امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
17689
اولين و آخرين آيه و سوره

درباره اولين آيه يا سوره نازل شده سه نظر وجود دارد:
1. گروهى معتقدند كه اولين آيات سه يا پنج آيه از اول سوره علق بوده است كه مقارن بعثت پيامبر نـازل شـده است , هنگامى كه ملك (فرشته ) فرود آمد و پيامبر را باعنوان ((نبوت )) ندا داد و به او گـفـت : بـخـوان , گفت : چه بخوانم ؟
پس او را در پوشش خود گرفت و گفت : «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (١)خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (٢)اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأكْرَمُ (٣)الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (٤)عَلَّمَ الإنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ»[1].
از امـام صادق (ع ) روايت شده است كه فرمود: (اول ما نزل على رسول اللّه (ص ) بسم اللّه الرحمان الرحيم اقرا باسم ربك و آخر مانزل عليه : اذاجا نصراللّه).[2]
2. گـروهـى نـخستين سوره نازل شده را سوره مدثر مى دانند از ابن سلمه روايت شده است كه از جـابـربن عبداللّه انصارى سؤال كردم : كدامين سوره يا آيه قرآن براى نخستين بار نازل شده است ؟
گـفـت : (يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ) گفتم : پس (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ) چه ؟
گفت : گفتارى كه از پيامبر اكرم (ص ) شنيده ام اكنون براى شما بازگو مى كنم شنيدم كه فرمود: (مدتى را در مجاورت كوه حـرا گـذرانيدم در پايان كه از كوه پايين آمدم و به ميانه دشت رسيدم , ندايى شنيدم به هر طرف نـگريستم كسى را نديدم سپس سر به آسمان بلند كردم , ناگهان او (جبرئيل ) را ديدم لرزشى مرا فـرا گـرفـت , بـه خـانـه نـزدخـديـجـه آمدم , خواستم تا مرا بپوشاند آن گاه «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ»[3] نـازل شد[4] گروهى از اين حديث استفاده كرده اند كه اولين سوره نازل شـده درابـتـداى وحى بر پيامبر اكرم (ص ) اين سوره است [5] ولى در متن حديث هيچ گونه اشاره اى به اين امر كه نخستين سوره نازل شده اين سوره باشد نشده است ,و صرفا استنباط جابر از ايـن حـديـث چـنـيـن بوده است شايد اين پيش آمد پس از مدتى كه از بعثت گذشته بود (فترت ) صـورت گـرفـتـه باشد, زيرا پس از آغاز بعثت براى مدتى وحى منقطع گرديد و دوباره آغاز شد شاهد بر اين مدعى حديث زير است :.
از جـابـربـن عبداللّه روايت ديگرى شده است كه پيامبر(ص ) درباره فترت وحى سخن مى گفت و مـى فـرمود: (هنگامى كه به راه خود ادامه مى دادم , ناگاه ندايى ازآسمان شنيدم سربلند كردم , فـرشته اى را ديدم كه در كوه حرا نيز آمده بود از ديداراو به وحشت افتادم و بر روى زانوهاى خود قـرار گـرفتم سپس از راه خود برگشتم و به خانه آمدم و گفتم : زملونى , زملونى (مرا بپوشانيد) آن گـاه مـرا پـوشاندند در اين موقع آيات : «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ »[6] نازل شد پس از آن , وحى پى در پى و بدون انقطاع فرود آمد).[7]
3. گروهى اولين سوره نازل شده را سوره فاتحه مى دانند زمخشرى مى گويد:(بيشتر مفسرين بـر اين عقيده اند كه سوره فاتحه اولين سوره نازل شده قرآن است)علامه طبرسى از استاد احمد زاهـد در كـتاب ايضاح به نقل ازسعيدبن المسيب از مولى اميرالمؤمنين (ع ) آورده است كه فرمود: (از پـيامبر(ص ) ازثواب قرائت قرآن سؤال نمودم , سپس آن حضرت ثواب هر سوره را بيان فرمود, به ترتيب نزول سوره ها پس اولين سوره اى را كه در مكه نازل شده است,سوره(فاتحه )بر شمرد, سـپـس (اقـرا باسم ربك ) و آن گاه سوره (ن و القلم ).)[8]
واحدى نيشابورى در اسباب الـنـزول دربـاره ابـتداى بعثت چنين آورده است : (گاه كه پيامبر باخود خلوتى داشت , ندايى از آسمان مى شنيد كه موجب هراس وى مى شد و درآخرين بار فرشته او را ندا داد: يا محمد! گفت : لـبـيـك گـفـت : بـگـو«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ »[9] البته پيامبر اكـرم (ص ) از همان ابتداى بعثت با گروه كوچك خود (على و جعفر و زيد و خديجه ) نماز را طبق سـنت اسلامى انجام مى داد و نماز بدون فاتحة الكتاب برپا نمى شود و در حديث آمده است : (اولين چـيـزى كه جبرئيل به پيامبر(ص ) تعليم داد, نماز و وضو بود) كه لازمه آن مقرون بودن بعثت با نزول سوره حمد است جلال الدين سيوطى مى گويد:(هرگز نبوده است كه نماز در اسلام بدون فاتحه الكتاب باشد).[10]
مـيان اين سه نظر مى توان به گونه اى جمع كرد, زيرا نزول سه يا پنج آيه از اول سوره علق به طور قـطـع بـا آغـاز بعثت مقارن بوده است , و اين مساله مورد اتفاق نظراست سپس چند آيه از ابتداى سـوره مـدثر نازل شده است , ولى اولين سوره كامل كه بر پيامبر نازل گرديده سوره حمد است و چـنـد آيه از سوره علق يا سوره مدثر درآغاز, عنوان سوره نداشته و با نزول بقيه آيه هاى سوره اين عـنـوان را يـافـتـه اسـت لـذااشـكـالـى نـدارد كـه بگوييم اولين سوره , سوره حمد است و به نام فـاتـحـة الـكـتـاب خـوانـده مـى شـود وجـوب خـوانـده شـدن ايـن سـوره در نـماز اهميت آن را مـى رسـانـد,بـه طـورى كـه آن را سـزاوار عدل و همتاى قرآن شدن , مى كند«وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ »[11] , و به راستى ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم راداديم .
سـوره اى كـه به نام (سبعا من المثانى ) خوانده مى شود بنابر نقلى سوره حمداست كه مشتمل بر هـفـت آيه است از اين جهت (مثانى ) گفته مى شود كه به سبب كوتاهى قابل تكرار است به ويژه سوره حمد كه روزانه در نماز تكرار مى شود پس اگرترتيب نزول سوره ها را از نظر ابتداى سوره ها در نـظـر بـگيريم , اولين سوره , علق وپنجمين سوره , حمد است چنان كه در ترتيب نزول سوره ها آورده ايم و اگر سوره كامل را ملاك بدانيم, اولين سوره كامل سوره حمد است .

آخرين آيه و سوره
در روايـات منقول از اهل بيت (ع ) آمده است كه آخرين سوره , سوره نصر است دراين سوره به ظاهر بشارت پيروزى مطلق شريعت داده شده كه پايه هاى آن استوارو مستحكم گشته است و گروه گـروه مـردم آن را پـذيـرفـته اند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا »[12] با نزول اين سوره , صـحابه خرسند شدند زيرا پيروزى مطلق اسلام بر كفر و تثبيت و استحكام پايه هاى دين را بشارت مى داد ولى عباس عموى پيامبر از نزول اين سوره سخت غمناك گرديد و گريان شد پيامبر(ص ) به اوفرمود: (اى عم چرا گريانى ؟) گفت : (به گمانم از پايان كار تو خبرمى دهد)پيامبر(ص ) فـرمـود: (هـمـان گـونـه اسـت كـه گـمـان برده اى) پيامبر پس از آن دوسال بيش تر زيست نكرد.[13]
امام صادق (ع ) فرمود: (آخرين سوره , اذا جا نصراللّه و الفتح است)[14] ازابن عباس نيز روايت شـده كـه آخرين سوره , سوره نصر است [15] و نيز روايت شده است : آخرين سوره , سوره برائت اسـت كـه نـخستين آيات آن سال نهم هجرت نازل شد و پيامبر(ص ) على (ع ) را فرستاد تا آن را بر جمع مشركين بخواند.[16]
در بـسـيـارى از روايات آمده است : آخرين آيه كه بر پيامبر اكرم (ص ) نازل شد اين آيه بود: «وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » [17] جبرئيل آن را نازل كرد و گفت : آن را در ميانه آيه ربا وآيه دين (پس ازآيه شماره 280) از سوره بقره قرار دهد و پس از آن پيامبر بيش از 21 روز و بنابرقولى 7 روز ادامه حيات نداد.[18]
احـمـدبـن ابـى يعقوب مشهور به ابن واضح يعقوبى (متوفاى سال هاى پس از292) در تاريخ خود چـنـيـن آورده اسـت : (گفته اند كه آخرين آيه نازل شده بر پيامبراكرم (ص ) اين آيه بود: « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِينًا » [19], ـ سپس در ادامه مـى گـويـد: ـ و هـمـيـن گـفـتـار نـزد مـا صحيح واستوار است و نزول آن در روز نصب مولى اميرالمؤمنين على بن ابى طالب در غديرخم بوده است ).[20]
آرى سوره نصر پيش از سوره برائت نازل شده است , زيرا سوره نصر در سال فتح مكه (عام الفتح ) كه سـال هشتم هجرت بود, نازل گرديده و سوره برائت پس از فتح ,سال نهم هجرت نازل شده است راه جمع ميان اين روايات بدين گونه است كه بگوييم : آخرين سوره كامل سوره نصر است و آخرين سـوره بـه اعـتـبـار آيـات نـخـسـتـين آن , سوره برائت است اما آيه (واتقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه )[21] طـبـق روايـت مـاوردى در مـنى به سال حجة الوداع نازل گرديد[22] بنابراين نـمـى تواند آخرين آيه باشد, زيرا آيه (اكمال) پس از بازگشت پيامبر(ص ) از حجة الوداع در غدير خـم بـيـن راه نـازل شـده اسـت پـس گـفـتـه ابن واضح يعقوبى , صحيح تر به نظر مى رسد, زيرا سـوره بـرائت , پـس از فـتـح مـكـه , در سال نهم هجرت و سوره مائده در سال دهم هجرت (سال حـجـة الـوداع ) نـازل شده است علاوه برآن , سوره مائده مشتمل بر يك سرى احكام است كه پايان جـنـگ و اسـتقرار اسلام را مى رساند به ويژه آيه (اكمال ) كه ازپايان كار رسالت خبر مى دهد و با آخـريـن آيه در آخرين سوره تناسب دارد پس آخرين سوره كامل , سوره نصر است كه در عام الفتح نـازل شد و آخرين آيه كه پايان كار رسالت را خبر مى دهد,آيه (اكمال ) است گرچه ممكن است بـه اعـتـبـارآيـات الاحـكـام , آخـرين آيه : (واتقوا يوما ترجعون فيه الى اللّه )[23] باشد كه در سوره بقره ضبط و ثبت شده است .  

پي نوشت ها:
[1] . عـلـق 96 : 5 ـ 1 ر ك : تـفـسـير منسوب به امام عسكرى , ص 157 بحارالانوار, ج18 , ص 206, حديث 36 تفسيربرهان , ج2 , ص 478 صحيح مسلم , ج1 , ص 97 صحيح بخارى , ج1 , ص 3.
[2] . اصول كافى , ج2 , ص 628 عيون اخبارالرضا, ج2 , ص 6 بحارالانوار, ج92 , ص 39.
[3] . مدثر 74: 2 ـ 1.
[4] . صحيح مسلم , ج1 , ص 99 و رجوع كنيد به : امام احمد بن حنبل , مسند احمد, ج3 , ص 306.
[5] . ر ك : بدرالدين زركشى , البرهان في علوم القرآن , ج1 , ص 206.
[6] . مدثر 74: 5 ـ 1.
[7] . صـحـيـح بـخـارى , ج1 , ص 4 صحيح مسلم , ج1 , ص 98 و رجوع كنيد به : مسند احمد, ج3 , ص 325.
[8] . تفسير طبرسى , ج10 , ص 405 و رجوع كنيد به : الكشاف , ج4 , ص 775.
[9] . فاتحه 1: 2 ـ 1 اسباب النزول , ص 11.
[10] . الاتقان , ج1 , ص 12.
[11] . حجر 15: 87.
[12] . نصر 110: 3 ـ 1.
[13] . تفسير طبرسى , ج10 , ص 554.
[14] . تفسير برهان , ج1 , ص 29.
[15] . الاتقان , ج1 , ص 27.
[16] . تفسير صافى , ج1 , ص 680.
[17] . بقره 2: 281 برخى از نظر ادبى اشكال كرده گفته اند, مصدر بودن آيه به ((واو)) عاطفه , با نـزول انـفرادى آيه سازش ندارد ولى بايد توجه داشت ـ بر فرض صحت روايت ـ مصدر شدن آيه به ((واو)) از آن جهت است تاتكمله آيه قبل قرار گيرد گرچه با فاصله زمانى و به طور انفرادى نازل گـرديـده باشد علاوه مصدر شدن جمله هاى بدون سابقه , به ((واو)) در استعمالات عربى فراوان است : ((و لقد امر على اللئيم يسبنى فمضيت ثمة قلت لا يعنينى )) ((و رب قائلة يوما بذى سلم اين الـطـريق الى حمام منجاب )) و در قرآن نيز فراوان يافت مى شودكه بر سر آياتى ((واو)) آمده كه با آيات قبل رابطه اى ندارند مثلا: ((انما قولنا لشي اذا اردناه ان نقول له كن فيكون و الذين هاجروا في اللّه من بعد ما ظلموا و ما ارسلنا من قبلك الا رجالا نوحي اليهم )) (سوره نحل 43 ـ 40)آيه نخست در امـر تـكـويـن اسـت آيـه بـعـد در رابـطـه با مهاجرت آيه سوم مربوط به نحوه ارسال پيامبران پرواضح است كه اين آيات از هم جدا نازل گشته سپس در نوشتار پى درپى ثبت شده اند.
[18] . تفسير شبر, ص 83 تفسير ماوردى , ج1 , ص 282.
[19] . مائده 5: 3.
[20] . ابن واضح يعقوبى , تاريخ يعقوبى , ج2 , ص 35.
[21] . بقره 2: 281.
[22] . تفسير ماوردى (النكت العيون ) ج 1, ص 63 زركشى البرهان , ج1 , ص 186.
[23] . بقره 2: 281.

محمدهادي معرفت- علوم قران
مطالب مرتبط :
هادوی (سه شنبه 11 فروردين 1394)
پاسخ
آقا حالا کدومممممممممممممممممممم
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن نظر :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :