. زشت ترين نوع ستم
ظلم الضعيف افحش الظلم. (نامه 31)
ستم كردن به ناتوان، زشت ترين نوع ستم است.
2. صلاح روزگار
اذا استولي الصلاح علي الزمان و اهله، ثم اسا رجل الظن برجل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم! و اذا استولي الفساد علي الزمان و اهله، فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر!. (حكمت 114)
هرگاه صلاح و شايستگي بر روزگار و اهلش حاكم شد، اگر شخصي به ديگري گمان بد ستم كرده است و هنگامي كه فساد و تباهي بر زمان و اهلش ‍ مستولي شده باشد، اگر كسي به ديگري خوش گمان باشد خود را فريب داده است.
3. ميزان بين خود و ديگران
يا بني! اجعل نفسك ميزانا فيما بينك و بين غيرك، فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك، و اكره له ما تكره لها، و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم، و احسن كما تحب ان يحسن اليك، و استقبح من نفسك ما تستقبحه من غيرك، و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك .(نامه 31)
فرزندم! خويشتن را معيار و ميزان بين خود و ديگران قرار بده، پس آن چه براي خود دوست مي داري براي ديگران هم دوست بدار و آن چه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسند و همان گونه كه دوست نداري به تو ستم شود ستم نكن و همان طور كه دوست داري به تو نيكي شود به ديگران نيكي كن و آن چه براي خود زشت مي داري، براي ديگران هم زشت بشمار و بالاخره به همان چيزي براي مردم راضي باش كه براي خود راضي هستي.
4. بدترين توشه در قيامت
بئس الزاد الي المعاد، العدوان علي العباد .(حكمت 221)
بد توشه اي است براي روز جزا، ستم كردن بر بندگان خدا.
5. حال آغازگر ستم در قيامت
للظالم البادي غدا بكفه عضة. (حكمت 186)
آن كه آغازگر ستم است فرداي قيامت دستش را (از پشيماني) به دندان بگزد.
6. امر به معروف و نهي از منكر
رحم الله رجلا راي حقا فاعان عليه، او راي جورا فرده، و كان عونا بالحق علي صاحبه .(خطبه 205)
رحمت خدا بر كسي كه چون حقي را ديد، ياري اش كرد و چون ستمي را ديد از آن جلوگيري كرد و حق را در برابر ستمگر ياري رساند.
7. نحوه قسم ستمكار
احفلوا الظالم اذا اردتم يمينه بانه بريء من حول الله و قوته؛ فانه اذا حلف بها كاذبا عوجل العقوبة، و اذا حلف بالله الذي لا اله الا هو لم يعاجل، لانه؛ لانه قد وحدالله تعالي .(حكمت 253)
ستمكار را اگر خواستيد قسم دهيد به اين عبارت سوگند دهيد: از حول و قوه خداوند بيزار هستم اگر چنين كنم؛ زيرا اگر به اين عبارت به دروغ سوگند بخورد، در مجازاتش شتاب شود، اما اگر سوگند بخورد به: خدايي كه الهي جز او نيست در عقوبتش شتاب نشود؛ زيرا خداوند تعالي را به يگانگي ياد كرده است.
8. سرانجام شوم ستم
الله الله في عاجل البغي، و آجل و خامة الظلم .(خطبه 192)
خدا را، خدا را، از شتاب (كيفر) سركشي مراقب باشيد، و از سرانجام وخيم ستم بهراسيد.
9. دو عامل تباهي دين و دنيا
ان البغي و الزور يذيعان المرء في دينه و دنياه، و يبديان خلله عند من يعينه .(نامه 48)
همانا ستمگري و دروغگويي دين و دنياي آدمي را تباه مي كنند و معايب او را در نظر عيب جويانش آشكار مي سازند.
10. شكست حتمي ستمكار
لا تدعون الي مبارزة، و ان دعيت اليها فاجب، فان الداعي باغ، و الباغي مصروع .(حكمت 233)
امام عليه السلام به فرزندش حضرت حسن عليه السلام فرمود: كسي را به مبارزه دعوت نكن، اما اگر تو را به مبارزه طلبيدند، اجابت كن؛ زيرا دعوت كننده به مبارزه ستمكار است و ستمكار در هر حال شكست خورده است.
11. انتقام گرفتن از ستمگر
ايها الناس! اعيوني علي انفسكم، و ايم الله لانصفن المظلوم من ظالمه، و لاقودن الظالم بخزامته حتي اوردة منهل الحق و ان كان كارها .(خطبه 136)
اي مردم! مرا براي اصلاح نفوس خودتان ياري كنيد و سوگند به خدا داد مظلوم را از ظالمش مي ستانم و افسار ستمكاران را مي گيرم و او را تا چشمه سار حق مي كشانم اگرچه او نخواهد.
12. در اين روزگار خوش بين مباش!
اذا استولي الفساد علي الزمان و اهله، فاحسن رجل الظن برجل، فقد غرر !. (حكمت 114)
هرگاه نادرستي بر روزگار و مردم آن چيره گردد و با چنين وضعي انساني به انسان ديگر خوش بين باشد، بي گمان فريب خورده است.
13. مغلوب حقيقي
ما ظفر من ظفر الاثم به، و الغالب بالشر مغلوب .(حكمت 327)
كسي كه به ارتكاب گناه پيروز شود (در حقيقت) پيروز نباشد و كسي كه با ستم غلبه كند (در واقع) مغلوب است.
14. مقتول تيغ ستم
من سل سيف البغي قتل به. (حكمت 349)
آن كس كه تيغ ستم بركشد، خود با آن كشته شود.
15. گناهكار بودن ستمگر
من بالغ في الخصومة اثم، و من قصر فيها ظلم .(حكمت 298)
هر كس در دشمني شدت به خرج بدهد، مرتكب گناه شده و كسي كه كوتاهي كند ستم ورزيده است.
16. انواع ستم
الا و ان الظلم ثلاثة: فظلم لا يغفر، و ظلم لا يترك، و ظلم مغفور لا يطلب. فاما الظلم الذي لا يغفر فالشرك بالله، قال الله تعالي: (ان الله لا يغفر ان يشرك به). و اما الظلم الذي يغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات، و اما الظلم الذي لا يترك فظلم العباد بعضهم بعضا .(خطبه 176)
آگاه باشيد! ستم بر سه نوع است: ستمي كه هرگز بخشيده نمي شود، ستمي كه بدون مجازات نمي ماند و ستمي كه بخشيده مي شود و بازخواست ندارد، اما ستمي كه بخشيده نمي شود شرك به خداست كه مي فرمايد: همانا خداوند شرك به خود را نمي آمرزد اما ستمي كه بخشيده مي شود، ستمي است كه انسان با لغزش ها (و ارتكاب گناهان صغيره) به خود روا مي دارد و اما ستمي كه بدون مجازات نمي ماند، ستمگري بعضي از بندگان بر بعضي ديگر است.
17. اتمام حجت بر امام علي - عليه السلام -
لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذ الله علي العلما الا يقاروا علي كظة ظالم، و لا سغب مظلوم، لالقيت حبلها علي غاربها .(خطبه 3)
اگر نبود همايش آن جمعيت انبوه و اين كه با وجود يار و ياور حجت تمام است و اگر نبود كه خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است كه در برابر سيري ستمگر و گرسنگي ستمديده آرام ننشيند و بدان رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر كوهان آن مي انداختم.
18. پرهيز از ستمگري
لزياد بن ابيه و قد استخلفه لعبد الله بن العباس علي فارس و اعمالها، في كلام طويل كان بينهما، نهاه فيه عن تقدم الخراج: استعمل العدل، واحذر العسف و الحيف، فان العسقف يعود بالجلا، والحيف يدعو الي السيف .(حكمت 476)
وقتي زياد بن ابيه را به جاي عبدالله بن عباس كارگزار فارس كرد، در ضمن سخنراني مفصل او را از گرفتن خراج اضافي منع كرد و فرمود: عدل و داد را به كار بند و از سختگيري و بيداد بپرهيز؛ زيرا سختگيري ناروا مردم را آواره مي كند و ستمگري مايه شورش و خونريزي مي شود.
19. ستمگران دنياطلب
لما نهضت بالامر نكثت طائفة، و مرقت اخري، و قسط آخرون: كانهم لم يسمعوا الله سبحانه يقول: (تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فساد و العاقبة للمتقين) بلي! والله لقد سمعوها و عوها، و لكنهم حليت الدنيا في اعينهم وراقهم زبرجها .(خطبه 3)
چون خلافت را به دست گرفتم، گروهي پيمان شكستند و گروهي از دين خارج شدند و دسته اي ديگر ستم پيشه كردند؛ گويي اين سخن خداي سبحان را نشنيدند كه: آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي دهيم كه خواهان سركشي و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهيزگاران است. آري! سوگند به خدا كه آن را شنيدند و فهميدند؛ اما دنيا در چشم آن ها زيبا شد و زيب و زيورهاي آن خوشايندشان گرديد.
20. پرهيز از ستمگري
الله الله في عاجل البغي، و آجل و خامة الظلم، و سوء عاقبة الكبر .(خطبه 192)
برحذر باشيد از خدا، بترسيد از خدا، درباره نتايج دنيوي ظلم و وخامت اخروي آن و بدي عاقبت كبر.
21. زودي بازخواست ستمكار
سينتقم الله ممن ظلم، ماكلا بماكل، و مشربا بمشرب، من مطاعم العلقم و مشارب الصبر و المقر .(خطبه 158)
زود باشد كه خداوند از كسي كه ظلم كرده است انتقام بكشد، درباره خوراك و آشاميدني كه با ستم به خود اختصاص داده است، به وسيله خوراك هاي تلخ و شرنگبار و آشاميدني هاي چون صبر تلخ زهرآگين.
22. بيزاري از ستم
اعجب من ذلك طارق طرقنا بملفوفة في وعائها، و معجونة شنئتها، كانما عجنت بريق حية اوقيئها، فقلت: اصلة، ام زكاة، ام صدقة؟ فذلك محرم علينا اهل البيت، فقال: لا ذا و لا ذاك، و لكنها هدية. فقلت: هبلتك الهبول! اعن دين الله اتيتني لتخدعني؟ امختبط انت ام ذو جنة، ام تهجر؟ والله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها، علي ان اعصي الله في نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته .(خطبه 224)
(آن جا كه از ستم بيزاري مي جويد، مي فرمايد:) شگفت تر از اين، قصه آن شخصي است كه شبانگاهي در خانه ما را كوبيد و در دستش ظرف سرپوشيده (پر از حلوايي لذيذ) بود، چنانش ناخوش نفرت داشتم كه گويي با آب دهان يا استفراغ ماري در آميخته است؟ به او گفتم: آيا اين صله است يا زكات يا صدقه؟ زيرا كه اين ها بر ما خاندان حرام است!
گفت: نه اين است و نه آن. بلكه هديه اي است.
گفتم: زن فرزند مرده (مادرت) بر تو بگريد! آيا از طريق دين خدا وارد شده اي تا مرا بفريبي؟ ابله شده اي يا ديوانه، يا هذيان مي گويي؟ سوگند به خدا، كه اگر هفت اقليم را با آن چه در زير افلاك آن هاست به من دهند تا با بيرون كشيدن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرماني كنم هرگز نخواهم كرد.@#@
23. مهلت دادن به ستمگر
لئن امهل الظالم فلن يفوت اخذه، و هو له بالمرصاد علي مجاز طريقه، و بموضع الشجي من مساغ ريقه .(خطبه 97)
اگر هم خداوند به ستمكار مهلت بدهد، گرفتن و كيفر خداوندي از او فوت نمي گردد و خداوند در گذرگاه ستمكار در كمين است و گلوي آنها را در دست گرفته تا از فرورفتن آب دريغ دارد هشيار باشيد.
24.انتقام گرفتن از ستمگر
في وصيته للحسنين عليهماالسلام: كوناً للظالم خصماً، و للمظلوم عوناً .(نامه 47)
دشمن ستمگر و ياور مظلوم باشيد.
25. پرهيز از ستمگري
و اقدموا علي الله مظلومين، و لا تقدموا عليه ظالمين .(خطبه 151)
به بارگاه خدا، ستمديده وارد شويد و ستمكار وارد نشويد.
26. پشيماني ستمگر
يوم العدل علي الظالم اشد من يوم الجور علي المظلوم!. (حكمت 341)
روز عدالت بر ظالم سخت تر است از روز ظلم بر مظلوم.
27.پرهيز از ستمگري
و الله لان ابيت علي حسك السعدان مسهدا، او اجر في الاغلال مصفدا، احب الي من ان القي الله و رسوله يوم القيامه ظالما لبعض العباد، و غاصبا لشيء من الحطام، و كيف اظلم احدا لنفس يسرع الي البلي قفولها، و يطول في الثري حلولها؟!. (خطبه 224)
سوگند به خدا، اگر شب را در حال بيداري روي خار سعدان به صبح برسانم، يا بسته در زنجيرهاي آهنين و سنگين بار كشيده شوم، براي من بهتر از آن است كه خدا و رسول او را در روز قيامت ملاقات كنم، در حالي كه بر بعضي از بندگان ظلم روا داشته ام و چيز بي ارزشي از پس مانده هاي كاه و علف دنيا را غصب نموده باشم. چگونه ظلم روا بدارم به كسي، به خاطر نفسي كه برگشت آن به سرعت براي پوسيدن است و قرار گرفتنش در خاك طولاني.
28. ستم، خانمان برانداز است!
ليس شيء ادعي الي تغيير نعمه الله و تعجيل نقمته من اقامه علي ظلم؛ فان الله سميع دعوه المضطهدين و هو للظالمين بالمرصاد. (نامه 53)
(آگاه باش كه) هيچ چيزي بيش از حركت بر مبناي ظلم موجب دگرگوني نعمت خداوندي و سرعت انتقام او نيست؛ زيرا خداوند شنونده دعاي ستمديدگان است، و در كمين ستمكاران.
29. بدترين توشه قيامت
بئس الزاد الي المعاد، العدوان علي العباد .(حكمت 221)
بدترين توشه ها براي روز قيامت، ظلم و ستم بر بندگان خداست.
30. فرجام صبر بر ستم
فيما يشير فيه الي ظلم بني اميه: حتي يكون اعظمكم فيها عنا احسنكم بالله ظنا، فان اتاكم الله بعافيه فاقبلوا، و ان ابتليتم فاصبروا، فان العاقبه للمتقين .(خطبه 98)
امام علي عليه السلام در خطبه اي كه به آن اشاره به ظلم بني اميه مي كند مي فرمايد. در حكومت بني اميه هر كس به خدا اميدوارتر باشد، بيش از همه رنج و مصيبت بيند. پس اگر خداوند عاقبت و سلامتي بخشيد، قدرشناس باشيد و اگر به بلا و گرفتاري مبتلا گشتيد، شكيبا باشيد كه سرانجام پيروزي با پرهيزگاران است.
31. نزديكتر به انتقام خداوندي
من كتابه للاشتر حين ولاه مصر: اياك و الدما و سفكها بغير حلها، فانه ليس شيء ادني لنقمه، و لا اعظم لتبعه، و لا احري بزوال نعمه و انقطاع مده، من سفك الدما بغير حقها .(نامه 53)
در فرمان استانداري مصر به مالك اشتر: بپرهيز از خون ها و ريختن خون هاي مردم بدون مجوز قانوني؛ زيرا هيچ چيزي به انتقام خداوندي نزديك تر و از نظر نتايج وخيم تر و براي نابود كردن نعمت خداوندي موثرتر و براي منقرض ساختن روزگار دولت، قاطع تر از خونريزي به ناحق وجود ندارد.
32. زورگويي و ستم
الله الله في عاجل البغي، و اجل وخامه الظلم، و سوء عاقبه الكبر، فانها مصيده ابليس العظمي، و مكيدته الكبري؛ التي تساور قلوب الرجال مساوره السموم القاتله. فما تكدي ابدا، و لا تشوي احدا، لا عالما لعلمه، و لا مقلا في طمره .(خطبه 192)
برحذر باشيد از خدا، بترسيد از خدا، درباره نتايج دنيوي ظلم و وخامت اخروي آن و بدي عاقبت كبير؛ زيرا كبر دام بزرگ و گسترده شيطان و ابزار بزرگ حيله هاي او است كه همانند زهرهاي كشنده كه در بدن انسان ها نفوذ مي كند در دل هاي مردان وارد مي گردد. شيطان در كارهاي خود عليه فرزندان آدم هرگز ناتوان نشود و كسي را از روي خطا رها نكند، نه عالمي را به جهت علمش و نه بينوايي را كه لباس فقر پوشيده است.
33. زمامداران ستمگر
من كتابه الي اهل مصر: اسي ان يلي امر هذه الامه سفهاوها و فجارها، فيتخذوا مال الله دولا، و عباده خولا، و الصالحين حربا، و الفاسقين حزباً .(نامه 62)
در نامه خود به مردم مصر مي فرمايد: مي ترسم حكومت اين امت را نابخردان و خطاكاران به دست بگيرند، پس مال خداوندي را براي خود و در ميان خود به جريان بياندازند و بندگان خدا را برده هاي خود بدانند و با شايستگان جامعه تخاصم و پيكار به راه اندازند و مردمان منحرف را حزب خود تلقي نمايند.
34. شركت در امور
ايها الناس! انما يجمع الناس الرضا، و السخط و انما عقر ناقه ثمود رجل واحد، فعمهم الله بالعذاب لما عموه بالرضا .(خطبه 201)
اي مردم ! راضي بودن و ناراضي بودن به كاري، مردم را در آن كار شريك مي گرداند، ناقه ثمود را تنها يك مرد پي كرد؛ اما خداوند همه قوم ثمود را عذاب داد؛ زيرا همه به كار آن مرد راضي بودند.
35. رسيدگي به ستمديدگان
من كفارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف، و التنفيس عن المكروب .(حكمت 24)
رسيدن به فرياد ستمديده و زدودن غم اندوهناك، از كفاره هاي گناهان بزرگ است.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :