امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1399
تضرّع و ناله در دعا
اي بسا مُخلص كه نالد در دعا
تا رود دود خلوصش بر سما
تا رود بالاي اين سقف برين
بوي مجمر از انين المذنبين
پس ملائك با خدا نالند زار
كاي مجيب هر دعا و اي مستجار
بندة مؤمن تضرّع مي‌كند
او نمي‌داند بجز تو مُستند
صله‌ها بيگانگان را مي‌دهي
از تو دارد آرزو هر مشتهي
حق بفرمايد كه نزخواريّ اوست
عين تأخير عطا ياريّ اوست
نالة مؤمن همي داريم دوست
گو تضرّع كن كه اين اعزاز اوست
حاجت آوردش زغفلت سوي من
آن كشيدش موكشان در كوي من
گر برآرم حاجتش او وا رود
هم در آن بازيچه مستغرق شود
گر چه مي‎نالد به جان يا مستجار
دل شكسته سينه خسته گو بزار
خوش همي آيد مرا آواز او
و آن خدا يا گفتن و آن راز او
طوطيان و بلبلان را از پسند
از خوش آوازي قفس در مي‌كنند
زاغ را و جغد را اندر قفس
كي كنند؟ اين خود نيامد در قصص
مثنوي و معنوي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :