امروز:
شنبه 29 مهر 1396
بازدید :
1530
شناخت خدا
1. ناتواني دل و ديده
عظم عن ان تثبت ربوبيته باحاطة قلب او بصر. (نامه 31)
(خداوند) بزرگ تر از آن است، كه ربوبيتش با احاطه دل يا ديده ثابت شود.
2 . اثبات وجود خدا
الحمد لله علي وجوده بخلقه، و بمحدث خلقه علي ازليته. (خطبه 152)
ستايش خداوندي را كه آفريدگان خود را دليل بر وجود خويش ساخت و حادث بودن آن ها را دليل بر ازليتش.
3 . كمال شناخت خداوند
اول الدين معرفته، و كمال معرفته التصديق به، و كمال التصديق به توحيده، و كمال توحيده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفي الصفات عنه. (خطبه 1)
سرآغاز دين شناخت خداست و كمال شناخت باور داشتن او، و درست باور داشتن او اعتراف به يگانه بودن اوست، و اعتراف به يگانگي او، خالص نمودن اطاعت اوست و كمال اخلاص او، نفي تمام صفت ها از اوست.
4 . ناتواني دل از درك خدا
فلسنا نعلم كنه عظمتك، الا انا نعلم انك حي قيوم، لا تاخذك سنة و لا نوم. لم ينته اليك نظر، و لم يدركك بصر. (خطبه 160)
ما از كنه عظمت تو چيزي نمي دانيم، تنها همين را مي دانيم كه تو زنده اي و همه چيز به تو پايدار است، نه چرت تو را مي گيرد و نه خواب. دست هيچ انديشه اي به تو نرسد و هيچ ديده اي تو را در نيابد.
5 . نزديكي به خدا، دوري از آتش
اعلم ان ما قربك من الله يباعدك من النار، و ما باعدك من الله يقربك من النار. (نامه 76)
توجه داشته باشد آنچه تو را به خدا نزديك مي كند از آتش دور مي گرداند و هر چه تو را از خدا دور گرداند به آتش نزديك مي سازد.
6 . بزرگي خداوند
تبارك الله الذي لا يبلغه بعد الهم، و لا يناله حدس الفطن، الاول الذي بلا غاية له فينتهي، و لا آخر له فينقضي. (خطبه 94)
برتر و بزرگ است خدايي كه انديشه هاي ژرف نگر، حدس زيركي ها به حقيقت شناخت او نرسد، ابتدا و آغاز است كه آخر و نهايتش نيست تا به آخر برسد و آخري ندارد تا سپري شود.
7 . شناخت علي ـ عليه السّلام ـ از خدا
عرفت الله سبحانه بفسخ العزائم، و حل العقود، و نقض الهمم. (حكمت 250)
من خداوند سبحان را از اين راه شناختم كه تصميم ها را بر هم مي ريزد و پيمان ها را مي گلسد و همت هاي سخت را درهم مي شكند.
8 . اعتقاد به خدا
لا يصدق ايمان عبد، حتي يكون بما في يد الله اوثق منه بما في يده. (حكمت 310)
هيچ كس در ادعاي ايمان راستگو و صادق نمي باشد، مگر زماني كه اعتمادش به آنچه نزد خداوند است بيشتر از آنچه نزد خودش است باشد.
9 . ناتواني فرد از شناخت خدا
اعلم ان الراسخين في العلم هم الذين اغناهم عن اقتحام السدد المضروبة دون الغيوب، الاقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب، فمدح الله - تعالي - اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما، وسمي تركهم التعمق فيما لم يكفهم البحث عن كنهه رسوخا. (خطبه 90)
بدان كه استواران در علم آن كساني هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمي دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايي كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بي نياز كرده است . پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتواني از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود داري آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استواري در علم ناميد.
10. خداشناسي
انه لا ينبغي لمن عرف عظمة الله ان يتعظم، فآن رفعة الذين يعلمون ما عظمته ان يتوا ضعوا له. (خطبه 147)
كسي كه عظمت خداي را شناخت، سزاوار نيست كه خويشتن را بزرگ بشمارد؛ زيرا بلند مرتبگي كساني كه عظمت خدا را مي دانند به اين است كه در برابر او فروتن باشند.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :