امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1289
تفاوت ظرفيتها در فهم قرآن

بنابراين، قرآن كريم كتابي عميق و داراي باطن‌ها است و هر كس به حدّ ظرفيّت وجودي خود مي‌تواند از آن بهره‌مند شود و ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيز آيات كريمه‌ي قرآن را براي همه‌ي افراد يكسان معني نمي‌كردند. براي برخي به ظاهر قرآن معني مي‌فرمودند و براي برخي به باطن قرآن؛ و اين بستگي به تحمّل آن افراد داشت.
«ذريح محاربي»كه از اصحاب امام صادق ـ عليه السّلام ـ است و داراي كتاب روايي است و جايگاهي بس تمام دارد، از امام ششم ـ سلام الله عليه ـ درباره‌ي معناي آيه‌ي كريمه‌ي «ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ»[1] مطلبي را مي‌پرسد و آن حضرت در جواب مي‌فرمايند: مقصود از «تفثهم»ملاقات امام است يعني پس از حج به حضور امام شرفياب شدن. و مقصود از «وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ»يعني، آن عهدها را، كه همان مناسك حج است، انجام دادن.[2] عبدالله بن سنان كه اين روايت را از ذريح محاربي شنيده، مي‌گويد: اين مطلب براي من تازگي داشت خدمت امام ششم ـ عليه السّلام ـ شرفياب شده عرض كردم: آيه را برايم معنا بفرمائيد. آن حضرت فرمودند: «أخذ الشارب و قصّ الأظفار»يعني موي شارب را كم كردن و ناخن را چيدن! عبدالله بن سنان عرض مي‌كند: «جُعلت فداك إنّ ذريح حدّثني عنك بأنّك قلت له «ليقضوا تفثهم»: لقاءُ الإمام «و ليوفوا نذورهم»: تلك المناسك»ذريح محاربي از شما نقل مي‌كند كه فرموده‌ايد مقصود از آيه، لقاي امام و انجام مناسك است ولي شما براي من به گونه‌ي ديگري تفسير مي‌كنيد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «صَدَقَ ذريح و صَدَقْتَ»هم او صادق و راستگوست و هم اين خبر كه داده است، صادق و درست است. «إن للقرآن ظاهراً و باطناً و من يحتمل مثل ما يحتمل ذريح؟»[3] قرآن ظاهري دارد كه «ثُمَّ لْيَقْضُوا»بر اساس ظاهر به معناي اصلاح ظاهري بدن است و باطني دارد كه بر اساس آن، معناي اين عبارت، اصلاح باطن و درون انسان است كه با ملاقات امام ـ عليه السّلام ـ حاصل مي‌شود و چون هر سؤال كننده‌اي نمي‌تواند اسرار قرآن و معارف باطن آن را تحمّل كند، لذا قرآن را براي هر كس به قدر توانش تفسير مي‌كنيم و ذريح از حاملان اسرار قرآن است.
آنچه در زيارت جامعه‌ي كبيره به امامان ـ عليهم السّلام ـ عرض مي‌كنيم: «محتمل لِعِلْمكم»[4] يعني به شما متوسل مي‌شوم و از خدا مي‌خواهم كه بتوانم علم شما را تحمل كنم، ناظر به احاديث معروفي است كه فرموده‌اند: «إن أحاديثنا صعب مُسْتصعب لا يحتملها إلا نبيّ مرسل أو مَلَك مقرّب أو عبدٌ امْتحن الله قلبه للتقوي»[5] يعني فهم دقيق احاديث ما، بسيار مشكل است و كسي توان تحمّل آن را ندارد جز نبيّ مرسل يا فرشته‌ي مقرّب يا بنده‌اي كه خداوند قلب او را براي تقوا آزمايش كرده است.
جابر از حضرت امام باقر ـ عليه السّلام ـ تفسير آيه‌اي را پرسيد و آن حضرت پاسخ دادند. بار ديگر از همان آيه پرسيد و امام به گونه‌ي ديگري جواب فرمودند. جابر عرض كرد پيش از اين، جواب ديگري فرموديد. حضرت امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «يا جابر إن للقرآن بطناً و للبطن بطنٌ و له ظهْر و للظهر ظهْر، يا جابر ليس شيء أبعد من عقول الرجال من تفسير القرآن، إن الآية يكون أوّلها في شيءٍ و آخرها في شيءٍ و هو كلام متّصل متصرّف علي وجوهٍ»[6]؛ اي جابر براي قرآن بطن است و براي آن بطن هم بطن است و براي قرآن ظهر است و براي ظهر آن نيز ظهر است؛ اي جابر هيچ چيزي مانند تفسير قرآن از عقل‌هاي مردان دور نيست، به درستي كه اوّلِ آيه‌اي در چيزي سخن مي‌گويد و آخرش در چيز ديگر و قرآن، كلام متّصل و پيوسته‌اي است كه وجوه فراوان دارد.
گفتني است كه پي بردن به معاني باطني قرآن مخصوص پاكان و معصومين ـ عليهم السّلام ـ است ليكن پيروان راستين علمي و عملي آن جان‌هاي نوراني به مقدار پيروي از آنان سهمي از ادراك باطن را خواهند داشت؛ البته همان طور كه ظاهر آيات تفسير كننده‌ي يكديگر بوده و با هم مرتبطند، باطن آنها نيز بيان كننده‌ي همديگر بوده و با هم پيوند ناگسستني دارند.

پي نوشت ها:
[1] ـ سوره حج، آيه 29؛ سپس، بايد آلودگي‌هايشان را برطرف سازند؛ و به نذرهاي خود وفا كنند.
[2] ـ بحار، ج 47، ص 338.
[3] ـ بحار، ج 89، ص 84.
[4] ـ مفاتيح الجنان.
[5] ـ بحار، ج 2، ص 183، ح 1.
[6] ـ  بحار، ج 89، ص 91.

قرآن در قرآن ـ آيت الله جوادي آملي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :