امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
4247
اي همه هستي ز تو پيدا شده
اي همه هستي ز تو پيدا شده
خاك ضعيف از تو توانا شده
زير نشين علمت كاينات
ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
هستي تو صورت پيوند ني
تو به كس و كس به تو مانند ني
آنچه تغيّر نپذيرد تويي
وآنكه نمرده است و نميرد تويي
ما همه فاني و بقا بس توراست
ملك تعالي و تقدس توراست
خاك به فرمان تو دارد سكون
قبضة خضرا[1] تو كني بي‌ستون
جز تو فلك را خم چوگان كه داد؟
ديگ جسد را نمك جان كه داد؟
هركه نه گوياي تو خاموش به
هرچه نه ياد تو فراموش به
ساقي شب دستكش جام توست
مرغ سحر دستخوش نام توست
پرده برانداز و برون آي فرد
گرمنم آن پرده به هم درنورد
عجز فلك را به فلك وانماي
عقد جهان را ز جهان واگشاي
نسخ كن اين آيت ايام را
مسخ كن اين صورت اجرام را
آب بريز آتش بيداد را
زيرتر از خاك نشان باد را
دفتر افلاك شناسان بسوز
ديدة خورشيد پرستان بدوز
تا به تو اقرار خدايي دهند
بر عدم خويش گوايي دهند
اي به ازل بوده و نابوده ما
واي به ابد زنده و فرسوده ما
دور جنيبت كش[2] فرمان توست
سُفت[3] فلك غاشيه گردان[4] توست
حلقه زن خانه بدوش توايم
چون در تو حلقه بگوش توايم
از پي توست اين همه اميد و بيم
هم تو ببخشاي و ببخش اي كريم
چارة ما ساز كه بي‌داوريم
گر تو براني به كه روي آوريم
دل ز كجا وين پر و بال از كجا
من كه و تعظيم جلال از كجا؟!
در صفتت گنگ فرو مانده‌ايم
من عرف الله فروخوانده‌ايم
چون خجليم از سخن خام خويش
هم تو بيا مز به انعام خويش
پيش تو گر بي‌سروپاي آمديم
هم به اميد تو خداي آمديم
يارشو اي مونس غمخوارگان
چاره‌كن از چارة بيچارگان
بر كه پناهيم تويي بي‌نظير
در كه گريزيم تويي دستگير
جز در تو قبله نخواهيم ساخت
گر ننوازي تو كه خواهد نواخت؟
دست چنين پيش،‌كه دارد كه ما
زاري از اين بيش كه دارد، كه ما؟
درگذر از جرم كه خواننده‌ايم
چارة ما كن كه پناهنده‌ايم

[1] . قبضة خضرا: (در برخي نسخه‌ها: قبة خضرا):آسمان سبز يا آبي است. آسمان بي‌ستون: اشاره است به آيه شريفةْ: «اَلله الّذي رفع السموات بغير عمد ترونها»، «خداست كه بر افراشت آسمانها را بدون ستون‌هايي كه آنها را ببيني» (1، 13)، و نيز: آية: «خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » (سوره لقمان آيه 10.)
[2] . جنيبت: اسب كوتل كه پيش سواري سلاطين و امرا برند (غياث اللغاث) اسب يدك. جنيبت‌كش: ميرآخور، فرنبر.
[3] . سُفت: دوش و شانه (به كسر اول هم ضبط شده است.)
[4] . غاشيه: زين پوش اسب. غاشيه گردان: كنايه از شخصي است كه زين‌پوش را بر دوش مي‌گيرد و در موقع حاجت آن را بر روي زين اسب سلطان يا امير مي‌كشد. مجازاً: فرمانبردار.
نظامي گنجوي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :