امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1614
گمراهي و گمراه كنندگان
1. زندگي با ناداني ، مرگ با گمراهي
الي الله اشكو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا .(خطبه 17)
از گروهي كه در جهل و ناداني زندگي مي كنند و در گمراهي جان مي دهند به خدا شكايت مي برم.
2. نفس گمراه
لا ترخصوا لا نفسكم؛ فتذهب بكم الرخص مذاهب الظلمه و لا تداهنوا فيهجم بكم الادهان علي المعصيه .(خطبه 86)
به نفس هاي خود رخصت (و امان) ندهيد كه اين رخصت ها شما را به گمراهي مي كشاند و سهل انگاري و مسامحه نكنيد كه مسامحه كردن شما را به سوي معصيت مي برد.
3. پيروان شيطان
قال عليه السلام و قد مر بقتلي الخوارج يوم النهروان: يوسا لكم! لقد ضركم من غركم، فقيل له: من غرهم يا اميرالمومنين؟ فقال: الشيطان المضل، و الانفس الاماره بالسوء، غرنهم بالاماني، و فسحت لهم بالمعاصي، و وعدتهم الاظهار، فاقتحمت بهم النار .(حكمت 323)
در هنگام گذر بر كشتگان خوارج در روز نهروان فرمود: اي تيره بختان! آن كس كه فريبتان داد به شما زيان رساند.
عرض شد: اي اميرالمومنين! چه كسي فريبشان داد؟
فرمود: شيطان گمراه كننده و نفس هاي فرمان دهنده به بدي آنان را به آرزوهاي خام فريب داد و ميدان نافرماني و گناه را براي آنان گسترد و نويد پيروزيشان داد و سپس در آتش فروفكندشان .
4. موجبات گمراهي
من لا يستقيم به الهدي، يجربه الضلال الي الردي .(خطبه 28)
كسي كه هدايت او را از انحراف باز ندارد، گمراهي او را به رذالت مي اندازد.
5. زارعين زيانكار
زرعوا الفجور، و سقوه الغرور، و حصدوا الثبور .(خطبه 2)
تخم گناه كاشتند و با آب غفلت و فريب آبياري اش كردند و هلاكت درويدند.
6. شوربخت واقعي
يالها حسره علي كل ذي غفله ان يكون عمره عليه حجه، و ان توديه ايامه الي الشقوه!. (خطبه 64)
اي دريغا بر هر غافلي كه عمرش بر ضد او حجت باشد و روزهاي عمرش، او را به سوي شوربختي كشاند.
7. ترس موسي ـ عليه السّلام ـ
لم يوجس موسي عليه السلام خيفه علي نفسه، بل اشفق من غلبه الجهال و دول الضلال .(خطبه 4)
موسي عليه السلام هرگز بر خود نترسيد؛ بلكه از چيره گشتن نادانان و پيروز شدن گمراهان ترسيد.
8. قوي ترين شاعران
و قال عليه السلام لما سئل عن اشعر الشعرا: ان القوم لم يخرجوا في حلبه تعرف الغايه عند قصبتها، فان كان و لابد فالملك الضليل .(حكمت 455)
امام علي عليه السلام، در پاسخ به اين پرسش كه قوي ترين شاعران كيست، فرمود: اين جماعت در ميدان مسابقه اي كه خط پايانش معلوم باشد نتاخته اند، اما اگر ناچار بخواهيم قوي ترين شاعران را معلوم سازيم، او آن پادشاه بسيار گمراه (امرواالقيس)
است.
9. ياران گمراهان
هو في مهله من الله يهوي مع الغافلين، و يغدو مع المذنبين، بلا سبيل قاسد و لا امام قائد، حتي اذا كشف لهم عن جزا معصيتهم، و استخرجهم من جلابيب غفلتهم، استقبلوا مدبرا، و استدبروا مقبلا، فلم ينتفعوا بما ادركوا من طلبتهم، و لا بما قضوا من وطرهم. (خطبه 153)
(در وصف شخص غافل مي فرمايد:) او در اين چند صباحي كه خداوند مهلتش داده است، با غافلان سرگرم و روز خود را با گناهكاران سپري مي كند، بي آنكه راه راستي را بپيمايد و پيشوايي راهنما داشته باشد ... تا آن كه خداوند كيفر گناهانشان را به آنان نشان داد و از پس پرده هاي غفلت بيرونشان آورد، به آن چه بدان پشت كرده بودند (مرگ و آخرت) روي نهادند و به آن چه بدان روي آورده بودند (دنيا) پشت كردند و نه از آن چه طلبيدند و بدان رسيدند سودي بردند و نه از خواسته هاي خود كه به آن ها دست يافتند بهره اي يافتند.
10. نشانگر راه راست
اقمت لكم علي سنن الحق، في جواد المضله، حيث تلتقون و لا دليل، و تحتفرون و لا تميهون .(خطبه 4)
در آن وقت كه در جاده هاي گوناگون گمراهي گام برمي داشتيد، من نشانه هاي راه راست و واضح حق را براي شما به پا داشتم و اين در حالي بود كه همه سرگردان به يكديگر برخورد مي كرديد و از اين سوي به آن سوي مي رفتيد، اما راهنمايي نمي يافتيد. زمين را مي كنديد، اما آبي پيدا نمي كرديد.
11. معاويه، پيشواي گمراهان
من كتابه الي معاويه: ارديت جيلا من الناس كثيرا؛ خدعتهم بغيك، و القيتهم في موج بحرك، تغشاهم الظلمات، و تتلاطم بهم الشبهات، فجازوا عن وجهتهم، و نكصوا علي اعقابهم، و تولوا علي ادبارهم .(نامه 32)
در نامه خود به معاويه مي فرمايد: گروهي از مردم را (مقصود مردم شام است) فراوان هلاك ساختي و با گمراه ساختن ايشان فريبشان دادي و آن ها را در امواج درياي فساد و نفاق خويش افكندي كه تاريكي هاي فريبكاري تو چشم بصيرت آن ها را فرو مي گيرد و موج هاي شبهه به آنان پهلو مي زند. پس (در اثر شبهه هايي كه به ايشان القا كردي) از راه راست و درست حق بركنار گرديدند و به عقب برگشتند.
12. وظيفه عقل
كفاك من عقلك ما اوضح لك سبل غيك من رشدك .(حكمت 421)
براي تو از عقلت همين بس است كه راه هاي گمراهي ات را از راه درست و حق، روشن سازد.
13. گمراه كنندگان و گمراهان
احذركم اهل النفاق، فانهم الضالون المضلون، و الزالون المزلون .(خطبه 194)
از اهل نفاق برحذر مي دارم؛ زيرا آنان هستند گمراهان و گمراه كنندگان و لغزندگان و عوامل لغزش.
14. عالم گمراه كننده
و آخر قد تسمي عالما و ليس به، فاقتبس جهائل من جهال، و اضاليل من ضلال و نصب للناس اشراكا من خبائل غرور، و قول زور .(خطبه 87)
انساني ديگر نيز وجود دارد كه نام عالم به خود گرفته و عالم نيست، (اين نابخرد) ناداني هايي را از نادانان و گمراهي هايي از گمراهان كسب كرده، دام هايي از طناب هاي فريب و گفتار بي اساس پيش پاي مردم گسترده است.
15. ويران كننده پايه هاي گمراهي
... المعلن لحق بالحق، و الدافع جيشات الا باطيل، و الدامع صولات الاضاليل .(خطبه 72)
پيامبر، حق را بر مبناي حق اعلان نمود و جوشش ها و غليان باطل ها را دفع و خاموش و هيبت شديد و حملات گمراهي ها را محو و نابود ساخت.
16. امام گمراه كننده
ان شر الناس عند الله امام جائر ضل و ضل به، فامات سنه ماخوذه، و احيا بدعه متروكه .(خطبه 164)
بدترين مردم در نزد خدا، امامي است ستمكار كه گمراه است و مردم به وسيله او گمراه مي شوند كه سنت گرفته شده از منبعش را بكشد و زنده كند بدعت كنار گذاشته شده را.
17. صراط مستقيم
اليمين و الشمال مضله، و الطريق الوسطي هي الجاده، عليها باقي الكتاب و آثار النبوه، و منها منفذ السنه، و اليها مصير العاقبه .(خطبه 16)
چپ و راست گمراهي است و راه وسط، طريق اصلي قرآن و روايات خاندان رسالت و علامت هاي آنان موجود است و سرانجام آنان مي باشند.
18. سبقت موجب گمراهي است!
انظروا اهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم ... و لا تسبقوهم فتضلوا، و لا تتاخروا عنهم فتهلكوا .(خطبه 97)
بنگريد به دودمان پيامبرتان، و به جهتي كه در حيات انتخاب كرده اند ملتزم باشيد و از اثر آنان پيروي كنيد. از آنان سبقت مگيريد كه گمراه مي شويد و از آنان عقب نمانيد كه به هلاكت مي افتيد.
19. وصف گمراهان
قد خاضوا بحار الفتن، و اخذوا بالبدع دون السنن. و ارز المومنون، و نطق الضالون المكذبون .(خطبه 154)
آنان در درياهاي فتنه ها و آشوب ها غوطه ور گشته و به بدعت ها گراييده و اصول و قوانين را رها كردند. مردم با ايمان افسردند و پژمردند و خاموش ‍ گشتند و گمراهان و تكذيب كنندگان دهان باز كردند (و به حركت درآمدند).
20. گمراهي در كجروي است!
من اخذ بها لحق و غنم، و من وقف عنها ضل و ندم .(خطبه 120)
هر كس راه هاي دين را پيش بگيرد و در آن مسير گام بردارد به حقيقت و حمايت گران آن ملحق گردد و به غنيمت برسد و هر كس كه توقف كند و از حركت در آن راه ها امتناع بورزد، گمراه گردد و عاقبت كار پشيمان شود.
21. علل گمراهي
لكل ضله عله، و لكل ناكث شبهه .(خطبه 148)
براي هر گمراهي علتي است و براي هر پيمان شكني شبهه اي است.
22. رنگ گمراهي
في صفه اهل الضلال: آثروا عاجلا و اخروا آجلا، و تركوا صافيا و شربوا آجنا؛ كاني انظر الي فاسقهم و قد صحب المنكر فالفه، و بسي به و وافقه، حتي شابت عليه مفارقه، و صبغت به خلائقه .(خطبه 144)
گمراهان دنياي گذران را مقدم داشتند و آخرت باقي را رها كردند. شربت زلال حيات با ايمان را كنار گذاشتند و آب ناگوار و مخلوط با كثافت را نوشيدند. گويي به تبهكاري از آنان مي نگرم كه همدم كار زشت گرديده و با آن الفتي پيدا كرده است و با آن كار زشت انس گرفته و با آن هماهنگ گشته است تا موهاي سرش با آن ناشايستي ها سفيد شده و اخلاقش رنگ آن منكر را گرفته است.
23. توصيف گمراهان
في صفه اهل الضلال: دعاهم ربهم فنفروا و ولوا، و دعاهم الشيطان فاستجابوا و اقبلوا!. (خطبه 144)
در توصيف گمراهان مي فرمايد: پروردگارشان دعوت كرد، از آن دعوت رميدند و پشت گرداندند و شيطان آنان را خواند، اجابتش كردند و به آن روي آوردند.
24. ارتداد و واپس گرايي
حتي اذا قبض الله رسوله صلي الله عليه و آله، رجع قوم علي الاعقاب، و غالتهم السبل، و اتكلوا علي الولائج .(خطبه 150)
پس از آن كه رسول خدا صلي الله عليه و آله رحلت كرد، گروهي به عقب برگشتند و راه هاي ناهموار، آنان را به هلاكت افكند و بر افكار نادرست خويش تكيه كردند.@#@
25. گمراهي آراسته
من كتابه الي معاويه: اما بعد فقد اتتني منك موعظه موصله، و رساله محبره، نمقتها بضلالت، و امضيتها بسوء رايك، و كتاب امري ليس له بصر يهديه، و لا قائد يرشده، قد دعاه الهوي فاجابه، وقاده الضلال فاتبعه، فهجر لاغطا، و ضل خابطا .(نامه 7)
در نامه خود به معاويه مي فرمايد: بعد از حمد الهي، اندرزي كه از اينجا و آن جا به هم رديف كرده بودي و نامه اي كه آن را با الفاظ زينت داده بودي به دستم رسيد. با گمراهي خود آن را آراسته، و به خاطر بد بودن فكرت آن را فرستاده بودي، نامه را كسي فرستاده كه نه بينايي دارد كه وي را هدايت كند و نه رهبري دارد كه او را به راه راست بكشاند. هواي نفس او را تحريك كرده، وي هم پذيرفته است. گمراهي جلودارش شده او هم پيروي نموده است و نتيجه اين شده كه هذيان گفته، غلط اندازي كرده گمراه شده و اشتباه نموده است.
26. دعاي دوري از گمراهي
في ذكر النبي صلي الله عليه و آله: اللهم! اعل علي بنا البانين بناه! ... و احشرنا في زمرته غير خزايا، و لا نادمين، و ال ناكبين، و لا ناكثين، و لا ضالين، و لا مضلين، و لا مفتونين!. (خطبه 106)
امام علي عليه السلام در يادكرد از پيامبر صلي الله عليه و آله مي فرمايد: خداوندا! بناي او را بالاتر از بناي همه بنا كنندگان قرار بده و ما را در گروه او محشور فرما، بدون ابتلا به رسوايي و بدون گرفتاري به ندامت و انحراف و عهدشكني و گمراهي و گمراه كنندگي و غوطه وري در فتنه ها.
27. درمان بزرگ ترين دردها
استعينوا به علي لاوائكم، فان فيه شفا من اكبر الدا: و هو الكفر و النفاق، و الغي و الضلال .(خطبه 176)
در مشقت ها از آن (قرآن) ياري بخواهيد؛ زيرا درمان بزرگ ترين دردها كه كفر و نفاق و انحراف و گمراهي است، در آن است.
28. مست گمراهي
من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق؛ و من زاغ سات عنده الحسنه؛ و حسنت عنده السيئه، و سكر سكر الضلاله .(حكمت 31)
كسي كه بر اثر ناداني زياد نزاع كند، در بي اطلاعي از حق دوام مي آورد و كسي كه دست از حق كشيد، كارهاي خوب در نظرش ناپسند آيد و كارهاي بد براي او جلوه كند و به مستي گمراهي مست شود.
29. ويران كننده پايه هاي گمراهي
ان هذا الاسلام دين الله الذي اصطفاه لنفسه ... و هدم اركان الضلاله بركنه .(خطبه 198)
اين اسلام آن دين خداوندي است كه براي خود برگزيد ... و اركان گمراهي را ويران نمود.
30. گمراهي آشكار
من كتابه الي معاويه: فقد سلكت مدارج اسلافك بادعائك الا باطيل ... فرارا من الحق، و جحودا لما هو الزم لك من لحمك و دمك؛ مما قد وعاه سمعك، و ملي به صدرك، فماذا بعد الحق الا الضلال المبين، و بعد البيان الا اللبس؟. (نامه 65)
امام علي عليه السلام در نامه خود به معاويه مي فرمايد: به دروغ طالب چيزي (خلافت) هستي كه شايسته آن نيستي. مي خواهي از اين راه از حق فرار كني و منكر چيزي بشوي (رياست امام علي عليه السلام) كه از گوشت و خون تو براي تو ثابت تر است؛ زيرا گوش تو مطالب (خلافت علي عليه السلام) را شنيده، مغز تو از آن مطالب پر است. پس از درك حق و ترك آن، چيزي غير از گمراهي نيست و بعد از واضح بودن مطلب و راه كج را پيش ‍ گرفتن موضوع غير از انحراف نخواهد بود.
31. گمراهي از صراط مستقيم
اخذوا يمينا و شمالا ظعنا طعنا في مسالك الغي، و تركا لمذاهب الرشد .(خطبه 150)
گمراهان براي حركت در مسيرهاي گمراهي و رها كردن طرق رشد و كمال به راست و چپ زدند.
32. بزرگ ترين خيانت
ان اعظم الخيانه خيانه الامه، و افظع الغش غش الائمه .(نامه 26)
به راستي كه بزرگ ترين خيانت، خيانت به ملت و رسواترين غش و فريب، فريب به رهبر و پيشواي مسلمانان است.
33. پناه از گمراهي در هدايت
اللهم اني اعوذبك ان افتقر في غناك، او اضل في هداك .(خطبه 215)
پروردگارا! به تو پناه مي برم از آن كه در بي نيازي مطلق تو، نيازمند گردم يا با هدايت تو گمراه شوم.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :