امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1509
جلاء دل، به درگاه ذوالجلال
ذوالجلالا! جلاء دل تو دهي
مرهم ريش خستگان تو نهي
تشنگانيم ژاله‌اي برسان
وز نوالت نواله‌اي برسان
بس غريبيم، چاره‌ساز تويي
بس گداييم بي‌نياز تويي
هر شبي رحمت از تو خواسته‌ايم
به اميدي به صبح خاسته‌ايم
كرده‌ايم از براي خوشحالي
پهلو از جامه خواب خوش، خالي
اي بسا شب كه گشته اندر كوي
«ربنا ربنا ظلمنا»[1] گوي
«يا عِبادِيَ الَّذِينَ»[2] كه فرمودي
پس وفا كن بدين كه فرمودي
كسمان نيست «انت مولانا»
هيچ‌مان نيست تحفه، «وارحمنا»[3]
«واعف عنا»[4]تويي حلمي وشكور
در ازل بوده‌اي رحيم و غفور
گر تو بر بندگان نبخشايي
گره كارمان بنگشايي
بر كه گويند فقر و با كه روند
بنما تا به ديگري گروند
تا نبخشي ز سينه غم نشود
رحمتي كن، خزينه كم نشود
شرمساريم پرده‌مان بمدر
خاكساريم آب‌مان بمبر
همه بر درگه تو معتكفيم
به گناه گذشته معترفيم
كرمت را نگاه مي‌داريم
دامنت را ز دست نگذاريم
بر نخيزيم از آستانة تو
ننشينيم چز به خانة تو
بر نداريم سر زخاك رهت
نا نخواني به لطف پيشگهت
اين «سنائي» كه روسياه‌تر است
وزهمه كس كه پر گناه‌تر است
نقد هستي به باد برداده
گشته حيران زره بيفتاده
جز به درگاه تو ندارم راه
نبرم جز به حضرت تو پناه
جُرم، بسيار گشت،‌ غفران كو؟
گنه از حد گذشت،‌ احسان كو
بنده گر در گنه گرفتار است
نامي از نامهات غفار است
من پليد گناه و تو پاكي
جز نژندي چه زايد از خاكي
خوان نهادي مرا نصيب فرست
يك نواله بدين غريب فرست
راندم از خون دل، زديده دو جو
موج درياي فضل و عفوت كو؟
كار عاصي به صد نكال[5] شده
تن و اندام چون ژكال[6] شده
همه را راه عذر بر بسته
دست مالك گشاده، در بسته
آه، گر لطف او نگيرد دست
كس از اين هول چون تواند رست؟!

[1] . ربَّنا ربَّنا ظََلَمنا: « قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ » (آدم و حوا) گفتند: خدايا بر خويش ستم كرديم و اگر تو ما را نبخشي سخت از زناكاران شده‌‍ايم). سوره اعراف، آيه 23.
[2] . يا عِبادِيَ الَّذِينَ: بخشي از آية 53 سوره زمر: « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلي أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً » (اي رسول رحمت) بدان بندگانم كه (به عصيان) اسراف بر نفس خود كردند؛ بگو از رحمت خدا نا اميد نباشيد. اليبته خدا همة گناهان را (چون توبه كنيد) خواهد بخشيد...)
[3] . وارحمنا: ناظر است به بخشي از آية اخر سورة بقره: «... واعف عنا و اغفر لنا وارحمنا انت مولينا فانصرنا علي القوم الكافرين.» (اي پروردگارا! از ما درگذر و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما، تنها آقا و ياور ما توئي ما را بر گروه كافران ياري و پيروز فرما.)
[4] . وارحمنا: ناظر است به بخشي از آية اخر سورة بقره: «... واعف عنا و اغفر لنا وارحمنا انت مولينا فانصرنا علي القوم الكافرين.»
[5] . نال:‌عقوبت و رنج.
[6] . ژكال: زكال يا زغال مادة سياه رنگ قابل احتراق.
سنائي غزنوي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :