امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1324
درآمدي بر رابطه قرآن و علوم

نيم‌نگاهي به قلمرو قرآن:
قرآن كلام خدا و تجلّي اسم جامع، محيط و اعظم حق تعالي است كه همه انديشه‌‌هاي حقيقت‌‌جو و خردورز را به دل‌سپاري فرا مي‌خواند: « كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الألْبَابِ »،‌(ص؛ 29) قرآن معجزه جاودانه رسول گرامي ـ صلي الله عليه و آله ـ و تنها نسخه شفاف و فرجامين وحي آسماني است كه راه و رسم زندگي توحيدي و سعادت‌آفرين را به انسان مي‌آموزد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ » (انفال:24)
قرآن به عنوان پيام هدايت الهي براي انسان، همه ساحت‌هاي حيات مادي و معنوي را در بر مي‌گيرد. در اين كتاب جامع،‌ تمام قلمروهاي زندگي مادي و معنوي، فردي، اجتماعي، اخلاقي و حقوقي، دنيايي و آخرتي و جز آن‌، از آغاز آفرينش و مبدأشناسي تا مسير و برنامه زندگي و سرمنزل نهايي، همه مورد توجه تشريع الهي است. فضاي بي‌كران معارف قرآن در راستاي رسيدن انسا‌ن‌ها به كمال، از جنين تا جنان و از ملك تا ملكوت و از ذرّه تا كهكشان را فرا مي‌گيرد و در يك كلام، همه لوازم هدايت و تربيت انسان را در خود نهفته دارد: « وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ » (نحل: 89)

جايگاه علم[1] در قرآن و روايات:
از سوي ديگر، قرآن با برابر نهادن علم و برهان قطعي عقلي با وحي و نبوت آسماني و نيز هدايت و شهود عرفاني[2] در جهت كشف حقايق و شناخت معارف و ارائه سه طريق به سوي مطلق علم[3] و نيز سرزنش كساني كه بدون بهره‌مندي از يكي از اين راه‌ها به مجادله برمي‌خيزند (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنير) (حج: 8) و همچنين با تكيه بر منابع شش‌گانه شناخت و دعوت ضمني به لزوم به كارگيري آنها، و نيز دعوت انسان‌ها به مطالعه آيات آفاقي و انفسي، به عنوان مهم‌ترين راه شناخت خدا، و با تكريم و بزرگداشت مقام علم[4] و نكوهش جهل و جاهلان، [5] ضمن ايجاد انگيزه براي كسب علم و معرفت، رويكرد علمي خود را نيز نمايان ساخته است.
در احاديث متعددي قرآن به عنوان كتاب حاوي علم و اخبار و هر آنچه در جهان رخ داده و خواهد داد[6] مطرح مي‌شود، هرچند خرد آدميان قادر به درك همه اين علوم نباشد.[7] بنابراين، يكي از ويژگي‌هاي ممتاز و منحصر به فرد قرآن كريم، عمق و ژرفاي شگفت‌آور آن است؛ چنان كه قرآن ناطق،‌ امام علي ـ عليه السّلام ـ درباره آن فرمود: «و بحراً لا يُدركُ قعره» و تاريخ نشان داده است كه راز جاودانگي و ماندگاري قرآن در جاي زمان، تازگي و طراوت هميشگي آن براي افكار و انديشه‌هاي بشر همين عمق و ژرفاي آن است كه همچون درياي بي‌كران،‌غوّاصان فكر و فهم را در خود مي‌پذيرد و هيچ‌گاه به نقطه پايان نمي‌رساند.
راز اين حقيقت با عنايت به تشابه تجلّي با تجلّي كننده روشن مي‌شود. قرآن تجلّي خداست و مخاطب آن فطرت زوال‌ناپذير آدمي در هر عصر و نسل و نژاد، بدين‌روي، پيام‌هاي قرآن در بردارنده محتوايي ژرف، فرازماني، فرامكاني و جهان شمول هستند. از سوي ديگر، در چند قرن اخير و در پي رشد چشمگير علوم تجربي در غرب، بيش‌ترين معارضه با كتاب‌هاي آسماني و متون ديني به نام «علم» صورت گرفته است. با التفات به بخش‌هاي گوناگون علوم، از اخترشناسي كوپرنيك و زيست‌شناسي داروين گرفته، تا روان‌شناسي فرويد، ادعا بر اين بوده كه برخي اكتشافات علمي، بعضي از آموزه‌هاي بنيادين كتاب‌هاي آسماني را ابطال و يا ـ دست‌كم ـ تضعيف مي‌كنند و اين ادعا موجب شد كه جمعي به جداكردن كامل حوزه‌هاي علم و كتاب‌هاي آسماني روي آورند: مانند نظريات كانت، اگزيستاليست‌ها و پوزيتيويست‌ها، و عده‌اي ديگر به توجه و تأويل گزاره‌هاي متون ديني پرداختند تا بدين‌وسيله، از بي‌اعتباري قطعي آن و سرخوردگي متديّنان جلوگيري كنند. در جهان اسلام نيز يكي از پرسش‌هايي كه در ارتباط با قرآن مطرح شده مسأله رابطه قرآن به عنوان آخرين و كامل‌ترين هديه آسماني و علوم، يعني محصول تلاش فكري انديشمندان جهان، اعم از علوم انساني و علوم طبيعي است كه از مدت‌ها پيش، ذهن و تفكر فرهيختگان را به خود مشغول ساخته و در عمل، افراط و تفريط‌هايي را در پي داشته است. به گونه‌اي كه برخي بيش از سيصد آيه قرآن را با علوم تجربي تطبيق كرده‌اند [8] و در بسياري موارد، ادعاي ارتباط تنگاتنگ قرآن  را با علوم نموده‌اند و برخي ديگر هر نوع ارتباط قرآن با علوم را منكر شده و برداشت مطالب علمي از قرآن را تحميل بر قرآن و «تفسير به رأي» دانسته‌اند. گرچه بي‌انصافي است اگر تلاش‌هاي خالصانه و اعتدال‌گرايانه‌اي كه از سر دين‌داري و عشق خالصانه به ساحت قرآن و حسّ دفاع از حريم آن و يا در جهت اثبات اعجاز علمي آن صورت گرفته است، ناديده انگاشته شود، اما به هر حال، مسأله رابطه قرآن و علوم مشكلي جدّي است و در اين باره سؤالات و پرسش‌هايي اساسي مطرح مي‌باشند.
اين سؤالات و نظاير اين‌ها در زمينه برداشت گزاره‌هاي علمي از قرآن و زبان‌شناسي و نيز انتظار از قرآن و قلمرو آن و همچنين بحث‌هاي ديگري كه در اين زمينه مطرح هستند، نيازمند كاوش مستقلي مي‌باشند كه با استفاده از عقل و منطق و نيز به دور از هرگونه علم‌زدگي و پرهيز از قشري گري و ظاهرنگري و با جمع‌آوري ديدگاه‌هاي دانشمندان و نظريات جديد معاصر در مورد «هرمنوتيك» و مسائل زبان‌شناسي، تدوين اصول و مباني روشن تفسير صحيح از متن جاودانه قرآن را ضروري مي‌نمايند تا به عنوان مبنايي براي تمامي گروه‌هاي پژوهشي، قرآني علمي در جهت برداشت‌هاي صحيح و مستند از قرآن و نيز معيارهاي براي سنجش و ارزيابي تحقيقات محققان مورد استفاده قرار گيرد و در نهايت، در بالندگي معرفت ديني و علمي و كشف حقيقت مؤثر بوده و پاسخي براي چالش‌ها بين برخي دستاوردهاي علمي و باورهاي قرآني باشد.
بحث درباره خلقت كامل انسان كه منشأ آن را نه از خاك، بلكه از حيوان انسان‌نما مي‌داند و نظريه «روان‌كاوي فرويدي» كه حقايق آسماني را عامل سركوب اميال دانسته، حقايق آن را مخدوش مي‌سازد و نظريه كيهان‌شناسي نيوتن ماكس پلانك و «نسبيت» انيشتين با تلّقي جديد از عليّت و زمان كه نحوه ارتباط خداوند با جهان را متحوّل مي‌نمايد و نيز پيشرفت‌هاي جديد رايانه‌اي و هوش مصنوعي يا كشف مولكول‌هاي DNA كه نگرش انسان‌شناسي قرآن را مخاطره‌آميز مي‌نمايد؛[9] نمونه‌هايي هستند كه راه‌حل‌ها و پاسخ‌هايي در خور را طلب مي‌كنند.

راز ماندگاري قرآن:
اما بدون ترديد، به عنوان يك اصل موضوعي و مسلّم، پذيرفته شده است كه قرآن كريم  تنها نسخه بي بديل وحي است كه از تحريف و تصرّف بشري محفوظ مانده؛ اگرچه نقش اصلي و اساسي آن هدايت انسان و رساندن او به معارف حقيقي است و نازل شده تا آنچه را انسان‌ها در راه تكامل حقيقي، كه همان تقرّب به خداي متعال است، نياز دارند و به آن‌ها بياموزد. اين كتاب سترگ، با آن كه كتاب فيزيك، كيهان‌شناسي، زمين‌شناسي و مانند آن نيست و نيز در صدد بيان مسائل علمي نمي‌باشد، با اين همه نه تنها با حقايق علمي و يافته‌هاي قطعي علمي (كه به قطع عقلي برمي‌گردند) تعارضي ندارند، بلكه اگر تعارضي هم به چشم مي‌خورد، ابتدايي و بدوي است و با دقت و تأمّل رفع مي‌شود. قرآن حاوي گزاره‌هايي از علوم نيز مي‌باشد و نكات علمي بسياري را مطرح ساخته است[10] كه به صراحت يا ظهور قابل برداشت مي‌باشند و با تازه‌ترين قوانين و نظريات اثبات شده علمي هماهنگي دارند؛ براي نمونه، مي‌توان به مواردي همچون حركت خورشيد،[11] حركت كوه‌ها و زمين،[12] لقاح گياهان[13] و زوجيت‌ آن‌ها،[14] حرمت گوشت خوك و خون[15] اشاره كرد.
اين مفاهيم بيانگر واقعيت هستند، نه اين كه طبق فهم و عرف زمانه ارائه شده باشند و مدار برداشت از قرآن بر محور كشف قصد و اراده الهي از آيات قرآن و معناداري و فهم‌پذيري متن آن است كه عقل، نصّ وحي،[16] سنّت و منش پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ و سيره جاري مسلمانان شاهد و گواه آن مي‌باشد. افزون بر اين، اعتقاد به فهم‌ناپذيري قرآن با توصيف‌هايي كه در آيات وحي براي قرآن آمده، مانند هدايت، موعظه، ذكر، شفا و نورناسازگار مي‌باشد.
بر اين اساس، تفسير وسيله‌اي براي نزديك شدن و كشف معاني و مدلولات قرآن و فهم آن است و شرط انتساب سخني به قرآن، آن است كه به گونه‌اي روشمند از متن قرآن كشف شود و نحوه استناد آن به متن نشان داده شود؛ زيرا قرآن اگرچه به هدف فهم مردم نازل شده، اما در عين حال، كتابي در نهايت فصاحت و بلاغت و شيوايي و مشحون از كنايه، استعاره، تمثيل، تشبيه، اشاره، رمز و بدايع ادبي است و نيز به اقتضاي فرايند نهضت اسلام و شكل‌گيري جامعه‌ اسلامي عصر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نازل شده و فهم آن مستلزم نسل‌هاي بعدي از فضاهاي نزول آيات و آگاهي از قراين پيوسته و ناپيوسته متن قرآن مي‌باشد.
بنابراين، پژوهش و دست‌يابي به مفاهيمي كه در حوزه علوم گوناگون در قرآن كريم  بيان شده‌اند، نيازمند كاوش‌هاي عميق و وسيع و روشمندي است كه علاوه بر اتقان، به واژه‌ها و الفاظ بسنده نكند، بلكه در معنا و مفهوم واژه‌ها، عبارت‌ها و پيام‌هاي قابل استفاده دقت شود و پس از مقايسه با اصول و بديهيات عقلاني و احراز عدم مخالفت با آن‌ها با ساير گزاره‌هاي يقيني قرآني، مورد استفاده قرار گيرد.
و اين مهم جز از عهده قرآن‌پژوهان ژرف‌انديش و متخصص در گرايش‌هاي علمي ساخته نيست؛ كساني كه از هرگونه افراط و تفريط و نيز سطحي‌نگري و خودباختگي به دور بوده و از هرگونه تحميل مطالب بر قرآن برحذر باشند و حريم قرآن، اين آخرين سروش آسماني را كه از ابعاد گوناگون مانند فصاحت، بلاغت، محتواي عالي، اخبار غيبي و علمي معجزه مي‌باشد، حفظ كنند؛ زيرا هرگونه تساهل و تسامح در فهم اين مقدس، در خور سخت‌ترين نكوهش‌هاست: « أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »؛ (محمد: 24) روشن است كه استخراج مفاهيم علمي قرآني براساس اصول و مباني شناخته شده تفسيري و نيز اصول و مباني شناخته شده علمي، تلاش عميق و همه جانبه اين گونه متخصصان را مي‌طلبد. علاوه بر اين، حقايق هزار لايه قرآن بر بال‌ انديشه و جان همگان فرود نمي‌آيد و راه‌يابي به كنه و باطن آن ويژه صافي‌ترين جان‌هاست:«لايَمَسُّه الّا المطَّهرونَ» (واقعه: 79) و نيز علاوه بر محكمات، متشابهي دارد كه هضم آن درخور انديشه فرهيختگان و نخبگان بشري و راسخان در علم است: « وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » (آل عمران: 7) و ديگران از پرتو نور وجود ايشان مي‌توانند از اين فيض سرمدي بهره‌مند گردند.
چند نكته:
در اينجا، تذكر چند نكته ضروري مي‌نمايد:
1 . قرآن كريم  اگرچه به هدف فهم مردم از سوي خداي سبحان در قالب زبان مفاهمه عربي نازل شده و زبان آن عرفي است، با همان ويژگي وجود كنايه، استعاره، مجاز و... در آن ولي با همه اين‌ها، وحي است و تو در تو و راز‌آلود، و نمودهايي از زبان رمزي، علمي و ادبي نيز در خود دارد. انسان‌ها در حد وُسع خود مي‌توانند از آن بهره‌ بگيرند و آن را كشف كنند. تاريخ طولاني تفسير، كه با صبغه‌هاي گوناگون به نگارش درآمده و قطعاً هر تفسير نكاتي در خود دارد كه ديگري فاقد آن است، شاهد گويايي بر اين ادعاست. از اين‌رو، ضمن احتياط كامل و دقت در صحّت و اتقان برداشت‌ها، نبايد از شائبه تفسير به رأي واهمه داشت،[17] بلكه اهل فن در هر رشته‌اي بايد با جرأت و شهامت با قرآن سخن بگويند و سؤالاتشان را مطرح كنند و با عقلاني‌تر كردن انتظاراتشان، پاسخ دريافت دارند.
2 . با عنايت به عظمت قرآن كريم و حساسيّت موضوع «رابطه قرآن و علوم» لازم است محققان نازك‌انديش توجه داشته باشند كه وحي قطعي مطابق با واقع و نفس‌الامر را نبايد با علوم ظنّي متغيّر انطباق داد؛ زيرا پيامدي جز قرار دادن قرآن در معرض وهم و شك و از حجيّت انداختن اين سند قطعي آسماني ندارد. از اين‌رو، بايد از هرگونه برداشت از قرآن بدون در نظر گرفتن قراين عقلي و نقلي و هر نوع تحميل نظريه بر قرآن و تأويل‌هاي غير معتبر ونيز تفسير قرآن به وسيله علوم ظنّي، كه اگرچه اطمينان‌آور است اما احتمال مقابل به صفر نمي‌رسد. ـ چنان كه بيش‌تر مسائل اثبات شده علوم تجربي از اين قبيلند ـ بپرهيزند.
تنها بايد با استناد به مطالب قطعي علوم به فهم كامل‌تر و جامع‌تر قرآن پرداخت؛ علومي كه علاوه بر تجربه و آزمايش، كه اطمينان به آن از طريق تعميم استقراي ناقص به دست مي‌آيد، با برهان عقلي اثبات شده باشد و نيز با ظاهر آيات قرآن و معناي لغوي و اصطلاحي واژه‌ها و قراين عقلي و نقلي هماهنگ باشد. و حقايق مجهول اين كتاب آسماني را كشف كنند و در اختيار حق‌جويان قرار دهند. و در صورت تأييد نشدن فرضيه‌اي از علوم تجربي با دلايل قطعي و در عين حال، موافقت آن فرضيه با ظواهر قرآن، مي‌‌توان آن را در حد احتمال ذكر كرد.

پي نوشت ها:
[1]  .  علم به معناي آگاهي و دانستن در مقابل جهل و ناداني كاربردهاي گوناگوني دارد؛ از جمله: اعتقاد يقيني مطابق با واقع در برابرجهل بسيط و مركّب؛ مجموعه قضايايي كه مناسبتي بين آنها در نظر گرفته شده؛ مجموعه قضاياي كلي، اعم از حقيقي و اعتباري؛ و مجموعه قضاياي كلي حقيقي، حسي و تجربي      (Science). و در عرصه رابطه قرآن و علوم، علم به معناي علم تجربي، اعم از انساني و طبيعي، در نظر گرفته مي‌شود كه شامل مسائل هستي‌شناسي، رياضيات، هندسه، جامعه‌شناسي، زيست‌شناسي، مفاهيم طبيعي، كيهان‌شناسي، حقوق، پزشكي، گياه‌شناسي، تاريخ و مديريت مي‌شود.
[2]  . عبدالله جوادي آملي، علوم انساني، اسلام  و انقلاب فرهنگي، ص 58.
[3]  . محمدحسين طباطبائي، تفسير الميزان، ج 28، ص 212.
[4]  . ماده «علم» به صورت‌هاي گوناگون 750 بار در قرآن تكرار شده است. علامه طباطبائي در اين باره مي‌فرمايد: «تجليل و تمجيدي كه قرآن از علم و دانش نموده، در هيچ كتاب آسماني ديگر يافت نمي‌شود.» (قرآن در اسلام، ص 92).
[5]  . مجادله: 11.
[6]  . محمد بن يعقوب كليني، اصول کافي، ج 1، ص 59، باب «الرد الي الكتاب و السّنة و انِّه ليس شيءُ من الحلال و الحرام و جميع ما يحتاج الناس اليه الا و قد جاء فيه او سنة».
[7]  . همان، ج 1، ص 60، ج 7، ص 158.
[8]  . محمدعلي رضايي اصفهاني، اعجاز علمي قرآن، ج 1، ص 15.
[9]  . عبدالحسين خسروپناه، كلام جديد، ص 335، با تلخيص.
[10]  . برخي از فرهيختگان مسلمان اعتقاد دارند كه همه علوم و معارف بشري از ظواهر آيات قرآن به دست مي‌آيند. براي نمونه، مي‌توان به امام محمّد غزّآلي، امام فخر رازي، محمدبن ابي الفضل المرسي، بدرالدين زركشي، جلال‌الدين سيوطي، محمّدبن احمد اسكندراين، ا ز قدما و همچنين عده‌اي از متأخران همچون شيخ محمد عبده شاگرد برجسته سيد جمال‌الدين اسدآبادي، و طنطاوي و كواكبي و استاد جوادي آملي ـ البته با تبيين‌هاي مختلف ـ اشاره كرد و نيز دينورت، دانشمند اروپايي كه مي‌گويد: «واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعي، فلكي، فلسفه و رياضيات، كه در اروپا شهري براي اسلام است. (سيد علي‌اكبر صداقت، كتاب قرآن و ديگران، با مقدمه دكتر بهشتي، قم، چاپ و نشر روح، ص 22.)
[11]  . يس؛ 38-41.
[12]  . نحل: 89.
[13]  . حجر: 22.
[14]  . يس: 36.
[15]  . بقره: 173.
[16]  . فخررازي 14‌آيه از قرآن را به عنوان دليل فهم‌پذيري آن ذكر مي‌كند. (التفسير الكبير، ج 2، ص 3).
[17]  . امام خميني(ره): «يكي از حجب، كه مانع از استفاده از اين صحيفه نورانيه است، اعتقاد به آن است كه جز آنكه مفسرين نوشته يا فهميده‌اند كسي را حق استفاده از قرآن نيست و تفكر و تدبّر در آيات شريفه را به تفسير به رأي، كه ممنوع است، اشتباه نموده‌اند و به واسطه اين رأي فاسد و عقيده باطلبه، قرآن شريف را از جميع فنون استفاده عاري نموده و آن را به كلي مهجور نموده‌اند. (آداب الصلوة، ص 110).

علي‌رضا بيرجندي- مجله معرفت، ش71
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :