امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1613
تناسب معنايي آيات قرآن

يكى ديگر از ويژگى‏هاى قرآن،وجود تناسب معنوى ميان آيات هر سوره است،گرچه يك جا نازل نگشته و به صورت پراكنده با فاصله‏هاى زياد يا كم نازل شده‏باشند.زيرا پراكندگى در نزول آيات كه به جهت مناسبت‏هاى گوناگون بوده-طبيعتا-اقتضا مى‏كند ميان هر دسته آياتى كه به مناسبتى نازل گشته با دسته ديگر كه‏به مناسبت ديگرى نازل گشته است،رابطه و تناسبى وجود نداشته باشد،و اين‏پراكندگى در نزول بايستى در چهره مجموع آيات هر سوره به خوبى هويدا باشد.
درصورتى كه با دقتى كه دانشمندان-به ويژه در عصر اخير-در محتواى سر تا سر هرسوره انجام داده‏اند به اين نتيجه رسيده‏اند كه هر سوره هدف يا هدف‏هاى خاصى‏را دنبال مى‏كند كه جامع ميان آيات هر سوره است و امروزه به نام‏«وحدت‏موضوعى‏»در هر سوره خوانده مى‏شود،همين وحدت موضوعى است كه وحدت‏سياق سوره را تشكيل مى‏دهد و مساله اعجاز در همين نكته است كه پراكندگى درنزول،عدم تناسب را اقتضا مى‏كند،با آن كه تناسب و وحدت سياق در هر سوره به خوبى مشهود است و بر خلاف مقتضاى طبع پراكندگى در نزول مى‏باشد!
دانشمندان بر اين مدعا دلايلى دارند از جمله تفاوت در عدد و كميت آيات‏سوره‏ها است.اين تفاوت در عدد آيات هر سوره نمى‏تواند اتفاقى باشد،زيرا اتفاقى‏بودن يعنى نسنجيده و عارى از حكمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه‏عمل حساب نشده از فاعل حكيم ممتنع است.سوره‏هاى قرآن بيش‏تر به طور كامل‏نازل گشته،به ويژه سوره‏هاى كوتاه،سوره‏هاى ديگر كه آيات آن‏ها در طول مدت وپراكنده نازل گشته است،با نزول « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »آغاز مى‏گرديد،و هر آيه ياآياتى كه پس از آن نازل مى‏گشت،با دستور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به دنبال آيات پيشين ثبت‏مى‏گرديد،تا بسم الله ديگرى نازل گردد كه پايان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام‏نمايد.لذا مقدار عدد آيات هر سوره و ترتيبى كه ميان آيه‏هاى هر سوره وجود دارد،تماما توقيفى است و با دست وحى و دستور پيامبر انجام گرفته است.
اكنون اين سؤال مطرح است كه اين اختلاف عدد در آيات سوره‏ها براى‏چيست؟پاسخ درست همان است كه يادآور شديم:هر سوره هدفى را دنبال‏مى‏كند كه با پايان يافتن بيان هدف،سوره پايان مى‏يابد و اختلاف در عدد آيات هرسوره معلول همين علت است.اين اختلاف هرگز به صورت اتفاقى و بدون سبب‏معقول انجام نگرفته است و همين جهت است كه وحدت موضوعى يا وحدت‏سياق هر سوره را تشكيل مى‏دهد،يعنى ميان آيات هر سوره يك رابطه معنوى وتناسب نزديك وجود دارد.
مفسرين متاخر به اين حقيقت پى برده‏اند و در پى آنند تا به اهداف ويژه هرسوره دست‏يابند و تا حدودى نيز پيش رفت كرده‏اند،از جمله،علامه طباطبايى ونيز سيد قطب كه در مقدمه تفسير هر سوره طبق برداشت‏خود،هدف آن را مختصراتوضيح مى‏دهد.يكى از شاگردان وى به نام‏«عبد الله محمود شحاته‏»كتابى به نام‏«اهداف كل سورة و مقاصدها»تاليف نموده و سعى بر آن داشته كه اهداف هر سوره‏را مشخص نمايد كه تا اندازه‏اى هم موفق گرديده است.او از سوره بقره شروع كرده‏و تا سوره جاثيه ادامه داده و مجموعا در 45 سوره اين هدف را دنبال كرده است.
وى در مقدمه كتاب خود مى‏گويد:«پيشينيان به اين امر اهميت فراوان داده و مقاصد هر سوره در قرآن را تبيين كرده‏اند،از جمله فيروز آبادى(متوفاى 817) كتابى به نام‏«بصائر ذوي التمييز في لطائف الكتاب العزيز»تاليف نموده،كه مجلس‏اعلاى شؤون اسلامى در قاهره با تحقيقى كه استاد«محمد على نجار»بر آن انجام‏داده آن را به چاپ رسانيد.
در آغاز قرن اخير شيخ محمد عبده صاحب تفسير المنار،همين نظريه را دنبال ومساله‏«الوحدة الموضوعية للسوره‏»را مطرح كرده و اصرار دارد كه فهم هدف هرسوره كمك شايانى است‏به مفسر تا به طور دقيق به مقاصد سوره پى ببرد و به‏معانى آيه آيه‏هاى هر سوره نزديك شود.شاگرد وى سيد رشيد رضا در تفسيرالمنار،اين نظر استاد را به خوبى توضيح داده است.ديگر مفسران عصر حاضر ازهمين روش الهام گرفته‏اند،مانند استاد مصطفى مراغى.استاد محمودشلتوت تفسيرى دارد كه 10 جزء قرآن را فرا گرفته و همت گماشته تا اهداف هرسوره و اغراض و مقاصد آن‏ها را بيان نمايد.
استاد شحاته مى‏گويد:مرحوم استاد سيد قطب در اين راستا سعى فراوان‏مبذول داشته و نظرى نافذ در اين راه به خرج داده كه احاطه كامل خود را در فهم‏اهداف سوره‏ها نشان داده است،و نيز استاد ديگرش دكتر محمد عبد الله دراز دردانش گاه پيش از تفسير هر سوره در اين باره تاكيد داشته و اين ذهنيت را كه قرآن‏مجموعه‏اى از گفته‏ها و انديشه‏هاى پراكنده است،به شدت رد مى‏نمود و مى‏گفت:
با دقتى كه دانشمندان اسلامى امروزه انجام داده‏اند،به خوبى روشن گرديده كه هرسوره داراى تنظيم خاص و از نظم و ترتيب ويژه‏اى برخوردار است،كه با يك‏مقدمه شيوا شروع مى‏گردد،سپس به مقاصد عاليه خود مى‏پردازد و با يك‏جمع بندى كوتاه خاتمه مى‏يابد.[1]
لذا استاد محمد عبد الله دراز مى‏گويد:«از همين جا نتيجه مى‏گيريم كه قرآن باآن كه به مقتضاى مناسبت‏هاى خاص و در زمان‏هاى متفاوت نازل گرديده،در عين‏حال وحدت منطقى و ادبى خود را حفظ كرده و اين بزرگ‏ترين شاهد بر اعجاز قرآن‏است‏.» [2]
استاد محمد محمد مدنى-رياست دانشكده الهيات در ازهر- نيز بر اين مساله‏تاكيد دارد و دقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترين راه براى فهم معانى آيات‏دانسته است.او مى‏گويد:«تا منظر عام سوره را با ديد باز ننگرى،هرگز نتوانى به‏درك جزئيات ترسيم شده در پهناى سوره دست‏يابى‏».اين مطلب با ارزش را درمقدمه تفسير سوره نساء بيان داشته و آن را با نام‏«المجتمع الاسلامى كما تنظمه‏سورة النساء،جامعه اسلامى آن گونه كه سوره نساء ترسيم كرده‏»ياد كرده است.[3]
دكتر محمد محمود حجازى در اين زمينه كتابى دارد به نام‏«الوحدة الموضوعية‏في القرآن الكريم‏»كه به سال (1390 ه و 1970 م) به چاپ رسيده و به تفصيل سخن‏گفته است.
خلاصه،متاخرين در اين باره تاكيد دارند كه هر سوره داراى يك جامعيت‏واحدى است كه در انسجام و به هم پيوستگى آيات نقش دارد و اولين وظيفه‏مفسر،پيش از ورود به تفسير آيات،به دست آوردن آن وحدت جامع حاكم بر سوره‏است تا به خوبى بتواند به مقاصد سوره دست‏يابد.
به علاوه،علماى بلاغت از دير زمان،«حسن مطلع‏»و«حسن ختام‏»در هر سوره‏را از جمله محسنات بديعى قرآن دانسته‏اند،بدين ترتيب كه هر سوره با مقدمه‏اى‏ظريف آغاز مى‏گردد و با خاتمه‏اى لطيف پايان مى‏يابد.گويند:ضرورت بلاغت‏اقتضا مى‏كند كه سخنور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه‏اى آغاز كند كه هم‏آمادگى در شنونده ايجاد كند و هم اشارتى باشد به آن چه مقصود اصلى كلام است.
اين نحو شروع در سخن با نام‏«براىٔت استهلال‏»خوانده مى‏شود،يعنى ورزيدگى وهنرمندى در جلب نظر شنونده در آغاز سخن.ابن معصوم-اديب تواناى معروف‏گويد:«و قد اتت جميع فواتح السور من القرآن المجيد على احسن الوجوه و ابلغهاو اكملها [4] ،تمامى آغاز سوره‏هاى قرآن به بهترين وجهى اين نكته بنيادين بلاغت رارعايت كرده است‏.»
ابن اثير نيز در اين باره،ابتداى سوره‏هاى قرآنى را به عنوان‏بهترين شاهد مثال ياد مى‏كند. [5]
درباره‏«حسن ختام‏»ابن ابى الاصبع گويد:«لازم است كه متكلم سخن خود را بالطافت كامل پايان بخشد،زيرا اين آخرين جملاتى است كه اثر آن در ذهن شنونده‏باقى مى‏ماند.لذا بايد سعى كند تا با شيواترين و پخته‏ترين عبارت‏ها،سخن خود راخاتمه دهد.»آن گاه به تفصيل،به تك تك سوره‏ها پرداخته و شيوايى خاتمه هر يك‏را از ديدگاه‏«علم بديع‏»روشن مى‏سازد.[6] علماى بلاغت اتفاق نظر دارند،كه خاتمه‏سوره‏ها هم چون افتتاح آن‏ها،در نهايت لطافت و ظرافت انجام يافته است.ابن‏معصوم گويد:«خواتيم السور كفواتحها واردة على احسن وجوه البلاغة و اكملها ممايناسب الاختتام‏.»آن گاه خاتمه برخى سوره‏ها را بر مى‏شمرد و حسن آن را ارائه‏مى‏دهد، سپس مى‏گويد:«و تامل سائر خواتيم السور تجدها كذلك في غاية الجودة‏و نهاية اللطافة‏.» [7]
جلال الدين سيوطى در زمينه حسن افتتاح و حسن ختام سوره‏ها-در كتاب‏بزرگ قدرش‏«معترك الاقران‏»-به درازا سخن گفته و از استادان سخن دان،گوهرهاى‏تابناكى در اين باره ارائه داده است. [8]  در جلد 5 كتاب‏«التمهيد»فشرده مطالب يادشده را با ذكر شواهد و مثال آورده‏ايم. [9]
اكنون اين پرسش پيش مى‏آيد:آيا مى‏شود،كلامى با مقدمه‏اى شيوا و خاتمه‏اى‏زيبا،مقصودى بس والا در ميان نداشته باشد؟اين همان نكته‏اى است كه متاخرين‏بدان پى برده‏اند.استاد بزرگوار علامه طباطبايى بر اين نكته اصرار دارد كه هر سوره‏صرفا مجموعه‏اى از آيات پراكنده و بدون جامع واحدى نمى‏باشد،بلكه يك‏وحدت فراگير بر هر سوره حاكم است كه پيوستگى آيات را مى‏رساند.مساله‏«وحدت موضوعى‏»يا«وحدت سياق‏»در هر سوره-كه از قرائن كلاميه به شمارمى‏رود-از همين جا نشات گرفته است. علامه مى‏فرمايد:«ان لكل طائفة من هذه‏الطوائف من كلامه تعالى-التى فصلها قطعا قطعا و سمى كل قطعة سورة-نوعا من‏وحدة التاليف و الالتئام لا يوجد بين ابعاض من سورة،و لا بين سورة و سورة.و من‏هنا نعلم ان الاغراض و المقاصد المحصلة من السور مختلفة،و ان كل واحدة منهامسوقة لبيان معنا خاص و لغرض محصل لا تتم السورة الا بتمامه.» [10]
اين كه خداوندهر دسته از آياتى را جدا از دسته ديگر قرار داده و نام سوره بر هر يك نهاده،شاهد براين است كه يك گونه انسجام و پيوستگى در هر مجموعه وجود دارد،كه در قسمتى‏از يك مجموعه و يا ميان هر سوره و سوره ديگر،آن پيوستگى خاص وجود ندارد.
از اين‏رو در مى‏يابيم كه اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره با سوره‏هاى ديگرتفاوت دارد،هر سوره براى بيان هدف و مقصد خاصى عرضه شده كه پايان‏نمى‏يابد مگر با پايان يافتن آن هدف و رسيدن به آن مقصد.
وى پيشاپيش هر سوره،فشرده‏اى از مطالب گسترده آن را بيان داشته و با اين‏اقدام شايسته،از راز بزرگى كه در متن سوره‏ها نهفته است پرده برداشته و جهشى‏ارزنده به جهان تفسير بخشيده است.جزاه الله عن القرآن خير الجزاء.
ما به عنوان نمونه،از انسجام و به هم پيوستگى آيات سوره حمد و نظم طبيعى‏هفت آيه آن و نيز از مقدمه و اهداف و خاتمه سوره بقره كه حاكى از نظام طبيعى‏خاصى است،در حد توانايى بحث كرده‏ايم.[11] با تامل و دقت در هر سوره،اين‏انسجام و جامعيت‏حاكم به خوبى مشهود است.
امام فخر رازى درباره آيات پايانى سوره بقره و پيوند آن‏ها با مطالب مطرح شده‏در متن سوره گويد:«و من تامل في لطائف نظم هذه السورة و في بدائع ترتيبها،علم‏ان القرآن كما انه معجز بحسب فصاحة الفاظه و شرف معانيه،فهو ايضا معجزبحسب ترتيبه و نظم آياته.و لعل الذين قالوا انه معجز بحسب اسلوبه ارادوا ذلك.الااني رايت جمهور المفسرين معرضين عن هذه اللطائف،غير متنبهين لهذه الامور.»[12]  ،هر كه در ظرافت نظم اين سوره-بقره-تامل كند و بدايعى-هنر جالب-كه در ترتيب‏آيات آن رعايت‏شده مورد توجه قرار دهد،خواهد يافت كه قرآن همان گونه كه ازلحاظ فصاحت الفاظ و شرف و بلنداى معانى معجز است،بر حسب ترتيب و نظم‏آيات آن نيز معجز است.و شايد كسانى كه اعجاز قرآن را بر حسب اسلوب گفته‏اندهمين را خواسته‏اند. ولى-متاسفانه-مى‏بينم كه بيشتر مفسرين از اين نكته غفلت‏ورزيده‏اند و بدان توجهى ننموده‏اند.
آن گاه گفته شاعر را ياد آور مى‏شود: «و النجم تستصغر الابصار رؤيته و الذنب للطرف لا للنجم في الصغر، ستارگان را گر چه ديدگان ما كوچك مى‏بيند،گناه از ديدگان است نه در ستارگان‏كه كوچك مى‏نمايند».

تذكر لازم:
برخى علاوه بر تناسب آيات،مساله تناسب سوره‏ها را نيز مطرح‏ساخته و خواسته‏اند ترتيب موجود ميان سوره‏ها را توقيفى بدانند.بلكه برخى ازاين فراتر رفته آن را حكمت‏بالغه الهى گرفته،شاهدى بر اعجاز قرآن در ترتيب‏سوره‏ها دانسته‏اند.[13]
برهان الدين بقاعى(متوفاى 885)تفسير گسترده‏اى دارد به نام‏«نظم الدرر في تناسب الآيات و السور»كه به افراط در اين زمينه سخن گفته و از حداعتدال بيرون رفته است.مطلب را ازآن جا شروع مى‏كند كه تناسب ميان‏«استعاذه‏» و«بسمله‏»در آن است كه‏«استعاذه‏»با حرف‏«الف‏»شروع مى‏شود و اشاره به‏ابتداى آفرينش است،ولى‏«بسمله‏»با حرف‏«باء»كه حرف‏«شفوى‏»است‏شروع وبا حرف‏«ميم‏»ختم مى‏شود كه اشاره به‏«معاد»است.پس استعاذه و بسمله مبدا ومعاد را فرا گرفته‏اند.به علاوه،يك تناسب دورانى ميان آخر قرآن(كه به دو سوره‏معوذتين ختم مى‏شود)و ابتداى قرآن كه با«استعاذه‏»شروع مى‏شود،قايل شده،كه‏هرگاه كسى بخواهد در تلاوت قرآن،آخر آن را به اول آن وصل كند،اين تناسب‏رعايت‏شده است.[14] آن گاه در بيان پيوستگى سوره‏ها به يك ديگر سخنان بسيارى‏گفته كه عموما فاقد دليل و تعجب بر انگيز است.
شگفت آورتر،معاصر وى جلال الدين سيوطى،با آن ذكاوت و تيز نظرى-باآن كه كار بقاعى را ناپسند خوانده-خود رساله‏اى به نام‏«تناسق الدرر في تناسب‏السور»نگاشته و در عرضه اين گونه مطالب بدون پشتوانه اسراف ورزيده است،از جمله مناسبت‏سوره‏«مسد»با سوره‏«توحيد»كه پس از آن واقع گرديده را در وزن‏و قافيه(حرف دال)گرفته،گويد:«سوره‏«مسد»به آيه في جيدها حبل من مسد[15]  ختم‏مى‏شود و سوره‏«توحيد»به آيه قل هو الله احد[16] آغاز مى‏گردد،كه حرف آخر هر دوآيه"دال"است‏» [17] و از اين گونه تكلفات كه آدمى از شنيدن آن رنج مى‏برد.به گفته سيد قطب:«قرآن آن اندازه شكوه‏مند و بزرگ قدر است و عظمت آن فراگير،كه‏نيازى به اين گونه تكلفات بى‏رنگ و بى مايه ندارد».جاى شگفتى است كه برخى ازمفسرين عالى قدر ما،اين گونه گفته‏ها را پى گيرى كرده در كنار مطالب ارزش‏مند ووالاى تفسير خود درج كرده‏اند.[18]  
لذا متذكر مى‏شويم،كه هيچ تناسب معنوى ميان سوره‏ها با يك ديگر وجودندارد و هرگز ترتيب موجود بين سوره‏ها توقيفى نيست،بلكه پس از رحلت پيامبرگرامى صلى الله عليه و آله بر دست صحابه،از روى برخى مناسبت‏هاى اعتبارى-مثلا بزرگى وكوچكى سوره‏هاو از اين قبيل-انجام گرفته است،كه شرح آن در فصل‏هاى قبلى آمد.

پي نوشت ها:
شحاته،اهداف كل سورة،ص 5-4.[1]
استاد دراز،المدخل الى دراسة القرآن الكريم،مقدمه.(همان ص 6-5). [2]
مدنى،المجتمع الاسلامي،ص 7-5. [3]
ابن معصوم،انوار الربيع،ج 1،ص 34. [4]
ابن اثير،المثل السائر،ج 3،ص 98.[5]
ابن ابى الاصبع،بديع القرآن،ص 343 و ص 353-346. [6]
انوار الربيع،ج 6،ص 325. [7]
ر.ك:جلال الدين سيوطى،معترك الاقران،ج 1،ص 79-75 و نيز كتاب‏«الاتقان‏»،ج 3،ص 319-316. البرهان زركشى،ج 1،181 164. [8]
التمهيد،ج 5،ص 304-290. [9]
تفسير الميزان،ط تهران،ج 1،ص 14،و ط بيروت،ص 16. [10]
ر.ك:التمهيد،ج 5،ص 251-248. [11]
فخر رازى،تفسير كبير،ج 7،ص 127. [12]
محمد تقى شريعتى،تفسير نوين،ص 20-19. [13]
بقاعى،نظم الدرر،ج 1،ص 22 و ص 15. [14]
مسد 5:111. [15]
اخلاص:1:112. [16]
سيوطى،تناسق الدرر،ص 71،اين رساله با نام‏«اسرار ترتيب القرآن‏»به تحقيق عبد القادر احمد عطا به چاپ‏رسيده است. [17]
هم چون مفسر گران قدر طبرسى عظيم،در تفسير پر ارج و گران قيمت‏خود«مجمع البيان»‏. [18]

محمد هادى معرفت _علوم قرآنى ص405
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :