امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1971
اسراف و تبذير
1. اسراف، كار منافقين
في صفه المنافقين : ان عذلوا كشفوا، و ان حكموا اسرفوا .(خطبه 194)
در توصيف منافقان مي فرمايد: هرگاه سرزنش كنند پرده دري مي كنند و هرگاه حكم رانند از حد مي گذرانند.
2. بخشش مال و ثروت
الا ان اعطا المال في غير حقه تبذير و اسراف، و هو يرفع صاحبه في الدنيا و يضعه في الاخره، و يكرمه في الناس و يهينه عند الله .(خطبه 126)
همانا بخشيدن مال در غير محلش تبذير و اسراف است. اين كار، شخص را در دنيا سربلند، ولي در آخرت سرافكنده مي سازد، در ميان مردم او را اكرام و در نزد خداوند پست مي گرداند.
3. بهترين مردم
خير الناس في حالا، النمط الاوسط فالزموه .(خطبه 47)
بهترين مردم درباره من (علي عليه السلام) گروه ميانه رو هستند (نه دشمني دارند و نه غلو كنند) بنابراين از آن ها جدا نشويد.
4. احوال جاهلان
لا تري الجاهل الا مفرطا او مفرطا .(حكمت 70)
جاهل را نمي بيني مگر آن كه يا زياده روي (افراط) مي كند و يا كوتاهي (تفريط) مي كند.
5. اعتدال در زندگي
كن سمحا و لا تكن مبذراً، و كن مقدراً و لا تكن مقتراً .(حكمت 33)
بخشنده باش و ولخرج مباش (در زندگي) حسابگر باش و سخت گير و تنگ نظر مباش.
6. تكيه گاه اعتدال
نحن النمرقه الوسطي، بها يلحق التالي، و اليها يرجع الغالي .(حكمت 109)
ما تكيه گاه اعتداليم كه بايد عقب ماندگان، خود را بدان برسانند و تندروان بدان بازگردند.
7. تعادل در امور زندگي
لا تسالوا فيها فوق الكفاف، و لا تطلبوا منها اكثر من البلاغ .(خطبه 45)
در دنيا بيش از احتياج نخواهيد و بيش از كفاف از آن طلب نكنيد.
8. دوري از حرص و آز
من اقل منها استكثر مما يومنه. و من استكثر منها استكثر مما يوبقه .(خطبه 111)
كسي كه دنيا كم (و به اندازه نياز) برگيرد، مايه ايمني بسيار به دست آورده است و هر كه از آن مقدار زيادي به دست آورد، مايه هلاك خود را افزون ساخته است.
9. ميانه روي در اموال
دع الاسراف مقتصدا، و اذكر في اليوم غدا، و امسك من المال بقدر ضروررتك، و قدم الفضل ليوم حاجتك .(نامه 21)
اسراف را كنار بگذار و ميانه روي پيشه كن، از امروز به فكر فردا باش و از اموال دنيا به مقدار ضرورت براي خويش نگهدار و زيادي را براي زيارت (قيامت) از پيش بفرست.
10. بسنده به اندك نمودن
المنيه و لا الدنيه! و التقلل و لا التوسل .(حكمت 396)
مرگ آري! اما پستي و خواري هرگز، و به اندك بسنده كردن آري! اما دست سوي اين و آن دراز كردن هرگز.
11. راه مستقيم و ميانه
اليمين و الشمال مضله، و الطريق الوسطي هي الجاده، عليها باقي الكتاب و آثار النبوه .(خطبه 16)
انحراف به راست و چپ گمراهي است و راه مستقيم و ميانه، جاده حق است و بر همين راه قرآن و آثار نبوت (خاندان پيامبر) سفارش مي كنند.
12. افراط و تفريط
لقد علق بنياط هذا الانسان بضعه هي اعجب مافيه. و ذلك القلب، و ذلك ان له مواد من الحكمه و اضدادا من خلافها؛ فان سنح له الرجا اذله الطمع، و ان هاج به الطمع اهلكه الحرص، و ان ملكه الياس قتله الاسف ... و ان افرط به الشبع كظته البطنه. فكل تقصير به مضر، و كل افراط له مفسد. (حكمت 108)
هر آينه و به تحقيق پاره گوشتي كه به رگ هاي بدن انسان، آويخته، آن پاره گوشت، عجيب ترين چيزي است كه در او (يعني انسان) يافته مي شود و آن قلب، است كه ريشه هايي از حكمت و فضايل اخلاقي و نيز چيزهايي كه مخالف حكمت و فضايل اخلاقي است؛ يعني اخلاق رذيله، در آن وجود دارد. پس اگر اميد در قلب آشكار گردد، طمع انسان را خوار مي سازد و اگر طمع آن را به هيجان و جنبش درآورد، حرص، او را هلاك مي كند و اگر نااميدي بر آن چيره گردد، اندوه، آن را مي كشد. و اگر در سيري زياده روي كند، پري معده او را رنج مي دهد. بنابراين هر كوتاهي و سهل انگاري براي انسان زيانبار و هر زياده روي در هر كاري براي او فساد آور است.
13. تباه شدن اسراف كار
من الفساد اضاعه الزاد، و مفسده المعاد .(نامه 31)
از تباهي است ضايع كردن زاد و توشه و تباه ساختن معاد.
14. بخشش فقط در راه خدا
ليس لواضع المعروف في غير حقه، و عند غير اهله، من الحظ فيما اتي الا محمده اللئام، و ثنا الاشرار، و مقاله الجهال، مادام منعما عليهم. ما اجود يده! و هو عن ذات الله بخيل! . (خطبه 142)
كسي كه كار نيك خود را در غير راه صحيح و نزد نااهلان قرار دهد، بهره اي جز ستايش ناپاكان و ثناگويي اشرار و گفتار نادانان ندارد و اين ها هم تا هنگامي است كه به آن ها بخشش مي كند و مي گويند: چه دست سخاوتمندي دارد؛ و حال آن كه از بخشش در راه خدا بخيل است.
15. ميوه تفريط
ثمره التفريط الندامه، و ثمره الحزم السلامه .(حكمت 181)
پشيماني ميوه تفريط است و سلامت محصول احتياط.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :