امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1737
مراحل و اقسام تحدّي در قرآن

يكي ازدلايل اعجاز قرآن كريم تحدّي است كه دانشمندان علوم قرآن در ضمن مبحث اعجاز به آن پرداخته‎اند. مبارزه طلبي قرآن، به دو صورت كلي و جزيي بيان شده است و ما در اين نوشتار با عنايت به ترتيب نزول آيات تحدي، تلاش مي‎كنيم به اين جمع بندي برسيم كه آيا تحدي در قرآن داراي سير مشخصي است و آيا با توجه به آيات قرآن، تحدي اختصاص به زمان يا قوم خاصي دارد، يا آن كه گستره‎ي آن فراتر از زمان و مكان و ملت خاصي است؟


مفهوم تحدي در قرآن
تحدي، در لغت يعني مبارزه طلبي و معارضه كردن، و در اصطلاح يك واقعيت تاريخي قرآني است كه عبارت است از امر خداوند به مخالفان و منكران وحي قرآن و صدق نبوت حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه اگر طبق ادعاي خود، قرآن را مجعول و پيش خود ساخته و اساطير الاولين مي‎دانند، نظير آن را بياورند.[1]


آيات تحدي در قرآن
آيات تحدي در قرآن به دو صورت مطرح گرديده‎اند:[2]
الف. تحدي به صورت عام و كلي؛
ب. تحدي به صورت خاص و جزئي؛
آياتي كه تحدي به صورت كلي در آن ها مطرح شده است به ترتيب نزول از اين قرارند:
1. «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»[3]
«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد، هرچند يكديگر را در اين كار كمك كنند».[4]
2. «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ».[5]
«آيا آن‎ها مي‎گويند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟ بگو: «اگر راست مي‎گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد، و غير از خدا هر كس را مي‎توانيد (به ياري) طلبيد!»
3. «أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»[6]
«آيا مي‎گويند: «او به دروغ اين قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگي است؟» بگو: «اگرراست مي‎گوييد، شما هم ده سوره‎ي ساختگي همانند اين قرآن را بياوريد؛ و تمام كساني را كه مي‎توانيد، ـ غير از خدا ـ براي اين كار دعوت كنيد!».
4. «أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ  فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ»[7].
«يا مي‎گويند: قرآن را به خدا افترا بسته؟ ولي آنان ايمان ندارند، اگر راست مي‎‏گويند سخني همانند آن بياورند.»
5. «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ  فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ»[8]
«و اگر درباره آن چه بر بنده خود (پيامبر) نازل كرده‎ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد، و گواهان خود را ـ غير خدا ـ فرا خوانيد اگر راست مي‎گوييد. پس اگر چنين نكرديد ـ كه نخواهيد كرد ـ از آتشي بترسيد كه هيزم آن، (بدن‎هاي مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است، و براي كافران آماده شده است!».
در آيات قرآن كريم، گاه تحدي به كل قرآن، گاه به ده سوره و گاه به يك سوره از آن صورت گرفته است. اين گونه تحدّي زمينه ساز اين سؤال شده است كه راز اين درخواست‎ها و همانند خواهي‎هاي متفاوت چيست؟
پاسخي كه معمولا داده مي‎شود اين است كه قرآن با اين شيوه، تحدي از اشد به اخف نموده است تا اعجاز قرآن بهتر به كرسي نشيند. در آغاز درخواست كرده تا همانند كل قرآن را بياورند. پس از آن كه تلاش براي همانندآوري كل قرآن صورت گرفت و ناتواني بشر از آوردن همانند آن روشن شد، ده سوره همانند سور قرآن را مي‎طلبد و پس از تلاش و اثبات عجز آنان از آوردن ده سوره، قرآن از آنان مي‎خواهد كه يك سوره همانند قرآن بياورند. به اين ترتيب قرآن مجيد سه بار با فاصله‎ي زماني انگيزه‎هاي مردم را به سوي همانند آوري قرآن سوق داده و عجز آنان از آوردن همانند قرآن را در سه مرحله با سير از دشوارتر به آسان‎تر به اثبات رسانده است.
اين پاسخ، بر يك پيش فرض استوار است و آن اين كه نزول و به ويژه ابلاغ آيات ياد شده به ترتيبي بوده باشد كه در اين پاسخ مطرح شده است. به اين معني كه اوّل آيات تحدي به كل قرآن، سپس آيات تحدي به ده سوره و در نهايت آيات تحدي به يك سوره نازل شده است. در حالي كه در آيات قرآن هيچ شاهدي بر اين مدّعا وجود ندارد.
بعلاوه قول مشهور بين مفسران و دانشمندان علوم قرآني آن است كه سوره يونس كه مشتمل بر  آيات تحدي به يك
سوره است قبل از سوره‎ي هود كه مشتمل بر آيات تحدي به ده سوره مي‎باشد، نازل شده است.[9] و به اين دليل پيش فرض ياد شده مورد ترديد قرار گرفته و پاسخ ياد شده را دچار تزلزل ساخته است. اين نكته مفسران را بر آن داشته است كه تبيين و توجيه‎هاي ديگري را به ميان كشند و يا دفاعي ويژه از پيش فرض ياد شده به عمل آورند.[10]
در اين جا به منظور جلوگيري از اطاله‎ي سخن از پرداختن به نقد و بررسي اقوال ياد شده خودداري كرده و به بيان وجهي كه به نظر ما سازگارترين وجه با آيات است اكتفا مي‎كنيم.
گرچه اكثر قريب به اتفاق مفسران و دانشمندان علوم قرآني مفاد آيات تحدي به مثل قرآن را به كل قرآن دانسته‎اند ولي اين احتمال كه مقصود از قرآن در اين آيات معناي جنسي باشد و درصدد بيان مقدار معجزه قرآن نباشد به صورت جدّي مطرح است زيرا قرآن از ماده قرائت است و قرائت و تلاوت، هم بر كل قرآن صادق است و هم بر جزء آن. علاوه بر آن هنگام نزول اين آيات، تمام سوره‎هاي قرآن نازل نشده بود. بنابراين نمي‎توان تحدي در اين آيات را تحدي به كل قرآن دانست. در اين صورت بحث از «ترتيب تحدي» در اين مورد رنگ مي‎بازد. ولي با فرض پذيرش قول مفسران در اين خصوص مي‎توان گفت آيات تحدّي در مرحله اوّل ازبشر مي‎خواهد كه اگر در خدايي بودن قرآن ترديد دارد كتابي همانند قرآن كه داراي همه‎ي امتيازات قرآن باشد بياورند و پس از آن كه عجزشان ثابت شد تخفيف داده مي‎فرمايد: يك سوره كه از هر جهت شبيه سور قرآني باشد و همه امتيازات يكي از سور قرآن را دربرداشته  باشد بياورند، و پس از آن كه از چنين امري نيز عاجز شدند تخفيف داده از ايشان مي‎خواهد كه ده سوره بسازند كه هر كدام داراي يكي از جهات اعجاز قرآن باشد بطوري كه مجموع آن ده سوره بتواند ويژگي‎هاي يك سوره قرآن را دارا باشد. بديهي است كه ساختن يك سوره كه از هر نظر شبيه يك سوره قرآن باشد، مشكل‎تر از فراهم آوردن چند سوره است كه هر يك در يك جهت شبيه قرآن باشد.پس تحدي از اشد به اخف صورت گرفته و معقول است.[11]
در دسته‎اي ديگر از آيات قرآن، تحدي به صورت خاص مطرح شده است[12] كه تنها به عناوين موضوعات اشاره مي‎كنيم:
1. تحدي به آورنده‎ي قرآن.
2. تحدي به فصاحت و بلاغت.
3. تحدي به هماهنگي و عدم اختلاف.
4. تحدي به خبرهاي غيبي.

دامنه‎ي تحدي
گسترده‎ترين تحدي از ميان آيات قرآن در آيه‎ي 88 سوره‎ي اسراء انجام گرفته است. مخاطب اين مبارزه طلبي، جن و انس يعني همه جهانيانند. از اين آيه به خوبي استفاده مي‎شود كه ابعاد اعجاز قرآن اختصاص به فصاحت و بلاغت و زبان خاص آن كه زبان عربي است نداشته و از جهات مختلف مطرح است؛ و گرنه دعوت به مقابله غير عرب با يك كتاب عربي بي‎تناسب است.[13]
لازم به توضيح است كه هم آوردي خواستن (تحدي) در آن نيست كه سخني همسان و همانند سخن خدا بياورند به گونه‎اي كه در شيوه‎ي بيان و نحوه‎ي تعبير كاملاً همانند باشد، زيرا اين گونه همانندي جز با تقليد امكان پذير نيست! بلكه مقصود از «تحدي» آوردن سخني است كه همچون قرآن از نظر معنويت داراي جايگاهي ارجمند و والا بوده و در درجه‎ي اعلاي بلاغت و فصاحت قرار گرفته باشد؛ سخني توانا و قدرتمند، رسا و گويا، با محتوايي بلند و متين و استوار باشد. علماي بيان با معيارهاي مشخصي، درجات رفعت و انحطاط هر كلامي را معين ساخته‎اند و برتري كلامي بر كلام ديگر با همين معيارها مشخص مي‎گردد. در علم «بلاغت» به تفصيل از آن معيارها سخن گفته شده است.[14]

معارضه با آيات تحدي
برخي از متكلمان مسلمان قايل به اين هستند كه خداوند همت و اراده‎ي مدعيان را براي پاسخ گويي به قرآن و آوردن نظير آن سست مي‎كند و نظر آنان را از اين كار «صرف» مي‎كند يعني برمي‎گرداند. به اين نظريه «صرفه» گفته‎اند.[15] قول به صرفه نه تنها از دو جنبه‎ي نظري خدشه پذير است بلكه از حيث عملي نيز بطلانش ثابت شده است. زيرا تاريخ برخي از معارضه‎ها را با قرآن ثبت نموده است كه البته مايه‎ي عبرت و شگفتي است. بنابراين در مقابل تحدّي، معارضه صورت گرفته است،امّا سرانجام جز خسارت و فضاحت براي معارضه كنندگان حاصل نشده است. نمونه‎هايي از اين معارضه‎ها به شرح زير است:
مسيلمه كذاب كه ادعاي نبوت و پيامبري داشت در مقابل سوره‎ي «فيل» اين جملات را ساخته است: الفيل، ما الفيل، و ما ادراك ما الفيل، له ذنب و بيل و خرطوم طويل....[16]
يكي از نويسندگان مسيحي كه مدعي معارضه با قرآن است در مقابل سوره «حمد» با اقتباسي كه از خود سوره داشته است، سوره خودساخته‎اي عرضه نموده است: الحمد للرحمن، رب الاكوان، الملك الدّيان، لك العبادة و بك المستعان، اهدنا صراط الايمان.[17] و در مقابل سوره كوثر گفته است: انا اعطيناك الجواهر، فصلّ لربك وجاهر و لا تعتمد قول ساحر! اين فرد با تقليد كامل از نظم و تركيب آيات قرآني و تغيير برخي از الفاظ آن چنين تلقين مي‎كند كه با قرآن معارضه نموده است. او همين بافته‎هايش را نيز از مسيلمه كذاب به سرقت برده است. مسيلمه در برابر سوره‎ي كوثر گفته است: انا اعطيناك الجماهر، فصل لربك و هاجر و انّ مبغضك رجلٌ كافر.[18]
نمونه‎هايي ديگر نيز از معارضه‎هاي واهي و بي‎اساس وجود دارد كه براي هميشه به بايگاني تاريخ سپرده شده‎اند.[19]

پي نوشت ها:
[1] . خرمشاهي، بهاء الدين: قرآن پژوهي، تهران، دوستان، چ اوّل، 77، ج 1، ص 481.
[2] . ر.ك: جوان آراسته، درسنامه علوم قرآني، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چ اوّل، 77.
[3] . اسراء، آيه‎ي 88.
[4] . در ترجمه آيات، از ترجمه آيت الله مكارم شيرازي استفاده شده است.
[5] . يونس، آيه‎ي 38.
  1.هود,آيه ی13
[7] . طور، آيه‎ي 33 ـ 34.
[8] . بقره، آيه‎ي 23 ـ 24.
[9] . ر.ك: زنجاني، ابو عبدالله؛ تاريخ القرآن، تهران، منظمة الاعلام الاسلامي، چ اوّل، 1404، ص 55 ـ 64.
[10] . ر.ك: مصباح يزدي، محمدتقي، قرآن شناسي، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، چ اوّل، 76، ص 127 ـ 133.
[11] . مصباح يزدي،‌محمد تقي، قرآن شناسي، ص 125 ـ 133. با اندكي تصرف.
[12] . ر.ك: طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ج 1، ص 59 ـ 73.
[13] . جوان آراسته، حسين؛ درسنامه علوم قرآني، قم،دفتر تبليغات اسلامي، چ اوّل، 77، ص 352.
[14] . معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، قم، التمهيد، چ اوّل، 78، ص 372.
[15] . خرمشاهي، بهاء الدين، قرآن پژوهي، ج 1، ص 481.
[16] . ر.ك: الميزان، ج 1، ص 68.
[17] . ر.ك: البيان، ص 94.
[18] . همان، ص 94 ـ 99.
[19] . جوان آراسته، حسين؛ درسنامه علوم قرآني، ص 358.

علي اكبر مؤمني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :